به گزارش نرخ روز، تحولات دیپلماتیک اخیر را نمیتوان صرفاً مجموعهای از دیدارهای دوجانبه و رایزنیهای معمول تلقی کرد. از یک سو، مقامهای ارشد عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه در تهران با مقامهای ایرانی دیدار کردهاند و از سوی دیگر، مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری، در حاشیه هشتمین اجلاس سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز در مسکو با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، و شیخ تمیم بن حمد آلثانی، امیر قطر، گفتوگو کرده است. همزمان، دوحه و اسلامآباد نیز به تلاشهای خود برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن ادامه میدهند.
این تحرکات در شرایطی صورت میگیرد که اختلافهای ایران و آمریکا همچنان حلنشده باقی مانده و احتمال ازسرگیری درگیری نظامی، نگرانی کشورهای منطقه را افزایش داده است. گزارش رویترز در روز گذشته -5 آبان- نیز از ادامه تلاشهای قطر و پاکستان برای کاهش تنشها و پایاندادن به جنگ خبر میدهد؛ تلاشهایی که در کنار رایزنیهای مقامهای عربستان، پاکستان و ترکیه در تهران دنبال شدهاند.
اهمیت این تحولات در آن است که نگرانی از پیامدهای جنگ، به کشورهای دارای روابط نزدیک با واشنگتن نیز انگیزه داده است تا برای جلوگیری از گسترش بحران، مسیرهای ارتباطی خود با تهران را فعال نگه دارند. بااینحال، این وضعیت را نباید نشانه شکلگیری یک ائتلاف سیاسی جدید یا توافق بر سر ترتیبات امنیتی منطقه دانست. آنچه فعلاً قابل مشاهده است، تلاش بازیگران مختلف برای کاهش مخاطرات یک درگیری گستردهتر و حفاظت از منافع امنیتی و اقتصادی خود است.
یکی از مهمترین موانع پیشروی دیپلماسی، اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات و ارتباط میان بازگشایی تنگه هرمز، رفع محاصره دریایی و مذاکرات هستهای است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در اظهاراتی که رویترز در 26 مهر منتشر کرد، از باقیماندن پیشنهاد هفتروزه تهران برای بازگشایی تنگه هرمز خبر داد. بر اساس این پیشنهاد، ایران آمادگی دارد در صورت تحقق شروط موردنظر خود، عبورومرور دریایی را از سر بگیرد و سپس مذاکرات درباره دیگر موضوعات دنبال شود. رفع محاصره بنادر ایران، کاهش محدودیتهای صادرات نفت و توقف درگیریها در جبهههای منطقهای از جمله محورهای مطرحشده در این چارچوب بودهاند.
در مقابل، واشنگتن خواهان آن است که پرونده هستهای ایران نیز در روند مذاکرات مورد توجه قرار گیرد. اختلاف بر سر میزان غنیسازی، دسترسی بازرسان و چگونگی رسیدگی به ذخایر اورانیوم غنیشده، همچنان از موضوعات حساس مذاکرات است.
گزارش رویترز درباره پیشنهاد هفتروزه ایران نشان میدهد که اختلاف اصلی تنها بر سر اجزای توافق نیست؛ بلکه زمانبندی و تقدموتأخر اقدامات نیز به مانعی جدی تبدیل شده است. تهران بر اجرای تعهدات اولیه آمریکا پیش از ورود به مذاکرات گستردهتر تأکید دارد، درحالیکه واشنگتن خواهان گنجاندن مسائل هستهای در چارچوب توافق است.
در چنین شرایطی، میانجیگری قطر میتواند به انتقال پیامها، نزدیککردن مواضع و طراحی سازوکارهای مرحلهای کمک کند؛ اما حل اختلاف به میزان انعطافپذیری دو طرف و پذیرش تضمینهای اجرایی وابسته است. تا زمانی که درباره نحوه بازگشایی هرمز، وضعیت محاصره دریایی و چارچوب مذاکرات هستهای تفاهمی حاصل نشود، ابتکارهای دیپلماتیک در معرض توقف یا شکست قرار دارند.
دیدار پزشکیان و پوتین در مسکو، علاوه بر اهمیت روابط دوجانبه، از منظر تلاشهای دیپلماتیک برای مهار بحران نیز قابل توجه است. رئیسجمهور روسیه در دیدارهای خود با مقامهای ایرانی و قطری در روز گذشته، نسبت به تحولات منطقه ابراز نگرانی کرد و بر اهمیت روابط مسکو و تهران تأکید داشت.
روسیه از چند ظرفیت برای ایفای نقش در این پرونده برخوردار است: روابط نزدیک با ایران، امکان گفتوگو با مقامهای آمریکایی و ارتباطات دیپلماتیک با دیگر بازیگران منطقهای. این ظرفیتها میتوانند مسکو را به مجرایی برای انتقال پیشنهادها و تسهیل مذاکرات تبدیل کنند؛ بهویژه در شرایطی که تهران و واشنگتن برای رسیدن به تفاهم با دشواری روبهرو هستند.
بااینحال، میانجیگری روسیه را نباید با توانایی تضمین توافق یکسان دانست. کرملین در کنار همکاری با ایران، منافع مستقل خود را در روابط با آمریکا و بازارهای جهانی انرژی دنبال میکند. ازاینرو، میزان همراهی مسکو با هر ابتکار دیپلماتیک به محاسبات سیاسی و اقتصادی این کشور نیز وابسته خواهد بود.
از سوی دیگر، اختلاف تهران و واشنگتن درباره برنامه هستهای ایران، محدودیت مهمی برای نقشآفرینی روسیه محسوب میشود. حتی اگر مسکو بتواند زمینه گفتوگو را فراهم کند، تصمیمگیری درباره سطح غنیسازی، تحریمها و ترتیبات امنیتی در نهایت به اراده طرفهای اصلی مناقشه وابسته است.
بنابراین، اهمیت سفر پزشکیان به روسیه را باید هم در پیگیری مناسبات دوجانبه و هم در حفظ کانالهای سیاسی برای مدیریت بحران جستوجو کرد؛ نه در این فرض که مسکو بهتنهایی قادر است بنبست مذاکرات را بشکند.
قطر در تحولات جاری جایگاهی متفاوت دارد. این کشور از یکسو روابط دیپلماتیک خود با ایران و آمریکا را حفظ کرده و از سوی دیگر، در میانجیگری برای کاهش تنشها نقش فعالی بر عهده گرفته است. دیدار پزشکیان و امیر قطر در مسکو نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا میکند.
به گزارش الجزیره، دو طرف درباره گسترش همکاریهای سیاسی، اقتصادی و انرژی گفتوگو کردند. خبرگزاری رسمی قطر نیز گزارش داد که تحولات منطقه، روند مذاکرات، تنگه هرمز و تأمین انرژی از محورهای این دیدار بودهاند.
اهمیت نقش دوحه تنها به روابط سیاسی محدود نیست. قطر، ایران و روسیه از بازیگران مهم بازار گاز هستند و هرگونه اختلال طولانیمدت در مسیرهای انتقال انرژی میتواند بر تجارت منطقهای و اقتصاد جهانی اثر بگذارد. از این منظر، تلاش قطر برای کاهش تنش را میتوان در پیوند با ضرورت حفظ ثبات در مسیرهای دریایی و استمرار عرضه انرژی نیز بررسی کرد.
بااینحال، میان منافع اقتصادی مشترک و توافق سیاسی فاصله وجود دارد. همکاری در حوزه گاز یا تمایل به حفظ امنیت کشتیرانی لزوماً به معنای توافق بر سر پرونده هستهای، تحریمها یا ترتیبات امنیتی منطقه نیست. قطر میتواند به کاهش فاصله میان طرفها کمک کند، اما موفقیت این نقش به پذیرش راهحل از سوی تهران و واشنگتن وابسته است.
برگزاری اجلاس سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز در مسکو، بُعد اقتصادی این تحولات را برجسته کرده است. پزشکیان در این اجلاس بر ضرورت تقویت همکاری میان تولیدکنندگان گاز، جلوگیری از سیاسیشدن تجارت انرژی و توسعه سرمایهگذاری در زیرساختهای مرتبط تأکید کرد.
ایران، روسیه و قطر ظرفیتهای مهمی در حوزه گاز دارند؛ اما بهرهبرداری از این ظرفیتها به سرمایهگذاری، فناوری، زیرساختهای انتقال و امکان دسترسی به بازارهای مصرف وابسته است. بنابراین، همکاری سیاسی میان این کشورها بهتنهایی برای تبدیل ظرفیت منابع طبیعی به مزیت اقتصادی پایدار کافی نیست.
از سوی دیگر، تنگه هرمز جایگاهی فراتر از یک گذرگاه جغرافیایی دارد. این آبراه یکی از مسیرهای مهم انتقال نفت و گاز جهان است و هرگونه اختلال در تردد کشتیها میتواند هزینه حملونقل، بیمه و تأمین انرژی را افزایش دهد. در نتیجه، ادامه تنشها نهتنها برای ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس، بلکه برای واردکنندگان انرژی و اقتصاد جهانی نیز هزینهزا خواهد بود.
برای تهران، دیپلماسی انرژی میتواند فرصتی برای توسعه همکاریهای منطقهای و تقویت پیوندهای اقتصادی باشد؛ اما پایداری این فرصت به کاهش ریسکهای ژئوپلیتیک و فراهمشدن شرایط سرمایهگذاری بستگی دارد. به همین دلیل، امنیت مسیرهای انتقال انرژی و کاهش تنشهای نظامی، دو موضوعی هستند که نمیتوان آنها را از آینده همکاریهای اقتصادی منطقه جدا کرد.
مجموع تحولات تهران و مسکو نشان میدهد بحران کنونی به مرحلهای رسیده که در آن، دیپلماسی و آمادگی نظامی همزمان دنبال میشوند. کشورهای منطقه تلاش میکنند از گسترش درگیری جلوگیری کنند، اما اختلافهای اصلی تهران و واشنگتن همچنان پابرجاست و مسیر رسیدن به توافق با موانع جدی روبهروست.
در این میان، سه عامل در تعیین مسیر آینده اهمیت دارد: نخست، امکان دستیابی به تفاهمی مرحلهای درباره تنگه هرمز و محاصره دریایی؛ دوم، توافق بر سر زمان و چارچوب رسیدگی به پرونده هستهای؛ و سوم، توانایی میانجیهایی مانند قطر، پاکستان و روسیه برای تبدیل پیامها و پیشنهادهای سیاسی به تعهدات قابل اجرا.
افزایش دیدارهای دیپلماتیک بهخودیخود به معنای کاهش قطعی خطر جنگ نیست. این دیدارها میتوانند کانالهای ارتباطی را حفظ کنند، هزینههای سیاسی تقابل را برجسته سازند و امکان توافق را زنده نگه دارند؛ اما تا زمانی که اختلاف بر سر شروط اصلی حل نشده باشد، خطر بازگشت درگیری همچنان وجود دارد.
در نهایت، مسئله اصلی در مقطع کنونی نه صرفاً تعداد نشستها و رفتوآمدهای دیپلماتیک، بلکه توانایی این رایزنیها برای تغییر محاسبات طرفهای مناقشه است. تهران، مسکو و دوحه هرکدام میتوانند بخشی از مسیر مهار بحران را هموار کنند، اما دستیابی به توافق پایدار به تصمیمهای عملی ایران و آمریکا وابسته خواهد بود. تا آن زمان، منطقه همچنان میان تلاش برای جلوگیری از جنگ و نگرانی از گسترش آن در وضعیتی شکننده قرار دارد.
جمعبندی نرخ روز
تحرکات دیپلماتیک اخیر در منطقه، از جمله دیدارهای مقامهای ارشد و میانجیگریهای قطر، پاکستان و روسیه، نشاندهنده نگرانی مشترک از گسترش جنگ و تلاش برای حفظ منافع امنیتی و اقتصادی است. با این حال، اختلافات اساسی میان ایران و آمریکا بر سر تنگه هرمز، محاصره دریایی و پرونده هستهای همچنان پابرجا بوده و مانع اصلی دستیابی به توافق پایدار است. موفقیت دیپلماسی به انعطافپذیری طرفین و توانایی میانجیها در تبدیل پیشنهادها به تعهدات اجرایی بستگی دارد.



