تهران اهرم فشار منطقهای خود را بازمیگرداند؛ تغییر قواعد درگیری در خاورمیانه
به گزارش نرخ روز، به نظر میرسد ایران با گسترش کنترلشده دامنه عملیات نظامی به سرتاسر منطقه از طریق نیروهای متحد خود، تلاش میکند تا هزینه جنگ را برای واشنگتن تا جای ممکن افزایش دهد. پس از سه سال دشوار، گروههای متحد تهران در سراسر خاورمیانه در حال بازگشت هستند؛ امری که اهرم فشار ایران را در جنگ با آمریکا و اسرائیل تقویت میکند. حملات جدید به پایگاههای آمریکایی در اردن، نشاندهنده عبور تهران از سیاست اعلامشده قبلی است. به گفته کارشناسان، این گروهها برای دههها نقشی کلیدی ایفا کردهاند: آنها بهعنوان یک عامل بازدارنده قدرتمند در برابر حملات مستقیم به ایران عمل میکردند. بااینحال، «محور مقاومت» در پی واکنش نظامی گسترده اسرائیل به حمله حماس در سال ۲۰۲۳ و پیامدهای منطقهای پس از آن، بهشدت آسیب دید. درست در زمانی که این محور در وضعیت آسیبدیده قرار داشت، درگیری مستقیم میان اسرائیل، آمریکا و ایران آغاز شد؛ اما اکنون چندین گروه متحد تهران بار دیگر با گشودن جبهههای تازه، فشار بر دشمنان ایران را افزایش دادهاند؛ جبهههایی که جنگ را پیچیدهتر کرده و تهدید میکنند که اقتصاد جهانی را با اختلال جدی مواجه کنند. تریتا پارسی، معاون اجرایی مؤسسه کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه، گفت: «محور مقاومت برای بیش از دو دهه عملکرد بسیار موثری داشت و کمک کرد اطمینان حاصل شود که حملهای به ایران صورت نگیرد، درحالیکه این گروهها نفوذ خود را در قلمروهایشان گسترش میدادند. وقتی این گروهها تضعیف شدند، ایران بهای آن را پرداخت و هم آمریکا و هم اسرائیل به آن حمله کردند.» به گفته پارسی، واکنش ایران به این وضعیت کنار گذاشتن راهبرد دفاع پیشدستانه نبود، بلکه سرمایهگذاری مجدد در آن بود. سه سال بعد و پس از یک جنگ تمامعیار، به گفته کارشناسان، متحدان منطقهای تهران بار دیگر فعال به نظر میرسند و خود را با چشمانداز تازه میدان نبرد وفق دادهاند؛ تحولی که به شکل قابل توجهی به سود ایران تمام میشود. دنی سیترینوویچ، رئیس پیشین بخش ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، گفت: «محور مقاومت هنوز زنده است. این محور در حال ناپدید شدن نیست، بلکه در حال تغییر است.» اگرچه این متحدان بار دیگر در خدمت منافع تهران قرار گرفتهاند، اما خود نیز انگیزههای سیاسی مستقلی دارند. علی احمدی، پژوهشگر مرکز ژنو برای سیاست امنیتی و مؤسسه خاورمیانه سوئیس، گفت: «رابطه ایران با این گروهها بسیار پیچیدهتر و چندلایهتر از چیزی است که کاربرد رایج رسانهای واژه «نیابتیها» نشان میدهد.» او افزود: «هر یک از این گروهها هویت و منافع خاص خود را دارند، اما همزمان به دلیل منافع عمیقاً مشترک که هم ایدئولوژیک و هم ژئوپلیتیک هستند، با ایران درهمتنیدهاند.» احمدی گفت برخی از این گروهها بیش از دیگران به ایران وابستهاند و افزود که در شرایط کنونی، احتمالاً انصارالله یمن مستقلترین آنها هستند. در روزهای اخیر، انصارالله یمن با گشودن جبههای دیگر در جنگ ایران، عربستان سعودی، متحد کلیدی آمریکا، را هدف قرار دادهاند. نادوه الدوساری و آرمان محمودیان، کارشناسان مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن، روز دوشنبه در مقالهای نوشتند که تحولات در یمن و درگیری میان انصارلله و عربستان سعودی نشاندهنده «استفاده هماهنگتر و فزاینده از محور مقاومت برای تبدیل دورههای رویارویی به فرصتهایی جهت تثبیت دستاوردها، تغییر واقعیتهای میدانی و تقویت اهرم منطقهای ایران» است. برای ایران، این تحولات به معنای بازگشت نفوذ انصارالله بود. در مقابل، انصارالله نیز فرصتی طلایی برای بازگشایی مسیر هواییای به دست آوردند که سالها از سوی عربستان بسته شده بود. در جریان یک آتشبس کوتاهمدت، ایرانیها مخفیانه طرحی را برای افزایش هزینههای جنگ برای ترامپ در صورت ازسرگیری حملات آمریکا تدوین کردند. در روزهای اخیر، جنگ دامنه خود را به دایره گستردهتری از اهداف در سراسر خاورمیانه کشانده است؛ چرا که ایران و صفی از نیروهای مسلح مورد حمایت آن تلاش کردهاند متحدان آمریکا را هدف قرار دهند، بازارهای جهانی را دچار آشفتگی کنند و ایالات متحده را به متوقف کردن کارزار خود علیه جمهوری اسلامی وادارند. به گفته دو مقام ارشد ایرانی، این حملات بخشی از یک برنامه مرحلهبهمرحله بوده است که در جریان یک آتشبس کوتاهمدت در بهار، بهصورت مخفیانه طراحی شد. بر اساس این طرح، اگر آمریکا حملات خود را تشدید میکرد، ایران از متحدانش برای افزایش دامنه حملات استفاده میکرد. هدف، به گفته این دو مقام، این بود که جنگ تا حد امکان برای رئیسجمهور ترامپ پرهزینه شود. مهدی محمدی، مشاور ارشد مذاکرهکننده اصلی ایران، حتی در شبکههای اجتماعی درباره این راهبرد با نیروهای مورد حمایت ایران با افتخار سخن گفت. او نوشت: «قواعد درگیری در حال تغییر و بازنویسی هستند. ما در حال ایجاد شرایط و بسترهای جدید در جنگ هستیم. جبههها از جهات مختلف در منطقه در حال افزایشاند؛ البته این جبههها با یکدیگر هماهنگ هستند، اما بهصورت مستقل عمل میکنند. یک محور مقاومت جدید با بازیگران جدید در حال ظهور است.» ایران و متحدانش از سال ۲۰۲۳، یعنی زمانی که گروه حماس به اسرائیل حمله کرد، ضربات سنگینی متحمل شدهاند. بااینحال، تحولات اخیر توانایی آنها را برای بازسازی، ایجاد آشوب و افزایش اهرم فشار ایران نشان داده است. بااینحال، تحلیلگران نیروهای مورد حمایت را که هر کدام دستور کار خاص خود را دارند، صرفاً عروسکهای خیمهشببازی تهران نمیدانند؛ هرچند میزان هماهنگی و کنترل ایران بر آنها متفاوت است؛ برای نمونه، انصارالله یمن مستقلترین گروه در میان اعضای این ائتلاف به شمار میروند. حزبالله نزدیکترین هماهنگی را با ایران دارد و جریانهای مسلح شیعه در عراق از نظر میزان آمادگی برای عمل بهعنوان بازوی مستقیم ایران، در حد میانه قرار میگیرند. بااینحال، این گروهها در مخالفت با آمریکا و اسرائیل منافع مشترکی دارند. بر اساس گفتههای دو مقام ایرانی که به دلیل عضویت در سپاه از روند برنامهریزیها اطلاع داشتند و بهصورت ناشناس درباره رایزنیهای حساس داخلی صحبت کردند، در جریان آتشبس کوتاهمدت، فرماندهان ایرانی بهطور مخفیانه با فرماندهان نیروهای مورد حمایت درباره چگونگی گسترش جنگ و افزایش هزینههای آن برای واشنگتن رایزنی کردند. این دو مقام گفتند فرماندهان ارشد نیروی قدس، نشستهای ویدئویی با فرماندهان حزبالله، انصارالله و گروههای شیعه در عراق برگزار کردند. به گفته این دو مقام، فرماندهان و مشاوران نیروی قدس همچنین در میدان با شبهنظامیان همکاری نزدیکی داشتهاند. سپاه تلاش کرده است خلأ ایجادشده در صفوف حزبالله را که در جنگ با اسرائیل بهشدت آسیب دیده است، پر کند و همزمان در عراق نیز در پایگاههایی که تحت کنترل شبهنظامیان شیعه قرار دارند، حضور داشته باشد. مهدی رحمتی، تحلیلگر ایرانی و متخصص گروههای منطقهای گفت: «ما در حال بازی یک شطرنج بزرگ هستیم؛ گروههای مسلح مهرههای شطرنج ایران هستند که باید در زمان و مکان مناسب و با دقت حرکت داده شوند تا بیشترین تأثیر را داشته باشند.» فراس مقصاد، مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در مؤسسه مشاوره ریسک اوراسیا گروپ، گفت: «آنها [انصارالله] با ایران هماهنگ میکنند، اما لزوماً به نمایندگی از ایران عمل نمیکنند. این یک تشدید تنش حسابشده است و بخشی از مذاکراتی است که انصارالله و سعودیها از طریق آتش و درگیری در حال انجام آن هستند.» تحلیلگران میگویند حملات، افزون بر شلیک موشک و پهپاد به پایگاههای نظامی محل استقرار نیروهای آمریکایی، بهگونهای طراحی شدهاند که از رویارویی مستقیم با نیروهای آمریکایی یا اسرائیلی اجتناب کنند؛ زیرا چنین رویاروییای میتواند به واکنش شدید منجر شود. به آتش کشیدن تأسیسات نفتی عربستان باعث ورود این کشور به جنگ شد، اما واکنش عربستان بهجای هدف قرار دادن ایران، متوجه جریانهای عراقیای شد که به انجام این حمله متهم شده بودند. تحلیلگران میگویند ایران به دلایل مختلف نیروهای مورد حمایت خود را بسیج کرده است. در درجه نخست، این راهبرد با هدف محدود کردن صادرات نفت منطقه دنبال میشود؛ اقدامی که میتواند قیمت بنزین و سوخت را در آمریکا افزایش دهد، آن هم در آستانه انتخابات میاندورهای این کشور و درآمد متحدان عرب واشنگتن را کاهش دهد. به گفته تحلیلگران، تهران بر این باور است که وارد کردن خسارت شدید اقتصادی به کشورهای همسایه میتواند آنها را نسبت به هدف ایران برای کنترل تمام ترددها در تنگه هرمز پذیراتر کند. افشون استوار، نویسنده کتابی درباره تاریخ خاورمیانه در قرن بیستویکم، گفت: «ایران فکر میکند همسایگانش آسیبپذیر هستند. آنها اساساً تلاش میکنند بازوی سعودیها را بپیچانند و امتیازاتی از آنها بگیرند.» تحلیلگران میگویند دلیل دیگری که متحدان ایران دست به حمله میزنند، انگیزههای ایدئولوژیک است. ایران شبکه نیروهای مورد حمایت خود را با دو هدف اصلی ایجاد کرد: کمک به بیرون راندن ارتش آمریکا از منطقه و وارد کردن آسیب به اسرائیل و استفاده از این نیروهای مسلح بهعنوان سپری در برابر حملات علیه خود ایران. لینا خطیب، پژوهشگر وابسته در مؤسسه چتمهاوس در لندن، گفت: «نیروهای مورد حمایت ایران در این جنگ مشارکت میکنند، زیرا آنها در کنار ایران بهشدت تلاش دارند جایگاه ادعایی خود را بهعنوان نیروهای انقلابی در برابر آمریکا و اسرائیل حفظ کنند.» بر اساس گفته مقامهای دولت لبنان و تحلیلگران، ایران تلاش کرده است از روند بازسازی حزبالله حمایت کند و فرماندهان سپاه پاسداران را مستقیماً در شورای رهبری حزبالله مستقر کرده است. مقامهای ارشد لبنانی از این موضوع ابراز شگفتی کردهاند که مشخص شده فرماندهان ایرانی برای مدت طولانی ساکن ساختمانهایی بودهاند که اسرائیل در مناطقی دور از پایگاههای سنتی حزبالله هدف قرار داده است. مقصاد گفت: «یکی از پیامدهای ناخواسته تضعیف رهبری حزبالله این است که سپاه اکنون کنترل مؤثرتری بر حزبالله و اقدامات آن پیدا کرده است.» شرایط مشابهی در عراق نیز وجود دارد. به درخواست واشنگتن، عراق در حال ادغام این شبهنظامیان در نیروهای مسلح خود بوده است، اما برخی گروههای کوچکتر در برابر این روند مقاومت میکنند. رندا سلیم، رئیس برنامه خاورمیانه در مرکز استیمسون در واشنگتن، گفت: «به میدان آوردن حزبالله و جریانهای مسلح عراقی تلاشی از سوی ایران برای خنثی کردن این تلاشهای آمریکاست. آنها میبینند که حضور و نفوذشان در حال کاهش است و میخواهند بار دیگر حضور خود در منطقه و نقش منطقهایشان را تثبیت کنند.» تحلیلگران میگویند اگرچه هر یک از این گروههای مسلح دلایل خاص خود را برای حمله دارند، اما در هدف کلی با یکدیگر متحد هستند و همگی این احساس مشترک را دارند که ترامپ و متحدان عربش تمایل چندانی به ادامه جنگ ندارند؛ و همین امر فرصتی برای تهران و نیروهای مورد حمایتش ایجاد کرده است. جمعبندی نرخ روز: ایران با گسترش دامنه عملیات نظامی از طریق گروههای متحد خود در منطقه، در تلاش است تا هزینه جنگ را برای واشنگتن افزایش دهد. این گروهها، که پس از آسیبهای سال ۲۰۲۳ دوباره فعال شدهاند، جبهههای جدیدی گشودهاند که میتواند اقتصاد جهانی را مختل کند. هدف اصلی این راهبرد، افزایش اهرم فشار منطقهای ایران، محدود کردن صادرات نفت و وارد کردن خسارت اقتصادی به کشورهای همسایه برای کسب امتیازات است، در حالی که از رویارویی مستقیم با آمریکا و اسرائیل اجتناب میشود.


