از برجام تا امروز؛ بررسی دلایل توقف توافقها
به گزارش نرخ روز، روابط میان ایران و آمریکا به روایتی از تکرار فرساینده میان امید و شکست تبدیل شده است. هر بار که راهی برای تفاهم گشوده میشود، یک حمله نظامی یا تصمیم سیاسی، شرایط را به نقطه آغاز بازمیگرداند.برجام که در سال 1394 با هدف پایان دادن به تحریمها شکل گرفت، با خروج آمریکا در سال 1397، اعتماد را به «ترس از بدعهدی» تبدیل کرد.محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین، بر این باور بود که مذاکره تحت فشار امکانپذیر نیست و احترام تنها راه است. در مقابل، علی لاریجانی دبیر شهید شعام، تأکید داشت که مذاکره نباید صرفاً ابزاری برای خرید زمان یا به تعویق انداختن جنگ باشد، بلکه باید منافع واقعی ملی را تضمین کند.اما آنچه این بنبست را به بحرانی فرساینده بدل کرد، ورود مستقیم به میدان جنگ بود. ابتدا، جنگ ۱۲ روزه در خرداد ۱۴۰۴ رخ داد که در آن انفجارها بر صدای دیپلماسی غلبه کردند.پس از آن، آتشبس برقرار شده نیز تنها یک وقفه کوتاه بود، نه پایان تنش. به زودی، جنگ ۴۰ روزه آغاز شد تا نشان دهد آتشبس لزوماً به معنای حل مسئله نیست، بلکه میتواند فرصتی برای بازآرایی نیروها باشد.اکنون این چرخه کامل شده است: مذاکره آغاز میشود، جنگ آن را متوقف میکند و آتشبسهای موقت، راه را برای حملات جدیدتر باز میکنند؛ مانند حملات اخیر به شهرهای جنوبی کشور که سایه جنگ را سنگینتر از همیشه کرده است. این روند بارها در دیگر کشورهای منطقه از جمله لبنان نیز مشاهده شده است.در این میان، یک پرسش بزرگ باقی میماند: چرا هر بار، درست در لحظهای که امید به تفاهم شکل میگیرد، یک تنش جدید آن را از بین میبرد؟پاسخ شاید در میدان جنگ نباشد؛ بلکه در این سوال نهفته است که آیا اصلاً ارادهای برای پرداخت هزینه توافق وجود دارد یا خیر؟ و یا اینکه آیا دو کشور برای یک توافق بزرگ آماده هستند؟جمعبندی نرخ روزاین گزارش به بررسی چرخه تکراری امید و شکست در روابط ایران و آمریکا میپردازد که با وجود تلاشها برای تفاهم، همواره با تنشهای نظامی یا تصمیمات سیاسی به نقطه صفر بازگشته است. خروج آمریکا از برجام و وقوع جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه، نمونههایی از این روند فرساینده هستند. این وضعیت، پرسشهایی جدی درباره اراده واقعی برای توافق و آمادگی طرفین برای پرداخت هزینههای آن مطرح میکند.


