کاهش بیسابقه فرزندآوری در ایران؛ دلایل و پیامدهای جمعیتی
به گزارش نرخ روز، آمارهای جمعیتی حاکی از ورود فرزندآوری در ایران به مرحلهای تازه است. در دو سال اخیر، تعداد تولدها به کمتر از یک میلیون نفر کاهش یافته که چنین وضعیتی در حدود پنج دهه گذشته بیسابقه بوده است. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که با جمعیت کنونی کشور مقایسه شود؛ در حالی که در دهه ۵۰ جمعیت ایران حدود ۳۰ میلیون نفر بود، اکنون با وجود چند برابر شدن جمعیت، تعداد تولدها به زیر یک میلیون نفر رسیده است. در سال ۱۴۰۴، نرخ خام ولادت به ۱۰.۵ تولد به ازای هر هزار نفر رسید که پایینترین سطح این شاخص از ابتدای دهه ۹۰ تاکنون محسوب میشود. این روند نشاندهنده آن است که کاهش باروری دیگر یک نوسان مقطعی نیست و به یکی از تغییرات مهم در ساختار جمعیتی کشور تبدیل شده است. کاهش تولد در تمامی نقاط کشور با شدت یکسانی رخ نداده است. نرخ خام ولادت در نیمه شرقی کشور عموماً بالاتر از نیمه غربی است. این تفاوت را نمیتوان تنها با یک عامل توضیح داد؛ ترکیب سنی جمعیت، تفاوتهای توسعهای، شرایط اقتصادی و الگوهای متفاوت ازدواج و فرزندآوری میتوانند در ایجاد این شکاف نقش داشته باشند. بنابراین، حتی با وجود کاهش میانگین کشوری، برخی استانها همچنان نرخ ولادت بالاتری دارند، در حالی که برخی دیگر با سرعت بیشتری به سمت کاهش جمعیت جوان حرکت میکنند. یکی از تغییرات مهم در رفتار جمعیتی، افزایش سن مادران هنگام تولد فرزند است. در یک دهه گذشته، سهم مادران ۱۵ تا ۳۴ ساله از تولدها کاهش یافته و در مقابل، سهم مادران ۳۰ تا ۳۴ ساله افزایش یافته است. این تغییر میتواند ناشی از افزایش سن فرزندآوری و همچنین افزایش فاصله میان تولد فرزندان باشد. افزایش سن فرزندآوری تنها یک تغییر آماری نیست؛ وقتی تولد فرزند به سنین بالاتر منتقل میشود، فرصت برای داشتن فرزندان بیشتر نیز کاهش مییابد و در بلندمدت میتواند بر اندازه نسلهای بعدی تأثیر بگذارد. میانگین سن پدران نیز از سال ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۳ روندی صعودی داشته که میتواند با افزایش سن ازدواج و تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی مرتبط باشد. برای داشتن تصویری کاملتر از وضعیت جمعیتی، نمیتوان تنها به تعداد تولدها اکتفا کرد. تفاوت میان نرخ ولادت و نرخ فوت، وضعیت رشد طبیعی جمعیت را نشان میدهد. در برخی استانها، این شاخص اکنون به محدوده نگرانکنندهای رسیده است. گیلان نمونه مهمی از این وضعیت است؛ این استان همزمان پایینترین نرخ ولادت و بالاترین نرخ خام فوت را دارد و در نتیجه رشد طبیعی جمعیت آن منفی شده است. این بدان معناست که در این استان، تعداد مرگها به ازای هر هزار نفر از تعداد تولدها بیشتر شده است. ادامه چنین روندی میتواند به کاهش جمعیت جوان و نیروی کار، افزایش سهم سالمندان و فشار بیشتر بر نظام سلامت و مراقبت منجر شود. به همین دلیل، تغییرات جمعیتی در سطح استانها میتواند پیامدهایی متفاوت از میانگین کشوری ایجاد کند. رشد طبیعی جمعیت در کل کشور نیز از ابتدای دهه ۹۰ روندی نزولی داشته و در سال گذشته به حدود ۰.۵ درصد رسیده است. این عدد نشان میدهد که فاصله میان تولد و فوت به سرعت در حال کم شدن است و ایران به نقطهای نزدیک میشود که افزایش طبیعی جمعیت متوقف خواهد شد. این اتفاق برای اقتصادی که در سالهای آینده با افزایش جمعیت سالمند روبهرو خواهد شد، اهمیت زیادی دارد. کاهش جمعیت در سن کار، افزایش تعداد بازنشستگان و هزینههای مربوط به سلامت و مراقبت، میتواند فشار بیشتری بر بازار کار و صندوقهای بازنشستگی وارد کند. آمارهای جمعیتی نشان میدهند که کاهش فرزندآوری را نمیتوان صرفاً با توصیه به ازدواج و بچهدار شدن یا افزایش مشوقهای مالی متوقف کرد. قانون جوانی جمعیت مجموعهای از حمایتهای اقتصادی را در نظر گرفته، اما روند تولدها نشان میدهد که این سیاستها تاکنون نتوانستهاند مسیر کاهش فرزندآوری را معکوس کنند. تصمیم به فرزندآوری تحت تأثیر مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شکل میگیرد. هزینه مسکن و زندگی، امنیت شغلی، چشمانداز آینده، تغییر سبک زندگی و افزایش سن ازدواج همگی میتوانند در این تصمیم نقش داشته باشند. تجربه کشورهای توسعهیافته نیز نشان میدهد که کاهش باروری تنها نتیجه مسائل مالی نیست و به ساختارهای اجتماعی و فرهنگی و میزان اطمینان خانوادهها نسبت به آینده نیز ارتباط دارد. به همین دلیل، مسئله جمعیت ایران را نمیتوان تنها در تعداد تولدهای امروز خلاصه کرد. آنچه اهمیت بیشتری دارد، تغییری است که این روند در ساختار سنی جامعه، بازار کار، نظام بازنشستگی و هزینههای اجتماعی سالهای آینده ایجاد خواهد کرد. جمعبندی نرخ روز آمارهای اخیر نشاندهنده کاهش بیسابقه فرزندآوری در ایران است، به طوری که تعداد تولدها در دو سال گذشته به زیر یک میلیون نفر رسیده و نرخ خام ولادت در سال ۱۴۰۴ به ۱۰.۵ تولد در هر هزار نفر کاهش یافته است. این روند، که در برخی استانها منجر به رشد طبیعی منفی جمعیت شده، پیامدهای جدی برای ساختار سنی جامعه، بازار کار و نظام بازنشستگی در آینده خواهد داشت. عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، از جمله افزایش سن فرزندآوری و کاهش اطمینان به آینده، در این کاهش نقش دارند و صرفاً مشوقهای مالی نتوانستهاند این روند را معکوس کنند.


