۲۱:۱۳:۵۷ دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
خانهاخبار › تشدید درگیری‌ها در خلیج فارس؛ چرا رویکرد ترامپ پس از انتخاب…

تشدید درگیری‌ها در خلیج فارس؛ چرا رویکرد ترامپ پس از انتخابات تهاجمی‌تر شده است؟

🗓 دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ ✍️ نرخ روز
پس از وقفه‌ای نسبتاً طولانی، تبادل آتش میان ایالات متحده و ایران از سر گرفته شده و چشم‌انداز توافق قریب‌الوقوع را دور از دسترس نشان می‌دهد.
تشدید درگیری‌ها در خلیج فارس؛ چرا رویکرد ترامپ پس از انتخابات تهاجمی‌تر شده است؟

به گزارش نرخ روز، جنگ در خلیج فارس، تعطیلات تابستانی را پشت سر گذاشته و پس از یک وقفه نسبتاً طولانی، از یکشنبه شب هفته گذشته ایالات متحده و ایران تبادل آتش را از سر گرفته‌اند. اکنون، با توجه به تبادل حملات و لفاظی‌های سازش‌ناپذیر طرفین درگیر، چشم‌انداز توافق قریب‌الوقوع برای پایان دادن به درگیری بین آمریکا و ایران بعید به نظر می‌رسد. در نگاه اول، این تبادلات آتش شبیه تکرار درگیری‌های اوایل تابستان به نظر می‌رسید. اما پیشینه این ماجرا از جهات مختلف قابل توجه است. دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، هفته‌های گذشته را صرف جا انداختن این ادعا کرده که تسلط ایران بر هرمز را شکسته و روزانه بیش از ۸ میلیون بشکه نفت خام در حال خروج از این آبراه کلیدی است. طبق گزارش‌ها، این طرح به انتقال کشتی به کشتی متکی است، زیرا تردد نفتکش‌های غول‌پیکر (VLCC) از طریق این تنگه هنوز بسیار خطرناک است. در عوض، نفتکش‌های کوچک‌تر این محموله‌ها را از هرمز عبور می‌دهند و نفت‌کش‌های غول‌پیکر (VLCC) که در خلیج عمان لنگر انداخته‌اند، آن‌ها را بارگیری می‌کنند. با تبادل آتش اخیر بین کشتی‌های جنگی ایران و آمریکا، لحن جنگ تغییر کرده است. اگر چنین اتفاقی بیفتد، منطقی است که ایران به دنبال ایجاد اختلال در آن باشد: تهران اصرار دارد که کنترل تنگه را حفظ کند. با این حال، اینکه آیا واقعاً موفق به آن شود، موضوعی قابل بحث است. بانک گلدمن ساکس معتقد است که آمار دولت آمریکا تقریباً دقیق است. شرکت داده‌پردازی کپلر نیز همین نظر را دارد. سایر موسسات ردیاب کشتی معتقدند که این اعداد اغراق‌آمیز هستند. راستی‌آزمایی این ادعا تا پاییز که محموله‌های خلیج فارس به مقصد می‌رسند، طول می‌کشد. اگر کشورهای آسیایی از تحویل محموله‌های بزرگ نفت خام خاورمیانه خبر دهند، نشانه‌ای از مؤثر بودن اسکورت‌های دریایی خواهد بود. با این حال، باید در نظر داشت که تمرکز بر ارقام صادرات نفت تا حدودی تقلیل‌دهنده این ماجرا است. اول؛ این تنگه، مجرایی برای حمل بسیاری کالاهای دیگر هم محسوب است. انتقال گاز طبیعی مایع (LNG) از طریق دریا غیرممکن است و هیچ‌کس نمی‌خواهد ریسک حمل LNG گران‌قیمت و کمیاب را از طریق تنگه هرمز بپذیرد. ارسال این کالا از قطر -به عنوان یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان جهان- نزدیک به صفر باقی مانده است. علاوه بر این، عبور کشتی‌های دیگر که معمولاً در تنگه تردد می‌کنند -کشتی‌های فله‌بر و کشتی‌های کانتینری که همه چیز را از ذرت گرفته تا خودرو حمل می‌کنند- نیز مسدود شده و هزینه‌های هنگفتی را به کشورهای وابسته به واردات خلیج فارس تحمیل می‌کند. دوم؛ این انتقال‌ها فقط در صورتی می‌تواند انجام شود که آمریکا آنها را هماهنگ و از آن‌ها محافظت کند. این موضوع در بلندمدت به سختی قابل اجراست. این امر مستلزم استقرار طولانی مدت و پرهزینه دارایی‌های دریایی و هوایی آمریکا خواهد بود که همچنان از طریق ذخایر رو به کاهش رهگیرهای دفاع هوایی، موشک‌های دوربرد و سایر مهمات آنها مصرف خواهد شد. با این حال، حتی با وجود این هشدارها، جریان نفت ضربه‌ای واقعی به اهرم فشار ایران خواهد بود. استراتژی تهران در طول جنگ اقتصادی بوده است: تحمیل درد به آمریکا و جهان که ترامپ مجبور به پایان جنگ شود. اکنون اگر کشورهای خلیج فارس واقعاً مقادیر زیادی نفت خام صادر کنند، سقفی برای قیمت‌ها حفظ خواهد شد. این امر فشار بر ترامپ را کاهش می‌دهد، که به نظر می‌رسد به انتخابات میان‌دوره‌ای پیش رو (که بخش دیگری از استراتژی ایران در اوایل امسال بود) چندان اهمیت نمی‌دهد. اکنون به نظر می‌رسد تهران امیدوار است که پیروزی بزرگ دموکرات‌ها در ماه نوامبر، دست آمریکا را ببندد. اما تکیه بر کنگره برای پایان دادن به یک جنگ نامحبوب (یا در واقع، انجام هر کاری) مانند مرور اشتباه تاریخ اخیر آمریکا به نظر می‌رسد. و ترامپ زخمی و ناتوان احتمالاً در سیاست خارجی تهاجمی‌تر خواهد بود، و نه کم‌تر. در همین حال، محاصره بنادر ایران توسط آمریکا همچنان آسیب‌رسان است. در حال حاضر، به نظر می‌رسد ترامپ دستورالعمل یک جنگ فرسایشی طولانی مدت را در پیش گرفته است. اگر آمریکا بتواند قیمت نفت را در سطوح کمتر از فاجعه‌بار نگه دارد، ترامپ ممکن است تمایل به حفظ وضع موجود داشته باشد. اقتصاد ایران بیشتر آسیب می‌بیند، اما تهران سابقه طولانی در تحمل چنین دردهایی دارد. به نظر نمی‌رسد هیچ یک از طرفین تمایلی به تشدید عمده داشته باشند - اما آنها به اندازه کافی درد نمی‌کشند تا به توافق جدیدی برسند. در این رابطه، جیسون کمپبل، عضو ارشد موسسه خاورمیانه گفت آمریکا امیدوار است فشارهای نظامی و اقتصادی، اهرم ایران برای مذاکره را تضعیف کند. با این حال به باور او، مشکل این است که ما هنوز به طور قطعی نمی‌دانیم اهداف استراتژیک آمریکا در ایران چیست. کاخ سفید دائماً در حال ارزیابی مجدد آن چیزی است که از نظر سیاسی حاضر است با آن کنار بیاید. فرض اولیه این بود که مؤلفه نظامی برای یک پیروزی سریع کافی است. اکنون آمریکا سعی در اهرم‌های مختلفی - چه نظامی و چه اقتصادی - دارد. به باور او، در حال حاضر، به نظر می‌رسد دولت ترامپ از نوعی سکون راضی است. آن‌ها از حفظ محاصره و اجازه دادن به برخی از اهداف دوره‌ای علیه توانایی ایران برای مختل کردن مسیر کشتیرانی در تنگه راضی هستند. مقامات آمریکایی امیدوارند که تحریم‌های جدید برای وادار کردن تهران به آمدن به میز مذاکره در موقعیتی ضعیف‌تر کافی باشد. ظاهراً نیروهای آمریکایی در روزهای اخیر توانسته‌اند جریان کافی از تنگه هرمز را برای جلوگیری از شوک قیمت نفت یا فروپاشی اقتصادی جهانی تسهیل کنند. اما اینها اهداف ایالات متحده در شروع جنگ نبودند. به نظر می‌رسد ایران احتمالاً برای رسیدن به یک راه‌حل، هزینه بالایی را مطالبه خواهد کرد، که احتمالاً برای دولت ترامپ از نظر سیاسی غیرقابل دفاع خواهد بود. انیسه بصیری تبریزی، همکار برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده چتم هاوس، هم گفت به نظر نمی‌رسد حملات اخیر محاسبات ایران در مورد جنگ را تغییر دهد. تهران در حال آماده شدن برای افزایش فشار بر اقتصاد خود و ادامه حملات گاه به گاه است که در چند ماه گذشته شاهد آن بوده‌ایم. هدف آنها این خواهد بود که به این حملات به شیوه‌ای متناسب پاسخ دهند تا از ایجاد یک درگیری بزرگتر جلوگیری شود. به باور او، به نظر نمی‌رسد از طرف ایران این حس وجود داشته باشد که فشار اقتصادی به این زودی‌ها محاسبات ایران، از جمله در مورد هرگونه مذاکره‌ای، را تغییر خواهد داد. این بدان معنا نیست که ایران به دنبال کاهش تنش نیست، اما منتظر است تا ایالات متحده به تفاهم‌نامه برگردد یا حداقل نوعی امتیاز ارائه دهد. تهران نمی‌خواهد در برابر فشار ایالات متحده تسلیم شود یا رویکرد خود را در پاسخ به تحریم‌ها یا حملات بیشتر تغییر دهد. نیکلاس هاپتون، عضو برجسته امنیت بین‌الملل در اندیشکده موسسه خدمات متحد سلطنتی در لندن و سفیر سابق بریتانیا در ایران هم گفت آخرین اقدامات نظامی منجر به تسلیم ایران نخواهد شد - این فقط آخرین پیچش است. فشار اقتصادی نیز بعید است که مؤثر باشد زیرا چین، روسیه و بسیاری از کشورهای دیگر که با ایران تجارت می‌کنند از تحریم‌های یکجانبه ایالات متحده حمایت نخواهند کرد. و ایران می‌تواند به مختل کردن تنگه هرمز ادامه دهد - آنها بر شاهرگ اقتصاد جهانی تسلط دارند. جمع‌بندی نرخ روز: تبادل آتش اخیر میان آمریکا و ایران در خلیج فارس، نشان‌دهنده تشدید تنش‌ها پس از وقفه‌ای طولانی است. دولت ترامپ ادعا می‌کند که تسلط ایران بر تنگه هرمز را شکسته و صادرات نفت را تسهیل کرده، اما این امر هزینه‌های بلندمدت و چالش‌هایی برای آمریکا دارد. در حالی که ایران به دنبال تحمیل فشار اقتصادی برای پایان دادن به جنگ است، کارشناسان معتقدند که نه فشار نظامی و نه اقتصادی به تنهایی نمی‌تواند محاسبات تهران را تغییر دهد و هر دو طرف در حال حاضر تمایلی به توافق جدید ندارند.

اخبار بیشتر

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌های اقتصادی ایران
همه اخبار