تأثیر حمله پهپادی بر تجارت ایران و عراق
به گزارش نرخ روز، در پی حمله پهپادی به خط لوله نفت شرق–غرب عربستان که مقامات سعودی مبدأ آن را خاک عراق اعلام کردند، دولت عراق بهطور موقت گذرگاههای مرزی شلمچه و چذابه را با ایران مسدود کرد. این اقدام با هدف جلوگیری از فرار احتمالی عاملان و انتقال تجهیزات صورت گرفت. این رویداد در حالی رخ داد که عراق دومین مقصد صادراتی ایران محسوب میشود و هرگونه اختلال در مرزهای دو کشور میتواند بر تجارت، درآمدهای ارزی و بهویژه صادرات کالاهای غذایی و فسادپذیر ایران تأثیر بگذارد. اکنون با ازسرگیری تردد مسافران و بازگشت تجارت زمینی به روال عادی، این پرسش مطرح است که آیا بستهشدن چندروزه مرزها صرفاً یک اقدام امنیتی و مقطعی بوده یا نشانهای از آسیبپذیری مسیرهای زمینی تجارت ایران در برابر تحولات منطقهای است؟ حمید حسینی، عضو اتاق مشترک ایران و عراق، در این باره توضیح داد که بستهشدن موقت مرزهای شلمچه و چذابه بیشتر ریشه در مسائل داخلی و امنیتی عراق داشته و ارتباط مستقیمی با روابط ایران و عراق ندارد. او تأکید کرد که این محدودیت بهسادگی به یک بحران تجاری میان دو کشور تبدیل نخواهد شد، زیرا بخش قابلتوجهی از تجارت عراق به کالاهای ایرانی وابسته است و در مقابل نیز بازار عراق یکی از بازارهای مهم صادراتی ایران است. حسینی همچنین درباره فشارهای آمریکا برای محدود کردن شریانهای اقتصادی ایران هشدار داد و گفت هنوز مشخص نیست کشورهایی مانند عراق، ترکیه، پاکستان، روسیه، چین و امارات تا چه اندازه حاضر به همراهی با این سیاست باشند. این اتفاق بیشتر به مسائل داخلی و امنیتی عراق مربوط بوده و ارتباط مستقیمی با ایران نداشته است. عراق برای جلوگیری از خروج عاملان آن اتفاق، اقداماتی را در مرز انجام داد. حتی مرزها برای حدود دو ساعت باز شدند تا افرادی که در دو طرف مرز مانده بودند، بتوانند به کشور خودشان برگردند؛ یعنی عراقیهایی که در ایران بودند به عراق برگردند و ایرانیهایی که در عراق بودند، وارد ایران شوند. سپس مرز برای تردد مسافری باز شد و تردد مسافران آزاد شد. طبق اطلاعیه دولت عراق، مرزها باز شده و عمده مرزها به شرایط عادی برگشتهاند. برای اینکه بتوانیم درباره وضعیت تجارت و عبور کامیونها آمار دقیقی داشته باشیم، هنوز کمی زود است. در عراق میان جریانهای مقاومت و دولت آقای زیدی اختلافنظرهایی وجود دارد. از طرف دیگر، عربستان هم تاکنون دو بار به نیروهای حشد شعبی در عراق حمله کرده و از آنها شهید گرفته است. بنابراین ممکن است در مقاطعی عملیات تلافیجویانهای انجام شود، اما این موضوع ارتباط مستقیمی با ایران ندارد. با توجه به اهمیت این مرزها، عراق نمیتواند برای مدت طولانی تجارت با ایران را محدود کند. وزارت امور خارجه حتماً از مسیرهای مختلف موضوع را پیگیری کرده است، زیرا مردم عراق در نهایت به تجارت با ایران وابسته هستند. این تجارت یکطرفه و صرفاً به نفع ایران نیست. تعداد زیادی از کامیونهای عراقی در این تجارت درگیر هستند. روزانه حدود دو هزار کامیون عراقی در مرزها جابهجا میشوند. خود این افراد هم در بسیاری موارد تاجر هستند؛ به مرزهای ایران میآیند، کالا میخرند و در مناطق دیگر میفروشند. بازار عراق به نوعی به ایران وابستگی دارد. بخش عمدهای از کالاهایی که به عراق میرود، از ایران تأمین میشود. لبنیات، نوشیدنیها، بسیاری از کالاهای ضروری مردم عراق و حتی بخشی از مواد اولیه واحدهای صنعتی عراق از طریق ایران تأمین میشود. این موضوع باعث میشود طرف عراقی هم به دولت فشار بیاورد. استاندار هم بیانیه داد و اعلام کرد مناطق جنوبی بغداد به نوعی با ایران وابستگی دارند و روابط و تبادلات نزدیکی میان دو طرف وجود دارد. این روابط اقتصادی یکساله و دوساله نیست که بتوان آن را بهسادگی قطع کرد. روابط تجاری دو کشور در طول سالها شکل گرفته و بخشهای مختلف اقتصاد عراق و ایران به یکدیگر وابسته شدهاند. یکی از نگرانیها درباره تجارت با عراق، موضوع انتقال ارز است. در شرایط فعلی صادرات ایران به عراق و دریافت پول همچنان انجام میشود. عراق هم مانند ایران برای واردات ارز ترجیحی دارد. اگر امروز نرخ رسمی ارز را در نظر بگیریم، حدود ۱۵ درصد گپ ارزی وجود دارد. کسی که با ایران تجارت میکند، این محدودیتها و تحریمهای ایران را هم در نظر میگیرد و پذیرفته است که حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد هزینه بیشتری برای انتقال پول پرداخت کند. این پرداختها از مسیرهای مختلف انجام میشود؛ از طریق اسکناس، دینار عراق، درهم امارات، یوان چین یا مسیرهای دیگر. حتی در برخی موارد میتوان از رمزارز استفاده کرد. بنابراین تبادل تجاری و پرداختها همچنان در حال انجام است، اما هزینه آن برای واردکننده عراقی بیشتر شده است. با این حال، چون هزینه حملونقل کالا از ایران نسبت به بسیاری از بازارهای دیگر بهشدت پایینتر است، این افزایش هزینه در بسیاری از کالاها قابل جبران است. ایران در کالاهایی که حجیم و سنگین هستند مزیت دارد. ممکن است یک کالا از ایران ارزانتر خریداری شود، اما واردکننده عراقی برای انتقال ۱۰ هزار دلار مجبور باشد ۵۰۰ دلار هزینه بیشتری پرداخت کند. با این حال، متوسط قیمت برخی کالاهای صادراتی ایران در بازار عراق حدود ۳۰۰ دلار است و در بعضی اقلام، هزینه انتقال پول و حملونقل حتی ممکن است مزیت قیمتی را تحت تأثیر قرار دهد. بازار عراق همچنان برای صادرات ایران بازار مهمی است. عراق سالانه حدود ۷۸۰ میلیون تن کالا وارد میکند. بخشی از این کالا میتواند از طریق دریا، و بخشی از طریق ترکیه و بخشی هم از مسیر ایران وارد شود. عراق به کالاهای ایرانی نیاز دارد و بخشی از نیاز خود را از طریق ایران تأمین میکند. بنابراین اینطور نیست که عراق بتواند بهراحتی تمام نیازهای خود را از کشورهای دیگری مثل ترکیه یا کشورهای جنوب خلیج فارس تأمین کند. به همین دلیل نباید تصور کنیم که میتوان بهراحتی درباره قطع روابط یا بستن بازارها تصمیم گرفت. اگر بازار عراق بیش از دو یا سه روز بسته شود، اولین کسانی که نسبت به آن اعتراض میکنند، مرزنشینان دو کشور و تجار و فعالان اقتصادی عراق هستند. استانهای مرزی دو کشور به این تجارت وابستهاند. در بازار عراق هم تجار و فعالان اقتصادی نسبت به چنین تصمیمی واکنش نشان میدهند و اعتراض میکنند. بنابراین دست دولت عراق برای اینکه بخواهد در تجارت با ایران بهراحتی تصمیم بگیرد، خیلی باز نیست. دولت عراق میتواند تعرفهها را بالا و پایین کند، ورود بعضی اقلام را ممنوع کند یا در واردات برخی کالاها سختگیری ایجاد کند، اما در مجموع نمیتواند به بخش خصوصی دستور بدهد که از کجا بخرد، از کجا نخرد یا با چه ارزی خرید کند. عراق از این نظر کشور نسبتاً آزادی است و بخش خصوصی نقش مهمی در تجارت دارد. بنابراین خیلی نباید نگران باشیم، مگر اینکه اتفاق خاصی در روابط دو کشور رخ دهد که خوشبختانه در حال حاضر همهچیز تحت کنترل است. با توجه به اتفاقات اخیر، احتمال دارد بستهشدن مسیرهای زمینی ایران بخشی از فشارهای گستردهتر اقتصادی علیه کشور باشد و دوباره شاهد چنین اتفاقاتی باشیم. آمریکاییها اعلام کردهاند که برنامه دارند شریانهای اقتصادی ایران را ببندند. آنها تقریباً به همه کشورها اعلام کردهاند که میخواهند فشار اقتصادی بر ایران را از طریق همین مسیرها افزایش دهند، اما هنوز مشخص نیست این سیاست دقیقاً چه زمانی و با چه ابعادی اجرایی خواهد شد. آنها به جای اینکه فقط سراغ تحریم ایران و کالاهای ایرانی بروند، به سمت بازارهای هدف و شریانهای اقتصادی ایران رفتهاند. اینکه چقدر بتوانند در این زمینه موفق شوند، به این بستگی دارد که کشورهای دیگر چقدر با آمریکا همکاری کنند و چقدر حاضر باشند با این سیاست همراه شوند. هنوز مشخص نیست کشورهایی که برای ایران اهمیت دارند، مانند ترکیه، عراق، پاکستان، روسیه، چین و امارات، حاضر باشند با آمریکا همکاری کنند یا نه. فعلاً آثاری از اینکه کشورهای بازار هدف ایران، یعنی عمده کشورهایی که با اقتصاد ایران ارتباط دارند و میتوانند باعث فشار جدی بر اقتصاد کشور شوند، با خواسته آمریکا همراه شده باشند، دیده نمیشود. پروازهای تجاری ایران به آن شکل قطع نشده، ورود و خروج کامیونها هم دچار مشکل گسترده نشده و رسماً دیده نشده که کشورهای مهم منطقه اعلام کنند روابط اقتصادی خود را با ایران قطع کردهاند. البته گرجستان چنین اقداماتی را اعلام کرده است. در مورد کشورهای دیگر هم باید دید در ادامه چه اتفاقی میافتد. حتی مالزی اعلام کرده که اگر پروازهای ایران دچار مشکل باشند، امکان رفتوآمد از مسیر مالزی را فراهم میکند. رفتار کشورهای منطقه در برابر فشار آمریکا تعیینکننده خواهد بود. مهم است که رفتار این کشورها در مقابل آمریکا چه خواهد بود. این کشورها هم به دلیل منافع اقتصادی و هم به دلیل ارتباطاتی که با ایران دارند، بهسادگی نمیتوانند خودشان را با آمریکا همسو کنند. ترکیه نمیتواند بهراحتی مردم کشورش را با چنین تصمیمی همراه کند. در عراق هم شرایط همینطور است. در پاکستان نیز دولت بهراحتی نمیتواند بدون در نظر گرفتن منافع اقتصادی و اجتماعی چنین تصمیمی بگیرد. بنابراین هنوز خوشبختانه آثار جدی از این موضوع دیده نشده است. اینکه آیا اتفاق اخیر یک تست بوده تا ببینند امکان بستن این مسیرها وجود دارد یا نه، نمیتوان با قطعیت گفت. اما بعید است چنین اتفاقی بهسادگی قابل اجرا باشد. دولتها در این کشورها یکدست نیستند و قدرت و تصمیمگیری در آنها میان نهادهای مختلف پراکنده است. برای مثال، تصمیمگیری در عراق بسیار پیچیده است و اینکه نخستوزیر عراق بتواند یکباره دستور بدهد روابط اقتصادی با ایران قطع شود، کار سادهای نیست. در مورد امارات هم شرایط به رفتار این کشور در مقابل آمریکا بستگی دارد. در نهایت، اینکه این کشورها چگونه در برابر فشار آمریکا واکنش نشان دهند، به منافع آنها و البته به نحوه رفتار ایران با این کشورها هم بستگی دارد. در چنین شرایطی، ایران برای حفظ این مسیرهای تجاری باید دیپلماسی فعال داشته باشد. در جریان سفر آقای پزشکیان به هند برای اجلاس بریکس، ایشان با نخستوزیر و معاون نخستوزیر هند دیدار کرد. چنین دیدارهایی روابط را تقویت و فضا را تلطیف میکند و امکان تشدید درگیریها را کاهش میدهد. این اقدامات دست طرف مقابل را برای همراهی با فشارهای آمریکا میبندد. بنابراین در مقابل اقداماتی که آنها انجام میدهند، ایران حداقل باید دیپلماسی فعال داشته باشد. اتاقهای بازرگانی باید فعال شوند و اتاقهای مشترک نیز باید نقش پررنگتری ایفا کنند. باید کاری کرد که فضای اقتصادی و روابط تجاری ایران با کشورهای منطقه بهگونهای باشد که بستن شریانهای اقتصادی ایران برای آنها به یک تصمیم سخت و حتی غیرممکن تبدیل شود. جمعبندی نرخ روز: بستهشدن موقت مرزهای ایران و عراق پس از حمله پهپادی به خط لوله نفت عربستان، بیشتر ناشی از مسائل امنیتی داخلی عراق بوده و ارتباط مستقیمی با روابط دو کشور ندارد. با توجه به وابستگی متقابل اقتصادی و حجم بالای تجارت روزانه، عراق نمیتواند برای مدت طولانی این مرزها را مسدود کند. هزینههای انتقال ارز برای تجار عراقی افزایش یافته، اما مزیت حملونقل ارزانتر از ایران این افزایش را جبران میکند. در نهایت، رفتار کشورهای منطقه در برابر فشارهای آمریکا و دیپلماسی فعال ایران، در حفظ شریانهای اقتصادی کشور تعیینکننده خواهد بود.


