نقش جزیره لارک و مینها در استراتژی نظامی ایران و آمریکا در تنگه هرمز
به گزارش نرخ روز، ارتش ایالات متحده اخیراً جزیره لارک در نزدیکی تنگه هرمز را هدف قرار داده است. این جزیره کوچک نقش مهمی در تلاشهای ایران برای مسدود کردن این آبراه کلیدی برای تامین انرژی جهان ایفا میکند که به نقطه کانونی درگیریها تبدیل شده است. سخنگوی سنتکام ادعا کرده که نیروهای آمریکایی پس از مشاهده نیروهای ایرانی در حال آمادهسازی برای پرتاب موشکهای مسلح به مین به آبهای اطراف تنگه، به این جزیره حمله کردند. از زمان آغاز درگیریها، تهران به دنبال اعمال حاکمیت خود بر تنگه هرمز بوده است. در قلب این استراتژی، یک پایگاه نظامی در جزیره لارک، یکی از مجموعهای از جزایر ساحل جنوبی ایران در نزدیکی بندرعباس، قرار دارد. لارک که حدود ۳۰ مایل مربع مساحت دارد، اکنون به همراه جزایر سهگانه ایرانی و در کنار جزیره بسیار بزرگتر قشم و جزیره هرمز در نزدیکی آن، به ارتش ایران جای پایی مستحکم در نزدیکی دروازه تنگه هرمز میبخشد و پایگاهی را برای نیروهای نظامی فراهم میکند تا کشتیهای عبوری را رصد کنند. هنوز هیچ نشانهای مبنی بر اینکه درگیریهای ساعات اخیر نشاندهنده هرگونه تشدید عمده در این درگیری است، وجود ندارد. پس از آنکه تهران و واشنگتن در ماه آوریل به آتشبس اولیه دست یافتند، مقامات نظامی ایران به جای استفاده از مسیر مستقیمتر مرکز در تنگه هرمز، شروع به هدایت کشتیها در امتداد خط ساحلی ایران و از شمال لارک کردند. به گفته مقامات آمریکایی، میانه تنگه به دلیل مینگذاری خطرناک تلقی میشود. ایران و ایالات متحده در ماه ژوئن توافقی برای بازگشایی تنگه امضا کردند. اما این توافق ظرف چند هفته از هم پاشید و نیروهای آمریکایی دوباره بنادر ایران را محاصره کردند. از آن زمان، ایران کنترل خود را بر ترافیک از طریق این آبراه تشدید کرده است. مقامات ایرانی با درخواست از همه کشتیهای عبوری برای اخذ مجوز از اداره تنگه خلیج فارس، سعی در رسمیت بخشیدن به این ترتیبات داشتهاند. این اداره اعلام کرد هرگونه انحراف از مسیر شمالی در نزدیکی لارک تخلف محسوب میشود. در این شرایط، مینهای تنگه هرمز تلاشهای ایالات متحده برای به دست گرفتن کنترل هرمز را مختل میکند. علیرغم خطر تشدید تنشی که میتواند درگیری را به یک جنگ داغ تبدیل کند، تصمیم ایالات متحده برای حمله اخیر به ایران برای اولین بار در یک ماه، نشاندهنده عزم واشنگتن برای پیروزی در رقابت موش و گربه خود برای کنترل تنگه هرمز است. تسلط ایران بر تنگه هرمز، که قبل از جنگ، دروازه یک پنجم نفت جهان بود، منبع اهرم فشار برای تهران در جنگ و مذاکرات برای پایان دادن به آن بوده است. اکنون ایالات متحده کمپین سرسختانهای را برای تضعیف این موقعیت و بازگرداندن آزادی ناوبری آغاز کرده است. در قلب این نبرد، عدم تعادل اساسی در جنگ مین وجود دارد. ایران لزوماً نیازی به غرق کردن کشتیها ندارد. فقط باید صاحبان کشتی، کاپیتانها و شرکتهای بیمه را متقاعد کند که خطر برخورد با مین هنگام عبور از تنگه برای انجام این سفر بسیار زیاد است. با این حال، برای ایالات متحده که میخواهد عبور ایمن را تضمین کند، این ماموریت دشوارتر است و باید هر مین موجود را خنثی یا منهدم کند. ایران با استفاده از مزیت جغرافیایی خود، از سلاحهای پراکنده و کمسروصدا استفاده کرده، زیرا به دنبال کاشت مین و در معرض خطر نگه داشتن کشتیها است. ایالات متحده از گشتهای هوایی و دریایی و قدرت آتش برای مقابله با تهدید استفاده میکند. به گفته یک استاد جنگ و استراتژی، تا زمانی که سابقهای از مینگذاری تنگه و داشتن مقادیر زیادی مین توسط ایرانیان وجود داشته باشد، به این معنی است که صاحبان کشتی آن را بسیار پرخطر میدانند. تلاش ادعایی برای شلیک مین به داخل تنگه با موشک، پیچیدگی تلاش ایالات متحده برای پاکسازی این آبراه حیاتی از مواد منفجره و باز نگه داشتن خطوط کشتیرانی خود را برجسته میکند. به گفته یک محقق در اندیشکده مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، تلاش برای مینگذاری مجدد تنگه واکنش به محاصره ایالات متحده و بر هم خوردن تعادل در تنگه است. جغرافیای تنگه، تاثیر این سلاح را افزایش میدهد. کشتیهای تجاری در مسیرهای باریکی متمرکز شدهاند که توانایی آنها را برای جاخالی دادن از مینها محدود میکند و میتواند هدف قرار دادن آنها را آسانتر کند. مینها مزایای زیادی در جنگ دریایی مدرن ارائه میدهند. آنها نسبتاً به راحتی قابل دستیابی و ساخت هستند و به راحتی قابل جابجایی و استقرار هستند. ارتشها قرنهاست که به مینها متکی بودهاند. در طول انقلاب آمریکا، جورج واشنگتن به یک مخترع اجازه داد تا بشکههای انفجاری را علیه کشتیهای بریتانیایی در رودخانه دلاور بفرستد، اگرچه این حمله نتوانست به اهداف اصابت کند. در دهه ۱۸۵۰، روسیه اولین استفاده دفاعی سیستماتیک از مینهای دریایی را در طول جنگ کریمه انجام داد که بریتانیاییها با نوعی اولیه از مینروب با آن مقابله کردند. طبق گفته فرماندهی تاریخ و میراث دریایی نیروی دریایی ایالات متحده، تا جنگ جهانی دوم، هواپیماهای آمریکایی توانستند بیش از ۱۲۰۰۰ مین را در اطراف ژاپن کار بگذارند و حدود ۶۷۰ کشتی را غرق یا به شدت آسیب برسانند. بخشی از چالش امروز ایالات متحده، تاکتیکهای زیادی است که ایران میتواند برای انداختن مینها به آب استفاده کند. نیروی دریایی منظم ایران تا حد زیادی آسیب دیده، اما سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هنوز تعداد زیادی قایق کوچک و تندرو در امتداد ساحل پنهان دارد که میتوانند مینها را پرتاب کنند. ایران همچنین روش غیرمعمولتری را نشان داده: شلیک آنها به دریا از ساحل. در جریان یک رزمایش دریایی در سال ۲۰۲۵، سپاه پاسداران سیستمی را با استفاده از موشک فجر-۵ برای استقرار مین دریایی در فاصله دور به نمایش گذاشت. چنین روشی میتواند به ایران اجازه دهد تا بدون قرار دادن یک کشتی مینگذار در معرض دید نیروهای آمریکایی، به سرعت در آبها مینریزی کند. ایالات متحده نگفته که آیا پرتابگرهایی که روز یکشنبه مورد اصابت قرار گرفتند، سیستمهای فجر-۵ بودند یا خیر و جزئیات محموله ایرانی همچنان نامشخص است. یک مشاور دریایی و افسر سابق نیروی دریایی ایالات متحده، از شنیدن خبر استقرار مینهای دریایی از پرتابگرهای موشک شگفتزده شد. با این حال، اندازه موشکها نشان میدهد که هر مین شلیک شده با آنها، برخلاف مینهای بزرگتری که نیروی دریایی به آنها عادت دارد، احتمالاً نسبتاً کوچک و ساده خواهد بود. او گفت با این وجود، ارتش ایالات متحده آنها را آنقدر جدی گرفت که نابودی آنها را تضمین کند. اگر ایران بتواند مینهای بیشتری را کار بگذارد، نیروهای آمریکایی وظیفه سخت یافتن و پاکسازی آنها را بر عهده خواهند داشت. کشتیهای نیروی دریایی متخصص، سیمها را از میان آب عبور میدهند تا کابلها یا زنجیرهایی را که مینها را به بستر دریا متصل میکنند، برش دهند تا به سطح آب بیایند و بتوان آنها را نابود کرد، اما این کار در آبهای مورد مناقشه تنگه خطرناک است. از طرف دیگر، کشتیها، پهپادها یا هواپیماهای مجهز به تجهیزات ویژه، میدانهای مغناطیسی، فشار یا صدای ایجاد شده توسط یک کشتی در حال عبور را شبیهسازی میکنند تا مینها را قبل از اینکه بتوانند آسیبی وارد کنند، منفجر کنند. مینها معمولاً توسط کشتیهای سطحی تخصصی، زیردریاییها یا هواپیماها مستقر میشوند. فرماندهی مرکزی ایالات متحده هفته گذشته اعلام کرد که نیروهای آمریکایی با استفاده از غواصان نیروی دریایی، یگان ویژه نیروی دریایی و نیروی هوایی آمریکا، مینهای ایرانی را از خطوط کشتیرانی شناخته شده بینالمللی پاکسازی کردهاند. اگر نبرد برای تنگه از پاکسازی یک میدان مین یکباره به باز نگه داشتن مداوم همان بخش از آب تغییر کند، چنین تلاشهایی همچنان مورد آزمایش قرار خواهد گرفت. برخی از کارشناسان میگویند هیچ عملیات پاکسازی مین نمیتواند تضمین کند که همه مینها از بین رفتهاند. به گفته یک مهندس ارشد و متخصص عملیات و فناوریهای دریایی: «مهمترین نکته این است که جنگ مین، بازی ناشناختههاست. هیچوقت نمیتوان با اطمینان کامل گفت که همه مینها از بین رفتهاند، فقط میتوان گفت که خطر به سطح قابل قبولی کاهش یافته است.» به گفته یک استاد جنگ و استراتژی، نزدیکی ایران به تنگه و توانایی پخش قایقهای کوچک، مینها و سایر سلاحها در امتداد ساحل آن، از بین بردن کامل این تهدید را دشوار میکند. حتی پس از پاکسازی یک خط، نیروهای آمریکایی و متحدان باید از عبور نیروهای ایرانی و گذاشتن مینهای جدید جلوگیری کنند. او گفت: «وقتی میگویید همه مینها خنثی شدهاند، این فقط تا دفعه بعد است که کسی بتواند از هر اقدامی که برای کنترل آن انجام دادهاید عبور کند و دوباره مینگذاری کند.» جمعبندی نرخ روز درگیریهای اخیر در تنگه هرمز و حمله آمریکا به جزیره لارک، نشاندهنده اهمیت استراتژیک این آبراه و نقش مینها در راهبرد نظامی ایران است. ایران با استفاده از مزیت جغرافیایی و تاکتیکهای متنوع، به دنبال حفظ کنترل بر تنگه است، در حالی که ایالات متحده تلاش میکند آزادی ناوبری را بازگرداند. این نبرد، به دلیل ماهیت ناشناخته مینها و دشواری پاکسازی کامل آنها، چالشهای پیچیدهای را برای هر دو طرف ایجاد کرده است.


