۰۵:۲۹:۲۷ یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵
خانهاخبار › سلطه دلار بر نظام پولی جهان پایدار است؛ جانشین احتمالی آن ک…

سلطه دلار بر نظام پولی جهان پایدار است؛ جانشین احتمالی آن کیست؟

🗓 یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ ✍️ نرخ روز
پژوهشی جدید نشان می‌دهد که با وجود تلاش‌ها برای کاهش وابستگی به دلار، سلطه این ارز بر نظام پولی جهانی در سال‌های آتی همچنان پابرجا خواهد ماند و افول آن به معنای ظهور فوری جانشین نیست.
سلطه دلار بر نظام پولی جهان پایدار است؛ جانشین احتمالی آن کیست؟

به گزارش نرخ روز، بریکس، نام نهادی متشکل از برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی است که از اهداف اصلی آن می‌توان به کاهش وابستگی به دلار آمریکا در تجارت بین‌المللی، ایجاد یک نظام مالی و پرداخت مستقل، تقویت همکاری‌های اقتصادی، تجاری و سیاسی میان کشور‌های عضو و تلاش برای ساختن یک نظم جهانی چندقطبی در برابر قدرت‌های سنتی اشاره کرد. در داخل کشور، مسئولان و سیاستگذاران دولتی مهم‌ترین هدف بریکس را شکستن سلطه دلار و مقابله با تحریم‌ها عنوان کرده‌اند. با این حال، شواهد علمی و مطالعات پژوهشی، حداقل در سال‌های آتی، تحقق هدف اصلی بریکس را نامحتمل می‌دانند. در همین راستا، پژوهشی توسط گروهی از محققان در NBER منتشر شده که شکنندگی تسلط دلار در اقتصاد جهانی را بررسی کرده است. این پژوهش، نظام پولی بین‌المللی را به‌صورت یک شبکه یا گراف درختی مدل می‌کند که در آن ارزها می‌توانند با تغییر شرایط اقتصادی، نهادی و سیاسی، جایگاه خود را تغییر دهند. در این چارچوب، سلطه پولی صرفا نتیجه اندازه اقتصاد یک کشور نیست، بلکه به اعتبار نهادهای پولی و مالی، هزینه‌های مبادله، تحولات فناوری، منابع، درگیری‌های سیاسی و چرخه بحران‌های مالی نیز وابسته است. مدل ارائه‌شده نظام پولی بین‌المللی را بر پایه سه عنصر اصلی توضیح می‌دهد. نخست، «هاب» که نشان‌دهنده عاملی است که اعتماد به نظام را شکل می‌دهد. در دوره استاندارد طلا، این نقش را خود طلا ایفا می‌کرد، اما پس از پایان قابلیت تبدیل دلار به طلا، اعتبار سیاست پولی اهمیت بیشتری پیدا کرد. عنصر دوم، «هسته» است؛ یعنی ارز یا ارزهایی که در مرکز شبکه پولی جهان قرار دارند و بیشترین نقش را در مبادلات و ذخایر بین‌المللی ایفا می‌کنند. عنصر سوم نیز «فاصله» میان ارزهاست که در مدل به‌عنوان نماینده‌ای از هزینه‌های مبادله در بازار ارز در نظر گرفته می‌شود. در این چارچوب، ارزها صرفا به دو گروه «مسلط» و «غیرمسلط» تقسیم نمی‌شوند. هر ارز می‌تواند در یکی از پنج وضعیت هسته، هسته در حال صعود، هسته در حال افول، چالشگر و غیرهسته قرار بگیرد. این تقسیم‌بندی به مدل اجازه می‌دهد مسیر تدریجی صعود یا افول یک ارز را در نظام بین‌المللی دنبال کند. تغییر جایگاه ارزها در این مدل تحت تأثیر پنج دسته از شوک‌های جهانی قرار دارد. نخست، فناوری است. رشد اقتصادی، انقلاب‌های مالی، گسترش رایانه و ظهور فناوری‌های جدید مالی، از جمله ارزهای دیجیتال بانک‌های مرکزی و استیبل‌کوین‌ها، می‌توانند ساختار نظام پولی را تغییر دهند. دوم، توسعه و منابع نام دارد. رشد تولید ناخالص داخلی سرانه، دسترسی به منابع استراتژیک مانند نفت، زغال‌سنگ و عناصر کمیاب و حتی میراث تاریخی استعمار، در تعیین جایگاه کشورها و ارزهای آنها مؤثر است. سوم، نهادهای پولی، مالی و بودجه‌ای هستند. استقلال بانک مرکزی، اعتبار سیاست پولی، انضباط مالی و اصلاحات نهادی از مهم‌ترین عواملی هستند که اعتماد به یک ارز را شکل می‌دهند. تأسیس فدرال رزرو، ایجاد یورو و حرکت کشورها به سمت هدف‌گذاری تورمی نمونه‌هایی از تغییرات نهادی مهم در تاریخ نظام پولی جهان هستند. چهارم، دموکراسی و منازعات عنوان شده‌اند. جنگ‌های بزرگ، ائتلاف‌های سیاسی و نظامی و نوع نظام سیاسی کشورها نیز بر جایگاه ارزها اثرگذارند. تجربه تاریخی نشان می‌دهد ارزهای کشورهای دموکراتیک، همبستگی بیشتری با موقعیت ارز ذخیره داشته‌اند. و در نهایت مورد پنجم، چرخه بحران و مقررات‌گذاری نام دارد. بحران‌های مالی بزرگ معمولا با موج‌های جدید مقررات‌گذاری همراه می‌شوند. از رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰ تا بحران مالی جهانی ۲۰۰۸، این تعامل میان بحران و مقررات‌گذاری می‌تواند هزینه‌های مبادله و ساختار نظام مالی بین‌المللی را تغییر دهد. مدل ارائه‌شده تلاش می‌کند این چارچوب را با تاریخ نظام پولی جهان تطبیق دهد و تحولات آن را از دهه ۱۸۸۰ تا دهه‌های اخیر بازسازی کند. در دوره استاندارد کلاسیک طلا، پوند بریتانیا در مرکز نظام پولی قرار داشت و طلا نقش هاب اعتماد را ایفا می‌کرد. هزینه‌های مبادله نیز در این ساختار نسبتا پایین بود. با ورود جهان به استاندارد تبادل طلا، موقعیت بریتانیا به‌تدریج تضعیف شد. کاهش قدرت اقتصادی این کشور از یک سو و تقویت اقتصاد آمریکا از سوی دیگر، زمینه را برای صعود دلار فراهم کرد. تأسیس فدرال رزرو نیز یکی از تحولات نهادی مهم در این مسیر بود. در نظام برتون وودز، دلار به هسته اصلی نظام پولی جهان تبدیل شد، هرچند همچنان طلا نقش پشتوانه نظام را داشت. پس از پایان قابلیت تبدیل دلار به طلا، ساختار نظام پولی وارد مرحله جدیدی شد. در نظام شناوری مدیریت‌شده، دلار به تنها ارز هسته تبدیل شد و نقش طلا در نظام پولی جای خود را به اعتبار سیاست پولی داد. در دوره معاصر نیز این سلطه ادامه یافته است. یورو و یوآن چین توانسته‌اند در برخی مناطق و حوزه‌ها به‌عنوان چالشگر ظاهر شوند، اما هنوز فاصله قابل‌توجهی با جایگاه دلار دارند. پوند بریتانیا و ین ژاپن نیز همچنان در شبکه پولی بین‌المللی حضور دارند، اما نقش آنها با دلار قابل مقایسه نیست. مهم‌ترین یافته آزمون‌های آینده‌نگر این پژوهش، تاب‌آوری بالای سلطه دلار است. نویسندگان با استفاده از شبیه‌سازی مونت‌کارلو و زنجیره‌های مارکوف شرطی، مجموعه‌ای از سناریوهای مختلف را برای آینده نظام پولی جهان بررسی کرده‌اند. نتیجه اصلی این است که حتی در شرایطی که مجموعه‌ای از شوک‌های منفی متوجه اقتصاد آمریکا شود، تغییر موقعیت دلار بسیار تدریجی خواهد بود. به بیان دیگر، سلطه یک ارز صرفا به عملکرد اقتصادی کوتاه‌مدت کشور صادرکننده آن وابسته نیست. گستردگی شبکه استفاده از دلار، عمق بازارهای مالی آمریکا، هزینه‌های تغییر ارز و اعتبار نهادی ایجادشده در طول دهه‌ها باعث می‌شود که کنار گذاشتن دلار برای فعالان اقتصادی و دولت‌ها هزینه‌بر باشد. به همین دلیل، حتی در سناریوهایی که جایگاه آمریکا تضعیف می‌شود، نتیجه الزاما ظهور فوری یک رقیب جدید نیست؛ بلکه نخستین اتفاق، حرکت دلار از وضعیت «هسته» به «هسته در حال افول» خواهد بود. یکی از سناریوهای بررسی‌شده، شرایطی را فرض می‌کند که برای یورو بسیار مساعد باشد. در این سناریو، منطقه یورو به سمت یکپارچگی بیشتر حرکت می‌کند و در مقابل، آمریکا با مشکلات نهادی و تورمی مواجه می‌شود. با وجود چنین ترکیبی، مدل نشان می‌دهد که دلار صرفا به وضعیت «هسته در حال افول» وارد می‌شود و یورو هنوز نمی‌تواند به هسته اصلی نظام تبدیل شود و در جایگاه چالشگر باقی می‌ماند. این نتیجه یک نکته مهم را نشان می‌دهد؛ افول دلار با ظهور فوری جانشین آن یکسان نیست. ممکن است سهم و نفوذ دلار کاهش یابد، بدون آنکه ارز دیگری بتواند تمام کارکردهای آن را در نظام پولی جهانی بر عهده بگیرد. در سال‌های اخیر، افزایش وزن اقتصاد چین و تلاش این کشور برای بین‌المللی کردن یوآن باعث شده که برخی تحلیلگران مسیر صعود این ارز را با صعود دلار در قرن بیستم مقایسه کنند. اما نویسندگان این قیاس را چندان معتبر نمی‌دانند. به اعتقاد آنها، صعود دلار در قرن بیستم در بستری رخ داد که ویژگی‌های نهادی و سیاسی متفاوتی داشت. چین امروز، علاوه بر محدودیت‌های موجود در ساختار پولی و مالی خود، از نظر سیاسی نیز با کشورهای دموکراتیکی که در گذشته ارزهای ذخیره مهم را صادر کرده‌اند، تفاوت دارد. بنابراین حتی اگر اقتصاد چین به رشد خود ادامه دهد و یوآن نقش بیشتری در تجارت و امور مالی بین‌المللی پیدا کند، این مسئله به‌تنهایی برای تبدیل شدن آن به هسته نظام پولی جهان کافی نیست. شاید مهم‌ترین بخش این پژوهش، نتیجه‌گیری درباره جانشین احتمالی دلار باشد. نویسندگان برخلاف روایت رایج درباره رقابت چین و آمریکا، معتقدند اگر در نهایت قرار باشد ارزی جایگاه دلار را در مرکز نظام پولی جهان بگیرد، یورو گزینه محتمل‌تری نسبت به یوآن است. اما این اتفاق به شکل خودکار رخ نخواهد داد. برای اینکه یورو بتواند به هسته نظام پولی جهان تبدیل شود، اروپا باید پروژه یکپارچگی خود را بسیار فراتر از وضعیت فعلی ببرد؛ به‌ویژه در حوزه‌های مالی، بودجه‌ای، مالیه عمومی، نظامی و دیپلماتیک. به عبارت دیگر، مسئله فقط افزایش استفاده از یورو نیست. اروپا برای تبدیل شدن به صادرکننده ارز مسلط، به نهادهایی نیاز دارد که بتوانند پشتوانه مالی، سیاسی و امنیتی لازم را برای یک ارز جهانی فراهم کنند. تصویر نهایی این پژوهش از آینده نظام پولی بین‌المللی نه سقوط قریب‌الوقوع دلار و نه تداوم ابدی سلطه آن است. دلار همچنان از مزیت‌های بزرگی برخوردار است؛ مزیت‌هایی که طی دهه‌ها و در نتیجه شکل‌گیری شبکه‌های مالی، نهادی و تجاری ایجاد شده‌اند. به همین دلیل، حتی شوک‌های شدید نیز لزوما نمی‌توانند در کوتاه‌مدت جایگاه آن را تغییر دهند. اما این تاب‌آوری به معنای غیرممکن بودن تغییر نیست. اگر اعتبار نهادی آمریکا به‌طور پایدار تضعیف شود و هم‌زمان رقیبی بتواند نهادهای مالی، بودجه‌ای، سیاسی و امنیتی لازم را ایجاد کند، ساختار نظام پولی بین‌المللی می‌تواند به‌تدریج تغییر کند. در چنین شرایطی، بر اساس این مدل، اروپا و یورو بیش از چین و یوآن ظرفیت تبدیل شدن به قطب بعدی نظام پولی جهان را دارند؛ اما تحقق این سناریو مستلزم تغییرات عمیق در ساختار اتحادیه اروپا است. در نتیجه، پرسش اصلی درباره آینده دلار صرفا این نیست که «چه ارزی جای دلار را می‌گیرد؟» بلکه پرسش مهم‌تر این است که آیا رقیبی می‌تواند مجموعه‌ای از اعتبار پولی، عمق مالی، قدرت نهادی، شبکه بین‌المللی و پشتوانه سیاسی و امنیتی لازم برای جایگزینی دلار را به‌طور هم‌زمان ایجاد کند؟ بر اساس نتایج این پژوهش، پاسخ این پرسش در افق یک دهه آینده همچنان منفی است. جمع‌بندی نرخ روز: پژوهش اخیر نشان می‌دهد که با وجود تلاش‌هایی مانند پیمان بریکس برای کاهش سلطه دلار، این ارز همچنان در مرکز نظام پولی جهانی قرار دارد و تاب‌آوری بالایی در برابر شوک‌ها از خود نشان می‌دهد. مدل ارائه‌شده بیان می‌کند که افول دلار لزوماً به معنای ظهور فوری یک جانشین نیست و حتی در سناریوهای مساعد برای یورو، این ارز تنها به جایگاه چالشگر می‌رسد. برای جایگزینی دلار، رقیب باید مجموعه‌ای از اعتبار پولی، عمق مالی، قدرت نهادی و پشتوانه سیاسی و امنیتی را به‌طور هم‌زمان ایجاد کند که در افق یک دهه آینده، چنین امکانی برای هیچ ارزی پیش‌بینی نمی‌شود.

اخبار بیشتر

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌های اقتصادی ایران
همه اخبار