انتقاد از رویکرد رئیسجمهور: مردم گرانیها را میبینند، به گزارش نیاز ندارند
به گزارش نرخ روز، در انتقادی به رویکرد رئیسجمهور، این نکته مطرح شده است که صرفاً بیان مشکلات کشور در گفتوگوهای تلویزیونی مطرح نیست؛ بلکه گاهی شیوه بیان این مسائل، تصویری از ناتوانی و عجز را به مخاطبان داخلی و خارجی منتقل میکند. زمانی که رئیسجمهور از کمبود ارز، چالشهای اقتصادی و محدودیتها در تأمین نیازهای کشور سخن میگوید، این اظهارات تنها در داخل شنیده نمیشود؛ بلکه دشمن نیز آن را رصد کرده و بر اساس آن محاسبات خود را انجام میدهد. وقتی رئیسجمهور اعلام میکند که در صورت بازگشت آمریکا به توافق، ایران نیز به تعهدات خود بازخواهد گشت، در واقع بخشی از رفتار آتی کشور را به تصمیم طرف مقابل وابسته میکند. چنین ادبیاتی در شرایط تقابل و فشار، ممکن است از سوی دشمن به عنوان نشانهای از ضعف و عقبنشینی تعبیر شود؛ همانطور که در ارزیابیهای دشمن، ضعف اقتصادی و مشکلات داخلی ایران همواره یکی از عوامل تأثیرگذار در تصمیمگیریها بوده است. این پرسش مطرح میشود که آیا مردم خودشان از وضعیت اقتصادی آگاه نیستند؟ آیا لازم است از تریبون رسمی دولت اعلام شود که ارز محدود است، منابع کافی نیست و مشکلات خاصی وجود دارد؟ مردم با مشاهده قیمتها و تجربه مستقیم، شرایط را درک میکنند. اما وقتی رئیسجمهور همین مشکلات را با تأکید و تکرار بیان میکند، موضوع از حد «اطلاعرسانی» فراتر رفته و به سیگنالی برای بازار تبدیل میشود. فعالان اقتصادی، سرمایهگذاران و حتی شهروندان عادی، وقتی از زبان عالیترین مقام اجرایی کشور میشنوند که ارز نیست یا ممکن است اوضاع بدتر شود، طبیعی است که برای آینده خود تصمیمات محتاطانه بگیرند. پیامد چنین فضایی میتواند تشدید انتظارات تورمی و افزایش فشار بر ارزش پول ملی باشد. نباید این نکته را نادیده گرفت که دشمن دقیقاً به همین سیگنالها توجه میکند. وقتی رئیسجمهور یک کشور در رسانههای رسمی از مشکلات، کمبودها و ناتوانیها سخن میگوید، طرف مقابل این اطلاعات را در کنار سایر دادههای امنیتی و اقتصادی خود قرار داده و درباره میزان تابآوری آن کشور قضاوت میکند. اگرچه ادعای اینکه «آمریکا صرفاً به خاطر حرفهای رئیسجمهور حمله کرد» دقیق نیست؛ اما تصور اینکه دشمن از این اظهارات بهرهبرداری نمیکند نیز سادهانگارانه است. دشمن به دنبال نقاط ضعف میگردد و هر نشانهای از ضعف، اختلاف، ناامیدی یا ناتوانی را در محاسبات خود لحاظ میکند. بنابراین، مسئولان، به ویژه رئیسجمهور، باید آگاه باشند که هر جملهشان تنها مصرف داخلی ندارد. از سوی دیگر، رهبری نیز بارها درباره گفتار و رفتارهایی که به تضعیف روحیه عمومی و سوءاستفاده دشمن منجر میشود، هشدار دادهاند. در پیام اخیر ایشان به مناسبت هفته دولت نیز بر لزوم تقویت امید و پرهیز از سخنان ناامیدکننده و تضعیفکننده انگیزههای ملی تأکید شده است. نقد مشکلات کشور کاملاً ضروری است؛ اما نقد با اعلام عجز تفاوت دارد. مردم حق دارند واقعیت را بدانند، اما همزمان حق دارند از دولت برنامه، راهحل و اراده برای عبور از مشکلات را نیز بشنوند. دولت نباید صرفاً فهرست مشکلات را برای مردم بخواند؛ بلکه باید نشان دهد برای حل آنها چه اقداماتی انجام داده و چه برنامههایی در پیش دارد. در خطاب به رئیسجمهور، تأکید شده است که مردم خودشان شرایط را میبینند و نیازی نیست دولت هر روز با بیان بدترین سناریوها به بازار و جامعه سیگنال منفی بدهد. اگر ارز کم است، باید راه تأمین آن را بیان کرد؛ اگر تحریم مشکلساز شده، باید راه مقابله با آن را توضیح داد؛ اگر فشار اقتصادی شدید است، باید برنامه عبور از آن را ارائه کرد. کشور به رئیسجمهوری نیاز دارد که در سختترین شرایط، واقعیت را درک کند اما عجز را فریاد نزند؛ مشکلات را بگوید اما امید و توان عبور از آنها را نیز نشان دهد. در این شرایط، هر کلمه مسئولان وزن دارد و هر جمله میتواند بر بازار، افکار عمومی و محاسبات دشمن تأثیر بگذارد. از این رو، بر لزوم دقت در گفتار و عدم تکرار این مسیر تأکید شده است. جمعبندی نرخ روز اظهارات رئیسجمهور درباره مشکلات اقتصادی و کمبودها میتواند به جای اطلاعرسانی، سیگنال منفی به بازار و جامعه ارسال کند. این نوع بیان، علاوه بر تشدید انتظارات تورمی و فشار بر پول ملی، ممکن است از سوی دشمن به عنوان نشانه ضعف تلقی شود. مردم با وجود آگاهی از مشکلات، انتظار دارند دولت برنامهها و راهحلهای عملی برای عبور از بحرانها را نیز ارائه دهد. بنابراین، مسئولان باید در بیان مسائل اقتصادی، ضمن واقعبینی، امید و توانایی حل مشکلات را نیز به نمایش بگذارند.


