پیروزی راست رادیکال در آلمان و پایان «استثنای شرقی»؛ چرا راست فرانسه سکوت کرده است؟
به گزارش نرخ روز، پیروزی راست رادیکال در آلمان، لرزهای بر پیکره قدرت در اروپا انداخته است. حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) اگرچه در انتخابات ایالت زاکسن-آنهالت در روز یکشنبه اکثریت مطلق را به دست نیاورد، اما این حزب راستگرا گام بزرگ دیگری به سوی کسب قدرت در کشوری برداشت که دموکراسی پس از جنگ آن برای جلوگیری از بازگشت افراطگرایی راستگرایانه طراحی شده بود. پیروزی AfD که آلیس وایدل، یکی از رهبران این حزب آن را «تاریخی» توصیف کرد، همچنین نشان داد که در آلمان، مانند سایر نقاط اروپا، جایگاه میانهروها به اندازه گذشته محکم نیست. فردریش مرتس، صدراعظم آلمان، گفت که پیروزی AfD، حزب محافظهکار او، اتحادیه دموکرات مسیحی، را «تا پایههایش» متزلزل کرده و «پیامدهایی» فراتر از منطقه خواهد داشت. او روز دوشنبه گفت: «این نتیجه انتخاباتی است که نمیتوانیم به سادگی از آن بگذریم، گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. این شدیدترین شکست انتخاباتی است که ما طی سالها، در واقع در دههها، متحمل شدهایم.» روز یکشنبه، حزب دموکرات مسیحی نه تنها قافیه را به AfD باخت، بلکه بیش از نیمی از آرای خود در سال ۲۰۲۱ را نیز به طور کامل از دست داد، به طوری که AfD سهم خود را در این ایالت سابق آلمان شرقی بیش از دو برابر کرد و به ۴۴ درصد رساند. AfD پیش از این بزرگترین حزب مخالف در پارلمان فدرال در برلین بود، و این امر، استدلال «استثنای شرقی» — که این یک پدیده منطقهای و پساکمونیستی است — را دشوارتر میکرد. اگرچه این انتخابات در یکی از کوچکترین ایالتهای آلمان برگزار شد، اما نقطه عطف تازهای در روند کوچکتر شدن مرکز سیاسی این کشور محسوب میشود؛ روندی که اداره بزرگترین اقتصاد اروپا را روزبهروز دشوارتر کرده است. با افزایش محبوبیت AfD، رتوریک راست میانه هم در مورد مهاجرت بیشتر به سمت راست رادیکال متمایل شده است. و با هر پیروزی در سطح ایالتی، «Brandmauer» یا «دیوار آتش علیه راست رادیکال» که مانع از پیوستن احزاب ملیگرای رادیکال مانند AfD به ائتلافهای حاکم میشود، فراتر از محاسبات پارلمانی و اصولی مورد آزمایش قرار میگیرد. اکنون سوال این است: تا چه مدت میتوان یک استدلال دموکراتیک برای توجیه دیوار آتش ارائه داد؟ اکنون کل اروپا هم با سوال مشابهی روبرو است. در بروکسل، به اصطلاح «کرون سانیتر»، نسخه خود اتحادیه اروپا از دیوار آتش راست افراطی، نیز تحت فشار محاسبات ریاضی است. سه گروه راست رادیکال در مجموع ۱۹۶ کرسی در پارلمان اروپا دارند که نماینده احزاب بیش از دوازده کشور عضو هستند. آنها در مجموع، دومین نیروی بزرگ پارلمان از نظر تعداد کرسیها را تشکیل میدهند، اگرچه این سه گروه به ندرت به عنوان یک بلوک جمع میشوند. و در حالی که آنها همچنان از سمتهای ارشد اتحادیه اروپا دور هستند، در حال تغییر شکل بحثهای این سازمان در مورد مهاجرت، کمک به اوکراین و «معامله سبز» با هدف دستیابی به بیطرفی اقلیمی هستند. در سطح ملی نیز، احزاب راست رادیکال اکنون ائتلافهایی را در ایتالیا و جمهوری چک رهبری میکنند و به عنوان شرکای کوچک دولتی در فنلاند، کرواسی، اسلواکی و سوئد فعالیت میکنند. و در جایی که راست رادیکال قدرت را در دست ندارد، هنوز هم شرایط بحث را تعیین میکند: حزب آزادی اتریش (FPÖ) در انتخابات ملی اتریش در سال 2024 در صدر قرار گرفت، حزب آزادی خیرت ویلدرز (PVV) با وجود فروپاشی ائتلافش در سال گذشته، همچنان یکی از بزرگترین بلوکها در پارلمان هلند است و حزب اجتماع ملی مارین لوپن سالهاست که محبوبترین حزب فرانسه بوده است. در ایتالیا، نخستوزیر این کشور، جورجیا ملونی چهار سال را صرف اثبات این کرده که یک حزب با ریشههای پسافاشیستی میتواند از جناح راست میانه حکومت کند، بدون اینکه بازارهای مالی را بترساند. انتخابات مجارستان در ماه آوریل نشان داد که پیشرفت راست رادیکال کاملاً خطی نیست: حزب راست میانه تیسا به رهبری پیتر ماگیار، حزب غیرلیبرال فیدس به رهبری ویکتور اوربان را با پیروزی قاطع کنار زد و به ۱۶ سال حکومت فردی او پایان داد و ثابت کرد که مقامات مستقر هنوز هم میتوانند شکست بخورند. اما راست رادیکال نیازی به پیروزی در همه جا و همه زمانها ندارد؛ این جریان، پیش از این آنچه احزاب جریان اصلی اروپا باید با آن رقابت کنند و علیه آن مبارزه کنند را تغییر داده است. جریان اصلی تاریخی اکنون با فشار فزایندهای از خارج نیز روبرو است — دیگر نه فقط از مسکو، بلکه از واشنگتن و ماگا نیز. ایلان ماسک پیش از انتخابات فدرال سال گذشته از حزب AfD حمایت کرد و در یک تجمع انتخاباتی حاضر شد تا اعلام کند که این حزب «آینده تمدن را نجات خواهد داد». جی دی ونس، معاون رئیس جمهور ایالات متحده، از سخنرانی خود در کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۵ برای حمله مستقیم به دیوار آتش راست افراطی آلمان استفاده کرد و چند روز قبل از رأیگیری با وایدل دیدار کرد. یکی از سیاستمداران ارشد آلمانی در آن زمان، حمایت ونس را «یک تقویت بزرگ برای راست رادیکال در آلمان و اروپا» نامید. چهرههای حزب AfD بر اساس ایده ایجاد روابط خوب با کاخ سفید و کرملین مبارزه میکنند، همانطور که اولریش زیگموند، نامزد خود حزب AfD در زاکسن-آنهالت، در آستانه رأیگیری روز یکشنبه این کار را انجام داد. همچنین محبوبیت واقعی داخلی احزاب راست رادیکال در اروپا که ریشه در نارضایتیهای داخلی از مهاجرت، دستمزدهای راکد، صنعتیزدایی و شکست احزاب جریان اصلی در رسیدگی به این نارضایتی دارد، غیر قابل انکار است. با این حال، معنای آن این است که راست رادیکال اروپا به خودی خود در حال ظهور نیست. بلکه، به طور فعال توسط قدرتهای خارجی تقویت میشود که دلایل خاص خود — ایدئولوژیک و ژئواستراتژیک — را برای تمایل به فروپاشی مرکز پس از جنگ اروپا دارند. اکنون سوال این است که ظهور راست رادیکال در اروپا واقعاً چقدر غیرقابل توقف است. پاسخ این سوال باید در ۱۸ ماه آینده، همزمان با نزدیک شدن فرانسه به انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۷، بیشتر مورد توجه قرار گیرد. لوپن، رهبر راست رادیکال، اکنون در نظرسنجیها پیشتاز است. در کوتاهمدت، رأیدهندگان در برلین و مکلنبورگ، در شمال شرقی آلمان، در کمتر از دو هفته به پای صندوقهای رأی میروند. این انتخابات محلی میتواند نشان دهد که آیا نتیجه روز یکشنبه در زاکسن-آنهالت نشاندهنده سقف ظهور راست رادیکال در اروپا است یا فقط آخرین کف آن. با این همه واکنش مهمترین حزب راستگرای فرانسه به پیروزی حزب آلترناتیو برای آلمان توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. حزب اجتماع ملی روز دوشنبه سکوت آشکاری را نسبت به پیروزی حزب آلترناتیو برای آلمان داشت، اقدامی که نشان دهنده روابط پیچیده این دو حزب است. مارین لو پن و جردن باردلا — که به ترتیب برای ریاست جمهوری و نخست وزیری بعدی فرانسه تلاش میکنند — هیچ اشارهای به پیرروزی AfD نداشتهاند. به نظر میرسد این سکوت چندان تعجبآور نباشد، با توجه به اینکه مارین لوپن بیش از یک دهه را صرف عادیسازی وجهه حزب اجتماع ملی (که قبلاً با نام جبهه ملی شناخته میشد) در داخل و خارج از کشور کرده است — جبهه ملی که توسط پدر او، ژان ماری لوپن، بنیان گذاشته شده بود برای سالها متهم به نژادپرستی و یهودستیزی بوده است. بر اساس یک نظرسنجی که روز شنبه منتشر شد، در حال حاضر، حزب او در نظرسنجیها پیشتاز است و حدود ۳۴ تا ۳۶ درصد از پاسخدهندگان اعلام کردهاند که قصد دارند در دور اول انتخابات ریاست جمهوری که قرار است آوریل ۲۰۲۷ برگزار شود، به او رأی دهند. پیر-رومن تیوننت، سیاستمدار حزب اجتماع ملی و نماینده پارلمان اروپا از حزب میهنپرستان برای اروپا (PfE)، گفت که نتیجه انتخابات حزب AfD «نباید برای کسی تعجبآور باشد» و پیروزی آن به مسائلی مربوط میشود که احزاب جریان اصلی برای حل آنها تلاشی نکردهاند: «مهاجرت گسترده، از دست دادن هویت ملی و زوال اجتماعی و صنعتی». به گفته این نماینده پارلمان اروپا، این نتیجه «نشاندهنده فروپاشی احزاب جریان اصلی به نفع نیروهای سیاسی است که واقعاً نماینده آرمانهای مردم اروپا هستند». با وجود این، او اطمینان داد که تصمیم حزب تجمع ملی مبنی بر «عدم اتحاد با AfD» در پارلمان اروپا «بدون تغییر» باقی خواهد ماند. تیوننت گفت: «چندین عضو این حزب سیاسی همچنان در مورد مسائل تاریخی و یادبودها مواضعی دارند که ما آنها را غیرقابل قبول میدانیم، و به این دلیل که در مورد سایر مسائل، مانند سیاست خارجی، اختلافات بسیار چشمگیری وجود دارد.» حزب اجتماع ملی و AfD قبلاً بخشی از گروه هویت و دموکراسی بودند — به همراه حزب لیگ ایتالیا و حزب آزادی اتریش (FPÖ) و دیگران. با این حال، پس از یک سری جنجالها که برخی از چهرههای ارشد حزب AfD را درگیر کرده بود، اوضاع پیش از انتخابات پارلمانی اروپا در سال ۲۰۲۴ به اوج خود رسید. این شامل اظهارات ماکسیمیلیان کرا، نامزد اصلی AfD در انتخابات پارلمانی، بود که در مصاحبهای با روزنامه ایتالیایی لا رپوبلیکا اظهار داشت که عضویت در اساس نازی به طور خودکار کسی را مجرم نمیکند. گروه هویت و دموکراسی در ماه مه ۲۰۲۴، تنها چند هفته قبل از انتخابات پارلمان اروپا، به حذف AfD رأی داد. پس از انتخابات، AfD به تشکیل یک گروه راست رادیکال جدید به نام «اروپای ملتهای مستقل» (ESN) کمک کرد که رسماً در ژوئیه ۲۰۲۴ تأسیس شد. به گفته ژیل ایوالدی، محقق و استاد علوم سیاسی در دانشگاه علوم سیاسی پاریس: «حزب AfD خود را به شیوهای رادیکالتر و آشکارا راست تندرو بیان میکند، در حالی که حزب اجتماع ملی در حال حاضر سعی دارد برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری، مواضع خود را به طور قابل توجهی تعدیل کند، زیرا آنها میدانند که برای انجام این کار، باید تصویر خود را عادی کنند. پیش از آخرین انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۲۲، شاهد ظهور دو استراتژی سیاسی متفاوت بودیم: لوپن همچنان تلاش میکرد تا تصویر خود را عادی جلوه دهد و حزب خود را اهریمنزدایی کند، در حالی که زمور، چهره راستگرای تندروتر استراتژی بسیار تهاجمیتری را برای رادیکالیزه کردن و بازپسگیری برخی مضامین سیاسی دنبال میکرد.» جمعبندی نرخ روز پیروزی حزب راست رادیکال AfD در ایالت زاکسن-آنهالت آلمان، با کسب ۴۴ درصد آرا، نشاندهنده تضعیف جایگاه میانهروها و پایان استدلال «استثنای شرقی» است. این روند، اداره بزرگترین اقتصاد اروپا را دشوارتر کرده و «دیوار آتش» علیه راست رادیکال را تحت فشار قرار داده است. در حالی که احزاب راست رادیکال در سراسر اروپا در حال قدرتگیری هستند و حتی توسط قدرتهای خارجی تقویت میشوند، حزب اجتماع ملی فرانسه به رهبری مارین لوپن، با هدف عادیسازی وجهه خود برای انتخابات ۲۰۲۷، نسبت به این پیروزی سکوت کرده است. این سکوت ناشی از اختلافات ایدئولوژیک و تلاش لوپن برای فاصله گرفتن از مواضع رادیکالتر AfD است که پیشتر منجر به حذف AfD از گروه هویت و دموکراسی در پارلمان اروپا شده بود.


