۰۳:۵۴:۵۳ چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵
خانهاخبار › ما مغازه‌داران بعد از جنگ، انگار خودمان ماندیم و حوض‌مان!، …

ما مغازه‌داران بعد از جنگ، انگار خودمان ماندیم و حوض‌مان!، شهرداری نه خسارت می دهد نه جواب قانع کننده دارد

🗓 جمعه ۳ مرداد ۱۴۰۴ ✍️ نرخ روز
مغازه‌دار می‌گوید لیست خسارت را برای بنیاد مسکن فرستاده است، روز اول چهار-پنج تا شماره تلفن دادند برای پیگیری. اول جواب می‌دادند، الان همه‌ شماره‌ها خاموش است. مشغول نه‌ها، خاموش!
ما مغازه‌داران بعد از جنگ، انگار خودمان ماندیم و حوض‌مان!، شهرداری نه خسارت می دهد نه جواب قانع کننده دارد

💥 روایتی از سرمایه‌هایی که زیر آوار جنگ دفن شدند

مغازه عطاری بزرگی درست روبه‌روی ساختمانی قرار داشت که منفجر شد. جان کسی آسیب ندید، اما خسارت مالی و روحی فراوان بود. صاحب مغازه می‌گوید: «هنوز با خودم می‌گم کاش فقط مالی بود. دیگه اینجا امن نیست.» نیمی از مغازه آسیب دیده: کرکره، شیشه، تابلو، و نمای بیرونی همه آسیب دیده‌اند.

📉 یک میلیارد و نیم خسارت، بدون پاسخ

مغازه‌دار می‌گوید لیست خسارت را برای بنیاد مسکن ارسال کرده که مجموع آن به یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان می‌رسد؛ تنها نمای مغازه بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون هزینه داشته و مابقی مربوط به اجناس داخل مغازه است. با این حال، پس از چند تماس ابتدایی، اکنون هیچ‌کدام از شماره‌های پیگیری پاسخگو نیستند.

📞 وعده‌هایی که خاموش شدند

صاحب مغازه می‌گوید: «اول جواب می‌دادند، الان همه‌ شماره‌ها خاموش است. مشغول نه‌ها، خاموش!» تماس با شهرداری و بنیاد هم بی‌نتیجه بوده، کارشناس نیامده، حساب‌ها گرفته شده ولی هنوز ریالی پرداخت نشده است.

🚧 بازسازی برای خودشان، نه مردم

در حالی که پارکینگ شهرداری کنار مغازه تخریب شده و هم‌اکنون در حال بازسازی‌ست، هیچ اقدامی برای بازسازی مغازه‌های مردم نشده است. مغازه‌دار می‌گوید: «شهرداری از خودش شروع کرده، اما سراغ ما نیامده. ما؟ انگار خودمان ماندیم و حوض‌مان!»

🧱 شیشه‌ها، سپر جان؛ اما بی‌ارزش در چشم مسئولان

او می‌گوید می‌خواسته شیشه مغازه را عوض کند، اما از شهرداری به او گفته‌اند فعلاً دست نگه‌دار، شاید دوباره اسرائیل زد! نه خسارتی می‌پردازند و نه توضیح قانع‌کننده‌ای می‌دهند. در حالی که همان شیشه‌ها روز حادثه نقش سپر داشته‌اند و جلوی ترکش را گرفته‌اند.

😔 خیابانی پر از ترس و انتظار

صاحب مغازه، در حالی که به آوار لم‌داده کنار خیابان اشاره می‌کند، می‌گوید: «هرکسی از اینجا رد می‌شود نگاهی می‌کند، افسوسی می‌خورد و از ترس از این‌طرف خیابان می‌گذرد. ما هنوز منتظریم ببینیم کی قصد دارند این آوار را جمع کنند. باور کنید اگر بریزد، شاید از روز حادثه هم بیشتر قربانی بگیرد.»

📌 جمع‌بندی نرخ روز:
روایت عطاری روبه‌روی محل انفجار، تنها یکی از صدها نمونه کسب‌وکارهایی است که زیر آوار بی‌توجهی دفن شده‌اند. وعده‌های بی‌سرانجام، پاسخگو نبودن مسئولان، اولویت دادن به بازسازی اماکن دولتی پیش از مردم، و تعلیق کمک‌ها به بهانه تهدیدهای احتمالی، نشان می‌دهد که خسارت واقعی نه فقط مالی، بلکه روانی و اجتماعی است. در این فضا، امید کسب‌وکارهای محلی برای جبران، روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شود.

اخبار بیشتر

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌های اقتصادی ایران
همه اخبار