رقابت ۳ هزار میلیارد دلاری غولهای مالی جهان در خلیج فارس؛ چالش جدید واشنگتن در میانه جنگ ایران
به گزارش نرخ روز، در شرایطی که ریاض و ابوظبی برای کسب برتری منطقهای با یکدیگر رقابت میکنند، بانکهای بزرگ جهانی ممکن است ناچار شوند یکی از دو طرف را انتخاب کنند.
جنگ ایران در سال جاری، بر تیترهای خبری سلطه داشته است؛ اما پشت درهای بسته، گفتوگو با بیش از دوازده بانکدار والاستریت و مدیران شرکتهای سرمایهگذاری خصوصی، نگرانی متفاوتی را آشکار میکند؛ نگرانیای که تاکنون تقریباً در بحثهای عمومی نادیده گرفته شده، اما میتواند جریان سرمایهگذاریهای جهانی را دگرگون کند. اعلام خروج پرسروصدای امارات متحد عربی از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)، بهخودیخود خبر بااهمیتی است.
شکاف فزاینده میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی، دو اقتصاد بزرگ خلیج فارس و صاحبان برخی از عظیمترین منابع سرمایه در جهان، مدیران مالی را وادار کرده است تا برای مقابله با پیامدهای احتمالی در صورت وخیمتر شدن اوضاع، طرحهای اضطراری تهیه کنند.
برای بانکهایی مانند گلدمن ساکس و مورگان استنلی و نیز شرکتهای سرمایهگذاری نظیر بلکراک، بروکفیلد و کیکیآر، روند روابط میان این دو کشور از اهمیت ویژهای برخوردار است. این شرکتها، همانند دیگر غولهای مالی جهان، طی سالهای گذشته حضور خود را در هر دو بازار گسترش دادهاند تا به صندوقهایی نزدیک باشند که در مجموع بیش از ۳ تریلیون دلار ثروت حاکمیتی را مدیریت میکنند. این گسترش، بازتابدهنده نفوذ روزافزون منطقه بود؛ جایی که دولتها میلیاردها دلار در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، زیرساخت و خدمات مالی سرمایهگذاری کردهاند.
اما در ماههای اخیر، عربستان و امارات بر سر جنگهای داخلی و بحرانهایی از یمن گرفته تا سودان و شاخ آفریقا، از طرفهای متفاوتی حمایت کرده و در نتیجه دچار اختلافات سیاسی شدهاند. به گفته چندین مدیر آگاه از موضوع، این شکافها برای غولهای مالی جهان به نگرانی مهمی تبدیل شده است.
تنشها در ماههای پیش از جنگ ایران، زمانی که عربستان تلاش کرد به نقش امارات در یمن پایان دهد و نفوذ همسایه خود را در عرصههای دیگر، از جمله دریای سرخ، کاهش دهد، آشکار شدند. دو کشور در اوج جنگ ایران نیز بار دیگر مسیرهای متفاوتی در پیش گرفتند؛ ریاض در قبال جمهوری اسلامی موضعی مصالحهجویانهتر اتخاذ کرد، درحالیکه ابوظبی، دستکم در ابتدا، رویکردی تندروانه داشت.
سپس در ماه آوریل، امارات بهطور غیرمنتظره اعلام کرد که از اوپک خارج میشود؛ اقدامی که نهتنها عربستان را غافلگیر کرد، بلکه تهدیدی جدی برای آینده این کارتل نفتی نیز به شمار رفت. مدتی پس از اختلافات بر سر یمن، برخی شرکتهای مستقر در امارات از بروز مشکلات در دریافت ویزای کاری عربستان خبر دادند.
همچنین طی چند هفته گذشته، چندین شرکت و فرد گزارش دادهاند که انتقالهای بانکی از عربستان به امارات با تأخیرهای نامعمول روبهرو شده است. هرچند هنوز دلیل روشنی برای این تأخیرها ارائه نشده، اما همزمانی آنها با افزایش تنشهای سیاسی، نگرانیها را درباره سرایت اختلافات به حوزه تجارت افزایش داده است. این نگرانیها به اندازهای جدی شده که برخی بانکهای سرمایهگذاری بزرگ جهانی و حتی مقامهای دستکم یکی از دولتهای منطقه، ارزیابیهای داخلی را آغاز کردهاند تا مشخص کنند اگر رقابت اقتصادی میان دو کشور تشدید شود، چگونه باید واکنش نشان دهند.
مدیرانی که با این موضوع گفتوگو کردهاند، انتظار وقوع رویارویی مستقیم میان دو کشور را ندارند، اما معتقدند شرکتها بهتدریج نگران آن هستند که در آینده ناچار شوند میان ریاض یا ابوظبی یکی را انتخاب کنند؛ زیرا هر دو طرف سیاستهای قاطعانهتری در پیش گرفتهاند.
حسین ناصرالدین، مدیرعامل شرکت مدیریت ریسک کراوناکس، در این رابطه گفت: «سازمانهای حرفهای و پیشرفته، بیش از گذشته اختلافات ژئوپلیتیکی میان کشورهای خلیج فارس را سناریویی میدانند که باید آن را بهدقت زیر نظر گرفت، نه اینکه نادیده گرفت.»
به گفته ناصرالدین، برخی شرکتها تهیه برنامههای اضطراری را آغاز کردهاند؛ از جمله ایجاد شبکههای لجستیکی جداگانه برای هر کشور، بازبینی قراردادها از نظر بندهایی مانند فورس ماژور و بررسی روابط محلی برای ارزیابی اینکه آیا این روابط ممکن است بر فعالیتهای آنها در کشور رقیب تأثیر بگذارد یا خیر.
درحالیکه انتظار میرود رقابت دو کشور عمدتاً در قالب رویارویی اقتصادی ادامه یابد، این وضعیت برای رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، نیز چالشهایی ایجاد میکند؛ آن هم در شرایطی که او درگیر بحرانی بزرگ در خاورمیانه است. پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی منطقه در روزهای اخیر نیز آشکار بوده است؛ زمانی که آمریکا و ایران ضمن انجام حملات متقابل، اظهارات متناقضی درباره باز یا بسته بودن تنگه هرمز برای کشتیرانی مطرح کردند.
عربستان سعودی و امارات، هر دو از متحدان دیرینه آمریکا هستند، میزبان پایگاههای نظامی ایالات متحدهاند و متعهد شدهاند تریلیونها دلار در اقتصاد آمریکا سرمایهگذاری کنند. تنشهای نوظهور میان این دو کشور میتواند اجرای سیاستهای ترامپ در قبال کشورهای خلیج فارس را پیچیدهتر کند.
فیراس مقصد، مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در مؤسسه اوراسیا گروپ، گفت: «بدون تردید، افزایش شکاف میان متحدان اصلی آمریکا در خاورمیانه، بهویژه در شرایطی که درگیری با ایران ادامه دارد، با منافع راهبردی بلندمدت ایالات متحده همخوانی ندارد.»
در همین حال، این اختلاف میتواند پیامدهای قابل توجهی برای بازار جهانی نفت نیز داشته باشد. خروج امارات از اوپک، این کشور را از محدودیتهای تولید این سازمان رها کرده و به ابوظبی اجازه داده است تولید نفت خود را فراتر از سقفهای تعیینشده از سوی اوپک افزایش دهد.
به اعتقاد تحلیلگران، رقابت میان عربستان و امارات احتمالاً فشار نزولی بر قیمت نفت وارد خواهد کرد. آنها در یادداشتی در ماه ژوئیه نوشتند: «احتمالاً یک جنگ قیمتی نوظهور میان عربستان و امارات در بازار نفت شدت خواهد گرفت.»
عربستان سعودی که هزینههای سنگینی برای پروژههای داخلی خود انجام داده و با کسری بودجه فزاینده مواجه است، برای تأمین نیازهای مالی دولت به قیمت نفتی بسیار بالاتر از امارات نیاز دارد. تنشها همچنین این ظرفیت را دارند که تلاشها برای ایجاد زنجیرههای تأمین تازه در منطقه را بر هم بزنند. درحالیکه ایران تلاش میکند رفتوآمد از تنگه هرمز را کنترل کند، شرکتها برای انتقال کالاهایی از مواد غذایی گرفته تا دارو، بیش از پیش به شبکه جادهای گستردهای که عربستان سعودی، امارات و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس را به یکدیگر متصل میکند، روی آوردهاند.
این اختلالات همچنین وابستگی امارات به مسیرهای حملونقل جادهای عربستان را برای تأمین بدون وقفه کالاهای اساسی افزایش داده است.
روابط میان این دو قدرت بزرگ خلیج فارس همیشه پرتنش نبوده است. امارات و عربستان در طول تاریخ معمولاً در سیاستهای منطقهای همسو بودهاند و محمد بن سلمان، حاکم بالفعل عربستان، روابط شخصی نزدیکی با شیخ محمد بن زاید آل نهیان، رئیس امارات که یک نسل از او بزرگتر است، داشته است.
گفته میشود این دو رهبر روابط شخصی بسیار نزدیکی داشتند و در سالهای نخست، رهبر امارات نقش نوعی راهنما و مراد را برای محمد بن سلمان ایفا میکرد. آنها بهطور مشترک با خیزشهای موسوم به بهار عربی که در اوایل دهه ۲۰۱۰ به سرنگونی رهبران مصر و تونس انجامید، مخالفت میکردند؛ زیرا این قیامها را مقدمهای برای هرجومرج و درگیریهای فرقهای میدانستند.
اما در سالهای اخیر، نشانههای شکاف میان دو کشور آشکارتر شده است. آخرین بحران در ماه دسامبر نمایان شد؛ زمانی که ائتلاف تحت رهبری عربستان در یمن حملاتی هوایی انجام داد که به گفته ریاض، یک محموله تسلیحاتی را که از یکی از بنادر امارات وارد شده بود، هدف قرار داد.
پس از حملات ایران، برای مدتی کوتاه روابط دو کشور اندکی بهبود یافت و محمد بن سلمان با محمد بن زاید تماس تلفنی برقرار کرد، اما اختلاف دیدگاه دو کشور درباره نحوه برخورد با تهران و همچنین جدایی امارات از اوپک، بار دیگر تنشها را تشدید کرد.
برای والاستریت، اهمیت این موضوع بسیار بالاست. جنگ ایران پیش از این نیز توجهها را به عدم قطعیتهای موجود در منطقهای جلب کرده است که همواره یکی از تأمینکنندگان اصلی سرمایه برای معاملات عظیم جهانی بوده است.
تشدید اختلافات میان ریاض و ابوظبی میتواند درآمدهای هنگفت بانکها از کارمزد معاملات را نیز تهدید کند؛ بهطوری که ارزش معاملات مرتبط با نهادهای حوزه خلیج فارس در نیمه نخست سال جاری با رشدی نزدیک به ۲۰۰ درصد به حدود ۳۰۰ میلیارد دلار رسیده است.
عربستان و امارات در مجموع ۱۳ درصد نفت جهان را تولید میکنند و بخشی از درآمد حاصل از این نفت در سالهای اخیر نقش مهمی در تأمین مالی رونق جهانی هوش مصنوعی ایفا کرده است. غولهای مالی جهان، از جمله لری فینک مدیرعامل بلکراک، بروس فلت مدیرعامل بروکفیلد و استیو شوارتزمن مدیرعامل بلکاستون، از جمله چهرههایی هستند که بهطور منظم به عربستان سعودی و امارات سفر میکنند.
والاستریت مشتاق است از قرار گرفتن در جانب یکی از دو کشور پرهیز کند. بااینحال، یکی از نشانههای اولویتهای کنونی این است که تنها چند روز پس از اعلام آتشبس، شمار زیادی از چهرههای برجسته مالی جهان راهی ابوظبی شدند. در مقابل، تاکنون تعداد اندکی از مدیران ارشد شناختهشده به ریاض سفر کردهاند.
پایتخت امارات با محدودیتهای کمتری در زمینه هزینههای داخلی روبهرو است و انتظار میرود مجموعه نهادهای سرمایهگذاری این کشور که برای سرمایهگذاری در بخشهای مختلف، از جمله هوش مصنوعی، ایجاد شدهاند، همچنان سرمایههای کلانی را روانه بازار کنند؛ بااینحال، عربستان سعودی با وجود فشارهای موجود، همچنان میلیاردها دلار هزینه میکند.
فعالان باسابقه بازارهای خلیج فارس، بحران محاصره قطر را نیز به یاد میآورند؛ شکافی منطقهای که پس از قطع روابط دیپلماتیک و تجاری عربستان، امارات، بحرین و مصر با دوحه در سال ۲۰۱۷ شکل گرفت. حلوفصل آن بحران نزدیک به چهار سال به طول انجامید.
اگرچه مدیران و مقامهای دولتی معتقد نیستند اختلافات کنونی تا آن اندازه تشدید شود، اما بحران سال ۲۰۱۷ یادآور آن است که اختلافات سیاسی در خاورمیانه میتواند بسیار عمیق شود و پیامدهای مالی گستردهای به دنبال داشته باشد.
پس از آغاز تحریم قطر، سپردههای خارجی در بانکهای این کشور بهشدت کاهش یافت. رتبه اعتباری حاکمیتی قطر تنزل پیدا کرد و برخی از بزرگترین شرکتهای کشتیرانی جهان دیگر قادر به انتقال کانتینرهای خود به این کشور نبودند، زیرا بنادر اصلی کشورهای حوزه خلیج فارس، ورود کشتیهای عازم قطر را ممنوع کرده بودند.
قطر در اقدامی که بازتاب گستردهای یافت، برای تقویت امنیت غذایی خود حتی اقدام به انتقال گاوهای شیرده از طریق هواپیما به این کشور کرد. این محاصره، بانکهای بینالمللی را نیز ناچار کرد بر لبه تیغ حرکت کنند. پذیرش مأموریتهای مالی در قطر ممکن است مشتریان آنها در عربستان و امارات را ناراضی کند، اما کنار گذاشتن بازار قطر نیز به معنای چشمپوشی از بازاری بود که با سرعت زیادی در حال رشد بود. برخی از مؤسسات مالی یکی از طرفها را انتخاب کردند و برخی دیگر تلاش کردند روابط خود را با هر دو سوی اختلاف حفظ کنند.
آشتی کشورهای منطقه در سال ۲۰۲۱ موجب احیای دوباره فعالیتهای اقتصادی فرامرزی شد و شرکتهای سعودی بار دیگر به دنبال انجام معاملات تجاری در دوحه رفتند.
اکنون، نزدیک به یک دهه بعد، تحلیلگران و چهرههای رسانهای عربستان و امارات در شبکههای اجتماعی بهطور مداوم در زمینههایی مانند لجستیک، شاخصهای اقتصادی و گردشگری به رقابت لفظی و طعنهزنی علیه یکدیگر مشغولاند.
امارات متحده عربی پس از آنکه در ماههای اخیر با انجام دهها حمله هوایی علیه ایران، رهگیری صدها موشک و کمک به حفظ جریان انتقال نفت از طریق تنگه هرمز از ایالات متحده حمایت کرد، دسترسی گستردهتری به تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی آمریکا به دست آورده است.
اقدام آمریکا در اعطای تواناییهای بیشتر در حوزه هوش مصنوعی به امارات، نقطه اوج تلاش چندینساله این کشور حاشیه خلیج فارس برای دستیابی به فناوری آمریکایی با هدف متنوعسازی اقتصاد خود به شمار میرود. این تصمیم همچنین نشان میدهد که تراشههای هوش مصنوعی تا چه اندازه به یکی از ابزارهای اصلی در مذاکرات دیپلماتیک تبدیل شدهاند.
بر اساس اصلاح مقرراتی که دولت ترامپ روز جمعه اعلام کرد، امارات هنگام خرید فناوری، تجهیزات نظامی یا زیرساختهای انرژی با کاربردهای بالقوه نظامی، همانند کشورهای اروپایی، کره جنوبی و هند تلقی خواهد شد. وزارت بازرگانی آمریکا اعلام کرد که امارات پیش از این در گروهی قرار داشت که کشورهایی مانند چین و یمن نیز در آن بودند.
این تغییر احتمالاً با بررسی و انتقادهای گسترده روبهرو خواهد شد، زیرا به کشوری پاداش میدهد که مشاور امنیت ملی آن، سال گذشته به یکی از مهمترین شرکای تجاری خانواده ترامپ تبدیل شد.
این تغییر به شرکت اصلی هوش مصنوعی امارات، یعنی جی-۴۲، اجازه میدهد دستکم طی ۹ ماه آینده را بدون محدودیت تراشههایی از شرکتهایی مانند انویدیا خریداری کند. همچنین محدودیتها
جمعبندی نرخ روز
رقابت فزاینده میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی، پیامدهای گستردهای برای بازارهای مالی جهانی و منطقه خلیج فارس به همراه دارد. خروج امارات از اوپک و تنشهای ژئوپلیتیکی، بانکها و شرکتهای سرمایهگذاری را وادار به بازنگری در استراتژیهای خود کرده است. این وضعیت میتواند بر قیمت نفت و زنجیرههای تأمین منطقهای تأثیر بگذارد و چالشهای جدیدی برای سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه ایجاد کند.


