چهار شوک تاریخی که جهان را به «بحران دائمی» کشاندهاند
به گزارش نرخ روز، مبارزه بر سر تنگه هرمز، حملات پهپادی و موشکی روسیه و رقابتهای شدید، مناطقی از شرق آسیا تا شرق اروپا را درگیر کرده است. ائتلافهای آمریکا در وضعیت آشفتگی قرار دارند و اقتصاد جهانی نیز بر اثر تعرفهها و تحریمها دچار گسست شده است. تقریباً هر هفته شاهد تحولات جدید، هم نویدبخش و هم نگرانکننده، در حوزه هوش مصنوعی هستیم. در میان تمام این آشوبهای کنونی، این پرسش مطرح میشود که جهان چه زمانی به یک تعادل باثبات خواهد رسید. پاسخ این است که چنین اتفاقی، دستکم در آینده نزدیک، رخ نخواهد داد. این وضعیت بازتابی از رقابت گستردهتر بر سر این مسئله است که چه کسی مرحله بعدی نظم جهانی را شکل خواهد داد. چهار شوک تاریخی شامل شوک قدرتهای بزرگ، شوک چین، شوک هوش مصنوعی و شوک آمریکا، در حال بههمریختن چشمانداز جهانی هستند. این چهار شوک جهان را به دورهای آشفته و احتمالاً طولانی از گذار از یک عصر به عصر دیگر پرتاب کردهاند. بنابراین فعلاً باید انتظار داشت در دورهای از «بحران دائمی» زندگی کنیم؛ دورهای که در آن منابع بیثباتی ساختاری هستند و اختلالها پیوسته رخ میدهند. شوک قدرتهای بزرگ از آنجا ناشی میشود که دولتهای تجدیدنظرطلب، عمدتاً چین و روسیه و کره شمالی، در تمامی مناطق کلیدی اوراسیا به نفوذ و ائتلافهای آمریکا حمله میکنند. آنها قواعد جهانی را در هم میشکنند؛ از آزادی کشتیرانی گرفته تا ممنوعیت تصرف سرزمین از طریق جنگ. در مرکز این عصر رقابتآمیز، درگیری جدیدی برای هژمونی میان آمریکا و چین شکل گرفته است؛ از آن نوع منازعاتی که ساختار یک نظام بینالمللی را تعیین میکنند و معمولاً به جنگهای داغ فاجعهبار، جنگهای سرد چند دههای و دیگر تحولات عظیمی منجر میشوند که جهان را قطبی و فراگیر میکنند. شوک ژئوپلیتیکی با «شوک چین» ارتباط دارد. حمایتگرایی دونالد ترامپ تیترهای بیشتری به خود اختصاص میدهد، اما بزرگترین اختلال اقتصادی عصر ما، ظرفیت مازاد صنعتی چین است: تلاش پکن برای دستیابی به برتری در حوزههایی از فولاد و آلومینیوم گرفته تا باتری خودروهای برقی و نیمهرساناها. اختلالات ناشی از این وضعیت، کشورهای سراسر جهان را تهدید میکند. ظرفیت مازاد چین میتواند رشد اقتصادهای در حال توسعهای را که امیدوارند بخشهای تولیدی خود را ایجاد کنند، متوقف یا کُند کند. این وضعیت همچنین کشورهای پیشرفته، بهویژه در اروپا، را با صنعتزدایی تدریجی و رادیکالیسم سیاسی ناشی از فشارهای اقتصادی مواجه میکند. شوک قبلی چین در آغاز قرن حاضر، جهان را از کالاهای ارزانقیمت اشباع کرد؛ اما شوک چین امروز میتواند سلطه پکن را در بخشهایی که تعیینکننده رشد جهانی هستند تثبیت کند؛ در حالی که برای خود چین نیز خطراتی، از کاهش تورمی قیمتهای صنعتی گرفته تا موجی از حمایتگرایی تلافیجویانه، ایجاد میکند. در همین حال، شوک هوش مصنوعی نیز با شدت زیادی در حال گسترش است. مدلهای جدید میتوانند خطرات نامتعارفی ایجاد کنند؛ مانند سلاحهای زیستی پیشرفتهای که قادر باشند همهگیریهای جدیدی به راه بیندازند. و هنگامی که هوش مصنوعی اقتصادها را از نو شکل میدهد، پیامدهای اجتماعی و واکنشهای سیاسی نیز ناگزیر به دنبال آن خواهند آمد. در کنار اینها، چالشهای بزرگتر و وجودی نیز در حال نمایان شدن هستند؛ از جمله این خطر که هوش مصنوعی خارج از کنترل، علیه سازندگان خود عمل کند. انقلابهای فناوری همواره توازن قدرت میان رقبای ژئوپلیتیکی را برهم زدهاند. این انقلاب نیز، مانند انقلاب صنعتی پیش از خود، با برهم زدن رابطه میان انسان و ماشین، بر تمام جنبههای جامعه تأثیر خواهد گذاشت. بیثباتی ناشی از این تحولات با «شوک آمریکا» تشدید میشود. برای دههها، سیاست خارجی آمریکا به جهان کمک میکرد تا از میان خطرات اقتصادی و ژئوپلیتیکی عبور کند؛ اما امروز توانایی این کشور برای ایفای چنین نقشی تحت فشار قرار گرفته است؛ فشارهایی که ناشی از مشکلات مزمن مالی، کمبود شدید مهمات و ناکارآمدی سیاسی هستند. تمایل آمریکا به ایفای این نقش نیز محل تردید است؛ چرا که ترامپ نظام تجارت جهانی را بهشدت تضعیف میکند، متحدان قدیمی را تهدید میکند و بدون برنامهریزی کافی دست به مداخلات نظامیای میزند که پیامدهای آنها سراسر جهان را تحت تأثیر قرار میدهد. قدرت آمریکا همچنان بیرقیب است؛ اما پرسشهای بنیادین درباره هدف و نقش جهانی آمریکا ممکن است به چندین دوره انتخاباتی دیگر نیاز داشته باشند تا پاسخ خود را پیدا کنند. تعامل این روندها میتواند به طیف گستردهای از آیندههای احتمالی منجر شود. شاید سرانجام وارد یک جنگ سرد جدید شویم؛ سناریویی دشوار اما قابلتحمل که در آن آمریکا و متحدان سنتیاش پیوندهای خود را دوباره مستحکم میکنند تا در برابر فشار اقتصادی، ژئوپلیتیکی و فناوری چین ایستادگی کنند. یا شاید گرایشهای سرکشانه آمریکا غالب شوند و جهان وارد عصری از هرجومرج شود؛ عصری که در آن تمام قدرتهای بزرگ پروژههای تجدیدنظرطلبانه خود را دنبال میکنند. این احتمال نیز وجود دارد که شوک هوش مصنوعی همه شوکهای دیگر را تحتالشعاع قرار دهد و دورهای فرا برسد که در آن تمام جوامع عمدتاً بر پیامدهای این انفجار فناورانه متمرکز شوند. یا شاید درگیریهای فراگیر ژئوپلیتیکی و تشدید تنش میان آمریکا و چین در نهایت به جنگی جهانی منجر شود. ممکن است نتیجه این تحولات تا چند سال دیگر روشن نشود؛ حتی شاید یک یا دو دهه زمان ببرد. هنگامی که نظم قدیمی از میان میرود، شکل و ساختار نظام جدید معمولاً برای شکل گرفتن و تثبیت شدن به زمان نیاز دارد. تا آن زمان، انتظار آسودگی چندانی نداشته باشید. چهار شوک عظیم در حال ایجاد بیثباتی عمیق و ساختاری هستند و دوره «بحران دائمی» ما همین حالا آغاز شده است. جمعبندی نرخ روز جهان در حال حاضر تحت تأثیر چهار شوک بزرگ قرار دارد که شامل رقابت قدرتهای بزرگ، ظرفیت مازاد صنعتی چین، پیشرفتهای سریع هوش مصنوعی و تضعیف نقش سنتی آمریکا در جهان است. این تحولات، بیثباتی عمیق و ساختاری ایجاد کرده و جهان را وارد دورهای از «بحران دائمی» کردهاند. پیامدهای این شوکها میتواند به سناریوهای مختلفی از جمله جنگ سرد جدید، عصر هرجومرج یا حتی درگیریهای جهانی منجر شود که تعیین نتیجه نهایی آن ممکن است سالها یا دههها به طول انجامد.


