بررسی امکان جایگزینی تجارت دریایی با مسیر ریلی از طریق پاکستان
به گزارش نرخ روز، با محدود شدن یکی از مسیرهای مهم تجاری ایران که از طریق امارات انجام میشد، توجه به گزینههای زمینی و ریلی افزایش یافته است. پاکستان به عنوان یکی از کشورهایی که میتواند بخشی از این نیاز را پوشش دهد، مورد بررسی قرار گرفته است. برای ارزیابی این گزینه، لازم است هم حجم مبادلات تجاری دو کشور و هم ظرفیت واقعی شبکه ریلی آنها در نظر گرفته شود.
حجم تجارت ایران و پاکستان در سالهای گذشته به مراتب کمتر از تجارت ایران با امارات بوده است. از سال ۱۳۹۶ تا پایان سال ۱۴۰۴، میانگین ارزش صادرات ایران به پاکستان حدود ۱.۵ میلیارد دلار و واردات از این کشور نیز حدود نیم میلیارد دلار ثبت شده است. در ده ماهه سال گذشته، سهم پاکستان از صادرات غیرنفتی ایران تنها حدود ۴ درصد و از واردات کشور نزدیک به یک درصد بوده است.
این ارقام در مقایسه با جایگاه امارات اهمیت بیشتری پیدا میکنند. امارات علاوه بر اینکه یکی از شرکای تجاری اصلی ایران بوده، نقش مهمی در بازصادرات کالاهای ایرانی به سایر کشورها ایفا میکرده است. همچنین، این کشور در سالهای تحریم به یکی از کانالهای حیاتی برای انجام مبادلات مالی ایران تبدیل شده بود. بنابراین، جایگزینی امارات با کشوری مانند پاکستان تنها به معنای یافتن یک مقصد یا مبدأ جدید برای تجارت نیست، بلکه به معنای جایگزینی بخشی از شبکه تجاری و مالی کشور است.
ساختار تجارت ایران و پاکستان نیز با تجارت ایران و امارات تفاوتهای عمدهای دارد. بخش عمده صادرات ایران به پاکستان را محصولات پتروشیمی، شیمیایی و معدنی تشکیل میدهند. در مقابل، بخش قابل توجهی از واردات ایران از پاکستان به محصولات کشاورزی و دامی اختصاص دارد که برنج با بیش از ۷۰ درصد ارزش واردات، مهمترین آنهاست.
در مقابل، بخش مهمی از کالاهای وارداتی ایران از امارات شامل تلفن هوشمند، ذرت دامی، طلای خام و دانههای روغنی است که بخشی از آنها از مسیر بازصادرات وارد کشور میشوند. این تفاوت در ترکیب کالاها نشان میدهد که انتقال کامل این حجم از تجارت به مسیر زمینی و ریلی به سادگی امکانپذیر نیست.
برای بررسی امکان انتقال تجارت از مسیر ریلی، باید ظرفیت شبکه راهآهن دو کشور را نیز در نظر گرفت. راهآهن پاکستان در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ حدود ۷.۸ میلیون تن بار جابهجا کرده که حتی از ظرفیت ثبتشده در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ نیز کمتر است. شاخص «تن کیلومتر» که توان شبکه حملونقل برای جابهجایی بار در مسافتهای طولانی را ارزیابی میکند، برای شبکه ریلی پاکستان در حال حاضر حدود ۷.۷ میلیارد است.
در ایران، وضعیت متفاوت است. شبکه ریلی کشور در سال ۱۴۰۳ بیش از ۴۰ میلیون تن بار جابهجا کرده که بیش از پنج برابر پاکستان است. با این حال، تن کیلومتر ایران حدود ۲۹ میلیارد ثبت شده است. این تفاوت نشان میدهد که شبکه ایران ظرفیت بسیار بزرگتری دارد، اما شبکه ریلی پاکستان توان پذیرش حجم بزرگی از بار ورودی از ایران را ندارد. بنابراین، حتی اگر ایران بتواند ظرفیت ریلی خود را برای تجارت با پاکستان افزایش دهد، ظرفیت محدود طرف پاکستانی میتواند سرعت تجارت را کاهش دهد.
مشکل تنها به میزان بار قابل حمل محدود نمیشود. تفاوت عرض ریلهای ایران و پاکستان نیز یکی از موانع فنی این مسیر است. قطارهای پاکستانی به دلیل تفاوت استاندارد ریلی، تنها تا زاهدان امکان پیشروی در خاک ایران را دارند و پس از آن، بار باید با روش دیگری جابهجا شود. این جابهجایی مضاعف، زمان و هزینه حمل را افزایش میدهد.
از سوی دیگر، بخش بزرگی از بار حملشده در شبکه ریلی ایران به مواد معدنی اختصاص دارد و سهم محصولات نفتی در این شبکه محدودتر است. در پاکستان نیز حدود ۴۰ درصد بار ریلی را زغالسنگ تشکیل میدهد. بنابراین، شبکه ریلی دو کشور در حال حاضر برای انتقال حجم بالایی از کالاهای نفتی و تجاری که بتوانند جایگزین تجارت دریایی شوند، آمادگی کافی ندارد.
آنچه از این اعداد و محدودیتها به دست میآید این است که تجارت ریلی با پاکستان میتواند در شرایط فعلی به عنوان یکی از مسیرهای جایگزین مورد توجه قرار گیرد، اما بعید است بتواند جای تجارت دریایی ایران را در مقیاس گسترده بگیرد. حجم محدود تجارت دو کشور، ظرفیت پایین راهآهن پاکستان، تفاوت استانداردهای ریلی و وابستگی بخش مهمی از تجارت ایران به حمل دریایی، همگی موانعی هستند که توسعه سریع این مسیر را دشوار میکنند.
در شرایطی که دسترسی ایران به مسیرهای اصلی تجارت بینالمللی محدود شده، ایجاد مسیرهای جایگزین اهمیت زیادی دارد. اما جایگزین کردن یک مسیر تجاری با مسیری دیگر، بدون توجه به ظرفیت زیرساخت، نوع کالا، هزینه حمل و سرعت جابهجایی، ممکن است صرفاً مسیر تجارت را طولانیتر و پرهزینهتر کند. در نهایت، افزایش هزینه تجارت خارجی میتواند خود را در قیمت کالاها و هزینه زندگی خانوارها نشان دهد.
جمعبندی نرخ روز
با توجه به محدودیتهای موجود در مسیرهای تجاری ایران، بررسی جایگزینی تجارت دریایی با مسیر ریلی از طریق پاکستان مطرح شده است. با این حال، حجم پایین تجارت دوجانبه، ظرفیت محدود شبکه ریلی پاکستان و تفاوت در استانداردهای ریل، موانع جدی بر سر راه این جایگزینی گسترده هستند. این عوامل نشان میدهند که مسیر ریلی پاکستان نمیتواند به طور کامل جایگزین تجارت دریایی ایران شود و ممکن است صرفاً به افزایش هزینهها منجر گردد.


