قمار تهران در جنگ و تعیین سرعت نبرد؛ دلایل گسترش جبهه در مرحله دوم
به گزارش نرخ روز، جنگی که در ابتدا پیشبینی میشد تنها چند هفته به طول انجامد، اکنون وارد ششمین ماه خود شده و با تشدید دوباره، به نظر میرسد تهران با سرسختی بیشتری نسبت به دور اول نبرد آماده است. حملات اخیر ایران به اردن به گونهای بود که از سوی ایالات متحده «غافلگیرکننده» توصیف شد. الکس وطنخواه، عضو ارشد موسسه خاورمیانه، اظهار داشته که با تشدید اولیه، مقامات ایرانی در حال پذیرش یک استراتژی جدید هستند و اساساً میگویند: «ما به شما اجازه نمیدهیم روند کار را تعیین کنید. ما هم میتوانیم شما را غافلگیر کنیم.»
تحلیلگران بر این باورند که ایران معتقد است میتواند منتظر بماند تا ترامپ با مقاومت فزاینده در کنگره و افزایش قیمت بنزین پیش از انتخابات میاندورهای روبرو شود. بر اساس یک نظرسنجی جدید، تنها ۲۸ درصد از بزرگسالان آمریکایی نحوه مدیریت جنگ ایران توسط ترامپ را تأیید میکنند که نسبت به ۳۴ درصد ماه گذشته کاهش یافته است. این کاهش محبوبیت عمومی، همراه با کاهش ذخایر مهمات، توضیح میدهد که چرا دولت آمریکا برنامههایی را برای «حمله گسترده» به زیرساختهای ایران که ترامپ بارها تهدید کرده بود، کنار گذاشته است. ساسان کریمی، استاد مطالعات ایران در دانشگاه تهران، بیان کرد: «این اکنون یک بازی مرغ است و بازنده بازیکنی است که شجاعت کمتری دارد. ایران میخواهد نشان دهد که میتواند معادلات تشدید را تعریف کند و فقط به تصمیماتی که در واشنگتن گرفته میشود واکنش نشان ندهد.»
پس از شش ماه جنگ، اکنون به نظر میرسد ایران میتواند ادعا کند که یک مزیت قابل توجه را به دست آورده است: واشنگتن به طور فزایندهای با سرعتی که تهران تعیین میکند، میجنگد. در واقع، در طول دو هفته گذشته، تهران ابتکار عمل را به دست گرفته و حملات پیشگیرانهای را برای خسته کردن ایالات متحده و ترساندن متحدان عربش برای پذیرش کنترل ایران بر تنگه هرمز انجام داده است. این کشور هفته گذشته با یک حمله غافلگیرکننده، به یک تأسیسات نظامی آمریکایی در اردن حمله کرد و آرامش در جبهه نبرد را شکست. ایران و متحدانش در منطقه صحنه درگیری را گسترش دادهاند، کشتیرانی در دریای سرخ را مختل کردهاند، برای اولین بار به سوریه حمله شده و مصر شاهد حملات پهپادی بوده است.
الی گرانمایه، تحلیلگر شورای روابط خارجی اروپا، معتقد است: «آنچه در هفته گذشته شاهد بودهایم، ریسکپذیری بسیار بالاتری برای افزایش آمادگی پیشگیرانه به جای واکنش نشان دادن همیشگی است.» او بر این باور است که ایران بازگشت به جنگ تمامعیار با اسرائیل و ایالات متحده را به طور فزایندهای اجتنابناپذیر میداند. تهران بر سر این قمار کرده که یا میتواند ترامپ را نسبت به از سرگیری عملیاتهای رزمی بزرگ بازدارد – با نشان دادن اینکه چگونه ایران میتواند درگیری را تشدید کند – و یا در یک جنگ فرسایشی طولانی از ایالات متحده پیشی بگیرد. به گفته گرانمایه: «این گوشهای از پیامدهای منطقهای این درگیری است. ایران از حملات خود به عنوان سیگنالی به آمریکاییها استفاده میکند که اگرچه به همراه اسرائیل این جنگ را آغاز کردهاند، اما قرار نیست طرف تعیینکننده در نحوه پایان آن باشند.»
در روزهای اخیر، در حالی که میانجیگران برای جلوگیری از بازگشت به یک جنگ تمامعیار تلاش میکردند، ترامپ در حال بررسی از سرگیری یک کمپین بمباران بزرگ بود. شنبه شب، ترامپ گفت که ایالات متحده، با وجود «آمادگی برای حمله»، حمله برنامهریزی شده خود را به درخواست متحدان خاورمیانهای لغو خواهد کرد و توافق با ایران احتمالاً نزدیک است. به نظر میرسید تهران و واشنگتن در ماه ژوئن، زمانی که تفاهمنامهای را برای توقف جنگ، مذاکره برای توافق صلح و بازگشایی تنگه استراتژیک هرمز که توسط ایران در جریان نبردهای پس از حملات اسرائیل و ایالات متحده در ماه فوریه تصرف شده بود، امضا کردند، از جنگ تمام عیار عقبنشینی میکنند. اما به واسطه اختلاف طرفین بر سر تفسیر مفاد آتشبس، این توافق فروپاشید. پس از حمله به کشتیها در تنگه هرمز، ترامپ دستور موجی از حملات تلافیجویانه را صادر کرد که منجر به چرخههایی از جنگ شد و ایران هم اهدافی را در سراسر منطقه با موشک و پهپاد بمباران کرد.
به گفته تحلیلگران، ایران تصمیم گرفته که حالت تهاجمی به خود بگیرد تا تأکید کند که ادامه جنگ از نظر نظامی و اقتصادی برای ترامپ و بقیه خاورمیانه پرهزینه خواهد بود. دنی سیترینوویچ، تحلیلگر سابق ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل و عضو کنونی شورای آتلانتیک، اظهار داشت: «در ایران این اجماع وجود دارد که در شرایط فعلی، مذاکره با آمریکاییها بیهوده است. آنها تسلیم نخواهند شد و در حال برجسته کردن بهایی هستند که همه در صورت حمله به آنها خواهند پرداخت.» به گفته تحلیلگران، رویکرد سرسختانهتر اخیر ایران، منعکس کننده تغییرات عمیقتر در تهران است. سیترینوویچ افزود: «این ایران جدید است. آنها معتقدند که اکنون زمان استفاده از قابلیتهایی است که دارند.»
به گفته برخی ناظران، ایران پس از به دست گرفتن ابتکار عمل، اکنون به دنبال تغییر شکل درگیری به نفع خود است. ولی نصر، استاد دانشگاه جان هاپکینز، بیان کرد: «آنها با در نظر گرفتن یک نتیجه نهایی، یعنی کنترل رفتار آمریکا و مجبور کردن ایالات متحده به محاسبه مجدد گزینههای خود، تنشها را بالا میبرند که در صورت گسترشش یک جنگ منطقهای شکل خواهد گرفت و ایالات متحده از حق انتخاب میدانهای نبرد خود برخوردار نخواهد بود.» اکنون فرماندهان نظامی ایران فرصتی را برای نشان دادن دوباره کنترل خود بر تنگه دیدند و هرگونه عدم قطعیت ناشی از امضای تفاهمنامه را برطرف کردند. فرزان ثابت، تحلیلگر موسسه تحصیلات تکمیلی ژنو، گفت: «آنها این تصمیم را گرفتند: 'ما باید تهاجمی باشیم. اگر قرار است این کار را انجام دهیم، بهترین زمان همین الان است'. مقامات در تهران، تشدید اختلال در بازارهای انرژی جهانی و انتخابات میاندورهای پیش رو در ایالات متحده را به عنوان نقاط فشاری که بر محاسبات کاخ سفید در زمان جنگ تأثیر میگذارند، میبینند.»
با این همه، این رویکرد در واشنگتن جدی گرفته نشد. کارن گیبسون، که قبلاً بر اطلاعات نیروهای آمریکایی در خاورمیانه نظارت داشت، اظهار داشت: «استراتژی آنها این است که این کارزار را از نظر اقتصادی و سیاسی برای ایالات متحده آنقدر غیرقابل دفاع کنند تا در نهایت عقبنشینی کند. و این تاکتیک میتواند در درازمدت مؤثر باشد.» یکی از نشانههای این مرحله دوم جنگ، تمایل ایران به گسترش بیشتر میدان نبرد در سراسر خاورمیانه، از جمله مداخله متحدان تهران در عراق و یمن بوده است. افشون استوار، متخصص امور ایران، گفت: «ایران و متحدانش تشدید درگیریها را به سود خود میبینند. این اتفاق به نفع ایران است، اما به طور جداگانه نیز به نفع آنها است.»
عربستان سعودی مدعی است از عراق و یمن مورد هدف قرار گرفته و حوثیها به دنبال محاصره کشتیرانی عربستان در دریای سرخ و تهدید گذرگاه باریک در تنگه باب المندب هستند. این امر، در کنار بسته شدن دوباره تنگه هرمز، باعث افزایش قیمت انرژی شده و ایران محاصره نقاط انسداد دریایی خود را فراتر از تنگه هرمز گسترش میدهد. روز پنجشنبه، در نشانه دیگری مبنی بر اینکه ایران میتواند درگیری را بیشتر پیش ببرد، یک پهپاد که منبع آن مشخص نشده، به یک کشتی آمریکایی در شمال مصر برخورد کرد. این کشتی در اسکله دمیاط، نزدیک کانال سوئز، قرار داشت. مایکل کانل، تحلیلگر ایران در مرکز تحلیلهای دریایی، گفت: «این موضوع مربوط به خفه کردن کشتیرانی است. سه خط کشتیرانی دریایی حیاتی در منطقه وجود دارد: باب المندب، تنگه هرمز و کانال سوئز. آنها اکنون حملات خود را به هر سه گلوگاه حیاتی یا نزدیک به آنها گسترش دادهاند.»
تحلیلگران معتقدند ایران به طور فزایندهای میتواند از تشدید تنش برای دستیابی به اهداف جنگی گستردهتر استفاده کند. نصر بیان کرد: «ایران انتظار یک جنگ بسیار طولانی را دارد. ایران دیگر توافق را عملی نمیداند. آنها یک استراتژی بسیار روشنی را دنبال میکنند که ایالات متحده را تا حد امکان از ایران دور کند: خروج از خلیج فارس، سوریه، عراق و پناه دادن آنها در اسرائیل و اردن.» ایران در هفتههای اخیر حملات علیه کویت و بحرین را تشدید کرده است. این امر واشنگتن را مجبور کرده تا سربازان و نیروهای هوایی خود را که زمانی به مجموعهای از پایگاههای آسیبپذیر در سراسر خلیج فارس متکی بودند، به اردن، اسرائیل و فراتر از آن منتقل کند. در اردن، شریک سرسخت آمریکا که در هفتههای اخیر مورد انتقاد شدید قرار گرفته است، خشم و ناامیدی وجود داشته است، جایی که صدها فعال و چهره عمومی نامهای سرگشاده امضا کرده و خواستار خروج آمریکا شدهاند. دانا استرول، یکی از مقامات ارشد سابق پنتاگون در امور خاورمیانه، گفت: «ایرانیها به طور گزینشی این سیاست را گسترش میدهند تا منطقه را متزلزل کنند و بقیه را وادار به زانو زدن و جدا شدن از آمریکا کنند، یا به آمریکا فشار بیاورند تا زانو بزند.»
ایران ممکن است در محاسبه اینکه چقدر میتواند واشنگتن و ترامپ را بدون دعوت به انتقام گسترده تحت فشار قرار دهد، دچار اشتباه کند. به گفته استوار، بعید است که تهران با شدتی که در اواخر فوریه یا اوایل مارس جنگ را آغاز کرد، برابری کند. استوار افزود: «این تشدید [جنگ] بیشتر به طولانیتر کردن درگیری مربوط میشود تا آسیبرسانتر کردن آن.» او ادامه داد: «تهران پیروزی را به عنوان یک بازی با حاصل جمع صفر میبیند. ایران دشمنان خود را فاقد توان سیاسی برای یک جنگ طولانی میبیند و بنابراین هر چه بیشتر ادامه یابد، عزم دشمنانشان ضعیفتر خواهد شد. آنها اینگونه میبینند.» اما عواملی فراتر از میدان نبرد وجود دارد. ثابت با اشاره به اینکه اعتماد به نفس ایران میتواند با بدتر شدن چشمانداز اقتصادی دردناکش شروع به فرسایش کند، گفت: «ممکن است آنها به نقطهای برسند که مجبور شوند محاسباتشان را تغییر دهند.»
در همین شرایط، با تشدید حملات علیه پایگاههای ایالات متحده و متحدان منطقهایش در طول هفته گذشته، به نظر میرسد در تهران وحدت قابل توجهی در مورد استراتژی جنگی وجود دارد: سرسختی، مصمم بودن برای نشان دادن اینکه ایران میتواند بیش از آمریکا و متحدانش تحمل کند – هر چند به نظر نمیرسد اجماع کاملی در مورد اینکه پایان بازی چگونه باید باشد، وجود دارد. علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران، گفت: «بدون هیچ سودی از این توافق، هیچ اختلاف جدی» در تهران در مورد نحوه واکنش وجود ندارد. آنها معتقدند که دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، فقط زبان زور را میفهمد و بنابراین، آنها باید دست بالا را داشته باشند تا او را مجبور به انجام آن کنند.
جمعبندی نرخ روز
با ورود جنگ به ششمین ماه، ایران با اتخاذ رویکردی تهاجمی، ابتکار عمل را در دست گرفته و جبهه نبرد را به اردن، سوریه، مصر، دریای سرخ و گلوگاههای حیاتی کشتیرانی گسترش داده است. این استراتژی با هدف تعیین سرعت درگیری، خسته کردن ایالات متحده و وادار کردن متحدان عرب به پذیرش کنترل ایران بر تنگه هرمز دنبال میشود. تحلیلگران معتقدند تهران با این اقدامات به دنبال افزایش هزینههای نظامی و اقتصادی جنگ برای واشنگتن و منطقه است تا آمریکا را به عقبنشینی و بازنگری در گزینههای خود وادار کند.


