۰۹:۳۶:۲۳ سه‌شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
خانهاخبار › ناترازی صنعت برق در پایان تابستان ۱۴۰۵؛ چالش‌ها و راهکارهای…

ناترازی صنعت برق در پایان تابستان ۱۴۰۵؛ چالش‌ها و راهکارهای پیش رو

🗓 سه‌شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ ✍️ نرخ روز
با وجود ظرفیت تولید ۱۰۲ هزار مگاواتی برق کشور، ناترازی در اوج مصرف تابستان ۱۴۰۵ به حدود ۱۳.۶ هزار مگاوات رسیده است که نشان‌دهنده شکاف ساختاری میان عرضه و تقاضا است.
ناترازی صنعت برق در پایان تابستان ۱۴۰۵؛ چالش‌ها و راهکارهای پیش رو

به گزارش نرخ روز، تابستان ۱۴۰۵ در حالی به روزهای پایانی خود نزدیک می‌شود که خاموشی‌های برنامه‌ریزی‌شده و محدودیت‌های تأمین برق همچنان به عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های اقتصادی کشور مطرح است. این بحران، علاوه بر ناترازی مزمن میان تولید و مصرف، امسال تحت تأثیر آسیب‌های واردشده به برخی زیرساخت‌های نیروگاهی در جریان جنگ نیز قرار گرفت. وزارت نیرو بر مدیریت مصرف، افزایش ظرفیت تولید و توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر تأکید دارد، در حالی که کارشناسان صنعت برق معتقدند بدون اصلاح اقتصاد این صنعت و ایجاد انگیزه برای سرمایه‌گذاری، افزایش ظرفیت تولید نیز نمی‌تواند شکاف میان عرضه و تقاضا را برای مدت طولانی کاهش دهد.

عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو، در تاریخ ۱۰ شهریور با اشاره به ظرفیت حدود ۱۰۲ هزار مگاواتی تولید برق کشور، تأکید کرد که مسئله برق صرفاً با ساخت نیروگاه حل نمی‌شود و نحوه مصرف نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. او همچنین اعلام کرد که اگر جنگ و آسیب واردشده به برخی نیروگاه‌ها رخ نمی‌داد، کشور زودتر به نقطه تراز تولید و مصرف می‌رسید. به گفته وزیر نیرو، تا ۲۰ تیرماه مشکل خاصی در تأمین برق وجود نداشت، اما پس از آسیب به برخی نیروگاه‌ها، مدیریت ظرفیت تولید با دشواری بیشتری همراه شد.

ناترازی برق در ایران پدیده‌ای جدید نیست، اما در سال‌های اخیر از یک مسئله فنی و زیرساختی به یک مسئله اقتصادی تبدیل شده است. افزایش مصرف برق در کنار فرسودگی بخشی از نیروگاه‌ها، محدودیت تأمین سوخت، کاهش سرمایه‌گذاری و توسعه ناکافی ظرفیت تولید موجب شده است که در دوره‌های اوج مصرف، فاصله قابل توجهی میان توان تولید و تقاضای شبکه ایجاد شود.

گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس درباره تابستان ۱۴۰۵ نیز از تداوم این شکاف حکایت دارد. بر اساس برآورد این مرکز، در سناریوی واقع‌بینانه، ناترازی برق در اوج مصرف تابستان به حدود ۱۳.۶ هزار مگاوات می‌رسد؛ به‌گونه‌ای که توان تأمین همزمان شبکه حدود ۶۸.۴ هزار مگاوات و تقاضا بیش از ۸۱ هزار مگاوات برآورد شده است. این ارقام نشان می‌دهد مسئله خاموشی صرفاً به چند روز گرم تابستان یا یک اختلال مقطعی در شبکه محدود نیست، بلکه با یک شکاف ساختاری میان ظرفیت عرضه و نیاز مصرف‌کنندگان مواجه هستیم.

وزیر نیرو در سخنان خود تأکید کرد که ظرفیت تولید برق کشور به حدود ۱۰۲ هزار مگاوات رسیده و با توجه به جمعیت کشور، ظرفیت تولید در سطح بالایی قرار دارد. از نگاه وزارت نیرو، بنابراین بخشی از مسئله را باید در سمت مصرف جست‌وجو کرد. علی‌آبادی معتقد است سیاست‌گذاری برق در سال‌های گذشته بیش از اندازه بر افزایش تولید متمرکز بوده و توجه کافی به اصلاح الگوی مصرف نشده است. بر همین اساس، دولت در حال حرکت به سمت تفکیک مصرف متعارف و مازاد است تا مصرف‌کنندگان پرمصرف هزینه واقعی برق مصرفی خود را پرداخت کنند.

عباس علی‌آبادی همچنین در روز ۹ شهریور اعلام کرد اگر روزهای باقی‌مانده هفته بدون حادثه سپری شود و همکاری مردم ادامه پیدا کند، از هفته آینده در بخش خانگی و صنعتی نباید با ناترازی برق مواجه باشیم و شبکه وارد شرایط تراز خواهد شد. او البته تأکید کرد که تراز شدن شبکه به معنای مجاز شدن مصرف بی‌حدوحصر نیست و مدیریت مصرف همچنان ضروری خواهد بود. این وعده در شرایطی مطرح شد که گزارش‌های میدانی و استانی همچنان از ادامه خاموشی‌های برنامه‌ریزی‌شده حکایت دارد.

به گفته وزیر نیرو، آسیب به برخی نیروگاه‌ها در جریان جنگ اخیر موجب شد وضعیت شبکه نسبت به روند پیش از جنگ دشوارتر شود. علی‌آبادی گفته است تا ۲۰ تیرماه مشکل خاصی در تأمین برق وجود نداشت، اما آسیب‌های واردشده به نیروگاه‌ها پس از آن، مدیریت ظرفیت تولید را دشوار کرد. این موضوع اهمیت یک نکته را برجسته می‌کند: جنگ لزوماً عامل ایجاد ناترازی برق نبوده، بلکه به یک ناترازی موجود شوک وارد کرده است. بنابراین با بازگشت شرایط اضطراری به وضعیت عادی نیز بخشی از مسائل ساختاری صنعت برق همچنان باقی خواهد ماند.

در مقابل روایت مبتنی بر مصرف، محمود حکیمی، عضو کمیسیون بازار برق و بورس انرژی سندیکای صنعت برق ایران، عنوان کرد که ریشه بحران را نمی‌توان صرفاً در رفتار مصرف‌کننده جست‌وجو کرد. از نگاه او، اقتصاد دستوری برق یکی از مهم‌ترین عواملی است که انگیزه سرمایه‌گذاری در صنعت نیروگاهی را کاهش داده است. نیروگاه‌دار از یک سو با قیمت‌های غیرواقعی برق مواجه است و از سوی دیگر مطالبات خود را با تأخیر دریافت می‌کند. چنین وضعیتی، بازگشت سرمایه را برای سرمایه‌گذار دشوار کرده و ساخت نیروگاه جدید را به فعالیتی با ریسک بالا تبدیل می‌کند.

حکیمی در همین چارچوب معتقد است خاموشی اساساً راه‌حل ناترازی نیست؛ بلکه ابزاری برای توزیع کمبود میان مصرف‌کنندگان است. به بیان دیگر، وقتی تولید پاسخگوی تقاضا نیست، سیاست‌گذار ناچار می‌شود بخشی از تقاضا را از شبکه حذف کند، اما این اقدام شکاف ساختاری میان تولید و مصرف را برطرف نمی‌کند. بخش دیگری از استدلال حکیمی به سمت تقاضا بازمی‌گردد. او معتقد است قیمت‌گذاری یارانه‌ای برق باعث شده هزینه انرژی در سبد خانوار سهم پایینی داشته باشد و در نتیجه انگیزه کافی برای اصلاح مصرف شکل نگیرد.

این دیدگاه با اظهارات اخیر وزیر نیرو نیز تا حدی همپوشانی دارد. علی‌آبادی، در تاریخ ۴ شهریور در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد که برای ۷۵ درصد مردم، مبلغ قبض برق حتی در حد هزینه خرید یک پیتزا نیست و معتقد است برق دولتی به افزایش مصرف منجر شده است. در واقع، دو روایت ظاهراً متفاوت در اینجا به یک نقطه مشترک می‌رسند: قیمت‌گذاری برق و نحوه توزیع یارانه انرژی، بخشی از مسئله ناترازی است. اما اختلاف اصلی بر سر اولویت سیاست‌گذاری است؛ آیا ابتدا باید قیمت و مصرف اصلاح شود یا اقتصاد تولید برق و سرمایه‌گذاری در این صنعت؟

یکی از مهم‌ترین نکات اظهارات علی‌آبادی این است که افزایش تولید به‌تنهایی نمی‌تواند مسئله برق را حل کند. این موضوع از نظر فنی نیز اهمیت دارد؛ زیرا ظرفیت اسمی نیروگاه‌ها با برق قابل اتکای تولیدشده در زمان اوج مصرف یکسان نیست. در این میان، فرسودگی نیروگاه‌ها نیز مسئله مهمی است. گزارش‌های پیشین درباره صنعت برق نشان داده‌اند که بخشی از ظرفیت نیروگاهی کشور به دلیل عمر بالا، راندمان پایین و مشکلات تعمیر و نگهداری، با ظرفیت اسمی خود برق تولید نمی‌کند.

از سوی دیگر، حکیمی به مسئله راندمان نیروگاه‌های حرارتی اشاره می‌کند و معتقد است منابع سوختی کشور باید به سمت نیروگاه‌های جدیدتر و واحدهای سیکل ترکیبی با راندمان بالاتر هدایت شود. در واقع، افزایش ظرفیت تولید زمانی می‌تواند به کاهش پایدار ناترازی منجر شود که ظرفیت جدید، قابل اتکا، اقتصادی و دارای راندمان مناسب باشد؛ در غیر این صورت، صرف افزایش عدد ظرفیت نصب‌شده لزوماً به معنای افزایش برق قابل عرضه در ساعات اوج مصرف نیست.

برآیند اظهارات وزیر نیرو و دیدگاه مطرح‌شده از سوی محمود حکیمی نشان می‌دهد ناترازی برق را نمی‌توان به یک عامل واحد نسبت داد. بحران فعلی حداقل سه ضلع اصلی دارد:

ضلع اول، تولید: فرسودگی بخشی از نیروگاه‌ها، کمبود سرمایه‌گذاری، محدودیت سوخت و آسیب‌های جنگی.

ضلع دوم، مصرف: رشد تقاضا، مصرف غیربهینه، تجهیزات و خودروها و ساختمان‌های کم‌بازده و پایین بودن انگیزه صرفه‌جویی در نتیجه قیمت‌گذاری یارانه‌ای.

ضلع سوم، اقتصاد صنعت برق: قیمت‌گذاری دستوری، تأخیر در پرداخت مطالبات نیروگاه‌ها و نبود جذابیت کافی برای سرمایه‌گذاری بلندمدت.

به این سه ضلع باید مسئله شبکه انتقال و توزیع، برق غیرمجاز و استخراج غیرقانونی رمزارز را نیز اضافه کرد.

جمع‌بندی نرخ روز
ناترازی برق در ایران، با وجود ظرفیت تولید بالا، به دلیل عوامل متعددی از جمله فرسودگی نیروگاه‌ها، کمبود سرمایه‌گذاری، رشد مصرف و قیمت‌گذاری یارانه‌ای، به یک چالش ساختاری تبدیل شده است. دیدگاه‌های مختلف بر اهمیت مدیریت مصرف و اصلاح اقتصاد صنعت برق تأکید دارند. آسیب‌های اخیر به زیرساخت‌های نیروگاهی نیز این بحران را تشدید کرده و نشان می‌دهد که حل این مسئله نیازمند رویکردی جامع و چندوجهی است.

اخبار بیشتر

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌های اقتصادی ایران
همه اخبار