۱۴:۳۳:۲۵ جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵
خانهاخبار › سراب نقش‌آفرینی امنیتی چین در خلیج فارس؛ چرا پکن به کمک منط…

سراب نقش‌آفرینی امنیتی چین در خلیج فارس؛ چرا پکن به کمک منطقه نیامد؟

🗓 جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵ ✍️ نرخ روز
با وجود حجم تجارت نزدیک به ۳۰۰ میلیارد دلاری در سال ۲۰۲۴، رویکرد «صبر کنیم و ببینیم» پکن امید کشورهای عربی خلیج فارس را برای تبدیل شدن چین به یک شریک امنیتی از بین برد.
سراب نقش‌آفرینی امنیتی چین در خلیج فارس؛ چرا پکن به کمک منطقه نیامد؟

به گزارش نرخ روز، درباره نقش چین در درگیری‌های سه سال اخیر خاورمیانه و اینکه آیا شیوه بازیگری این کشور در منطقه، به‌ویژه در جنگ ایران، توازن قدرت جهانی را به نفع یا زیان پکن تغییر داده است، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. جنگ علیه ایران، خلیج فارس را بی‌ثبات کرده است. کشورهای عربی به‌طور فزاینده‌ای از ایالات متحده ناراضی شده‌اند؛ کشوری که پس از آغاز جنگی که بازارهای جهانی انرژی را دچار آشفتگی کرد، نتوانست آنها را از حملات ایران در امان نگه دارد. این جنگ همچنین این کشورها را وادار کرده است تا روابط خود با چین را مورد بازنگری قرار دهند. اقدامات تلافی‌جویانه دیپلماتیک پکن محدودیت‌هایی دارد، اما این محدودیت‌ها نسبت به گذشته بسیار کمتر شده‌اند. رویکرد «صبر کنیم و ببینیمِ» پکن در قبال جنگ و عدم تمایل آن به استفاده از اهرم نفوذ خود بر تهران برای مهار درگیری، امید باقی‌مانده کشورهای عربی خلیج فارس را از بین برده است که چین بتواند در آینده پیش‌بینی‌شدنی به یک شریک مهم امنیتی تبدیل شود. در چند سال گذشته، کشورهای عربی خلیج فارس، پکن را نیرویی سازنده در منطقه می‌دیدند. در سال ۲۰۲۳ حدود ۳۶ درصد از کل واردات نفت خام چین از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت، قطر، عمان و بحرین) تأمین شد؛ و در سال ۲۰۲۴ حجم تجارت کشورهای خلیج فارس با چین به نزدیک ۳۰۰ میلیارد دلار رسید که از مجموع تجارت آنها با اتحادیه اروپا و ایالات متحده بیشتر بود. بسیاری از دولت‌های منطقه انتظار داشتند که با عمیق‌تر شدن تعامل اقتصادی پکن، چین تمایل بیشتری برای مهار حملات ایران به‌منظور حفاظت از منافع محلی خود و ایجاد ثبات در منطقه پیدا کند. اکنون کشورهای عربی خلیج فارس دریافته‌اند که چین حتی کمتر از گذشته، پیش از جنگ ایران، احتمال دارد مسئولیت حفظ امنیت خلیج فارس را بر عهده بگیرد. پکن چشم‌انداز مشخصی برای شکل‌دهی به نظم امنیتی منطقه ندارد و آشوب ناشی از جنگ بار دیگر این باور را در چین تقویت کرده است که راهبرد دیرینه این کشور، یعنی پرهیز از تعهدات امنیتی یا جانبداری از طرفی خاص، بهترین رویکرد است. اگرچه چین همچنان به گسترش روابط تجاری و سرمایه‌گذاری خود در منطقه ادامه خواهد داد، کشورهای عربی خلیج فارس مجبورند بپذیرند که پکن برای تضمین امنیت منطقه‌ای، نقش متوازن‌کننده در برابر واشنگتن ایفا نخواهد کرد. اکنون آنها باید میان پذیرش کامل‌تر یک ایالات متحده بی‌ثبات و جست‌وجوی شرکای تازه برای جایگزین کردن نقشی که امیدوار بودند چین ایفا کند، دست به انتخاب بزنند. با گسترش حضور چین در خلیج فارس از آغاز این دهه، انتظارات درباره آنچه پکن می‌تواند برای منطقه انجام دهد، بالا بود. اگرچه بسیاری از کشورهای عربی خلیج فارس همچنان واشنگتن را ضامن اصلی امنیت خود می‌دانستند، باز خوش‌بین بودند که پکن نیز در حفاظت از آنها مشارکت کند. چین بیش از پیش به خلیج فارس برای تأمین انرژی و سرمایه وابسته می‌شد و کشورهای عربی خلیج فارس امیدوار بودند که این امر باعث شود پکن انگیزه بیشتری برای حفاظت از منطقه پیدا کند. پیش از آغاز جنگ ایران در فوریه، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس تقریباً روزانه چهار میلیون بشکه نفت خام به چین صادر می‌کردند. صندوق‌های ثروت ملی منطقه نیز سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای در چین انجام می‌دادند و در پکن، هنگ‌کنگ و شانگهای دفتر افتتاح می‌کردند؛ و کشورهای متعددی از خلیج فارس توافق‌های همکاری با چین در بخش‌هایی از جمله انرژی‌های تجدیدپذیر و فناوری فضایی امضا کرده بودند. جمعیت چینی‌های مقیم شبه‌جزیره عربستان نیز در حال افزایش بود و به بیش از نیم میلیون نفر رسیده بود. نفوذ پکن در تهران این امید را ایجاد کرده بود که چین بتواند تهاجم ایران علیه همسایگانش را مهار کند. ایران به دلیل تحریم‌های دیرینه واشنگتن، به‌شدت به حمایت اقتصادی و دیپلماتیک چین وابسته است. در سال ۲۰۲۱ دو کشور یک توافق جامع همکاری ۲۵ ساله امضا کردند که نشان‌دهنده تمایل چین برای گسترش سرمایه‌گذاری‌های خود در ایران بود. اهرم نفوذ چین بر ایران یکی از عواملی بود که عربستان سعودی را ترغیب کرد در سال ۲۰۲۳ اجازه دهد پکن ضامن توافقی باشد که ریاض با تهران امضا کرد و به برقراری مجدد روابط دیپلماتیک میان دو قدرت خلیج فارس انجامید. چین، ایران و عربستان سعودی پس از آن سه نشست سه‌جانبه برگزار کردند که آخرین مورد آن در دسامبر ۲۰۲۵ در تهران برگزار شد؛ این نشست‌ها از معدود لحظات امیدبخش دیپلماتیک در منطقه بودند. سخنان و اقدامات چین نیز انتظارات کشورهای خلیج فارس را درباره تبدیل شدن این کشور به یک بازیگر امنیتی منطقه‌ای تقویت کرد. پس از یک دهه بدبینی در پی بهار عربی که خاورمیانه را گرفتار جنگ‌های شدید و جنگ‌های نیابتی کرده بود، چین در نسل جدیدی از سیاست‌گذاران و اصلاح‌طلبان منطقه نشانه‌هایی از امید می‌دید. به نظر می‌رسید بسیاری از رهبران خلیج فارس مصمم هستند منابع رشد اقتصادی خود را متنوع کنند، اقتصادهایشان را از نفت جدا کنند و ارتباطات خود با همسایگانشان را افزایش دهند؛ اهدافی که با توانمندی‌های چین سازگار بود و پکن نیز حاضر بود از آنها حمایت کند. رسانه‌های دولتی چین، تصاویر بسیار مثبتی از رهبران منطقه، از جمله محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، منتشر کردند و او را فردی توصیف کردند که در پی «مدرنیزاسیون به سبک چینی» است. در همین حال، چین تعامل دیپلماتیک خود با خلیج فارس را سرعت بخشید. در سال ۲۰۲۲ شی جین‌پینگ، رهبر جمهوری خلق چین، در نخستین اجلاس چین و کشورهای عربی و همچنین اجلاس چین و شورای همکاری خلیج فارس در ریاض شرکت کرد؛ جایی که او بیانیه مشترکی را امضا کرد که در آن به ادعاهای ارضی امارات متحده عربی درباره سه جزیره مورد مناقشه تحت کنترل ایران اشاره شده بود. در مارس ۲۰۲۳ تحلیلگران و مقام‌های چینی تنش‌زدایی میان عربستان سعودی و ایران را آغاز یک «موج آشتی» توصیف کردند که قرار بود بر سال‌ها درگیری، رکود و ناآرامی غلبه کند. کشورهای عربی خلیج فارس همچنین تصور می‌کردند که افزایش منافع چین در منطقه، فشار بیشتری بر ایالات متحده برای حفظ جایگاه برتر خود وارد خواهد کرد و دستیابی آنها به امتیازات اقتصادی و امنیتی از واشنگتن را آسان‌تر خواهد ساخت؛ برای مثال، شرکت بزرگ مخابراتی چینی هوآوی، مراکز عملیاتی مهمی در دبی و ریاض دارد و تلاش‌های ایالات متحده برای وادار کردن کشورهای خلیج فارس به قطع همکاری با این شرکت، به دلیل نبود گزینه‌های جایگزین مناسب، ناکام ماند. افزایش رقابت فناوری میان آمریکا و چین، دلیل دیگری در اختیار واشنگتن قرار داد تا از منطقه حمایت کند. در مه ۲۰۲۵، پس از سفر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، به خلیج فارس، امارات متحده عربی و عربستان سعودی قراردادهای بلندپروازانه‌ای برای خرید تراشه از شرکت فناوری آمریکایی انویدیا امضا کردند؛ اقدامی ضروری برای تحقق هدف آنها جهت تبدیل شدن به قدرت‌های بزرگ هوش مصنوعی. کشورهای عربی خلیج فارس خوش‌بین بودند که وجود دو قدرت خارجی علاقه‌مند به منطقه، گزینه‌های بیشتری در اختیار آنها قرار دهد و امنیت کلی آنها را افزایش دهد. اما خشونت‌های سه سال گذشته امید کشورهای عربی خلیج فارس به چین را از بین برده است. این ارزیابی را مقام‌ها و تحلیلگران منطقه بارها در گفتگوهای خود مطرح کرده‌اند. از زمان حمله حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳، چین هیچ نشانه‌ای از تمایل به پذیرش یک بار مسئولیت معنادار امنیتی در منطقه نشان نداده است. اگرچه پکن خود را به‌عنوان صلح‌ساز معرفی کرد و میان طرف‌های درگیر مذاکره کرد، برای مثال، در ژوئیه ۲۰۲۴ نشستی میان گروه‌های مختلف سیاسی فلسطینی برگزار کرد، این تلاش‌ها سطحی باقی ماندند و هیچ تغییری در وضعیت موجود ایجاد نکردند. در اواخر سال ۲۰۲۳ زمانی که حوثی‌ها حمله به کشتی‌های تجاری و نظامی در دریای سرخ را آغاز کردند، چین به ایران فشار نیاورد تا حملات نیابتی خود علیه کشتیرانی جهانی را مهار کند؛ بلکه برای تضمین امنیت کشتی‌های با پرچم چین، با حوثی‌ها به توافقی محرمانه مذاکره کرد. در جریان جنگ ایران در سال جاری نیز چین بار دیگر از استفاده از اهرم نفوذ قابل توجه خود بر ایران برای جلوگیری از حمله ایرانی‌ها به شرکای چین در خلیج فارس خودداری کرد؛ اقدامی که به‌ویژه عربستان سعودی را نگران کرد، زیرا ریاض معتقد بود پکن، به‌عنوان ضامن آشتی آن با تهران، باید از آن دفاع کند. اگرچه چین عمدتاً از حمایت از ایران در برابر حملات آمریکا و اسرائیل خودداری کرد، برخی کشورهای خلیج فارس چین را در حملات ایران به منطقه شریک می‌دانستند؛ زیرا پکن قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل را که خواستار تشکیل یک نیروی بین‌المللی برای حفاظت از کشتیرانی در تنگه هرمز بود وتو کرد و همچنین گزارش‌هایی منتشر شدند مبنی بر اینکه شرکت‌های چینی ممکن است اطلاعات جغرافیایی-مکانی را برای کمک به تهران در هدف قرار دادن دقیق‌تر اهداف منطقه‌ای در اختیار ایران قرار داده باشند. خویشتن‌داری پکن هم ناشی از عمل‌گرایی بود و هم فلج‌شدگی. از زمان بهار عربی در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ و گسترش دولت اسلامی (داعش) در سال‌های پس از آن، سیاست‌گذاران و پژوهشگران چینی درباره اینکه پکن آیا و چگونه باید رفتار خود را در خاورمیانه تغییر دهد، بحث کرده‌اند. منتقدان سیاست دولت استدلال می‌کردند که چین به‌عنوان یک قدرت بزرگ باید اقدامات بیشتری برای حفاظت از منافع خود و تضمین ثبات منطقه‌ای انجام دهد. اما آنها نتوانستند توضیح دهند که یک راهبرد متفاوت در میدان عمل چگونه خواهد بود، چین چه زمانی باید به‌طور بالقوه از نیروی نظامی خود استفاده کند و چگونه باید هزینه‌های ایجاد یک شراکت عمیق‌تر با یک قدرت منطقه‌ای مانند عربستان سعودی را مدیریت کند. به نظر می‌رسد رهبران پکن در مواجهه با منطقه‌ای پرآشوب و منطقه‌ای با سابقه طولانی از مداخلات پرهزینه خارجی، تصمیم گرفته‌اند که دست روی دست گذاشتن همچنان بهترین گزینه است. سیاست‌گذاران چینی همچنین محتاط بودند، زیرا نمی‌دانستند منطقه به کدام سو حرکت خواهد کرد؛ برای مثال، پکن احساس می‌کرد که برقراری مجدد روابط دیپلماتیک ایران و عربستان سعودی، تصویر چین به‌عنوان یک قدرت مسئول را با هزینه‌ای بسیار اندک بهبود بخشیده است؛ اما سقوط بشار اسد در سوریه در سال ۲۰۲۴ و جنگ ۱۲ روزه در سال ۲۰۲۵ نگرانی‌هایی ایجاد کرد مبنی بر اینکه منطقه ممکن است به سوی آشوب حرکت کند. در نتیجه، زمانی که ایالات متحده و اسرائیل در فوریه بمباران ایران را آغاز کردند، پکن هیچ برنامه جایگزین مشخصی برای حفاظت از دارایی‌های اقتصادی خود و به حداقل رساندن احتمال گرفتار شدن در یک درگیری طولانی‌مدت نداشت. تردید حاصل از این وضعیت برای اقدام، به معنای نادیده گرفتن نگرانی‌های کشورهای خلیج فارس و آسیب‌پذیر گذاشتن آنها در برابر حملات ایران بود. خلیج فارس قرار نیست به‌طور کامل چین را کنار بگذارد. روابط میان کشورهای خلیج فارس و چین در حوزه‌هایی که هر دو طرف انتظارات روشن، منافع مشخص و ریسک‌های سیاسی محدودی دارند، همچنان گسترش خواهد یافت. انرژی در مرکز روابط جاری باقی خواهد ماند. در کوتاه‌مدت، کشورهای خلیج فارس همچنان مقادیر زیادی نفت به چین صادر خواهند کرد. در بلندمدت، با کربن‌زدایی بیشتر سیستم انرژی جهان و حرکت به سوی برقی‌سازی، رهبری چین در فناوری‌های سبز، این کشور را به شریکی کلیدی برای کشورهای عربی خلیج فارس تبدیل خواهد کرد که می‌خواهند گذار خود به انرژی‌های تجدیدپذیر را انجام دهند؛ فرایندی که هم‌اکنون آغاز شده است. صندوق‌های ثروت ملی کشورهای خلیج فارس نیز احتمالاً سرمایه‌گذاری‌های خود در چین را افزایش خواهند داد؛ کشوری که به سرمایه‌گذاری بیشتر در بازارهای خود نیاز دارد. هم‌زمان، شرکت‌های چینی در حال تأمین مالی پروژه‌های معدنی و ساخت‌وساز در خلیج فارس هستند. چین پول، دانش فنی و توانمندی‌های آمادی صنعتی را ارائه می‌دهد که دولت‌های خلیج فارس برای تحقق اهداف بلندپروازانه خود به آنها علاقه‌مند و نیازمندند؛ به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند پهپادها، کشاورزی هیدروپونیک و رباتیک. اما جنگ نشان داده است که منافع اقتصادی مستمر چین به معنای کمک به تأمین امنیت منطقه نیست. این امر به این معناست که برای کشورهای عربی خلیج فارس، ایالات متحده تنها قدرتی است که توانایی حفظ امنیت منطقه‌ای را دارد، اما همزمان، همان قدرتی است که بیش از همه احتمال دارد منطقه را بی‌ثبات کند. عدم تمایل پکن به ایفای نقشی بزرگ‌تر، کشورهای عربی خلیج فارس را مجبور کرده است تا درباره چگونگی حفاظت از خود تصمیم‌های دشواری بگیرند. آنها درباره بهترین مسیر پیش رو اختلاف نظر دارند. کشورهایی مانند عمان و عربستان سعودی که نسبت به وابستگی بیش از حد به واشنگتن نگران هستند، در حال دنبال کردن راهبردهای تازه‌ای برای موازنه‌سازی و پوشش ریسک هستند. عمان که ترامپ در ژوئن تهدید کرده بود آن را بمباران کند، با جدیت بیشتری خواستار آن شده است که حمایت از واشنگتن از طریق افزایش همکاری امنیتی منطقه‌ای متوازن شود. وزیر امور خارجه عمان، سید بدر البوسعیدی، در مقاله‌ای که در ۱۳ ژوئیه در روزنامه فرانسوی لوموند منتشر شد، خواستار ایجاد یک نظم امنیتی پساآمریکایی شد که شامل پادشاهی‌های خلیج فارس، ایران و عراق باشد. بااین‌حال، کشورهایی مانند بحرین، کویت و امارات متحده عربی به ایالات متحده نزدیک‌تر می‌شوند. این کشورها که هیچ حامی جایگزین مناسبی برای حفاظت از خود ندارند و با حملات شدید ایران مواجه‌اند، نزدیک‌تر شدن به مدار واشنگتن را امن‌ترین گزینه می‌دانند؛ اما حتی کشورهایی که می‌خواهند زیر چتر امنیتی آمریکا پناه بگیرند نیز در حال تقویت دفاع خود، آغاز گفتگو با ایران برای کاهش تنش‌ها و همچنین جست‌وجوی شرکای امنیتی جدید در آسیا و اروپا هستند. این کشورها در حال بررسی گزینه‌هایی مانند هند، ژاپن، کره جنوبی، فرانسه و بریتانیا هستند. این کشورها در حال حاضر توانایی یا تمایل لازم برای ایفای نقش امنیتی در منطقه را ندارند، اما می‌توانند به کشورهای خلیج فارس در تقویت توانمندی‌های دفاعی خود کمک کنند. در نهایت، کشورهای خلیج فارس به این نتیجه رسیده‌اند که هیچ جایگزین آسانی برای ایالات متحده وجود ندارد. آنها باید با این واقعیت کنار بیایند که واشنگتن تنها ضامن امنیت آنهاست، اما در عین حال، منبع اصلی بی‌ثباتی در منطقه نیز هست. این وضعیت، آنها را در موقعیتی دشوار قرار داده است که باید میان پذیرش کامل‌تر ایالات متحده و جست‌وجوی شرکای جدید برای پر کردن خلأ امنیتی، دست به انتخاب بزنند. جمع‌بندی نرخ روز: با وجود رشد چشمگیر روابط اقتصادی و تجاری میان چین و کشورهای عربی خلیج فارس، از جمله رسیدن حجم تجارت به نزدیک ۳۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴، پکن تمایلی به ایفای نقش امنیتی فعال در منطقه نشان نداده است. رویکرد «صبر کنیم و ببینیم» چین در قبال درگیری‌های اخیر، امید کشورهای خلیج فارس را برای تبدیل شدن این کشور به یک ضامن امنیتی از بین برده است. این وضعیت، کشورهای منطقه را در برابر انتخاب دشواری میان پذیرش کامل‌تر ایالات متحده به عنوان تنها ضامن امنیتی و جست‌وجوی شرکای جدید قرار داده است. در حالی که برخی کشورها به دنبال موازنه‌سازی و همکاری‌های منطقه‌ای هستند، برخی دیگر به واشنگتن نزدیک‌تر می‌شوند.

اخبار بیشتر

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌های اقتصادی ایران
همه اخبار