آمریکا فرصت طلایی تنشزدایی با ایران را از دست داد
به گزارش نرخ روز، باربارا اسلاوین در گزارشی که منتشر کرده، مینویسد که بیستوپنج سال پس از حملات ۱۱ سپتامبر که منجر به کشته شدن بیش از سه هزار آمریکایی و آغاز «جنگ علیه تروریسم» شد، اکنون آمریکا درگیر جنگی خونین با ایران است که با اما و اگرهای تاریخی زیادی همراه است.
به گفته این نگارنده، بلافاصله پس از حملات ۱۱ سپتامبر، ایران به دولت جورج بوش در سرنگونی حکومت طالبان که به القاعده پناه داده بود و جایگزینی دولتی جدید کمک کرد. ایران در سال ۱۹۹۸، پس از شهادت دیپلماتهای ایرانی در مزارشریف توسط طالبان، تا آستانه جنگ با این گروه پیش رفته بود. با این حال، نومحافظهکاران دولت بوش در سخنرانی سالانه وضعیت کشور در سال ۲۰۰۲، بر گنجاندن ایران در کنار عراق و کره شمالی، در آنچه «محور شرارت» نامیدند، اصرار ورزیدند.
با این وجود، چه پیش از ۱۱ سپتامبر و چه پس از آن، فرصتهایی برای تغییر مسیر خصومت میان آمریکا و ایران وجود داشت. حتی در سال ۲۰۱۵، توافقی به نام برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) حاصل شد که آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چین و آلمان درباره آن مذاکره کرده بودند و به تأیید شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز رسیده بود؛ اما دونالد ترامپ در دوره نخست ریاست جمهوریاش بهطور یکجانبه از آن خارج شد.
این تحلیلگر معتقد است که مناسبترین فرصت برای دستیابی به نوعی تنشزدایی اولیه با ایران، در چند سال ابتدایی پس از ۱۱ سپتامبر بود. در آن زمان، حتی مخالفان سرسخت آمریکا نیز اقدام نظامی این کشور علیه حکومت وقت طالبان را موجه میدانستند و نیروی قدس ایران اطلاعاتی را در اختیار نیروهای آمریکایی قرار داد که به آنها در تصرف کابل کمک کرد. در آن برهه، آمریکا همچنان تنها ابرقدرت جهان بود؛ روسیه هنوز در حال بهبود از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود و چین نیز هنوز به قدرت اقتصادی کنونی تبدیل نشده بود. در ایران نیز محمد خاتمی، رئیس جمهوری اصلاحطلب، بر سر کار بود که به دنبال بهبود روابط با غرب بود.
نگارنده در دسامبر ۲۰۰۱، یک ماه پس از سقوط حکومت وقت طالبان به دست نیروهای آمریکایی و ائتلاف شمال، بهعنوان خبرنگار به ایران سفر کرده است. او میگوید که در میان ۹ سفری که طی ۳۰ سال گذشته به ایران داشته، آن سفر برجسته است. ایرانیان از اقشار مختلف، از جمله نمایندگان مجلس، با قربانیان ۱۱ سپتامبر ابراز همدردی میکردند و از ضرورت بهبود روابط سخن میگفتند. شرکت کوکاکولا نیز بهتازگی و برای نخستین بار از زمان پیروزی انقلاب، تولید نوشابه را در مشهد از سر گرفته بود.
اسلاوین در ادامه آورده است که ایران در میان کشورهای دارای بیشترین مسلمان، تنها کشوری بود که پس از ۱۱ سپتامبر از حمایت مردمی قابلتوجهی از آمریکا برخوردار شد. همانطور که در دسامبر ۲۰۰۱ نوشته شد، «انبوهی از جوانان ایرانی تا سه روز پس از ۱۱ سپتامبر، بهطور خودجوش در بلوار میرداماد در شمال تهران با شمع در دست، مراسم یادبود برگزار کردند تا با قربانیان آمریکایی حملات تروریستی اعلام همبستگی کنند. بسیاری از مردم اینجا همچنین با حسرت به اقدام دولت بوش مبنی بر لغو تحریمهای اقتصادی علیه پاکستان مینگریستند و ماه پیش از آن پرچم آمریکا را بر فراز ساختمان قدیمی سفارت آمریکا در کابل افراشته دیدند.»
به نوشته نگارنده، «آمریکا و ایران همچنین به مدت ۱۸ ماه پس از ۱۱ سپتامبر، در ژنو و پاریس مذاکرات مستقیم و چراغخاموشی درباره مسائل مربوط به افغانستان، اعضای فراری القاعده و آنچه ایرانیها بهدرستی حمله قریبالوقوع آمریکا به عراق میدانستند، انجام دادند. در ماه مه ۲۰۰۳، زمانی که جورج بوش در بحبوحه جنگ عراق، پیش از موعد و عجولانه از «پایان موفق مأموریت» سخن میگفت، ایران از طریق سفیر وقت سوئیس در تهران، پیشنهادی را به وزارت خارجه آمریکا منتقل کرد که خواستار مذاکرات جامع برای حل مسائل باقیمانده بر سر برنامه هستهای، تروریسم و مناقشه اسرائیل-فلسطین بود. همانطور که در کتابی در سال ۲۰۰۷ با عنوان «دوستان تلخ، دشمنان صمیمی» نوشته شد، دولت بوش این پیشنهاد را اقدامی برای به اصطلاح «پی بردن به مزه دهان» واشنگتن دانست و به آن پاسخی نداد.
به ادعای این خبرنگار آمریکایی، «رد پیشنهاد ایران از سوی آمریکا، جریان اصلاحطلبی و حامی مذاکره در ایران را خجل کرد. محسن رضایی، فرمانده کهنهکار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اکنون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران است و از زمان ترور و شهادت مقامات ارشد ایران به دست اسرائیل در آغاز جنگ جاری، یکی از بانفوذترین چهرههای جمهوری اسلامی محسوب میشود. در مصاحبه ایمیلی با رضایی در سال ۲۰۰۵، او که ۱۷ سال فرمانده سپاه پاسداران بود و این نیرو را به سازمانی تبدیل کرده بود که در جریان جنگ ایران و عراق در سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸، با عراق مبارزه میکرد، از مشکلات اقتصادی ایران گفت و خواستار همکاری بیشتر با غرب شد. او نوشت که "اگر دولت بوش پیشنهاد منطقی به ایران ارائه کند، معتقدم تحول واقعی در روابط ایران و آمریکا رخ خواهد داد."»
اسلاوین میگوید که «در مصاحبه حضوری بعدی که در سال ۲۰۰۶ در تهران انجام داد و بعداً متوجه شد قاسم سلیمانی، فرمانده وقت نیروی قدس نیز در آن حضور داشته است، رضایی گفت که این مقطع "زمان طلایی برای آمریکاییها" جهت حل اختلافاتشان با ایران است. اما هشدار داد که اگر آمریکا "تصمیم به اقدامات سخت بگیرد، همهچیز یکشبه تغییر خواهد کرد و مشکلات جدی" برای آمریکا به وجود خواهد آمد.»
جمعبندی نرخ روز
گزارش منتشرشده نشان میدهد که سالهای ابتدایی پس از ۱۱ سپتامبر، فرصتی بینظیر برای تنشزدایی میان آمریکا و ایران بود که واشنگتن آن را از دست داد. ایران در آن زمان، هم در سرنگونی طالبان همکاری کرد و هم از طریق سفیر سوئیس، پیشنهاد مذاکرات جامع را ارائه داد. با این حال، عدم پاسخ دولت بوش به این پیشنهاد، به تضعیف جریان اصلاحطلب در ایران و از دست رفتن «زمان طلایی» برای حل اختلافات منجر شد.


