ایران و آمریکا؛ دیدگاههای متفاوت درباره راهکار پایان تنش
به گزارش نرخ روز، در بحبوحه تنشهای جاری میان ایران و آمریکا، دو کارشناس به بررسی راهکارهای موجود برای پایان دادن به وضعیت فعلی و کاهش فشارهای اقتصادی پرداختند. محور اصلی بحث، اثربخشی «تفاهم اسلامآباد» و امکان بازگشت آمریکا به آن، همچنین نقش مذاکره و چگونگی تغییر سیاستهای طرف مقابل بود.
آقای ایزدی معتقد است که تفاهم اسلامآباد عملاً بیاثر بوده و نباید به احیای آن امید بست. او تأکید میکند که آمریکا تنها زمانی سیاست خود را تغییر میدهد که محاسبه سود و زیانش دگرگون شود. بنابراین، ایران باید از انتظار بازگشت آمریکا به این تفاهم خارج شده و شرایطی را ایجاد کند که ادامه سیاست فعلی برای آمریکا پرهزینه باشد. به گفته او، این مسئله صرفاً نظامی نیست، بلکه باید آمریکا به این نتیجه برسد که سیاست کنونیاش به اهدافش نمیرسد.
در مقابل، آقای احمدی تفاهم اسلامآباد را جدی دانسته و معتقد است که این سند حتی وارد مرحله اجرا شده بود. او اشاره میکند که اقداماتی در چارچوب آن انجام شد که نشاندهنده رسیدن دو طرف به یک نقطه قابلتوجه بود. به باور وی، اختلافات بعدی، بهویژه درباره تفسیر برخی بندها و موضوع تنگه هرمز، باعث شکست روند شد و به جای کنار گذاشتن مذاکره، باید برای حل اختلافات دوباره پای میز نشست. او مذاکره را به معنای مدیریت اختلاف و رسیدن به توافقی برای تأمین منافع دو طرف میداند و ادامه جنگ را به نفع ایران نمیداند.
یکی از مهمترین نقاط اختلاف دو طرف، موضوع تنگه هرمز است. آقای ایزدی تنگه هرمز را یکی از مهمترین اهرمهای ایران میداند و تأکید میکند که نباید اهرم فشار را از دست داد و سپس انتظار امتیاز داشت. اما آقای احمدی این موضوع را بسیار پیچیده میداند و با توجه به قرار گرفتن ایران و عمان در دو سوی تنگه و وجود بخشهایی در آبهای سرزمینی دو کشور، معتقد است که موضوع باید با مذاکره و بر اساس ترتیبات حقوقی و عملی حل شود. او تبدیل کردن آن به یک تقابل دائمی را دارای هزینههای سنگین برای ایران میداند.
در پاسخ به این پرسش که چرا باید دوباره به مذاکره اعتماد کرد، در حالی که آمریکا یک بار از توافق خارج شده و حتی در میانه مذاکرات جدید حمله نظامی صورت گرفته است، آقای احمدی توضیح میدهد که مذاکره به معنای اعتماد نیست، بلکه مدیریت اختلاف است. او هشدار میدهد که اگر به دلیل بیاعتمادی هیچ مذاکرهای انجام نشود، گزینه باقیمانده ادامه جنگ است که به نفع ایران نیست. آقای ایزدی اما معتقد است مذاکره زمانی معنا دارد که طرف مقابل نیز واقعاً به دنبال توافق باشد و نباید مذاکره را با ابزار مدیریت رفتار یا عملیات فریب اشتباه گرفت.
هر دو کارشناس بر یک واقعیت مشترک تأکید دارند: اقتصاد ایران دیگر ظرفیت ادامه وضعیت فعلی را ندارد. فشار اقتصادی مستقیماً بر زندگی مردم اثر گذاشته و ایران از برخی کشورهای منطقه فاصله گرفته است. آقای احمدی بر ضرورت تلاش برای توافق با آمریکا جهت نجات اقتصاد تأکید میکند و میگوید که اگر جنگ و تحریم ادامه یابد، اقتصاد کوچکتر شده، سرمایه انسانی خارج میشود و فاصله ایران با کشورهای منطقه بیشتر خواهد شد. او سیاست خارجی را در خدمت توسعه میداند. آقای ایزدی نیز با ضرورت توسعه اقتصادی مخالف نیست، اما اختلاف را بر سر راه رسیدن به آن میداند و معتقد است اگر تصور شود آمریکا بدون تغییر محاسباتش با توافقی به نفع ایران موافقت میکند، اشتباه است.
آقای ایزدی در پاسخ به سؤالی صریح درباره ادامه جنگ برای مجبور کردن آمریکا به عقبنشینی، هدف را ادامه جنگ نمیداند، بلکه تغییر محاسبات طرف مقابل و جلوگیری از تکرار حمله عنوان میکند. آقای احمدی اما میپرسد اگر چنین تغییری اتفاق نیفتد، کشور تا چه زمانی باید هزینه بدهد و بر تفاوت میان «پیروزی در جنگ» و «نجات کشور» تأکید میکند. او با اشاره به تجربه جنگ ایران و عراق، میگوید جنگها نهایتاً باید به یک نقطه سیاسی ختم شوند و نمیتوان تصور کرد جنگ ایران و آمریکا تا شکست کامل یکی از طرفین ادامه یابد. آقای ایزدی در این مقایسه، تفاوت اساسی را در این میداند که آمریکا هنوز به این نتیجه نرسیده که سیاستش شکست خورده است.
درباره حلپذیری یا دائمی بودن تنش، آقای ایزدی معتقد است اختلاف راهبردی باقی خواهد ماند، زیرا آمریکا ایران قدرتمند و مستقل را نمیخواهد و حتی با توقف جنگ، فشار اقتصادی، سیاسی و اطلاعاتی ادامه خواهد یافت. اما آقای احمدی باور دارد میتوان سطح تنش را به میزان قابلتوجهی کاهش داد و از دشمنی نظامی به رقابت و مدیریت اختلاف رسید که تفاوت بسیار مهمی است.
در نهایت، اگر مسئول تصمیمگیری درباره سیاست خارجی ایران بودند، آقای ایزدی بر تغییر محاسبات آمریکا تأکید میکند و میگوید نباید منتظر بازگشت به توافقی بود که طرف مقابل به آن پایبند نمانده است. او طراحی سیاستی را ضروری میداند که آمریکا بفهمد ادامه مسیر فعلی برایش نتیجهای ندارد. آقای احمدی نیز ادامه مذاکره و امتحان همه مسیرهای دیپلماتیک را پیشنهاد میدهد. او هدف را پایان جنگ، کاهش تنش، رفع فشار اقتصادی و ایجاد شرایطی برای توسعه ایران میداند و معتقد است کشور را نمیتوان با آرزو اداره کرد، بلکه باید بر اساس واقعیتهای روی زمین تصمیم گرفت.
جمعبندی نرخ روز
بحث میان دو کارشناس نشان میدهد که در شرایط کنونی اقتصاد ایران، ضرورت پایان دادن به وضعیت فعلی و کاهش فشارها یک نقطه مشترک است. با این حال، درباره راهکار عملی، دیدگاهها متفاوت است؛ یک دیدگاه بر تغییر محاسبات آمریکا از طریق ایجاد هزینه برای سیاستهای فعلی تأکید دارد، در حالی که دیدگاه دیگر، ادامه مذاکره و استفاده از مسیرهای دیپلماتیک برای مدیریت اختلافات و رسیدن به توافق را ضروری میداند. هر دو طرف بر این نکته اذعان دارند که جنگها نهایتاً باید به یک نقطه سیاسی ختم شوند و اقتصاد کشور ظرفیت ادامه وضعیت فعلی را ندارد.


