پردهبرداری از عملیات پنهان در هرمز؛ برگ برنده تهران در کشمکش اقتصادی
به گزارش نرخ روز، همزمان با تبادل حملات متقابل میان آمریکا و ایران در تنگه هرمز طی ماههای اخیر، آمریکا در آبهای این کانال باریک و از نظر راهبردی حیاتی، درگیر عملیاتی بسیار محرمانهتر نیز بوده است. ماههاست که ارتش آمریکا تلاش کرده از نفتکشها در برابر حملات ایران، هنگام انتقال نفت خلیج فارس از طریق تنگه هرمز، محافظت کند؛ اما هفته گذشته، یک کشتی سعودی که تلاش میکرد از تنگه عبور کند، در نزدیکی ساحل عمان هدف حمله قرار گرفت و دو تن از خدمه آن کشته شدند. پس از گذشت شش ماه از جنگ، تحلیلگران میگویند تنگه همچنان در یک بنبست مرگبار قرار دارد. به گفته یوجین گولتز، دانشیار علوم سیاسی در دانشگاه نوتردام و متخصص در زمینه درگیریها در این آبراه: «تنگه نه کاملاً بسته است و نه کاملاً باز. ایران نمیتواند آن را بهطور کامل ببندد و آمریکا هم نمیتواند آن را بهطور کامل باز نگه دارد.» شاید مهمترین سوال استراتژیک کنونی این باشد که زمان در نهایت به نفع کدام طرف عمل خواهد کرد. عملیات آمریکا برای حفاظت از نفتکشها که شامل رهگیری پهپادها و موشکها پیش از اصابت آنها به کشتیهاست، کمک کرده روزانه میلیونها بشکه نفت از خلیج فارس خارج شود و تا حدی از فشار بر بازارهای نفت کاسته شود. اما حملات همچنان بسیاری از نفتکشها را از فعالیت در تنگه بازمیدارد. با وجود حفاظت آمریکا، کشتیها همچنان مورد حمله قرار میگیرند. بر اساس تحلیلها از سوابق عمومی حملات، ایران در ماه آگوست به ۱۲ کشتی حمله کرد که اندکی بیشتر از ۱۱ کشتی در ماه ژوئیه بود. تحلیلگران میگویند میزان نفتی که از این آبراه عبور میکند همچنان بهطور قابلتوجهی کمتر از دوران پیش از جنگ است. بر اساس دادههای یک شرکت تحلیل حملونقل دریایی، در هفت روز منتهی به پنجشنبه، بهطور متوسط روزانه ۶.۷ میلیون بشکه نفت از تنگه عبور کرده است؛ این رقم تقریباً ۶۰ درصد کمتر از ماههای پیش از آغاز جنگ در اواخر فوریه است. با وجود تلاشهای ارتش آمریکا برای دفع حملات به نفتکشها، بسیاری از شرکتهای خصوصی کشتیرانی هنوز به خلیج فارس بازنگشتهاند. مدیران صنعت کشتیرانی میگویند نمیخواهند جان خدمه خود را به خطر بیندازند یا در صورت هدف قرار گرفتن یک کشتی، آن را برای هفتهها از چرخه فعالیت خارج کنند. بیشتر اوقات، حملات باعث اتهدام کامل نفتکشها نمیشوند، اما آنقدر خسارت وارد میکنند که کشتیها برای تعمیرات از فعالیت خارج میشوند. هزینه بیمه دریایی در زمان جنگ بسیار بالا رفته و باید برای خود کشتی، خدمه آن و محموله موجود در کشتی خریداری شود. اما کشورهای خلیج فارس که اقتصادشان به نفت وابسته است، ظاهراً حاضرند ریسک بیشتری بپذیرند. آنها برای صادرات انرژی خود از نفتکشهای دولتی استفاده میکنند و فرستندههای شناسایی کشتیها را هنگام عبور از تنگه خاموش میکنند تا شناسایی نشوند. این کار همچنین شمارش تمام کشتیهایی را که از تنگه عبور میکنند برای ردیابهای مستقل کشتیها دشوارتر میکند. عربستان سعودی و امارات با انتقال نفت از طریق خطوط لولهای که تنگه را دور میزنند، نفت خود را از منطقه خارج میکنند. بر اساس برآوردهای اخیر تحلیلگران، مجموع نفتی که از طریق خطوط لوله و نفتکشها صادر میشود، معادل حدود دو سوم صادرات نفت خلیج فارس پیش از جنگ است. بااینحال، قیمت نفت همچنان بالا مانده است. روز جمعه، قیمت نفت برنت، شاخص بینالمللی نفت، به ۹۵.۵۰ دلار در هر بشکه رسید که بیش از ۳۰ درصد بالاتر از قیمت آن پیش از جنگ بود. جنگ همچنین قیمت گازوئیل و بنزین را با سرعت بیشتری افزایش داده است؛ قیمت گازوئیل در آمریکا روز جمعه به رکورد جدید ۵.۸۵ دلار در هر گالن رسید. عملیات ارتش آمریکا برای حفاظت از نفتکشها که از میانههای ماه مه آغاز شده، کشتیها را از طریق مسیرهایی نزدیک به عمان در تنگه هدایت میکند. کاپیتان تیم هاوکینز، سخنگوی سنتکام، ادعا کرده این عملیات به عبور حدود ۱۶۰۰ کشتی تجاری و نزدیک به ۸۰۰ میلیون بشکه نفت از تنگه کمک کرده است. او گفت: «جریان تردد تجاری همچنان از تنگه ادامه دارد و بهوضوح شتاب بیشتری گرفته است». او از اظهارنظر درباره شمار حملات ایران در ماههای ژوئیه و اوت خودداری کرد. بااینحال، تحلیلگران میگویند حفظ این عملیات برای ماههای بیشتری میتواند دشوار و پرهزینه باشد. تأمین مجدد ملزومات اساسی ناوهای جنگی آمریکا در خاورمیانه دشوارتر شده است، زیرا پایگاه نیروی دریایی آمریکا در منامه، پایتخت بحرین، در اثر حملات ایران که از نخستین روز جنگ آغاز شد، عملاً منهدم شده است. به گفته گولتز، این عملیات احتمالاً هزینههای قابلتوجهی دارد. او گفت: «ما سوخت جت مصرف میکنیم. به نیروها حقوق رزمی پرداخت میکنیم و همیشه این خطر وجود دارد که اتفاقی رخ دهد؛ از سوانح گرفته تا حملات ایران.» درحالیکه شرکتهای نفتکش هزینه بسیار بیشتری از مشتریان خود برای عبور از تنگه دریافت میکنند، خود آنها نیز هنگام انجام این سفرها باید هزینههای بالاتری بپردازند. حق بیمه کشتی، خدمه و محموله همچنان در طول درگیری بالا است، حتی با وجود حفاظت ارتش آمریکا. ضمن اینکه نرخها ممکن است ساعتی تغییر کنند. تحلیلگران میگویند احتمالاً ایران به کارزار خود علیه نفتکشها ادامه خواهد داد. به گفته نوام رایدان، پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک: «ایران میخواهد بار دیگر نشان دهد که حتی اگر کشورهای منطقه تلاش کنند راههایی برای دور زدن ایران در تنگه هرمز پیدا کنند، ایران پاسخ خواهد داد. هدف ایران دستیابی به اهرم فشاری پایدار بر تنگه است تا در مذاکرات از موضع قویتری برخوردار باشد. به همین دلیل است که من فکر نمیکنم آنها دست از این کار بکشند.» در همین رابطه در گزارشی به شرح عملیات مین روبی در تنگه هرمز پرداخته شده است. بر اساس این گزارش، نیروهای غواص نیروی دریایی آمریکا، قایقها و رباتها در مأموریتهای مخفیانه شبانه برای خنثیسازی مواد منفجره در این آبراه حیاتی به کار گرفته شدند. افراد مطلع از این عملیات گفتند که آمریکا عمدتاً در شب، غواصان یگان نیروی دریایی سیل، قایقهای رباتیک و تجهیزات تخصصی زیرآبی را در قالب مأموریتی چهارماهه برای مینروبی وارد این تنگه پرخطر کرده است. فرایند دشوار خنثیسازی مواد منفجره در زیر آب و در تاریکی انجام میشد تا یکی از عوامل مهمی که از زمان حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در فوریه، کشتیها را از انتقال محمولههای حیاتی از طریق تنگه بازمیداشت، از میان برداشته شود. از زمان آغاز جنگ سازمان بینالمللی دریانوردی در ماه ژوئن اعلام کرد حدود ۸۰ مین در مسیرهای حیاتی کشتیرانی کار گذاشته شده است. ادعای دونالد ترامپ در هفته گذشته مبنی بر اینکه «تمام مینها» در آبهای بینالمللی تنگه جمعآوری یا منفجر شدهاند، ادعایی که ارتش آمریکا نیز آن را تأیید کرد، بسیاری از ناظران را شگفتزده کرد. ردیابهای کشتیها گزارش داده بودند که سه کشتی آمریکایی مستقر در خلیج فارس که معمولاً مأموریت مقابله با مینها را بر عهده دارند، دستکم از اوایل ژوئن در خارج از منطقه، در اقیانوسهای هند و آرام، بودهاند. حتی در زمان صلح، مینروبی یک منطقه دریایی فرایندی طاقتفرساست که ممکن است ماهها طول بکشد. شناورهای تخصصی باید در مسیرهای رفتوبرگشتی در آبراه حرکت کنند، مینها را از لنگرهایشان جدا کنند و هنگامی که مینها به سطح آب میآیند، آنها را هدف قرار دهند. اما در این مورد، غواصان نیروی دریایی آمریکا در گروههای کوچک و با استفاده از شناورهایی با بدنه بادی فعالیت میکردند. آنها با کمک قایقها و زیردریاییهای رباتیک، مانند «شناور سطحی بدون سرنشین مشترک» نیروی دریایی آمریکا، مینهای ایرانی را شناسایی میکردند. این تجهیزات از آرایههای سونار یدککششده استفاده میکردند. این تجهیزات که به حسگرهای سونار با وضوح بالا و قابلیت تصویربرداری جانبی مجهزند، میتوانند اشیایی مانند مینها را در کف دریا با وضوحی شگفتانگیز شناسایی کنند. این قابلیت به آنها اجازه میدهد مناطق وسیعی را با حداقل خطر برای خدمه جستوجو کنند؛ اما معمولاً پس از این مرحله، خطرناکترین بخش مأموریت آغاز میشود. بیل همبلت، ناخدای بازنشسته نیروی دریایی آمریکا که بارها در خلیج فارس فعالیت کرده است، گفت: «معمولاً پس از آن، یک غواص نیروی دریایی باید وارد آب شود، به مین نزدیک شود، سپس مواد منفجرهای روی آن قرار دهد و آن را منهدم کند». او گفت این عملیات «نیرویی بسیار کوچک و سبک» بوده است. همبلت افزود که آمریکا ممکن است بخشی از عملیات را از ناو «میگل کیت» انجام داده باشد؛ یک «پایگاه متحرک اعزامی» شناور که به نیروهای دریایی آمریکا در خلیج فارس متصل است. او گفت زیردریاییهای رباتیک نیز میتوانند برای انهدام مینها با مواد منفجره مورد استفاده قرار گیرند. به گفته برایان کلارک، کارشناس مینروبی در مؤسسه هادسون، این تجهیزات میتوانند شامل سامانه «سیفاکس» بریتانیا یا سامانه جدیدتر «AN/ASQ-235 آرچر فیش» آمریکا باشند. نیتیا لاب، پژوهشگر همکار در چتمهاوس، گفت: «این فرایندی فوقالعاده زمانبر است. آنها در واقع در حال منفجر کردن فعالانه بمبها در زیر آب هستند.» به گفته کارشناسان، تاکنون هیچ تلفات آمریکایی بهطور مشخص به عملیات مینروبی نسبت داده نشده است؛ عملیاتی که ذاتاً بسیار خطرناک بوده است. کلارک گفت: «نیروهای مینروبی آسیبپذیرند، زیرا عملیات آنها کند است و قایقها یا بالگردهایشان فاقد سامانههای دفاعی هستند.» اکنون پرسش این است که آیا مالکان کشتیها آماده خواهند شد تا شناورهای خود را از این مسیر عبور دهند یا نه. برای این کار، آنها باید اطمینان داشته باشند که میتوانند کشتیهای خود را نهتنها در برابر مینها، بلکه در برابر موشکها و پهپادها نیز ایمن نگه دارند. تحلیلگران نظامی میگویند هزاران مین از نوع «ماحم» در اختیار ایران است که مشابه مینهای مورد استفاده در جنگ جهانی دوم هستند. برخی از این مینها درست زیر سطح آب قرار میگیرند و هنگامی که کشتی به شاخکهای سربی خود مین برخورد میکند، منفجر میشوند؛ برخی دیگر نیز با شناسایی تغییرات در میدانهای الکترومغناطیسی هنگام عبور کشتیها از بالای آنها عمل میکنند. رسانههای ایرانی گفتهاند که دستکم دو نفتکش در هفته گذشته با مین برخورد کردهاند. یک سخنگوی نظامی ایران نیز روز پنجشنبه گفت که تهران مینهای بیشتری را در نزدیکی عمان کار گذاشته است. ایتن کانل، معاون مدیر «ناظر امنیت تایوان» و متخصص مینها، گفت: «دشوار است بدانیم چه چیزی را باید باور کنیم. ایران قطعاً در تلاش است دوباره مینگذاری کند: «همیشه این احتمال وجود دارد که نیروی دریایی آمریکا برخی مینها را پیدا نکرده باشد. اما مسئله بزرگتر و مهمتر و قطعاً آزاردهندهترین و پرهزینهترین مسئله، تهدید مینگذاری مجدد است». یکی از مدیران صنعت نفتکش گفت: «برای مینگذاری مجدد زمان زیادی لازم نیست، چون هر شب تعداد زیادی قایق کوچک در سراسر هرمز رفتوآمد میکنند.» این عدم قطعیت برگ برنده ایران است. تهران با گفتن اینکه مینها همچنان در تنگه وجود دارند، توانسته نوعی کنترل بر این آبراه اعمال کند. بدین ترتیب، کشتیها یا مجبور شدهاند از «نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» که اخیراً از سوی تهران ایجاد شده تبعیت کنند و برای عبور از آبراه اجازه بگیرند یا خطر استفاده از مسیری را بپذیرند که در امتداد ساحل عمان قرار دارد و آمریکا گفته است در آن مین وجود ندارد. حمله اخیر آمریکا به جزیره لارک، نخستین حمله این کشور در یک ماه گذشته عنوان شده و همین موضوع یک سؤال مهم ایجاد میکند: چرا لارک؟ لارک در نزدیکی بندرعباس و در بخش شمالی تنگه هرمز قرار دارد و به جزایر قشم و هرمز نزدیک است. موقعیت جغرافیایی آن باعث میشود این جزیره از نظر رصد و کنترل رفتوآمد شناورها در تنگه هرمز اهمیت داشته باشد؛ آبراهی که یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان است. به گفته همبلت: «ایرانیها متوجه شدهاند که قویترین برگ آنها این تصور است که کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارند. اگر بتوانند جهان را متقاعد کنند که قادرند تنگه را تهدید کنند، این قویترین منبع اهرم راهبردی آنها خواهد بود.» در مقابل، آمریکا لزوماً مجبور نیست ثابت کند که تمام مینها از تنگه خارج شدهاند؛ کافی است اعتماد کافی ایجاد کند که کشتیرانی بتواند از سر گرفته شود. این کار با توجه به اینکه به گفته مشاوران امنیت دریایی، در حال حاضر از هر ۳۰ کشتی تقریباً یک کشتی هدف حملات موشکی و پهپادی قرار میگیرد، چالشبرانگیز خواهد بود. به گفته همبلت: «بازی بزرگتر در حوزه اطلاعات است. این موضوع ممکن است به همان اندازه، یا حتی بیشتر از آنچه واقعاً در آب یا در بستر تنگه اتفاق میافتد، اهمیت داشته باشد.» جمعبندی نرخ روز: تنگه هرمز همچنان در وضعیت بنبست قرار دارد و با وجود عملیات حفاظت آمریکا، حملات به نفتکشها ادامه دارد. میزان نفت عبوری از این آبراه ۶۰ درصد کمتر از دوران پیش از جنگ است و هزینههای بیمه دریایی نیز به شدت افزایش یافته است. عملیات مینروبی محرمانه آمریکا در تنگه هرمز با استفاده از غواصان و رباتها انجام شده، اما تهدید مینگذاری مجدد و حملات موشکی و پهپادی همچنان باقی است. ایران با ایجاد عدم قطعیت در مورد امنیت تنگه، اهرم فشار راهبردی خود را حفظ کرده است.


