تشدید تنشها میان ایران و آمریکا: آیا درگیریها به سمت جنگی غیرقابل کنترل پیش میرود؟
به گزارش نرخ روز، طی هفته گذشته، رویارویی میان ایالات متحده و ایران از یک درگیری محدود و تلافیجویانه به وضعیتی شبیه به یک جنگ تمامعیار تغییر یافته است. تحلیلگران بر این باورند که حملات متقابل آمریکا و ایران به گونهای در حال پیشروی است که خطر کشیده شدن به جنگی گستردهتر را در پی دارد؛ جنگی که شاید مهار آن دیگر ممکن نباشد، مگر اینکه دو طرف هرچه سریعتر به میز مذاکره بازگردند. با تداوم درگیریها برای نهمین شب متوالی، به نظر میرسد تهران و واشنگتن درگیر یک مارپیچ تشدید تنش شدهاند. پس از بیش از یک هفته حملاتی که آتشبسی نافرجام را از هم پاشید، درگیری میان ایالات متحده و ایران اکنون در لبه تیغ قرار گرفته است. تحلیلگران میگویند اکنون زمان آن رسیده که راهی برای کاهش شدت این رویارویی با قدرت تخریبی فزاینده پیدا شود؛ در غیر این صورت، خطر آغاز جنگی وجود دارد که از کنترل آنان فراتر رود. تحلیلگران میگویند با وجود افزایش خطرات تشدید تنش، هیچیک از دو طرف، چه از نظر اقتصادی و چه از نظر سیاسی در داخل کشور، بهراستی توان تحمل چنین وضعیتی را ندارند. حملات آمریکا جادهها و زیرساختهای جنوب ایران را به شدت بمباران کرده، جان غیرنظامیان را گرفته و در مناطق آسیبدیده گرفتار کرده و همزمان این نگرانی را افزایش داده است که واشنگتن در حال فراهم کردن مقدمات یک تهاجم احتمالی در آن منطقه باشد. حملات ایران به نیروهای آمریکایی در اردن تاکنون به کشته شدن دو سرباز آمریکایی و زخمی شدن دهها نفر انجامیده است؛ موضوعی که هزینه انسانی جنگ را برای آمریکاییها بسیار ملموستر کرده و تصویر ارائهشده از سوی دولت ترامپ درباره برتری کامل نظامی را خدشهدار کرده است. الی گرانمایه، کارشناس ایران در شورای روابط خارجی اروپا، گفت: «این لحظه بیدارباش برای هر دو طرف است. یا اکنون مسیر خروج دیپلماتیک را انتخاب میکنند، یا خطر آن را میپذیرند که جنگ از چارچوب تشدید تنشِ قابل مدیریت خارج شود.» همزمان با گسترش اهداف حملات دو طرف، دامنه جغرافیایی بالقوه جنگ نیز افزایش مییابد. تشدید حملات متقابل به زیرساختها در ایران و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس میتواند به سرعت جمعیت غیرنظامی منطقه را با فاجعه روبهرو کند. ایران پیشتر هشدار داده است که اگر آسیب جدی ببیند، تأسیسات کشورهای خلیج فارس را که برای عرضه جهانی انرژی حیاتی هستند هدف قرار خواهد داد. عربستان سعودی هفته گذشته فرودگاه صنعای یمن را هدف حمله قرار داد. به گفته خانم گرانمایه، این اقدام این احتمال را افزایش داده که تهران از متحدان یمنی خود بخواهد مسیر حیاتی کشتیرانی بابالمندب در دریای سرخ را مسدود کنند. چنین اقدامی به سرعت خطرات برای اقتصاد جهانی را تشدید خواهد کرد. هزینههای تشدید این درگیری برای هر دو طرف بسیار سنگین است. هم دولت ترامپ و هم مقامات تازه تهران با همان خطرات اقتصادی و سیاسی روبهرو هستند که تنها یک ماه پیش دولتهای در حال جنگ آنها را وادار کرد «یادداشت تفاهمی» با عباراتی مبهم امضا کنند؛ یادداشتی که هدف آن مذاکره برای پایان دادن به درگیری بود. همانند آن زمان، آشفتگیای که جنگ از زمان حمله اولیه آمریکا و اسرائیل به ایران در فوریه گذشته بر اقتصاد جهانی تحمیل کرده است، همچنان ادامه دارد. گسترش بیشتر این جنگ نامحبوب میتواند به متحدان جمهوریخواه ترامپ در انتخابات میاندورهای پیش رو آسیب برساند. اقتصاد ایران هم که از تخریب گسترده آسیب دیده، با بحران اقتصادی خطرناکتری روبهرو است؛ بحرانی که با محاصره دریایی آمریکا علیه کشتیهای ایرانی تشدید شده است. عواملی که تشدید تنش را برای واشنگتن و تهران خطرناک میکند، ممکن است همان عواملی باشند که آنها را به حملات پرخطرتر سوق میدهد، زیرا هر یک میکوشد فشار بیشتری بر دیگری وارد کند. به گفته حمیدرضا عزیزی، عضو مؤسسه آلمانی امور بینالملل و امنیت: «این درگیری اکنون به رقابتی با زمان و جنگی فرسایشی تبدیل شده است. پرسش تعیینکننده این خواهد بود که آیا وخامت شرایط اقتصادی و زیرساختی ایران سریعتر از افزایش قیمت انرژی ناشی از بیثباتی در تنگه هرمز پیش خواهد رفت یا برعکس.» به گفته فرزان ثابت، تحلیلگر ایران در مؤسسه عالی ژنو در سوئیس، احساس از دست رفتن زمان احتمالاً ایران را تشویق کرد حملات به کشتیها را آغاز کند؛ حملاتی که آخرین دور از تشدید تنش را رقم زد. به گفته او، هدف از این اقدام گسترش جنگ نبود، بلکه ایران میخواست تا زمانی که هنوز دستاوردهای راهبردی در اختیار دارد، از آنها بهرهبرداری کند. برای نمونه، حملات به اهداف آمریکایی در اردن نهتنها تلفات سنگین و خسارات گستردهای به بالگردها و تجهیزات وارد کرده، بلکه به شکلی آشکار نشان داده که تهران همچنان توانایی پاسخگویی و حتی گاه غافلگیر کردن ارتش بسیار قدرتمندتر آمریکا را دارد. همزمان، با توجه به هزینههای سنگین اقتصادی و سیاسی، گزینههای مطلوب ترامپ برای تشدید درگیری بسیار محدود است. به گفته، از اکنون تا اواسط ماه اوت، دولت ترامپ احتمالاً خواهد کوشید تهران را از نظر نظامی تضعیف کند یا از طریق حملات نامتقارن توانایی ایران برای کنترل تردد در تنگه هرمز را از بین ببرد. بااینحال، به باور او، نشانه چندانی وجود ندارد که آمریکا بتواند در این زمینه موفق شود. یکی از سناریوهای محتمل، تهاجم زمینی آمریکا به یکی از جزایر جنوبی نزدیک تنگه هرمز، خواهد بود. بسیاری از ایرانیان حملات شدید آمریکا به جنوب کشور را مقدمه احتمالی چنین عملیاتی تلقی کردهاند. به گفته خانم گرانمایه، تحلیلگر شورای روابط خارجی اروپا، خطراتی که پیشتر دولت ترامپ را نسبت به این گزینه مردد کرده بود، از احتمال تلفات سنگین گرفته تا امکان گرفتار شدن در اشغال طولانیمدت، اکنون حتی بیشتر شدهاند. نیروهای آمریکایی با چالشهای تازهای مانند گرمای شدید تابستان و همچنین نیروهای ایرانی روبهرو خواهند شد که ماهها برای مقابله با چنین حملهای آماده شدهاند. اما، ثابت معتقدست که اگر ترامپ واقعاً چنین عملیاتی را در نظر داشته باشد، احتمالاً اجرای آن را به بعد از انتخابات میاندورهای موکول خواهد کرد؛ زمانی که هزینه سیاسی آن برای او کمتر باشد. بااینحال، روزهای پیش رو همچنان بسیار حساس و خطرناک خواهد بود. در همین رابطه سیانان هم در گزارشی نوشت دونالد ترامپ هفته گذشته تهدید کرد که اگر ایران حمله به کشتیهای عبوری از تنگه هرمز را متوقف نکند، دامنه جنگ را گسترش خواهد داد. این درگیری اکنون به نقطهای سرنوشتساز رسیده است. شاید بار دیگر زمینه را برای میانجیگری و مذاکرات تازه فراهم کند، اما از نگاه بیشتر تحلیلگران، چنین احتمالی بعید به نظر میرسد. هیچیک از دو طرف تمایلی به گفتوگو نشان نمیدهد و هر دو اعلام کردهاند که یادداشت تفاهم (MoU) که پس از هفتهها مذاکرات دشوار در ماه ژوئن مورد توافق قرار گرفت، دیگر اعتبار ندارد. پس از کشته شدن دو نظامی آمریکایی در اردن در روز جمعه، در جریان موجی از حملات موشکی ایران، ایان برمر، بنیانگذار مؤسسه تحلیل ریسکهای ژئوپلیتیکی اوراسیا گروپ، گفت: «روزهای پیش رو از خطرناکترین روزهای این جنگ خواهند بود.» به گفته دنی سیترینوویچ، تحلیلگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی: «به طور فزایندهای روشن شده است که رویدادها در حال خارج شدن از کنترل همه طرفها هستند اگرچه در آغاز، هم واشنگتن و هم تهران علاقهمند بودند که رویارویی را در چارچوبی مشخص نگه دارند، اما اکنون این درگیری به شکلی نگرانکننده به نقطهای نزدیک شده که ممکن است این محدودیتها فرو بپاشد.» او افزود: «این رویارویی میتواند بسیار فراتر از دامنه کنونی خود گسترش یابد، کشورهای حاشیه خلیج فارس را به شکل مستقیمتری وارد درگیری کند و اهداف راهبردی و زیرساختهای حیاتی بیشتری را در معرض خطر قرار دهد.» حمله موشکی ایران به عقبه در اردن در روز یکشنبه، نمونه روشنی از این خطر بود؛ بهگونهای که اسرائیل اعلام کرد ترکشهای این حمله در سرزمینهای اشغالی فرود آمده است. اسرائیل تاکنون، بنا بر گزارشها به درخواست دولت ترامپ، از ورود مستقیم به این درگیری خودداری کرده، اما نارضایتی این رژیم از توافق با ایران بر کسی پوشیده نیست. مقامهای دفاعی اسرائیل روز یکشنبه هشدار دادند که اگر ایران اسرائیل را هدف قرار دهد، پاسخی بسیار شدید خواهد داد. همانگونه که مورخان نظامی میگویند، «دشمن نیز حق انتخاب دارد» و به نظر میرسد ایران نسبت به توانایی خود برای وارد کردن خسارت اطمینان دارد. مؤسسه مطالعه جنگ روز شنبه نوشت: «ایران با شلیک موشکهای پرسرعت و مانورپذیر به پایگاههای آمریکا در منطقه، خود را با سامانههای دفاعی آمریکا تطبیق داده است.» تلفات آمریکا در اردن گواهی بر این تغییر تاکتیک است. نشانهها حاکی از آنند که تهران معتقد است میتواند بیش از ترامپ دوام بیاورد. تهران گویا بر این باور است که در شرایط کنونی، مقاومت تنها گزینه ممکن است. ولی نصر، تحلیلگر مسائل ایران، در روزنامه فایننشیالتایمز نوشت: «تهران معتقدند هرگونه خویشتنداری تنها به فشار بیشتر آمریکا منجر خواهد شد.» او افزود که اگرچه اقتصاد ایران با تورم افسارگسیخته، کمبود مزمن دارو و فروپاشی اقتصادی روبهرو است، «تهران سختی اقتصادی اجتنابناپذیر ناشی از یک محاصره دریایی دیگر از سوی آمریکا را خواهد پذیرفت، زیرا باور دارد فشار خود بر اقتصاد جهانی از طریق بستن تنگه هرمز... ترامپ را وادار خواهد کرد که زودتر عقبنشینی کند.» هیچ نشانهای وجود ندارد که ادعای ترامپ مبنی بر اینکه ایران به شدت خواهان توافق است، صحت داشته باشد. افزون بر این، موضوعی که آغازگر این درگیری بود، یعنی برنامه هستهای ایران، تقریباً از مرکز توجه خارج شده و تمرکز اصلی اکنون بر نبرد بر سر تنگه هرمز قرار گرفته است. در واقع، وضعیت به جایی رسیده که «سنگ به سنگ خورده است»؛ آن هم در دهانه خلیج فارس. عبارات مبهم بهکاررفته در یادداشت تفاهم تلاش داشت اختلافات آشتیناپذیر میان خواسته آمریکا که از حمایت بخش بزرگی از جامعه بینالمللی برخوردار است، برای آزادی کشتیرانی در خلیج فارس و اصرار ایران بر مدیریت عبور و مرور دریایی را پنهان کند. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، این «یادداشت سوءتفاهم» ابزاری بیاثر و فاقد ضمانت اجرایی بود. ولی نصر گفت کنترل تنگه هرمز برای ایران همانند «شمشیر داموکلس بر فراز اقتصاد جهانی» است؛ اهرمی که تهران آن را برای گرفتن هرگونه امتیاز از واشنگتن «ضروری» میداند. اگر دامنه درگیری همچنان گسترش یابد، این احتمال نیز وجود دارد که ایران از متحدان حوثی خود در یمن بخواهد با ایجاد اختلال در کشتیرانی دریای سرخ، در اطراف گلوگاه راهبردی بابالمندب ــ که میتوان آن را نوعی «هرمز دوم» دانست ــ فشار بیشتری بر اقتصاد جهانی و عربستان سعودی وارد کنند. متحدان آمریکا در حاشیه خلیج فارس پیشتر نیز درباره چگونگی مدیریت جنگ و وضعیت تنگه هرمز با ترامپ رایزنی کرده بودند. تازهترین نمونه، موجی از درخواستهای عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین و قطر بود که ترامپ را از اجرای طرح دریافت عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز منصرف کرد. نگرانی گستردهتری نیز وجود دارد؛ اینکه گسترش درگیری آسیب عمیقتری به اقتصاد این کشورها وارد کند، هرگونه توافق درباره هرمز را به تعویق اندازد و در نهایت آنها را پس از خروج آمریکا از بحران، با دشمنی حلنشدنی در آن سوی خلیج فارس تنها بگذارد. اکنون پرسش این است که اگر ایران تهدید خود برای هدف قرار دادن بنادر و سایر زیرساختهای کشورهای حاشیه خلیج فارس را عملی کند، آیا این کشورها بار دیگر، به صورت فردی یا جمعی، وارد عمل خواهند شد؟ و اگر چنین کنند، آیا درخواست آنها مورد توجه قرار خواهد گرفت؟ خبرگزاری فارس روز جمعه هشدار داد که ایران ممکن است در واکنش به حملات آمریکا به بندر چابهار، «شبکهای از بنادر کلیدی» کشورهای حوزه خلیج فارس را هدف قرار دهد. چشمانداز یک پیروزی قاطع نظامی آمریکا بر ایران همچنان دور از دسترس به نظر میرسد. تحقق چنین هدفی احتمالاً مستلزم اعزام نیروهای زمینی و اجرای کارزار حملات بسیار گستردهتر و شدیدتری نسبت به آنچه طی هفته گذشته شاهد بودهایم خواهد بود. هر اقدامی کمتر از این، بعید است بتواند حکومت تهران را در آنچه خود یک نبرد وجودی میداند، وادار به عقبنشینی کند. ترامپ هفته گذشته در گفتوگو با شبکه فاکسنیوز درباره جنگ زمینی گفت: «من نمیخواهم چنین کاری انجام دهم.» اما افزود: «گاهی به یک عملیات زمینی نیاز دارید، اما افراد دیگری هستند که این عملیات را به جای ما انجام خواهند داد.» شبکه سیانان گزارش داده است که ترامپ در حال بررسی گزینههای جدیدی است و بار دیگر حمله به جزیره راهبردی خارک در دستور بررسی قرار گرفته است. سینا طوسی، پژوهشگر مرکز سیاست بینالملل، میگوید آغاز یک عملیات زمینی در جنوب ایران «در گرمای شدید تابستان، علیه ارتشی که کاملاً بسیج شده و مردمی که عمدتاً از تلاش جنگی حمایت کردهاند، قمار فوقالعاده بزرگی خواهد بود که تقریباً به طور قطع به یک فاجعه تاریخی منجر میشود.» اگر متحدانی مانند عربستان سعودی حاضر نباشند از قلمرو و حریم هوایی خود برای حمله به ایران استفاده شود، اجرای چنین عملیاتی با دشواری بیشتری روبهرو خواهد شد. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، در ماه ژانویه به رئیسجمهور ایران گفته بود که ریاض اجازه نخواهد داد از خاک یا حریم هوایی این کشور برای حمله به ایران استفاده شود. پاکستان و قطر، که در گذشته نیز در مورد این درگیریها با آمریکا همکاری داشتهاند، اکنون با چالشهای جدیدی روبهرو هستند. این کشورها نیز نگران گسترش دامنه جنگ و تأثیرات آن بر ثبات منطقهای و اقتصاد خود هستند. هرگونه تشدید تنش میتواند به بیثباتی بیشتر در منطقه منجر شود و منافع اقتصادی و امنیتی این کشورها را به خطر اندازد. در مجموع، وضعیت کنونی نشاندهنده یک دور باطل از تشدید تنش است که هر دو طرف را به سمت یک رویارویی گستردهتر سوق میدهد، در حالی که هیچیک از آنها توانایی تحمل هزینههای اقتصادی و سیاسی چنین جنگی را ندارند. این وضعیت، نیاز به یک راهحل دیپلماتیک فوری را بیش از پیش برجسته میکند. جمعبندی نرخ روز: درگیریهای اخیر میان ایران و آمریکا به سرعت در حال تشدید است و تحلیلگران نسبت به خروج آن از کنترل هشدار میدهند. با وجود هزینههای سنگین اقتصادی و سیاسی برای هر دو طرف، نشانهای از تمایل به مذاکره دیده نمیشود. افزایش حملات متقابل و تهدید به هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی، خطرات جدی برای اقتصاد جهانی و ثبات منطقه خلیج فارس ایجاد کرده است. سناریوهای محتمل از جمله تهاجم زمینی و اختلال در مسیرهای کشتیرانی، نگرانیها را در مورد آینده این رویارویی افزایش داده است.


