به گزارش نرخ روز، در ارزیابی کیفیت آموزش، عواملی مانند کتابهای درسی، امکانات مدارس و عملکرد دانشآموزان معمولاً مورد توجه قرار میگیرند، اما تعداد دانشآموزان در برابر هر معلم نیز بخش مهمی از ظرفیت نظام آموزشی را نشان میدهد. افزایش این نسبت میتواند فشار بر زمان و توجهی که هر معلم به دانشآموزان اختصاص میدهد را بیشتر کند. دادههای مربوط به مدارس دولتی در فاصله سالهای تحصیلی ۱۳۹۵-۱۳۹۶ تا ۱۴۰۳-۱۴۰۴ حاکی از آن است که این نسبت در هر سه مقطع تحصیلی در پایان دوره نسبت به ابتدای آن افزایش یافته است، هرچند روند تغییرات در مقطع ابتدایی با متوسطه اول و دوم متفاوت بوده است. در دوره ابتدایی، نسبت دانشآموز به معلم از ۲۵.۲ نفر در سال تحصیلی ۱۳۹۵-۱۳۹۶ به ۳۰.۳ نفر در سال ۱۳۹۸-۱۳۹۹ رسید و یک سال بعد، در سال ۱۳۹۹-۱۴۰۰، به ۳۳.۱ نفر افزایش یافت که بالاترین رقم ثبتشده برای این مقطع است. پس از آن، این نسبت کاهش یافت و در سال ۱۴۰۳-۱۴۰۴ به ۲۶.۶ نفر رسید. با وجود این کاهش، رقم نهایی همچنان ۱.۴ دانشآموز بیشتر از ابتدای دوره برای هر معلم است. کاهش این نسبت پس از رسیدن به اوج، لزوماً به معنای حل کامل مسئله یا بهبود شرایط در تمامی مدارس نیست. میانگین کشوری میتواند تفاوتهای موجود میان شهرها، مناطق روستایی و مدارس پرجمعیت و کمجمعیت را پنهان کند.
همچنین، باید توجه داشت که دانشآموزان مقطع ابتدایی که کمسنتر هستند، به توجه و آموزش بیشتری نسبت به سایر مقاطع نیاز دارند. در مقطع متوسطه اول، نسبت دانشآموز به معلم از ۱۹.۹ نفر در سال ۱۳۹۵-۱۳۹۶ به ۲۵ نفر در سال ۱۴۰۳-۱۴۰۴ رسیده است که نشاندهنده افزایشی معادل ۵.۱ دانشآموز به ازای هر معلم است. این مقطع بیشترین افزایش مطلق را در میان هر سه مقطع تحصیلی ثبت کرده است. این نسبت در سال ۱۴۰۰-۱۴۰۱ به ۲۶.۴ رسید و پس از نوسان در سالهای بعدی، در آخرین سال دادهها به ۲۵ نفر کاهش یافت. با این حال، نسبت پایان دوره به وضوح بالاتر از مقدار آغازین آن است. برای ارزیابی پیامدهای آموزشی این تغییر، لازم است مشخص شود که افزایش نسبت در کدام مدارس و مناطق متمرکز بوده و آیا با تغییر در تعداد کلاسها، توزیع معلمان و ترکیب دانشآموزان همراه شده است یا خیر. مقطع متوسطه دوم در تمام سالهای مورد بررسی، کمترین نسبت دانشآموز به معلم را در میان سه مقطع داشته است. این شاخص از ۱۳.۵ نفر در سال ۱۳۹۵-۱۳۹۶ به ۱۷.۱ نفر در سال ۱۴۰۳-۱۴۰۴ افزایش یافته که معادل ۳.۶ دانشآموز افزایش به ازای هر معلم است. روند تغییرات آن کاملاً یکنواخت نبوده، اما رقم نهایی بالاترین مقدار ثبتشده برای این مقطع در دوره زمانی مورد بررسی است. بنابراین، پایینتر بودن این نسبت در متوسطه دوم به معنای ثابت ماندن شرایط نیست.
تعداد دانشآموزان به ازای هر معلم در این مقطع نیز نسبت به ابتدای دوره افزایش یافته است، هرچند سطح آن از مقاطع ابتدایی و متوسطه اول پایینتر مانده است. این شاخص را نباید مستقیماً به عنوان میانگین تعداد دانشآموزان در هر کلاس در نظر گرفت. عواملی مانند ساعات تدریس، نوع درس، وضعیت اشتغال معلمان و پراکندگی مدارس میتوانند رابطه میان نسبت دانشآموز به معلم و اندازه واقعی کلاس را پیچیده کنند. دادههای موجود، تعداد مطلق دانشآموزان و معلمان را نیز نشان نمیدهد؛ بنابراین نمیتوان مشخص کرد که تغییر نسبت بیشتر ناشی از افزایش تعداد دانشآموزان بوده یا کاهش و جابهجایی معلمان. در مجموع، آمارها از افزایش نسبت دانشآموز به معلم در هر سه مقطع مدارس دولتی حکایت دارند. افزایش مطلق در مقطع متوسطه اول بارزتر بوده و مقطع ابتدایی، با وجود کاهش از اوج سال ۱۳۹۹-۱۴۰۰، هنوز بالاتر از سطح آغاز دوره قرار دارد. برای ارزیابی دقیقتر کیفیت آموزش، باید آمار منطقهای، تعداد کلاسها، کمبود معلم و تفاوت مدارس نیز در کنار این نسبت مورد بررسی قرار گیرد. همچنین، بیش از یک میلیون کودک و نوجوان ۶ تا ۱۷ ساله در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ در مدرسه حضور نداشتهاند.
این آمار نشان میدهد که مسئله آموزش در ایران تنها به ترک تحصیل محدود نمیشود و بخشی از کودکان و نوجوانان اصلاً وارد مسیر تحصیل نشدهاند یا در میانه راه از آن خارج شدهاند. جمعبندی نرخ روز بررسی دادههای مدارس دولتی ایران از سال تحصیلی ۱۳۹۵-۱۳۹۶ تا ۱۴۰۳-۱۴۰۴ نشاندهنده افزایش نسبت دانشآموز به معلم در هر سه مقطع ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم است. این افزایش در مقطع متوسطه اول با ۵.۱ دانشآموز به ازای هر معلم، بیشترین میزان را داشته است. با وجود نوسانات، ارقام پایانی دوره در تمامی مقاطع بالاتر از ابتدای دوره قرار دارند که میتواند بر کیفیت توجه به دانشآموزان تأثیرگذار باشد. این آمارها در کنار عدم حضور بیش از یک میلیون کودک و نوجوان در مدرسه، ابعاد گستردهتر چالشهای آموزشی کشور را نمایان میسازد.



