به گزارش نرخ روز، چین یکی از بزرگترین برنامههای توسعه نیروی دریایی در دوران صلح در تاریخ معاصر را به اجرا گذاشته است. این تغییر جهت به سمت دریا، بخش اصلی چشمانداز شی جینپینگ برای تبدیل این کشور به یک قدرت جهانی است. در سال ۱۹۹۸، یک شرکت سرگرمی مستقر در ماکائو، دست به خریدی غیرمعمول زد: یک ناو هواپیمابر. این ناو که «واریگ» نام داشت، در ابتدا برای اتحاد جماهیر شوروی سفارش داده شده بود، اما پس از فروپاشی شوروی، ساخت آن در یک کارخانه کشتیسازی در اوکراین نیمهتمام ماند. خریداران چینی اعلام کردند که قصد دارند این ناو را با پرداخت ۲۰ میلیون دلار به یک کازینوی شناور تبدیل کنند. اما این ادعا چیزی جز یک پوشش نبود. چین که نیروی دریایی کمتجربهاش تا آن زمان نه ناو هواپیمابری ساخته بود و نه تجربه عملیاتیکردن چنین شناوری را داشت، تصمیم گرفت از واریگ بهعنوان یک پروژه آزمایشی استفاده کند. تبدیل این بدنه فرسوده و تقریباً ازکارافتاده به یک ناو عملیاتی و یادگیری نحوه برخاستن و فرود هواپیماها روی عرشه آن، ۱۵ سال طول کشید. در آن زمان، برخی از تحلیلگران نظامی تلاش چین را به تمسخر میگرفتند. امروز چین سه ناو هواپیمابر در اختیار دارد و چهارمین ناو نیز در دست ساخت است؛ ناوی که کارشناسان غربی معتقدند احتمالاً با نیروی هستهای کار خواهد کرد.
این ناوها بخشی از بزرگترین نیروی دریایی جهان هستند؛ نیرویی که براساس آمار رسمی آمریکا، اکنون بیش از ۴۰۰ کشتی جنگی و زیردریایی دارد. بهاینترتیب، تعداد شناورهای رزمی چین حدود ۳۵ درصد بیشتر از نیروی دریایی آمریکاست. این یکی از بزرگترین برنامههای توسعه نیروی دریایی در دوران صلح در تاریخ معاصر به شمار میرود. در هر روز، ممکن است تا ۱۰۰ فروند از کشتیهای نیروی دریایی چین در یکی از پرترددترین مسیرهای تجاری و حملونقل دریایی آسیا حضور داشته باشند؛ حضوری که هم رقبای پکن را تحت فشار قرار میدهد و هم فرصتی برای تمرین و آمادگی در برابر احتمال درگیری نظامی با آمریکا فراهم میکند. شناورهای بزرگتر و پیشرفتهتر چین نیز بهطور منظم به آبهایی وارد میشوند که برای مدت طولانی تحت سلطه نیروهای آمریکایی بودهاند. ظهور قدرت دریایی چین، تا حد زیادی حاصل تبدیلشدن این کشور به غول صنعت کشتیسازی و بزرگترین قدرت تجاری دریایی جهان است. کارخانههای عظیم کشتیسازی چین هر سال بیش از نیمی از کشتیهای تجاری جهان را تولید میکنند. پکن از همین ظرفیت صنعتی گسترده برای ساخت سریع کشتیهای جنگی نیز بهره میبرد. افزون بر این، دولت چین هزینه ایجاد شبکهای گسترده از بنادر در نقاط مختلف جهان، از سریلانکا گرفته تا اسرائیل و پرو، را تأمین کرده است.
ناوگان گارد ساحلی و کشتیهای ماهیگیری این کشور نیز بزرگترین ناوگانهای مشابه در جهان هستند. کشتیهای تحقیقاتی چین هم با دقت در حال نقشهبرداری از اقیانوسها هستند؛ از گودال ماریانا گرفته تا مناطق قطبی. مراسم بهرهبرداری و اهدای پرچم برای «فوجیان»، سومین ناو هواپیمابر چین و نخستین ناوی که این کشور خودش آن را طراحی و ساخته و به پرتابگرهای الکترومغناطیسی مجهز است، در روز چهارشنبه، ۵ نوامبر ۲۰۲۵ برگزار میشود. چین برای قرنها قدرتی عمدتاً قارهای بود. اما ظهور ناگهانی و تاریخی این کشور بهعنوان یکی از قدرتهای بزرگ دریایی جهان، اکنون چالشی برای آمریکا ایجاد کرده که این کشور از زمان جنگ جهانی دوم با آن مواجه نشده بود. بخشی از این تحول به دیدگاه شی جینپینگ، رهبر چین، بازمیگردد که معتقد است ظهور و افول قدرتهای ملی، پیوندی جداییناپذیر با دریاها و اقیانوسها دارد. مقامهای فعلی و سابق آمریکایی میگویند چین در حال ایجاد نوعی قدرت جامع دریایی است؛ همان الگویی که آلفرد تایر ماهان، یکی از تأثیرگذارترین نظریهپردازان راهبرد دریایی آمریکا، بیش از یک قرن پیش برای کشورش توصیه کرده بود.
مایکل استودمن که ۳۵ سال در نیروی دریایی آمریکا خدمت کرده و در سال ۲۰۲۳ در مقام رئیس دفتر اطلاعات نیروی دریایی بازنشسته شده است، میگوید: «شی جینپینگ احتمالاً بیش از هر رهبر آمریکایی از زمان تدی روزولت، تحت تأثیر اندیشههای ماهان قرار دارد. او، بهعنوان کسی که تاریخ را مطالعه کرده، کاملاً باور دارد که هر قدرت بزرگی در نهایت باید به یک قدرت دریایی جهانی تبدیل شود.» به گفته استودمن، آمریکا دچار نوعی «کوری دریایی» شده است. این کشور همچنان یک قدرت نظامی دریایی است، اما دیگر قدرتی دریامحور به شمار نمیرود. امروزه حجم اندکی از محمولههای تجاری جهان با کشتیهایی جابهجا میشود که پرچم آمریکا را برافراشتهاند. ایالات متحده با صنعتی فرسوده، تعداد بسیار کمی کشتی تجاری اقیانوسپیما تولید میکند و برای گسترش نیروی دریایی خود که حدود ۲۹۰ شناور دارد نیز با مشکلات جدی روبهروست. برنامههای ساخت ناوچههای جدید، افزایش عمر ناوهای رزم سطحی قدیمی و بهکارگیری ناوگان بزرگی از کشتیهای رزمی ساحلی، همگی با موانع و شکستهایی مواجه شدهاند. در گزارش اخیر وزارت نیروی دریایی آمریکا آمده است که با وجود دو برابر شدن بودجه کشتیسازی این کشور طی دو دهه گذشته، تعداد کشتیهای نظامی آمریکا اکنون تفاوتی با سال ۲۰۰۳ ندارد.
در همین مدت، رقبای آمریکا با سرعتی که طی چند نسل گذشته سابقه نداشته، ناوگانهای خود را توسعه دادهاند. در ماه نوامبر، پس از آنکه جدیدترین ناو هواپیمابر چین، «فوجیان»، فعالیت عملیاتی خود را آغاز کرد، رسانههای دولتی این کشور از ورود چین به «عصر سه ناو هواپیمابر» بهعنوان نمادی از اعتبار و پرستیژ جهانی این کشور تجلیل کردند. فوجیان به منجنیقهای الکترومغناطیسی مجهز است؛ سامانهای برای پرتاب هواپیما از روی عرشه که تا پیش از آن تنها در ناوهای هواپیمابر آمریکا به کار گرفته شده بود. در همین حال، دونالد ترامپ به نیروی دریایی آمریکا دستور داده است که ناوهای هواپیمابر نسل آینده را بدون این سامانه بسازد و دوباره به منجنیقهای بخار بازگردد؛ تصمیمی که مدتهاست با مخالفت مقامهای نیروی دریایی آمریکا روبهرو بوده است. نیروی دریایی بزرگ چین مأموریتهای خود را به شکلی بیسابقه گسترش داده و با سرعت زیادی در حال افزایش آمادگی عملیاتی است. اوایل سال گذشته میلادی، ناو جنگی «زونیی» چین با حرکتی که توجه زیادی برانگیخت، استرالیا را دور زد و در فاصله حدود ۵ هزار مایلی از سواحل چین، رزمایشهای آتش واقعی برگزار کرد؛ رزمایشهایی که حتی باعث تغییر مسیر پروازهای تجاری شدند. چند ماه بعد، این کشتی ۱۳ هزار تنی در قالب یک گروه رزمی ناو هواپیمابر، تمرینهای نظامی انجام داد.
این ناو پس از ثبت ۲۰۰ روز حضور در دریا و پیمودن ۵۰ هزار مایل دریایی، در ماه ژانویه برای تمرین عملیات شکار زیردریاییها به مأموریت رفت. کشتیهای رزمی سطحی مانند زونیی از پیشرفتهترین شناورهای جهان محسوب میشوند و جاهطلبی پکن برای ایجاد یک نیروی دریایی اقیانوسپیما را به نمایش میگذارند؛ نیرویی که قادر باشد در فاصلههای بسیار دور از سواحل چین قدرت نظامی خود را به نمایش بگذارد و از منافع خارجی این کشور محافظت کند. چین این شناورها را ناوشکن مینامد، اما اندازه بزرگ و قدرت آتش آنها به حدی است که نیروی دریایی آمریکا آنها را در طبقه رزمناوهای موشکانداز قرار میدهد. از زمانی که نخستین شناور از این کلاس در سال ۲۰۲۰ وارد خدمت شد، ۹ فروند دیگر نیز با سرعت ساخته و به ناوگان اضافه شدهاند. در ماه دسامبر، یکی از این کشتیها در قالب یک گروه عملیاتی چهارشناوری وارد غرب اقیانوس آرام شد. یکی دیگر از اعضای این گروه، یک کشتی تهاجمی آبیـخاکی عظیم با وزن ۳۵ هزار تن بود که ظرفیت حمل ۳۰ بالگرد را داشت. مقامهای استرالیایی که نگران این تحرکات بودند، یک هواپیمای گشت دریایی برای زیر نظر گرفتن این گروه اعزام کردند.
توماس شوگارت، افسر سابق زیردریایی نیروی دریایی آمریکا و پژوهشگر ارشد مرکز امنیت آمریکای جدید، میگوید: «چینیها در حال ساخت مجموعهای از ناوچههای کوچک و کماهمیت نیستند؛ آنها دارند یک نیروی دریایی در سطح جهانی میسازند.» نیروی دریایی آمریکا همچنان از نظر تناژ کل شناورها برتری دارد؛ به این معنا که کشتیهای آن بهطور متوسط بزرگتر هستند؛ اما چین طی سالهای اخیر تولید انبوه شناورهای بزرگتر و پیشرفتهتر را آغاز کرده و با سفارشهای گسترده، آنها را با سرعت زیادی به مرحله ساخت میرساند. آمار رسمی آمریکا نشان میدهد چین از سال ۲۰۲۰ تاکنون ۷۱ کشتی جنگی بزرگ و زیردریایی به ناوگان خود اضافه کرده است که ۱۹ فروند از آنها تنها در سال گذشته وارد خدمت شدهاند. در جزیره چانگشینگ، در نزدیکی شانگهای، دو کارخانه کشتیسازی بزرگ در کنار یکدیگر مشغول تولید کشتیهای تجاری هستند؛ از کشتیهای حمل گاز طبیعی گرفته تا کشتیهای غولپیکر کانتینربر که برای شمار زیادی از مشتریان بینالمللی ساخته میشوند. در همین کارخانهها میتوان مجموعهای از کشتیهای جنگی پیشرفته را نیز دید که برای نیروی دریایی چین در حال ساخت هستند.
ساخت یکی از کارخانههای جدید هنوز بهتازگی به پایان رسیده بود که کارکنان آن در سال ۲۰۲۳ کار روی یکی از بزرگترین کشتیهای آبیـخاکی جهان را آغاز کردند؛ کشتی ۴۰ هزار تنی «سیچوان» که به دلیل قابلیتهایش لقب «ناو هواپیمابر پهپادی» گرفته است. ظهور این شناور تحلیلگران نظامی را غافلگیر کرد، زیرا از نظر اندازه و فناوری پیشرفتهتر از کشتیهای آبیـخاکی بود که نیروی دریایی چین تنها دو سال پیش از آن تحویل گرفته بود. اما در ماه ژوئن سال جاری میلادی، اتفاقی حتی غیرمنتظرهتر در یکی از دو کارخانه کشتیسازی چانگشینگ رخ داد: ظهور یک کلاس جدید زیردریایی که احتمالاً با نیروی هستهای کار میکند. شوگارت در این باره میگوید: «همه ما واقعاً شگفتزده شده بودیم.» کارخانه کشتیسازی جیانگنان که این زیردریایی در آن ساخته شده، پیش از این بهعنوان مرکزی برای تولید زیردریاییهای هستهای شناخته نمیشد، اما به نظر میرسد بیسروصدا مأموریت ساخت چنین شناورهایی را نیز بر عهده گرفته است. فرماندهان نیروی دریایی آمریکا میگویند توسعه کارخانههای کشتیسازی چین که آنها زیر نظر داشتهاند، ظرفیت تولید زیردریایی این کشور را به شکل چشمگیری افزایش داده است؛ آن هم در شرایطی که چین در حال حرکت از زیردریاییهای دیزلـالکتریکی به سمت زیردریاییهای هستهای است.
مقامهای آمریکایی انتظار دارند که تا سال ۲۰۴۰، زیردریاییهای چینی بهطور منظم در اقیانوس هند، آبهای نزدیک به قطب شمال و احتمالاً حتی اقیانوس اطلس فعالیت کنند. واشنگتن همچنین معتقد است چین در آستانه آغاز موجی از ساخت ناوهای هواپیمابر است. گزارشی که پنتاگون سال گذشته بر اساس اطلاعات محرمانه منتشر کرد، تخمین میزند که چین تا سال ۲۰۳۵ در مجموع ۹ ناو هواپیمابر خواهد داشت. این رقم به تعداد ناوهای هواپیمابر آمریکا، یعنی ۱۱ فروند، نزدیک خواهد شد؛ ناوگانی که انتظار نمیرود تعداد آن در این دوره افزایش پیدا کند. چنین توسعهای برای کشوری که کمتر از دو دهه پیش حتی یک ناو هواپیمابر عملیاتی نداشت، خیرهکننده است. در دهه ۲۰۰۰ میلادی، نیروی دریایی آمریکا از هیئتهای چینی برای بازدید از ناوهای هواپیمابر این کشور دعوت میکرد. آمریکا همچنان معیار اصلی و پیشرو در عملیات ناوهای هواپیمابر به شمار میرود، اما تحرکات ناوهای چینی بهتدریج دامنه جغرافیایی گستردهتری پیدا کرده است. این موضوع را جابهجایی کشتیهای چینی نشان میدهد که ژاپن آنها را رصد کرده و در اختیار قرار داده است. در ژوئن ۲۰۲۵، یک ناو هواپیمابر چینی به همراه چند کشتی جنگی دیگر وارد اقیانوس واقع در آن سوی ژاپن شد و در رزمایشهای شبیهسازی درگیری، در برابر دومین گروه رزمی ناو هواپیمابر چین قرار گرفت.
این نخستین بار بود که چین بهطور همزمان دو ناو هواپیمابر را به بخش گستردهتری از غرب اقیانوس آرام اعزام میکرد. اندکی پس از آنکه شی به ریاستجمهوری رسید، در سال ۲۰۱۳ به مقامهای ارشد حزب کمونیست گفت که زمان آن فرا رسیده است که چین به یک «قدرت بزرگ دریایی» تبدیل شود. او به این موضوع اشاره کرد که چگونه سفرهای دریایی به کشورهای غربی امکان داده بود مسیرهای تجاری جدیدی ایجاد کنند، مستعمرات خارجی خود را گسترش دهند، تجارت جهانی را تحت کنترل بگیرند و به قدرتهای جهانی تبدیل شوند. شی برای توضیح این موضوع به تاریخ چین نیز اشاره کرد و از سفرهای دریایی دریاسالار ژنگهه در قرن پانزدهم میلادی نام برد. ناوگان عظیم ژنگهه که به «ناوگان گنجینه» معروف بود، ظروف چینی را به تنگه هرمز میبرد و در بازگشت، زرافههایی را از سواحل شرقی آفریقا با خود میآورد. اما چین پس از آن بهتدریج از دریاها روی گرداند و وارد دورهای از انزواطلبی شد. شی همچنین به جنگهای تریاک در قرن نوزدهم اشاره کرد؛ جنگهایی که روند فروپاشی آخرین سلسله امپراتوری چین را تسریع کردند. به گفته او، مهاجمان غربی در آن دوران از مسیر دریا به چین حمله کردند. شی منافع تجاری دریایی چین را با جاهطلبیهای نظامی این کشور پیوند زده است. بنادری که چین در نقاط مختلف جهان تأمین مالی کرده، تجارت گسترده و جهانی این کشور را تسهیل میکنند.
در عین حال، همین بنادر میتوانند در آینده به نقاط دسترسی احتمالی برای نیروی دریایی چین تبدیل شوند. کشتیهای تحقیقاتی چین نیز در اقیانوسهای جهان رفتوآمد میکنند و محیطهای حساس زیر آب را مورد مطالعه قرار میدهند. آنها حجم عظیمی از دادهها را گردآوری میکنند که میتواند در اختیار دانشمندان، شرکتها و فرماندهان نظامی قرار گیرد. کارخانههای عظیم کشتیسازی چین نیز که با سفارشهای تجاری از سراسر جهان فعالیت میکنند، در صورت وقوع جنگ میتوانند برای عملیات نظامی و تولید تجهیزات جنگی به کار گرفته شوند. شی همچنین منابع گستردهای را مستقیماً به پروژههای نظامی پرریسک اختصاص داده است. حدود سال ۲۰۱۴، چین روند تبدیل صخرههای دورافتاده در دریای چین جنوبی به جزایر مصنوعی و سپس پایگاههای نظامی را آغاز کرد؛ اقدامی که توازن قدرت را در این آبراه تغییر داد. چند سال بعد، چین نخستین پایگاه نظامی خارجی خود را در جیبوتی، در ساحل شرقی آفریقا، افتتاح کرد و توافقی محرمانه برای دسترسی به یک پایگاه دریایی در کامبوج نیز به امضا رساند. رایان مارتینسون، دانشیار کالج جنگ دریایی آمریکا، میگوید پیش از دوران شی جینپینگ، در نوشتههای نظامی چین اغلب بر نقاط ضعف نیروی دریایی این کشور تأکید میشد و نیروی دریایی آمریکا چنان قدرتمند تصور میشد که گویی «ده فوت قد دارد.»
اما شی نیروی دریایی چین را به سمت داشتن جاهطلبیهای بزرگتر و تبدیلشدن به نیرویی بسیار توانمند سوق داد. مارتینسون میگوید: «و این دقیقاً همان چیزی است که نیروی دریایی چین در مدتزمانی بهطرز شگفتآوری کوتاه به آن تبدیل شده است.» مارتینسون در مقالهای با عنوان «نیروی دریایی رئیسجمهور شی» که اوایل سال جاری میلادی منتشر کرد، نوشت که شی ممکن است در شمار بزرگترین دولتمردان دریامحور تاریخ معاصر قرار بگیرد. اولویت اصلی نظامی چین در حال حاضر، کمان دریایی امتداد سواحل این کشور است؛ منطقهای که از دریای زرد تا دریای چین شرقی و دریای چین جنوبی امتداد دارد. پکن در تلاش است بر این آبها مسلط شود، تایوان دمکراتیک را به خاک چین ملحق کند و مانع ورود نیروهای آمریکایی به هرگونه درگیری احتمالی در این منطقه شود. این منطقه میتواند خطرناکترین صحنه درگیری دریایی در جهان باشد. آمریکا میخواهد از شکلگیری سلطه چین بر این منطقه جلوگیری کند. مسیرهای حیاتی تجارت جهانی از این آبها عبور میکنند و قدرتهای صنعتی شرق آسیا را به بازارهای جهانی متصل میسازند. در اطراف این آبها، سه متحد و شریک آمریکا قرار دارند: ژاپن، تایوان و فیلیپین. این سه منطقه بخشی از چیزی هستند که استراتژیستهای نظامی آن را «زنجیره نخست جزایر» مینامند. دفاع از این زنجیره، مهمترین اولویت راهبرد نظامی پنتاگون در قبال چین است.
اگر آمریکا و چین وارد یک رویارویی نظامی مستقیم شوند، احتمالاً همین منطقه صحنه اصلی نبرد خواهد بود؛ سناریویی که یکی از دلایل اصلی برنامه توسعه نظامی گسترده چین در دوران صلح بوده است. این برنامه شامل ایجاد نیروی موشکی قدرتمندی نیز میشود که نمونه مشابه آن در تاریخ معاصر بهندرت دیده شده است. استودمن میگوید: «چینیها این توانایی را دارند که نهفقط بخشهای بزرگی از نیروی دریایی سنتی آمریکا را به چالش بکشند، بلکه حتی آنها را شکست دهند؛ بهویژه در داخل زنجیره نخست جزایر و حتی در مناطق بیرون از آن.» چین بهصورت روشمند در تلاش بوده است کنترل خود را بر آبهای راهبردی اطراف زنجیره نخست جزایر افزایش دهد. نیروهای این کشور حضوری متراکم، چندلایه و روزانه در این منطقه دارند که هیچ کشور دیگری از چنین حضوری برخوردار نیست. به گفته مقامهای امنیتی که تحرکات دریایی چین را رصد میکنند، در هر لحظه حدود شش کشتی نیروی دریایی این کشور در اطراف تایوان فعالیت میکنند. این تعداد در زمان برگزاری رزمایشهای دورهای بهسرعت افزایش پیدا میکند. در دریای چین جنوبی نیز سه برابر این تعداد، یعنی حدود ۱۸ کشتی جنگی چین حضور دارند تا در برابر فیلیپین و ویتنام قدرتنمایی کنند؛ دو کشوری که بر سر اختلافات ارضی و مرزی با پکن درگیر هستند.
بخش گستردهتری از ناوگان چین نیز در همین پهنه دریایی، با تعداد فزایندهای از شناورها تمرین میکند تا برای روزی آماده باشد که ممکن است مأموریت محاصره دریایی یا ورود به یک جنگ به آن محول شود. البته نیروی دریایی تنها بخشی از شبکه گسترده نیروهای دریایی چین است؛ شبکهای که عملیات پیشبینیناپذیر آن، رقبای پکن را سردرگم کرده است. گارد ساحلی قدرتمند چین برای پیشبرد ادعاهای ارضی این کشور وارد عمل میشود و گاهی با استفاده از آبپاشهای پرفشار به کشتیهای رقیب حمله میکند یا با آنها برخورد میکند. هزاران قایق ماهیگیری نیز که در صورت نیاز آموزش دیدهاند بهعنوان یک نیروی شبهنظامی پنهان عمل کنند، بدون هشدار قبلی در مناطق مورد مناقشه تجمع میکنند. کشتیهای رسمی اکتشافی و نقشهبرداری چین نیز در آبهای مورد اختلاف رفتوآمد میکنند و با انجام بررسیهای مختلف، دولتهای رقیب را به چالش میکشند. مجموع این اقدامات، معادلات امنیتی منطقه را بهطور بنیادین تغییر داده است. در نتیجه، فشار بر آمریکا و متحدانش برای رصد تحرکات چین و آمادگی برای واکنش به آنها بهشدت افزایش یافته است. نیروی دریایی چین برای گسترش دامنه عملیات خود، حضور منظمی را در مناطق فراتر از زنجیره نخست جزایر نیز ایجاد کرده است.
این نیرو همچنین تمرین میکند تا در صورت وقوع جنگ، مانع نزدیکشدن بیش از حد نیروهای آمریکایی به سرزمین اصلی چین شود. به بیان دیگر، چین در حال گسترش آن چیزی است که مارتینسون، از کالج جنگ دریایی آمریکا، آن را «عمق راهبردی» مینامد. او هدف این راهبرد را چنین توضیح میدهد: «اجرای عملیات پیشرفته دریایی علیه یک قدرت بزرگ دیگر، یعنی آمریکا، تا حد امکان در شرقیترین فاصله از سواحل چین.» جمعبندی نرخ روز: چین با اجرای یکی از بزرگترین برنامههای توسعه نیروی دریایی در دوران صلح، به سرعت در حال تبدیل شدن به یک قدرت دریایی جهانی است. این کشور اکنون با بیش از ۴۰۰ کشتی جنگی، ناوگانی بزرگتر از آمریکا دارد و تا سال ۲۰۳۵ پیشبینی میشود ۹ ناو هواپیمابر در اختیار داشته باشد. این جاهطلبی دریایی که ریشه در دیدگاههای رهبر چین دارد، چالشهای امنیتی جدیدی را برای آمریکا و متحدانش در منطقه اقیانوس آرام ایجاد کرده است. پکن با بهرهگیری از ظرفیت عظیم کشتیسازی خود، در تلاش برای تسلط بر آبهای راهبردی و نمایش قدرت نظامی در فواصل دور از سواحل خود است.



