هشدار تهران به لندن: فراتر از ادبیات جنگی و گسترش دامنه بازدارندگی
به گزارش نرخ روز، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران هفته گذشته با صدور بیانیهای به بریتانیا هشدار داد که در صورت اجازه دادن به نیروهای نظامی این کشور برای استفاده از پایگاههای بریتانیا جهت تسهیل حملات آمریکا علیه ایران، لندن باید پیامدهای آن را بپذیرد. این هشدار فراتر از ادبیات جنگی را منعکس میکند و نشان میدهد که تهران همزمان با گسترش درگیری و کشیدهشدن هرچه بیشتر متحدان آمریکا به آن، در حال توسعه دامنه بازدارندگی خود است. بنبست کنونی خطر کشیده شدن ایالات متحده و ایران به ماهها جنگ را افزایش میدهد. پیام این بیانیه بسیار فراتر از پایگاه نیروی هوایی سلطنتی فیرفورد در گلاسترشر انگلستان بود. برای نخستین بار از زمان تشدید درگیری اخیر میان آمریکا و ایران، تهران بهطور علنی بریتانیا را از یک متحد نزدیک آمریکا به کشوری ارتقا داد که میتواند مستقیماً آن را در قبال عملیات نظامی آمریکا علیه ایران مسئول بداند. این هشدار، در کنار اعلام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مبنی بر اینکه هر پایگاهی که برای انجام حملات مورد استفاده قرار گیرد به «هدف مشروع» تبدیل خواهد شد، گام دیگری در مسیر گسترش دکترین بازدارندگی ایران محسوب میشود؛ دکترینی که بهطور فزایندهای میکوشد هزینههایی را نهتنها به واشنگتن، بلکه به دولتهایی که امکان انجام عملیات نظامی آمریکا را فراهم میکنند نیز تحمیل کند. زمانبندی این تهدید که همزمان با آمادگی لندن برای هماهنگی نزدیکتر با واشنگتن درباره تنگه هرمز صورت گرفته، نشان میدهد که ایران تلاش دارد پیش از آنکه نقش بریتانیا تثبیت شود، بر محاسبات و تصمیمگیری متحدان آمریکا تأثیر بگذارد. محرک فوری این تهدید، اتهام تهران بود مبنی بر اینکه بریتانیا به نیروهای آمریکایی اجازه داده از تأسیسات نظامی این کشور برای انجام حملات علیه ایران استفاده کنند. بیانیه شدیداللحن وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، لندن را متهم کرد که با در اختیار گذاشتن خاک خود برای آنچه «حملات نظامی غیرقانونی» آمریکا علیه ایران توصیف کرد، قوانین بینالمللی را نقض کرده است. این وزارتخانه گفت بریتانیا عملاً خود را به «همدست» آمریکا در «جنگی بیرحمانه علیه مردم ایران» تبدیل کرده است. این وزارتخانه هشدار داد: «هر طرفی که به هر شکلی در تجاوز نظامی علیه ایران مشارکت کند، مسئول پیامدها و تبعات تصمیم خود خواهد بود.» سپاه پاسداران نیز بهطور جداگانه مدعی شد که بمبافکنهای B-1 آمریکا پیش از حمله به اهداف ایرانی از پایگاه فیرفورد به پرواز درآمدهاند. سپاه اعلام کرد که «هر پایگاهی که برای حمله به خاک ایران مورد استفاده قرار گیرد، هدفی مشروع برای ما خواهد بود.» مقامهای بریتانیایی گفتهاند مجوز استفاده نیروهای آمریکایی از پایگاه فیرفورد و دیهگو گارسیا محدود به مأموریتهای دفاعی با هدف حفاظت از کشتیرانی و مقابله با تهدیدهای موشکی بوده است. پس از هشدار ایران، سخنگوی دولت بریتانیا تأکید کرد که نیروهای مسلح این کشور «آمادگی دارند بریتانیا را در برابر هر نوع حملهای ایمن نگه دارند.» این اختلاف، شکاف فزاینده میان برداشت بریتانیا و ایران از نقش لندن را نشان میدهد. درحالیکه بریتانیا خود را حامی امنیت منطقهای و آزادی کشتیرانی میداند، تهران بهطور فزایندهای حتی حمایت آمادی را نیز نوعی مشارکت در جنگ تلقی میکند. سنتکام اکنون نزدیک به دو هفته است که حملات پیدرپی انجام میدهد و میگوید هدف این کارزار کاهش تهدیدهای ایران علیه کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز است. همزمان، نیروهای ایرانی روز جمعه مدعی انجام حملات تازه علیه تأسیسات نظامی آمریکا در کویت، بحرین، اردن و اقلیم کردستان عراق شدند و تهدید کردند که عملیات بیشتری نیز انجام خواهند داد. ایران همچنین دامنه اهداف خود را گسترش داده است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، اخیراً اعلام کرد که دکترین ایران بر اساس اصل «چشم در برابر چشم» است و هشدار داد که تجاوز علیه ایران، «از جمله علیه زیرساختهای ما»، تهران را وادار به «پاسخی قدرتمند و قاطع» خواهد کرد. او افزود که هر کشوری که از چنین حملاتی حمایت کند، خود به یک هدف مشروع تبدیل خواهد شد. سپاه پاسداران همچنین مدعی حمله به زیرساختهای دادهای مرتبط با آمازون در بحرین شده و زیرساختهای فناوری تجاری را که از عملیات نظامی آمریکا پشتیبانی میکنند، بخشی از میدان نبرد معرفی کرده است. فارغ از اینکه این ادعاها تا چه اندازه بتوانند بهطور مستقل تأیید شوند، آنها نشان میدهند که تهران در حال بازتعریف مفهوم «هدف نظامی» است. در چنین شرایطی، گزارشها درباره برگزاری کنفرانسی میان مقامهای بریتانیایی و آمریکایی در هفته آینده با محوریت تنگه هرمز، اهمیتی فراتر از امنیت دریایی پیدا میکند. از نگاه تهران، هماهنگی نزدیکتر میان آمریکا و بریتانیا تأییدی بر این باور دیرینه ایران است که بریتانیا از نظر عملیاتی بیش از پیش در کارزار منطقهای واشنگتن ادغام میشود؛ بنابراین، هشدارهای علنی پیش از چنین نشستهایی میتواند همزمان دو هدف داشته باشد: بازداشتن بریتانیا از مشارکت بیشتر و ارسال این پیام به مخاطبان داخلی که ایران آماده است هزینههای رویارویی را گسترش دهد. بریتانیا جایگاهی منحصربهفرد در تفکر راهبردی ایران دارد. بیانیه وزارت امور خارجه صرفاً همکاری نظامی اخیر را محکوم نکرد، بلکه عمداً بحران کنونی را به دههها شکایت و نارضایتی تاریخی پیوند داد. این بیانیه به نقش بریتانیا در کودتای ۱۹۵۳ علیه محمد مصدق، نخستوزیر وقت ایران، حمایت از صدام حسین در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰، تحریمهای مرتبط با برنامه هستهای ایران و همچنین موضع تقابلی فزاینده لندن در قبال سپاه پاسداران اشاره کرد. این ارجاعات بازتابدهنده روایتی ریشهدار در جمهوری اسلامی است که بر اساس آن، بریتانیا همواره در کنار واشنگتن برای تضعیف ایران قرار داشته است. تصمیم لندن در همین ماه برای قرار دادن رسمی سپاه پاسداران در چارچوب امنیت ملی بریتانیا نیز در تهران بهعنوان نشانه دیگری از فاصله گرفتن بریتانیا از تلاش سنتی خود برای حفظ نوعی فاصله دیپلماتیک با سیاست آمریکا در قبال ایران تفسیر شد. بنابراین، از نگاه تهران، تسهیل احتمالی عملیات نظامی آمریکا از سوی بریتانیا یک تصمیم منفرد نیست، بلکه بخشی از الگویی گستردهتر از همسویی راهبردی است. شاید همین موضوع توضیح دهد که چرا ادبیات پیامهای ایران بهطور محسوسی تندتر شده است. با وجود این لفاظیها، احتمال حمله مستقیم ایران به خاک بریتانیا همچنان پایین است. چنین حملهای تقریباً بهطور قطع بریتانیا را از یک متحد پشتیبان به یک طرف فعال در جنگ تبدیل خواهد کرد و خطر واکنش گستردهتر ناتو را افزایش خواهد داد؛ نتیجهای که تهران در طول تاریخ خود عموماً از آن پرهیز کرده است. ایران ابزارهای دیگری در اختیار دارد که ممکن است با الگوی دیرینه بازدارندگی نامتقارن آن سازگارتر باشند: عملیات سایبری علیه زیرساختهای بریتانیا؛ تهدید کشتیرانی تجاری مرتبط با بریتانیا در خلیج فارس؛ اعمال فشار از طریق شبکههای متحد منطقهای؛ یا هدف قرار دادن تأسیسات و نیروهای نظامی بریتانیا که در کنار نیروهای آمریکایی در خاورمیانه مستقر هستند. همه این گزینهها در مقایسه با حمله به خاک اصلی بریتانیا، محتملتر به نظر میرسند. حتی بدون اجرای چنین حملاتی، خود تهدیدها نیز هدف راهبردی مهمی را دنبال میکنند. ایران میداند که بازدارندگی لزوماً به اقدام نظامی نیاز ندارد. تهران با ایجاد ابهام درباره هزینههای مشارکت عمیقتر بریتانیا، امیدوار است روند تصمیمگیری در لندن را پیچیده و دچار سردرگمی کند و همزمان دولتهای اروپایی را که در حال بررسی حمایت خود از کارزار واشنگتن هستند، به احتیاط بیشتر ترغیب کند. سیاست بریتانیا همواره تلاش کرده است میان حمایت از اهداف امنیتی آمریکا و پرهیز از رویارویی نظامی مستقیم با ایران تعادل برقرار کند؛ اما با گسترش درگیری، حفظ این تعادل هر روز دشوارتر میشود. خطر اصلی لزوماً این نیست که بریتانیا عمداً وارد جنگ شود، بلکه این است که بهتدریج برای تهران تشخیص تفاوت میان حمایت بریتانیا از عملیات آمریکا و مشارکت مستقیم این کشور در آن عملیات دشوارتر شود. اگر این مرز همچنان مبهمتر شود، فضای مانور بریتانیا برای باقی ماندن در نقش یک بازیگر ثانویه ممکن است بهشدت محدود شود. بنابراین، به نظر میرسد هشدار تهران بیش از آنکه برای تحریک بریتانیا طراحی شده باشد، با هدف بازدارندگی صادر شده است. بااینحال، ایران با قرار دادن علنی بریتانیا در دایره فزاینده کشورهایی که ممکن است مسئول شناخته شوند، این پیام را ارسال کرده است که هرگونه تشدید تنش آینده با واشنگتن ممکن است دیگر صرفاً یک مشکل میان ایران و آمریکا نباشد. جمعبندی نرخ روز هشدار اخیر ایران به بریتانیا نشاندهنده گسترش دکترین بازدارندگی تهران است که نه تنها واشنگتن، بلکه دولتهای تسهیلکننده عملیات نظامی آمریکا را نیز هدف قرار میدهد. این هشدار در پی اتهام ایران مبنی بر استفاده آمریکا از پایگاههای بریتانیا برای حملات علیه ایران صادر شده و تهران حتی حمایت آمادی را نیز مشارکت در جنگ تلقی میکند. ایران با این اقدام، تلاش دارد بر تصمیمگیری متحدان آمریکا تأثیر بگذارد و هزینههای مشارکت عمیقتر بریتانیا را افزایش دهد. این رویکرد، مرز میان حمایت و مشارکت مستقیم بریتانیا در درگیریها را مبهمتر کرده و فضای مانور لندن را محدود میسازد.


