۱۴:۲۲:۴۹ جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵
خانهاخبار › چشم‌انداز مبهم خاورمیانه جدید؛ آیا منطقه برای درگیری آتی آم…

چشم‌انداز مبهم خاورمیانه جدید؛ آیا منطقه برای درگیری آتی آماده می‌شود؟

🗓 جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵ ✍️ نرخ روز
با وجود سه سال درگیری شدید و آتش‌بس‌های موقت، خاورمیانه همچنان در آستانه بی‌ثباتی قرار دارد و عوامل اصلی مناقشات پابرجا مانده‌اند.
چشم‌انداز مبهم خاورمیانه جدید؛ آیا منطقه برای درگیری آتی آماده می‌شود؟

به گزارش نرخ روز، منطقه خاورمیانه، علی‌رغم تجربه سه سال درگیری‌های شدید و کم‌سابقه، هنوز به ثبات نرسیده و عوامل اصلی بروز این مناقشات همچنان قدرتمند باقی هستند. جنگ اخیر میان آمریکا و اسرائیل علیه ایران و درگیری غزه که پیش از آن رخ داد، تحولات مهمی را رقم زده است. پس از دهه‌ها جنگ در سایه، ایران و اسرائیل اکنون مستقیماً به یکدیگر حمله کرده‌اند و اسرائیل و آمریکا نیز در جبهه‌ای تازه علیه ایران جنگیده‌اند که به بخش قابل‌توجهی از زیرساخت‌های دفاعی تهران آسیب رسانده است. بسیاری از تحلیلگران روابط بین‌الملل معتقدند که این جنگ فراتر از یک درگیری منطقه‌ای بوده و به تغییر قواعد بازی در نظام جهانی مربوط می‌شود. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که پیش‌تر از آسیب‌های جنگ در امان بودند، شاهد سوختن تأسیسات انرژی، فرودگاه‌ها و هتل‌های خود بوده‌اند. حزب‌الله لبنان که تازه از جنگ قبلی بهبود می‌یافت، دوباره درگیر شده است. حکومت بشار اسد در سوریه سقوط کرد، زیرا متحدانش نتوانستند کمک مؤثری ارائه دهند. اسرائیل نیز غزه را با خاک یکسان کرده، به سمت الحاق کرانه باختری گام برداشته، بخش‌هایی از جنوب لبنان را دوباره اشغال کرده و کنترل خود را بر اراضی سوریه فراتر از بلندی‌های جولان گسترش داده است. تمامی این تغییرات واقعی و مهم هستند و موجب رنج میلیون‌ها نفر شده‌اند. بااین‌حال، خاورمیانه‌ای که از دل این آشوب بیرون می‌آید، شباهت زیادی به خاورمیانه پیش از آن دارد. بازیگران خارجی همچنان در داخل مرزهای کشورهای عربی ضعیف، بازی‌های موازنه قدرت خود را دنبال می‌کنند؛ درگیری ایران و اسرائیل ادامه دارد؛ مسئله فلسطین حل‌نشده باقی مانده؛ و آمریکا نه توانایی و نه اراده تحمیل نظم بر منطقه را دارد، اما همچنان بیش از آن در منطقه درگیر است که بتواند آن را ترک کند. آتش‌بسی که ایران و آمریکا در ژوئن ۲۰۲۶ امضا کردند، نشان‌دهنده شکست دولت ترامپ در تغییر بنیادین منطقه است. تهران پس از متحمل شدن مجموعه‌ای از ضربات بین سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵، با اعمال فشار بر تنگه هرمز و حمله به همسایگان خود در خلیج فارس، قدرت خود را به نمایش گذاشته است. با وجود دو سال و نیم جنگ و کشته شدن ده‌ها هزار نفر که بیشتر آنها فلسطینی بوده‌اند، وضعیت در اسرائیل، غزه و کرانه باختری تا حد زیادی همانند شرایط پیش از حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ است. حماس تضعیف شده، اما استفاده گسترده و بی‌سابقه اسرائیل از زور و خشونت، مشکلات بنیادین در قلب مناقشه اسرائیل و فلسطین را حل نکرده است. خاورمیانه‌ای واقعاً تغییرکرده که بتواند پایه‌ای برای نظم منطقه‌ای باثبات‌تر باشد، با دولت‌های مرکزی قدرتمندتر در کشورهای عربی مانند عراق، لبنان، سوریه و یمن تعریف خواهد شد. امروزه این کشورها گرفتار جنگ داخلی یا ناآرامی‌های داخلی هستند و منطقه تا زمانی که این دولت‌ها نتوانند بر مرزهای خود نظارت کنند و مانع از آن شوند که بازیگران غیردولتی داخل قلمروشان سیاست‌های خارجی و نظامی خود را دنبال کنند، بی‌ثبات باقی خواهد ماند. دولت‌های ضعیف، در نهایت، نمی‌توانند صلحی پایدار ایجاد کنند. خاورمیانه‌ای دگرگون‌شده همچنین شاهد پایان تلاش‌های قدرت‌های منطقه‌ای و خارجی، به‌ویژه اما نه صرفاً ایران، برای تشویق یا تأمین مالی شبه‌نظامیان خواهد بود. چنین خاورمیانه‌ای شامل یک روند دیپلماتیک با حمایت گسترده بین‌المللی و پذیرش منطقه‌ای خواهد بود که بر دستیابی به راه‌حلی برای مناقشه اسرائیل و فلسطین متمرکز باشد. جنگ منطقه‌ای که در سال ۲۰۲۳ آغاز شد، خاورمیانه را به چنین تحولی نزدیک نکرد. ایران و آمریکا هم‌چنان میان مذاکره و جنگ در نوسان هستند، اما هیچ‌یک حاضر نبوده‌اند به‌گونه‌ای تشدید تنش کند که اساس شرایطی را که از فوریه به آن گرفتار شده‌اند تغییر دهد. تهران اجازه کشتیرانی آزاد و بدون محدودیت از تنگه هرمز را نخواهد داد، برنامه هسته‌ای خود را کنار نخواهد گذاشت و از نیروهای مورد حمایت منطقه‌ای خود دست نخواهد کشید. واشنگتن نیز بعید است نیروهایی به ایران اعزام کند. از آنجا که تغییر معناداری در روندها و منافع اساسی خاورمیانه رخ نداده است، حتی اگر آتش‌بسی پایدارتر برقرار شود، شمارش معکوس برای جنگ بعدی از همین حالا آغاز شده است. بین ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، ایران آن‌قدر ضربه خورد که آمریکا آن‌ها را ببر کاغذی می‌پنداشت. ضعف ظاهری ایران بدون شک دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، را به این فکر انداخت که حملات بیشتر می‌تواند به تغییر نظام منجر شود. هنگامی که او در ۲۸ فوریه سال جاری حملات مشترک با اسرائیل را آغاز کرد، از ایرانیان خواست «کنترل» حکومت خود را به دست بگیرند. بااین‌حال، ایران از این دور اخیر جنگ پیروز بیرون آمد. البته این کشور همچنان با همان مشکلات اقتصادی و نارضایتی اجتماعی مواجه است؛ اما تهران با ایستادگی در برابر حملات آمریکا و اسرائیل و کشف اهرم فشار خود بر بازارهای جهانی انرژی، بار دیگر به جایگاه برجسته‌ای دست یافته است. تهران بدون تردید به عناصر اساسی سیاست منطقه‌ای خود در ۴۷ سال گذشته ادامه خواهد داد: مخالفت با اسرائیل، مقاومت در برابر قدرت آمریکا و حمایت از متحدانش در منطقه. همچنین انگیزه‌ای جدی خواهد داشت تا هر کاری می‌تواند برای ادامه برنامه هسته‌ای خود انجام خواهد داد. متحدان ایران، اگرچه تضعیف شده‌اند، همچنان در سراسر جهان عرب نفوذ قابل‌توجهی دارند. در انتخابات عراق در نوامبر ۲۰۲۵، احزاب شیعه همسو با ایران و جریان‌های مورد حمایت آن عملکرد خوبی داشتند. در فوریه، مارس و آوریل سال جاری، این جریان‌ها موشک‌هایی به سوی پایگاه‌های آمریکا در منطقه شلیک کردند. دولت تازه عراق به نخست‌وزیری علی الزیدی، مانند دولت‌های پیشین، بسیاری از پست‌های مهم را به متحدان محلی ایران سپرده است. حملات اسرائیل به حزب‌الله بین سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ فرصت کوتاهی برای دولت تاریخیِ ضعیف لبنان ایجاد کرد تا قدرت خود را تثبیت کند. جوزف عون، مسیحی مارونی و ژنرال سابقی که انتخابش سال‌ها به‌وسیله حزب‌الله مسدود شده بود، در ژانویه ۲۰۲۵ از سوی پارلمان لبنان به ریاست‌جمهوری انتخاب شد. اما تلاش برای بازگرداندن برتری دولت در لبنان همچنان ناتمام باقی ماند، زیرا حزب‌الله در پاسخ به کارزار آمریکا و اسرائیل در سال ۲۰۲۶ به حملات تلافی‌جویانه ایران پیوست. اسرائیل نیز به نوبه خود حمله زمینی به جنوب لبنان و کارزار هوایی در سراسر کشور را آغاز کرد که بیش از ۴۲۰۰ نفر را کشت و یک میلیون نفر دیگر را آواره کرد. اگرچه حزب‌الله هدف اعلام‌شده اسرائیل است، اما قربانی این کارزار احتمالاً دولت تازه لبنان خواهد بود؛ دولتی که حمله حزب‌الله را محکوم کرد و پیشنهاد مذاکره با اسرائیل را داد. حزب‌الله بیش از ۴۰ سال در برابر درگیری با اسرائیل، از جمله این حمله اخیر، دوام آورده است. اما دولت لبنان احتمالاً بی‌اعتبار خواهد شد، زیرا نتوانست از یک اختلال عظیم دیگر در زندگی مردم عادی جلوگیری کند. انصارالله، متحد ایران در یمن، در فاصله سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ با ادعای همبستگی با فلسطینی‌ها، کشتیرانی جهانی را در تنگه باب‌المندب مختل کردند، اما در نیمه نخست سال ۲۰۲۶، با وجود حملات علیه ایران، از درگیری دور ماندند. این وقفه ناشی از روابط رو به رشد این گروه با عربستان سعودی بود. بین سال ۲۰۲۲ و ژوئیه ۲۰۲۶، انصارالله با همسایه خود آتش‌بس را حفظ کردند و در این مدت ریاض حقوق کارکنان دولت یمن را پرداخت کرد که بسیاری از آنها تحت کنترل انصارالله کار می‌کنند. انصارالله همچنان از نظر ایدئولوژیک و سیاسی به تهران متعهدند و اکنون به نظر می‌رسد در حمایت از متحد خود دوباره وارد درگیری شده‌اند. نوعی توافق سیاسی در یمن می‌توانست امنیت خاورمیانه را بهبود بخشد، اما نتیجه محتمل تحولات اخیر این است که انصارالله بار دیگر به درگیری منطقه‌ای بپیوندند. از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس تا حد زیادی نظاره‌گر جنگ منطقه‌ای بودند. قطر سال‌ها میزبان رهبران حماس بود و با تأیید اسرائیل و آمریکا، به این سازمان کمک مالی می‌کرد؛ اما هیچ کشور دیگری در خلیج فارس از تضعیف حماس و حزب‌الله ناراحت نبود. بااین‌حال، شدت کارزار اسرائیل در غزه اهمیت مسئله فلسطین را در میان افکار عمومی عرب افزایش داد و هرگونه حمایت آشکار از اسرائیل را به اقدامی پرریسک برای رهبران عرب تبدیل کرد. با آسیب‌پذیرتر شدن ایران، رهبران کشورهای خلیج فارس بیشتر نگران شدند که اسرائیل تلاش کند برتری نظامی منطقه‌ای خود را تثبیت کند. این نگرانی‌ها در سپتامبر ۲۰۲۵ تشدید شد، زمانی که اسرائیل در تلاشی ناموفق برای ترور مقام‌های حماس که برای مذاکره درباره پیشنهادی مورد حمایت آمریکا در قطر حضور داشتند، به محل اقامت آنها در این کشور حمله کرد. کشورهای خلیج فارس سال‌ها ثبات در همسایگی خود را ترجیح داده‌اند تا بتوانند بر جذب گردشگر، تجارت و سرمایه‌گذاری خارجی مورد نیاز برای کاهش وابستگی شدید خود به صادرات انرژی تمرکز کنند. جنگ برای کسب‌وکار بد است؛ به همین دلیل دولت‌های خلیج فارس در جریان حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ موضعی کم‌رنگ داشتند و در اوایل سال ۲۰۲۶ آمریکا را از حمله به ایران برحذر می‌داشتند. این خویشتنداری در برابر ایران کمکی به کشورهای خلیج فارس نکرد. هنگامی که اسرائیل و آمریکا در فوریه ۲۰۲۶ جنگ خود علیه ایران را آغاز کردند، این کشورهای خلیج فارس بودند که بیشترین بار حملات تلافی‌جویانه تهران را تحمل کردند. با ادامه حملات، نگرش آنها شروع به تغییر کرد. در آغاز درگیری، رهبران خلیج فارس از آمریکا به دلیل قرار دادن آنها در تیررس حملات تلافی‌جویانه ایران ناراضی به نظر می‌رسیدند؛ اما سرانجام بسیاری از نخبگان خلیج فارس به این دیدگاه رسیدند که آمریکا باید جنگ را تا زمانی ادامه دهد که ایران توانایی تهدید همسایگانش را از دست بدهد. آنها از هر دو طرف درگیری ناامید شدند. احساسات دوگانه ویژگی رایج اتحاد میان یک کشور ضعیف و یک کشور قدرتمند است. شرکای ضعیف‌تر اغلب هم از گرفتار شدن در جنگ‌هایی که شریک قدرتمند آغاز می‌کند می‌ترسند و هم از رها شدن از سوی شریک قدرتمند در برابر دشمن مشترک هراس دارند. کشورهای خلیج فارس نمونه‌های کلاسیک این سازوکار هستند. با وجود این ناامیدی، بعید است کشورهای خلیج فارس به این زودی‌ها از آمریکا فاصله بگیرند. فناوری و آموزش آمریکایی ستون اصلی سامانه‌های دفاع هوایی خلیج فارس است که در دفع پهپادها و موشک‌های ایرانی عملکرد نسبتاً موفقی داشتند. علاوه بر این، کشورهای خلیج فارس ضامن امنیتی دیگری ندارند که بتوانند به آن روی بیاورند. چین تمایلی برای ایفای چنین نقشی نشان نداده و توانایی نمایش قدرت لازم برای این کار را نیز ندارد. روسیه در کنار ایران قرار گرفته و خود درگیر جنگش در اوکراین است. کشورهای اروپایی و قدرت‌های منطقه‌ای مانند مصر، پاکستان و ترکیه نیز از نظر توانایی نظامی قابل مقایسه با آمریکا نیستند. آنچه در سه سال گذشته تغییر کرده، دیدگاه خلیج فارس نسبت به اسرائیل است. کشورهای خلیج فارس سال‌ها به‌آرامی در حال نزدیک شدن به اسرائیل به‌عنوان متحدی بالقوه در برابر ایران بودند. حتی عربستان سعودی نیز در حال بررسی روابط گرم‌تر بود؛ اما این روند اکنون معکوس شده و حرکت برای گسترش توافق‌های ابراهیم متوقف شده است. جنگ غزه همکاری آشکار رهبران عرب با اسرائیل را از نظر سیاسی پرهزینه‌تر کرده است. حمله اسرائیل به قطر و ادامه جنگ آن علیه ایران، رهبران خلیج فارس را به این نتیجه رسانده که اسرائیل اساساً اهمیتی برای امنیت آنها قائل نیست. تنها کشور خلیج فارس که روابط خود با اسرائیل را دوباره تقویت کرده، امارات متحده عربی است که پیش از این نیز قوی‌ترین روابط را با اسرائیل داشت. تا پایان سال ۲۰۲۵، اسرائیل خود را پیروز جنگ‌های منطقه‌ای می‌دانست؛ اما آتش‌بس آمریکا و ایران در ژوئن ۲۰۲۶ جمهوری اسلامی را در قدرت باقی گذاشت؛ با توان نظامی کافی برای اعمال نفوذ در سراسر منطقه و بدون هیچ تعهد مشخصی برای کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای خود. اسرائیل تصمیم گرفته نقش برهم‌زننده نظم منطقه‌ای را ایفا کرده و مطمئن است که قدرت نظامی‌اش برای حفاظت از آن در آینده نامحدود کافی است. این شرط‌بندی قابل تردید است، زیرا پیش از ۷ اکتبر نیز قدرت سخت اسرائیل به همین اندازه چشمگیر بود. کابینه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، کاملاً روشن کرده است که هیچ نقشی برای تشکیلات خودگردان فلسطین در غزه نمی‌پذیرد و این امر دستیابی به راه‌حلی برای اداره غزه پس از حماس را تقریباً ناممکن کرده است. خشونت در خود غزه ادامه دارد. نیروهای اسرائیلی از زمان آغاز آتش‌بس در اکتبر ۲۰۲۵ بیش از هزار فلسطینی را کشته‌اند. نیروی بین‌المللی که طرح صلح ۲۰ ماده‌ای ترامپ برای تأمین امنیت غزه پیشنهاد کرده بود، هنوز تشکیل نشده است. این طرح خواستار تشکیل کمیته‌ای از تکنوکرات‌های فلسطینی برای اداره غزه است؛ اما تا ژوئیه ۲۰۲۶، اسرائیل اجازه ورود آنها به این منطقه را نداده بود. حماس، با وجود تعهد خود در آتش‌بس اکتبر ۲۰۲۵، از خلع سلاح خودداری می‌کند و نیروهای اسرائیلی همچنان حدود ۷۰ درصد از این منطقه را در اشغال دارند. آتش‌بس غزه بیشتر به یک وقفه در درگیری شباهت دارد تا پایان آن. هیچ نشانه‌ای از یک راه‌حل سیاسی بلندمدت که بتواند روند کنونی را تغییر دهد، وجود ندارد. کشورهای دیگر نیز تمایلی ندارند بدون وجود یک شریک معتبر فلسطینی در غزه، در بازسازی آن مشارکت کنند. این وضعیت، چشم‌انداز غزه را تیره و تار کرده است. در کرانه باختری نیز، خشونت شهرک‌نشینان علیه فلسطینی‌ها افزایش یافته و نیروهای اسرائیلی در سال ۲۰۲۵ بیش از ۳۰۰ فلسطینی را کشته‌اند. اسرائیل در حال گسترش شهرک‌سازی‌ها و الحاق کرانه باختری است. این اقدامات، همراه با عدم تمایل اسرائیل به پذیرش تشکیلات خودگردان فلسطین در غزه، نشان می‌دهد که اسرائیل به دنبال راه‌حل دو کشوری نیست. در لبنان، اسرائیل حملات خود را به جنوب این کشور ادامه داده و حزب‌الله نیز به حملات تلافی‌جویانه ایران پیوسته است. این درگیری‌ها به کشته شدن بیش از ۴۲۰۰ نفر و آواره شدن یک میلیون نفر منجر شده است. دولت تازه لبنان که تلاش می‌کرد قدرت خود را تثبیت کند، اکنون با بی‌اعتباری مواجه شده است. در سوریه، اسرائیل حملات هوایی خود را ادامه داده و به اهدافی در دمشق و حلب حمله کرده است. این حملات، همراه با حضور نیروهای ایرانی و روسی در سوریه، وضعیت این کشور را پیچیده‌تر کرده است. در عراق، احزاب شیعه همسو با ایران در انتخابات نوامبر ۲۰۲۵ عملکرد خوبی داشتند و دولت تازه عراق بسیاری از پست‌های مهم را به متحدان محلی ایران سپرده است. این وضعیت، نفوذ ایران را در عراق تقویت کرده است. در یمن، انصارالله، متحد ایران، پس از وقفه‌ای کوتاه، دوباره به درگیری‌های منطقه‌ای پیوسته‌اند. این گروه که پیش‌تر با عربستان سعودی آتش‌بس برقرار کرده بود، اکنون در حمایت از متحد خود، ایران، وارد عمل شده است. این تحولات، چشم‌انداز صلح در یمن را تیره کرده است. در مجموع، خاورمیانه در حال حاضر در وضعیتی از بی‌ثباتی عمیق قرار دارد. بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای همچنان در حال رقابت برای نفوذ هستند و هیچ‌یک از مسائل بنیادین منطقه حل نشده است. این وضعیت، زمینه را برای شعله‌ور شدن جنگ‌های بعدی فراهم کرده است. با توجه به عدم تغییر در منافع و روندهای اساسی، حتی با برقراری آتش‌بس‌های موقت، شمارش معکوس برای درگیری‌های آتی آغاز شده است. این منطقه به دلیل ضعف دولت‌های مرکزی، تداوم حمایت از شبه‌نظامیان و عدم وجود یک روند دیپلماتیک مؤثر برای حل مناقشه فلسطین، همچنان در چرخه خشونت و بی‌ثباتی باقی خواهد ماند. کشورهای خلیج فارس نیز با وجود ناامیدی از آمریکا و اسرائیل، همچنان به حمایت امنیتی آمریکا وابسته هستند و جایگزین مناسبی برای آن نمی‌یابند. دیدگاه آنها نسبت به اسرائیل نیز منفی شده و روند عادی‌سازی روابط متوقف شده است. اسرائیل نیز با ادامه سیاست‌های خود در غزه و کرانه باختری، به دنبال راه‌حل سیاسی نیست و این امر به تداوم خشونت‌ها دامن می‌زند. در نهایت، خاورمیانه جدید، با وجود تمامی درگیری‌ها و تغییرات، شباهت زیادی به گذشته خود دارد و چشم‌انداز آن همچنان تیره و مبهم است. این منطقه در آستانه درگیری‌های جدیدی قرار دارد که می‌تواند ابعاد گسترده‌تری به خود بگیرد. جمع‌بندی نرخ روز: منطقه خاورمیانه پس از سه سال درگیری شدید، همچنان در وضعیت بی‌ثباتی عمیق به سر می‌برد و عوامل اصلی مناقشات پابرجا مانده‌اند. با وجود آتش‌بس‌های موقت، هیچ تغییر بنیادینی در روندهای منطقه‌ای و منافع بازیگران اصلی رخ نداده است. ضعف دولت‌های مرکزی، تداوم نفوذ بازیگران غیردولتی و عدم حل‌وفصل مسئله فلسطین، زمینه را برای شعله‌ور شدن جنگ‌های بعدی فراهم کرده است. این وضعیت نشان می‌دهد که منطقه در آستانه درگیری‌های جدیدی قرار دارد و چشم‌انداز ثبات در آن همچنان مبهم است.

اخبار بیشتر

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌های اقتصادی ایران
همه اخبار