میراث جنگ و معماری امنیتی جدید منطقه؛ پیمان مکه در حال شکلگیری است؟
به گزارش نرخ روز، به نظر میرسد با ازسرگیری تبادل آتشهای آمریکا و ایران، سه ضلع پیمان مکه شامل ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان در حال آزمودن ظرفیت واقعی پیمان خود هستند. تازهترین نشست این پیمان تنها چند ساعت پس از آن برگزار شد که واشنگتن و تهران برای نخستین بار طی یک ماه حملات متقابل انجام دادند. هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، روز دوشنبه پس از این مذاکرات در یک کنفرانس خبری گفت: «دبیرخانهای در ریاض ایجاد شده و نخستین دبیرکل آن از میان برادران پاکستانی ما منصوب خواهد شد.» فیدان گفت این ائتلاف بر پایه «اصول بینالمللی، مانند احترام به حاکمیت کشورها، تمامیت ارضی و عدم مداخله در امور داخلی» شکل گرفته و «برای مشارکت و عضویت هر کشور دیگری در منطقه» باز خواهد بود. برخی تحلیلگران میگویند همین واقعیت که ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان توافق خود را بهصورت علنی و رسمی تدوین کردهاند، به آن فضای بیشتری برای رشد میدهد؛ به شکلی که احتمالاً ائتلاف امارات و اسرائیل قادر به انجام آن نیست. فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و اسحاق دار، معاون نخستوزیر این کشور، روز یکشنبه وارد ترکیه شدند. مقامهای پاکستانی طی هفتههای اخیر پیشنهاد کرده بودند که مصر نیز ممکن است در نشست روز دوشنبه حضور داشته باشد؛ نه برای مذاکره درباره خود پیمان دفاعی، بلکه بهعنوان عضو چهارگانهای که در تلاشها برای پایان دادن به جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران نقش میانجی داشته است. «کمیته سیاسی، راهبردی و دفاعی» که بر اساس توافق دفاعی مشترک پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه در مکه در ۷ آگوست تشکیل شده، اکنون کار تبدیل آن اعلامیه سیاسی، مبنی بر اینکه حمله به هر یک از سه کشور حمله به هر سه کشور تلقی خواهد شد، به یک سازوکار عملیاتی را آغاز کرده است؛ بااینحال، هنوز مشخص نیست ساختار نهادی این پیمان دقیقاً چگونه عمل خواهد کرد و بند دفاع متقابل در چه شرایطی فعال خواهد شد. نشست استانبول تنها چند روز پس از چهارمین سفر عاصم منیر به ایران در سال جاری برگزار شد. او در ۲۴ آگوست به تهران رفت و با مقامات ایرانی دیدار کرد؛ سفری که ارتش پاکستان آن را بخشی از تلاشهای اسلامآباد برای پایان دادن به جنگ توصیف کرد. وزارت امور خارجه پاکستان اعلام کرده است که این پیمان برای پیوستن کشورهای دیگر باز خواهد بود. اسحاق دار در ۹ آگوست گفت این توافق ماهیتی دفاعی دارد و جایگزین هیچیک از ترتیبات دوجانبه یا چندجانبه موجود نمیشود. فیدان نیز گفت آنکارا در نهایت میخواهد این چارچوب را فراتر از سه کشور بنیانگذار گسترش دهد. وزرای امور خارجه مصر، پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی در تاریخ ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶ در قاهره برای بحث درباره ثبات منطقه دیدار میکنند. بنگلادش تاکنون بیش از سایر کشورها بهصورت علنی علاقه خود را برای پیوستن نشان داده است. همایون کبیر، وزیر مشاور امور خارجه بنگلادش، گفت داکا علاقه خود را به این پیمان اعلام کرده و پیوستن یک کشور اسلامی به چنین ترتیبی غیرعادی نخواهد بود. مصر پیشتر در مذاکرات امنیتی چهارجانبه با عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان شرکت کرده بود، اما در مراسم امضای توافق در ۷ آگوست حضور نداشت. رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، در مصاحبهای در ۱۵ آگوست گفت پیوستن قاهره «ممکن» است و تأکید کرد این پیمان برای اعضای تازه باز خواهد بود. بدر عبدالعاطی، وزیر امور خارجه مصر، پس از آن گفت قاهره در حال بررسی مسائل قانون اساسی و حقوقی پیش از تصمیمگیری درباره عضویت است؛ موضوعی که بهطور گسترده به تعهدات معاهدهای موجود مصر در دیگر بخشهای منطقه تعبیر شده است. در داخل شورای همکاری خلیج فارس، حمد بن جاسم آل ثانی، نخستوزیر پیشین قطر، علناً از هر شش کشور عضو شورا خواسته است به این پیمان بپیوندند. تحلیلگران درباره اینکه چه کشوری ممکن است گام بعدی را بردارد، اختلاف نظر دارند. ارلی، مصر را «از نظر راهبردی مهمترین نامزد» دانست و به نقش قاهره بهعنوان یکی از محورهای دیپلماسی عربی و همچنین بهبود اخیر روابط آن با آنکارا اشاره کرد. به باور عمر کریم هرگونه گسترش پیمان نیازمند توافق سه عضو بنیانگذار درباره تعهد به تأمین امنیت عضو جدید خواهد بود؛ بهویژه اگر آن کشور خود در معرض تهدیدهای منطقهای قرار داشته باشد. او گفت: «امکان پیوستن مصر، سوریه یا بنگلادش وجود دارد، اما ایجاد تفاهمهای لازم میان همه ذینفعان به زمان نیاز خواهد داشت.» پاکستان طی سالهای اخیر یک پیمان دفاعی متقابل با عربستان سعودی امضا کرده، به یک توافق سهجانبه امنیت جمعی با عربستان و ترکیه موسوم به «پیمان مکه» پیوسته، هزاران نیرو و یک اسکادران جنگنده به عربستان سعودی اعزام کرده و ترتیبات آموزشی خود با قطر را نیز گسترش داده است. شیخ عبدالله علی عبدالله السالم الصباح، وزیر دفاع کویت، در تاریخ ۲۷ آگوست ۲۰۲۶ در ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح در راولپندی، با عاصم منیر، رئیس ستاد نیروهای دفاعی پاکستان، دیدار میکند. در آخرین مورد، پاکستان و کویت روز پنجشنبه یک توافق دفاعی جدید امضا کردند. این توافق بر پایه توافق اولیهای است که در ژوئن ۲۰۲۳ امضا شده بود، اما کویت تنها ماه گذشته آن را بهطور رسمی تصویب کرد. این توافق جدیدترین مورد از فهرستی است که بهسرعت در حال افزایش است. پاکستان دهههاست که آموزش و نیروی انسانی در اختیار ارتشهای کشورهای خلیج فارس قرار میدهد. آنچه تغییر کرده، سرعت و آشکار بودن این نقش و آمادگی پایتختهای خلیج فارس برای رسمی کردن آن از طریق توافقهای امضاشده، به جای همکاریهای غیررسمی و پشتپرده، است. پرسشی که این مجموعه توافقها مطرح میکند، کمتر درباره هر یک از پیمانها بهتنهایی و بیشتر درباره خود این الگوست: چرا کشورهای خلیج فارس همچنان به پاکستان روی میآورند و پاکستان در ازای پذیرفتن این نقش چه چیزی به دست میآورد؟ عمر کریم، پژوهشگر مرکز تحقیقات و مطالعات اسلامی ملک فیصل در ریاض، گفت توافق جدید نهتنها در زمینه توسعه ظرفیتهای دفاعی کلی کویت، بلکه بهطور مشخص در زمینه تأمین امنیت مرز این کشور با عراق، برای پاکستان نقش ایجاد میکند. او گفت: «اگر نیروهای پاکستانی در کویت مستقر شوند و در امتداد مرز این کشور مستقر شوند، در عمل این توافق را به توافق پاکستان و عربستان نزدیکتر میکند. در حال حاضر، تعامل دفاعی پاکستان با کشورهای خلیج فارس در حال پیدا کردن شکلی ملموستر است. اگرچه هنوز اساساً یک چتر امنیتی نیست، اما به این کشورها کمک میکند مشارکتهای دفاعی خود را متنوع کنند و یک لایه دیگر به بازدارندگی خود بیفزایند.» تحلیلگران معتقدند اعتماد به تضمینهای امنیتی واشنگتن در خلیج فارس پس از حمله اسرائیل به ساختمانی در دوحه قطر که مقامهای حماس در آن حضور داشتند، در سپتامبر ۲۰۲۵ کاهش یافت. رهبران حماس در آن زمان بخشی از تیم مذاکرهکنندهای بودند که در مذاکرات غیرمستقیم با اسرائیل مشارکت داشتند. چند روز بعد، پاکستان و عربستان سعودی توافق SMDA را امضا کردند. دود از فرودگاه بینالمللی کویت پس از حمله پهپادی به مخازن سوخت در کویتسیتی، کویت، در تاریخ ۲۵ مارس ۲۰۲۶ به آسمان برمیخیزد. در جریان جنگ آمریکا و ایران که از فوریه امسال آغاز شد، حملات ایران اهداف آمریکایی و کویتی را در خاک کویت هدف قرار داد؛ از جمله حملهای که در نزدیکی بندر شعیبه به کشته شدن شش سرباز آمریکایی انجامید. سلمان الجوانه، رئیس بخش مطبوعات سیاسی اتحادیه روزنامهنگاران کویت، گفت این توافق «نباید بهعنوان یک پیمان دوجانبه معمولی، بلکه در چارچوب بازتعریف محیط امنیتی خلیج فارس پس از تشدید تهدیدهای منطقهای» درک شود. مزایای خود پاکستان نیز به توضیح اینکه چرا این کشور از این بازتعریف امنیتی سود میبرد، کمک میکند. کریم خاطرنشان کرد پاکستان تنها کشور دارای سلاح هستهای در جهان اسلام است. این کشور همچنین جایگاه دیپلماتیک کمنظیری دارد: پاکستان در جنگ میان آمریکا و ایران، یک میانجی اصلی است و رهبری آن مورد اعتماد هر دو کشور قرار دارد؛ همزمان، اسلامآباد روابط قدرتمندی با کشورهای عربی خاورمیانه و همچنین چین، ابرقدرت در حال ظهور، دارد؛ کشوری که کشورهای منطقه نیز به دنبال جلب روابط نزدیکتر با آن هستند. این موقعیت به کشورهایی که بهطور سنتی به چتر امنیتی آمریکا متکی بودهاند اجازه میدهد گزینههای خود را گسترش دهند، بدون آنکه مانند مجموعهای مشابه از توافقها با چین، واشنگتن را ناراضی کنند. اینکه اسلامآباد دقیقاً چه چیزی به دست میآورد، بسیار نامشخصتر از آن چیزی است که ارائه میکند. بر اساس آمار بانک مرکزی پاکستان، این کشور در سال مالی گذشته رکورد ۴۱.۶ میلیارد دلار حوالههای ارزی دریافت کرده است که نزدیک به نیمی از آن از عربستان سعودی و امارات متحده عربی آمده است. اسحاق دار در تاریخ ۳۰ آگوست ۲۰۲۶ وارد استانبول شد و با هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، دیدار کرد. فیلد مارشال منیر در سال ۲۰۲۳ به بازرگانان پاکستانی گفته بود کشورهای خلیج فارس میتوانند تا ۱۰۰ میلیارد دلار در پاکستان سرمایهگذاری کنند؛ اما سه سال بعد، میزان سرمایهگذاری تحققیافته تنها بخش کوچکی از این رقم است. کریم گفت مشخص نیست پاکستان در ازای توافق با کویت دقیقاً چه چیزی دریافت خواهد کرد. او گفت: «مشخص نیست پاکستان چه چیزی در ازای آن به دست خواهد آورد، اما به احتمال زیاد حمایت کویت میتواند در قالب تأمین انرژی یارانهای باشد؛ البته این موضوع تنها در صورتی عملی خواهد شد که ماجرای تنگه هرمز به شکلی پایان یابد. کویت همچنین ممکن است صدور ویزا برای کارگران پاکستانی را افزایش دهد.» در حال حاضر حدود ۹۵ هزار پاکستانی در کویت زندگی میکنند. محمود دستاورد گستردهتر پاکستان را با صراحت بیشتری بیان کرد. او گفت: «هرگونه همکاری راهبردی از این نوع، اهمیت و ارتباط شما را بسیار افزایش میدهد و این اهمیت اکنون بسیار فراتر از منطقه گسترش یافته است.» پس از حمله موشکی ایران به پایگاه هوایی العدید قطر در ژوئن ۲۰۲۵، رشید المهندی، تحلیلگر سیاسی، استدلال کرد که سالهای پیش رو برای کشورهای خلیج فارس خطرناکتر خواهد بود و در نهایت، تعمیق همکاریهای دفاعی و یکپارچهسازی نظامی اجتنابناپذیر خواهد شد. او اوایل همین ماه نیز نوشت که کشورهای خلیج فارس دیگر نمیتوانند کاملاً به سازوکار امنیتی قدیمی متکی باشند و باید تا حد بیشتری یک اکوسیستم امنیتی مستقل برای خود ایجاد کنند. تاکنون، تحولات کلی درستی این دو استدلال را تأیید کردهاند. مقامات ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی، همگی اعضای ائتلاف دفاعی مکه، در تاریخ ۳۱ آگوست ۲۰۲۶ در استانبول دیدار میکنند. آنچه طی شش ماه گذشته روشنتر شده، این است که جنگ صرفاً در حال تغییر بودجههای دفاعی یا ایجاد توافقهای امنیتی جدید نیست. این جنگ در حال تغییر دادن نحوه نگاه کشورهای خلیج فارس به مفهوم امنیت است: اینکه با چه کشورهایی باید همکاری کنند، از شرکای خود چه انتظاری داشته باشند و هنگامی که یک بحران واقعاً آغاز میشود، همکاریها باید چگونه باشد. برخی از این تغییرات کاملاً آشکار هستند. جنگ، به مستقیمترین شکل ممکن، آسیبپذیری شهرها، زیرساختهای انرژی، فرودگاهها، بنادر و خطوط کشتیرانی در برابر موشکها، پهپادها و سایر اشکال اخلال را نشان داده است. تهدیدهایی که پیشتر اغلب در رزمایشها و اسناد برنامهریزی مورد بحث قرار میگرفتند، اکنون به مشکلات فوری و عملیاتی تبدیل شدهاند. برای دههها، امنیت خلیج فارس بر ساختاری آشنا استوار بود: آمریکا اصلیترین چتر امنیتی خارجی را فراهم میکرد، کشورهای خلیج فارس روابط دوجانبه خود را با واشنگتن و دیگر پایتختهای غربی حفظ میکردند و شورای همکاری خلیج فارس نیز چارچوبی منطقهای فراهم میکرد که در آن یکپارچهسازی دفاعی، بهصورت نابرابر، پیش میرفت. این نظام از بین نرفته است. آمریکا همچنان برای امنیت خلیج فارس ضروری است و در آینده قابل پیشبینی، نقشی محوری خواهد داشت. آنچه در حال تغییر است، این فرض است که این ساختار بهتنهایی کافی است. جنگ، حرکت به سوی یک نظام امنیتی چندلایهتر را سرعت بخشیده است. کشورهای خلیج فارس در حال تقویت همکاری با یکدیگر و همزمان تعمیق روابط خود با طیف گستردهتری از شرکا هستند. ترکیه در حال تبدیل شدن به بازیگری مهمتر است. کشورهای اروپایی ظرفیت بیشتری برای ایفای نقش عملیاتی دارند. از روابط نظامی دوجانبه موجود انتظار میرود عملکرد بیشتری داشته باشند و ترتیبات منطقهای جدید نیز در کنار سازوکارهای قدیمی در حال شکلگیری هستند. پرتابههایی در فیلمی که مقامات ایرانی منتشر کردهاند و موشکهایی را نشان میدهد که در تاریخ ۳۱ آگوست ۲۰۲۶ از مکانی نامعلوم به سمت اهداف نظامی آمریکا در اردن پرتاب شدهاند. توافق دفاعی مشترک مکه شاید روشنترین نمونه اخیر باشد. این توافق با اعلام اینکه حمله مسلحانه به یکی از اعضا بهمنزله حمله به همه اعضاست، بلافاصله مقایسههایی را با ناتو به وجود آورد. اصل چنین تعهدی در امنیت خلیج فارس چیز جدیدی نیست. توافق دفاع مشترک موجود شورای همکاری خلیج فارس نیز حمله به یکی از اعضا را حمله به همه اعضا تلقی میکند؛ تعهدی که کشورهای عضو شورای همکاری بارها در جریان جنگ کنونی بر آن تأکید کردهاند. تفاوت توافق مکه در این است که منطق دفاع جمعی را فراتر از شورای همکاری خلیج فارس گسترش میدهد و عربستان سعودی را به ترکیه و پاکستان پیوند میزند. مقایسه این توافق با ناتو قابل درک است، اما میتواند توجه را از آنچه واقعاً در حال وقوع است منحرف کند. خلیج فارس نیازی ندارد ناتو را بازتولید کند و خاورمیانه نیز الزاماً برای ایجاد یک ائتلاف امنیتی بزرگ، با یک سلسلهمراتب واحد و یک برداشت واحد از تهدید، مناسب نیست. تهدیدی که یک کشور خلیج فارس با آن مواجه است، ممکن است یک روز از سوی یک کشور دیگر باشد و روز بعد از سوی یک بازیگر غیردولتی. کشورهایی که یک تهدید را تقریباً به یک شکل درک میکنند، ممکن است در مورد نحوه مقابله با آن اختلاف نظر داشته باشند. این پیچیدگیها نشان میدهد که یک رویکرد امنیتی چندوجهی و انعطافپذیر برای منطقه ضروری است. جمعبندی نرخ روز: با تشدید تنشها و حملات متقابل در منطقه، پیمان مکه میان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان در حال تبدیل شدن از یک اعلامیه سیاسی به یک سازوکار عملیاتی دفاعی است. این پیمان که برای عضویت سایر کشورها نیز باز است، نشاندهنده تغییر رویکرد کشورهای خلیج فارس به امنیت و تلاش برای ایجاد یک اکوسیستم امنیتی چندلایهتر است. پاکستان با موقعیت دیپلماتیک و تواناییهای دفاعی خود، نقش کلیدی در این معماری امنیتی جدید ایفا میکند و در ازای آن به دنبال منافع اقتصادی و افزایش اهمیت راهبردی خود در منطقه است.


