سناریوی هستهای خاورمیانه؛ آیا شرط ترامپ، عربستان را به سمت چین و روسیه سوق میدهد؟
به گزارش نرخ روز، در پی اعلام توافق هستهای میان ایالات متحده و عربستان سعودی، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، اجرایی شدن آن را به پیوستن ریاض به پیمان ابراهیم مشروط کرد. این اقدام گمانهزنیهایی را درباره احتمال روی آوردن عربستان به جایگزینهایی مانند روسیه و چین مطرح کرده است. تصمیم ترامپ برای تحمیل این شرط سنگین پس از توافق بر سر حمایت آمریکا از عربستان در ایجاد یک برنامه هستهای غیرنظامی، این توافق را در معرض شکست قرار داده و ریاض را به بررسی ترتیبات جداگانه با چین و روسیه سوق داده است. تاکنون، ریاض در واکنشهای خود محتاطانه عمل کرده است. ترامپ روز پنجشنبه اعلام کرد که توافق هستهای آمریکا و عربستان تنها در صورتی میتواند پیش برود که پادشاهی سعودی به توافقنامههای ابراهیم بپیوندد و روابط خود را با اسرائیل عادی کند. این اظهارات کمتر از ۲۴ ساعت پس از اعلام توافق مطرح شد. این بند تازه در عربستان سعودی بهطور گسترده ناپذیرفتنی تلقی میشود، زیرا این کشور همواره تأکید کرده است که برقراری روابط دیپلماتیک با اسرائیل بهطور صریح مشروط به ارائه نقشه راهی برای تشکیل کشور فلسطین است. با توجه به اینکه هیچ نشانهای وجود ندارد که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، یا بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در این موضوع اساسی کوتاه بیایند، به نظر میرسد توافق آمریکا و عربستان از همان ابتدا محکوم به شکست باشد؛ مگر اینکه ترامپ تصمیم بگیرد از موضع خود عقبنشینی کند. بااینحال، ریاض گزینههایی در اختیار دارد و پیشتر نیز سابقه همکاری با پکن و مسکو در زمینه مسائل هستهای، از اکتشاف اورانیوم و فناوری راکتور گرفته تا سوخت هستهای و تحقیقات، داشته است. اکنون که قرارداد ارزشمند ساخت نخستین راکتور تجاری عربستان نیز ممکن است در دسترس قرار گیرد، این گزینههای جایگزین جذابتر از همیشه به نظر میرسند. عربستان سعودی مدتهاست برای دستیابی به توافقی مشابه توافق امارات با آمریکا تلاش کرده، اما با چند تفاوت مهم: برخلاف امارات، عربستان امیدوار بوده که اجازه غنیسازی در خاک خود را داشته باشد و از نظام بازرسیهای سختگیرانهای که تحت پروتکل الحاقی، موسوم به «استاندارد طلایی»، در توافق امارات وجود دارد، پرهیز کند. آمریکا و اسرائیل در مذاکرات گذشته ظاهراً آماده بودند این خواسته را بپذیرند، مشروط بر اینکه عربستان به توافقنامههای ابراهیم بپیوندد؛ یعنی مجموعهای از توافقهای مورد حمایت آمریکا در سال ۲۰۲۰ که در نهایت به برقراری روابط میان امارات متحده عربی، بحرین، سودان و مراکش با اسرائیل منجر شد. بااینحال، مذاکرات در اکتبر ۲۰۲۳، همزمان با آغاز جنگ غزه، متوقف شد؛ زیرا بار دیگر مناقشه اسرائیل و فلسطین در مرکز توجه جهانی قرار گرفت. سعد عبدالله الحمید، دیپلمات پیشین سعودی، در واکنش به تغییر موضع اخیر واشنگتن درباره آنچه در ابتدا یک پیشرفت بزرگ در توافق و شکستی برای نتانیاهو به نظر میرسید، گفت: «تلاش برای تحمیل عادیسازی بدون پرداختن به مسئله فلسطین با موانع جدی منطقهای و مردمی روبهرو است. این امر باعث میشود این شرط به نقطهای تعیینکننده تبدیل شود که یا یک راهحل جامع را تسریع خواهد کرد یا برنامه هستهای آمریکا را به نفع گزینههای دیگر ریاض متوقف خواهد ساخت.» چین و روسیه تنها کشورهایی نیستند که توانایی پر کردن جای آمریکا را دارند، اما احتمالاً مهمترین آنها هستند. کشورهای اروپایی مانند فرانسه و آلمان نیز در همکاریهای هستهای خاورمیانه نقش داشتهاند و کره جنوبی نیز به بازیگری فزاینده در حوزههای هستهای و دفاعی تبدیل شده است؛ بااینحال، دلایل راهبردی نیز وجود دارد که ریاض را به سوی پکن و مسکو سوق میدهد. الحمید اخیراً یک مسیر سهمرحلهای احتمالی برای تغییر نگاه منطقه به نیازهای امنیتی در سایه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ترسیم کرده است. اگر مرحله نخست، یعنی دستیابی به توانمندی هستهای غیرنظامی بهعنوان نوعی «بازدارندگی مجازی»، برای کاهش تهدیدها کافی نباشد، مرحله بعدی «تنوعبخشی به مشارکتهای راهبردی» خواهد بود. به گفته الحمید، این امر شامل «ایجاد ائتلافهای دفاعی چندقطبی [با چین، روسیه و کشورهای آسیایی] برای دستیابی به فناوری موشکهای هایپرسونیک و سامانههای بسیار پیشرفته پدافند هوایی بهعنوان جایگزینی موقت برای بازدارندگی هستهای» خواهد بود. مرحله سوم و «گزینه نهایی» این است که یکی از کشورهای منطقه واقعاً برنامه هستهای خود را تسلیحاتی کند و یک «اثر دومینویی» به راه بیندازد. او استدلال کرد که در آن صورت، «یک خاورمیانه هستهای چندقطبی» شکل خواهد گرفت؛ خطرناکترین سناریو برای بیثباتی در خاورمیانه. احتمالاً این سناریویی نیست که چین، روسیه یا آمریکا خواهان آن باشند؛ اما با توجه به بیثباتی درگیریهای کنونی در منطقه، پکن و مسکو انگیزه بیشتری برای گسترش نفوذ خود در ریاض پیدا کردهاند. چین و روسیه افزون بر تلاش احتمالی برای مقابله با نفوذ آمریکا در این منطقه راهبردی، به دنبال ایجاد توازن در روابط خود هستند؛ روابطی که بهطور گسترده متمایل به ایران تلقی میشود. حتی اگر هر دو کشور همچنان روابط مستحکمی با عربستان سعودی و دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس داشته باشند، اطلاعات آمریکا چین را به ارسال سلاح به ایران و روسیه را به ارائه اطلاعات و شناسایی به جمهوری اسلامی متهم کردهاند؛ اقدامی که به حملات موشکی و پهپادی در سراسر منطقه دقت مرگبار بیشتری بخشیده است. زیرساخت لازم برای گسترش همکاری چین یا روسیه با عربستان سعودی، دستکم از نظر تئوری، از هماکنون وجود دارد. پکن و ریاض طی دستکم یک دهه گذشته توافقهایی برای اجرای طرحهایی مانند ساخت یک راکتور گاز-خنکشونده با دمای بالا برای تأمین انرژی مورد نیاز تأسیسات نمکزدایی آب و استخراج اورانیوم از آب دریا امضا کردهاند. در سال ۲۰۲۲، شرکت دولتی ملی هستهای چین دفتر مرکزی خاورمیانه خود را در ریاض تأسیس کرد. روسیه و عربستان سعودی نیز نخستین توافق بزرگ همکاری هستهای خود را در سال ۲۰۱۵ امضا کردند که شامل تحقیقات مشترک و بررسی پروژههای بیشتر بود. بنا بر گزارشها، روساتم و شرکت ملی هستهای چین برای ساخت نخستین راکتور عربستان سعودی پیشنهادهایی ارائه کردهاند. بااینحال، درحالیکه عربستان سعودی مدتهاست در حال تنوعبخشی به روابط خارجی خود بوده است، برخی ناظران معتقدند واشنگتن و ریاض که مشارکت راهبردیشان از زمان شکلگیری آن در دوران جنگ جهانی دوم از بحرانهای متعددی عبور کرده، در آخرین بنبست احتمالاً منتظرند ببینند کدام طرف ابتدا کوتاه میآید. الحمید، دیپلمات پیشین سعودی، استدلال کرد که «دولت ترامپ نگران نفوذ چین و روسیه است.» او گفت: «واشنگتن میداند که ریاض گزینههای دیگری برای ساخت راکتور دارد [مانند پکن یا مسکو]؛ بنابراین واشنگتن تلاش میکند پیشنهاد منحصربهفرد آمریکایی خود را ارائه دهد و همزمان هزینه سیاسی را افزایش دهد تا نفوذ آینده خود را تضمین کند». در نهایت، او اقدام آمریکا را، اگرچه یک اقدام پرریسک، «تاکتیکی برای مذاکره» دانست. گری سامور، مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه براندایس که پیشتر بهعنوان مقام ارشد شورای امنیت ملی آمریکا مسئول سیاست هستهای بوده، نیز احتمال داد که ریاض در حال بلوف زدن باشد. سامور گفت: «من موافقم که شرط جدید ترامپ یک مانع جدی بر سر راه توافق هستهای آمریکا و عربستان ایجاد کرده است، زیرا عربستان تا زمانی که پیشرفت واقعی در جهت تشکیل کشور فلسطین حاصل نشود، با اسرائیل عادیسازی روابط نخواهد کرد؛ اتفاقی که آشکارا به این زودی رخ نخواهد داد و قطعاً پیش از انتخابات اسرائیل در اکتبر اتفاق نخواهد افتاد.» او افزود: «بااینحال، تهدید عربستان برای روی آوردن به روسیه و چین بهعنوان جایگزینی برای کمک هستهای آمریکا، بیشتر یک تاکتیک مذاکره برای تحت فشار قرار دادن آمریکا بهمنظور کنار گذاشتن شرط جدید توافقنامههای ابراهیم است تا یک گزینه واقعبینانه». سامور گفت «چین و روسیه هر دو از ظرفیت فنی ساخت نیروگاههای هستهای برخوردارند» و به دامنه فعالیتهای کنونی آنها در منطقه اشاره کرد، اما خاطرنشان کرد که «هیچکدام از آنها پیشنهاد صادرات فناوری غنیسازی را، آنگونه که آمریکا انجام داده، ارائه نکردهاند.» اگر ایالات متحده و ایران بار دیگر پای میز مذاکره بازگردند، توافق هستهای تازه آمریکا و عربستان سعودی میتواند اهرم فشار تازهای در اختیار تهران قرار دهد. عربستان سعودی، مانند ایران، عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) است و متعهد شده است که سلاح هستهای تولید یا خریداری نکند؛ اما کارشناسان هشدار میدهند که یک برنامه غنیسازی غیرنظامی در عربستان میتواند به تهران توجیهی بدهد تا در صورت ازسرگیری مذاکرات با واشنگتن، در برابر محدودیتهای سختگیرانهتر هستهای مقاومت کند. آندریا استریکر، معاون مدیر برنامه عدم اشاعه در بنیاد دفاع از دموکراسیها، گفت الزام نکردن عربستان به پذیرش پروتکل الحاقی «یک زنگ خطر بسیار بزرگ» است. استریکر گفت: «با رد این توافق، سعودیها عملاً اذعان میکنند که میخواهند دسترسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تأسیسات هستهای اعلامنشده را محدود کنند. هیچ تضمینی وجود ندارد که اگر ریاض مصمم به اشاعه [هستهای] باشد، واشنگتن بتواند جلوی آن را بگیرد.» بر اساس توافق هستهای سال ۲۰۱۵ که در دوره ریاستجمهوری باراک اوباما، رئیسجمهور پیشین ایالات متحده، منعقد شد، ایران ملزم به اجرای پروتکل الحاقی بود. ایران در سال ۲۰۲۱، زمانی که بازرسیهای سرزده آژانس از سایتهای مرتبط با برنامه هستهای را متوقف کرد و سال بعد شروع به قطع دوربینهای نظارتی کرد، تعهد خود به این پروتکل را به حالت تعلیق درآورد. کلسِی داونپورت، مدیر سیاست عدم اشاعه در انجمن کنترل تسلیحات، میگوید کنار گذاشتن پروتکل الحاقی و جایگزین کردن آن با یک توافق دوجانبه و اختصاصی پادمانی میتواند سابقهای خطرناک ایجاد کند. داونپورت گفت: «فکر نمیکنم ایالات متحده بخواهد کشورهای دیگری مانند روسیه و چین نیز بهجای استانداردهای بالاتر آژانس بینالمللی انرژی اتمی، درباره توافقهای دوجانبه پادمانی مذاکره کنند.» کارشناسان هشدار میدهند که کشورهای دیگر نیز ممکن است خواهان شرایط مشابهی شوند که به عربستان داده شده است. بر اساس توافق همکاری هستهای آمریکا و امارات، موسوم به «توافق ۱۲۳»، ابوظبی میتواند در صورت دستیابی کشورهای دیگر منطقه به توافقهایی با شرایط مطلوبتر، درخواست مذاکره مجدد درباره توافق خود را مطرح کند. دیگر شرکای آمریکا در منطقه نیز ممکن است خواهان حق غنیسازی شوند؛ از جمله ترکیه که با حمایت روسیه در حال توسعه ظرفیت تولید انرژی هستهای غیرنظامی خود است. هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، در ماه فوریه هشدار داد که اگر ایران به سلاح هستهای دست یابد، ترکیه «ممکن است ناگزیر شود وارد همان رقابت شود.» اریک بروئر، معاون رئیس برنامه امنیت مواد هستهای در ابتکار تهدید هستهای، گفت: «این موضوع پیامدهایی فراتر از عربستان سعودی خواهد داشت.» بروئر افزود: «ما نمیخواهیم شرایطی ایجاد کنیم که در آن نوعی رقابت برای رسیدن به پایینترین سطح استانداردها شکل بگیرد و کشورهای دیگری که یا در حال مذاکره با آنها هستیم یا پیشتر توافقهای ۱۲۳ با ایالات متحده داشتهاند، تلاش کنند همان شرایطی را که سعودیها به دست آوردهاند، به دست آورند.» محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در مصاحبهای با شبکه سیبیاِس در سال ۲۰۱۸ با بیان این جمله که «بدون تردید، اگر ایران به بمب هستهای دست پیدا کند، ما نیز در سریعترین زمان ممکن همین کار را خواهیم کرد،» نگرانیهایی را برانگیخت. مقامهای سعودی اظهارات او را پس نگرفتند، اما بارها تأکید کردهاند که پادشاهی این کشور در حال پیگیری یک برنامه هستهای صلحآمیز است. داونپورت گفت: «اگر آمریکا عربستان را ملزم به اجرای پروتکل الحاقی نکند، این امر انگیزه ایران برای پذیرش آن را کاهش میدهد. همچنین احتمالاً اگر ایران ببیند که یک چارچوب زمانی مشخص برای غنیسازی عربستان در حال شکلگیری است، ممکن است برای ازسرگیری غنیسازی در زمان کوتاهتری فشار بیاورد.» جمعبندی نرخ روز: شرط جدید دونالد ترامپ برای عادیسازی روابط عربستان با اسرائیل، توافق هستهای آمریکا و ریاض را در هالهای از ابهام فرو برده است. این وضعیت میتواند عربستان را به سمت همکاریهای هستهای با چین و روسیه سوق دهد، که خود سناریوی «دومینوی هستهای» و بیثباتی بیشتر در خاورمیانه را تقویت میکند. کارشناسان هشدار میدهند که عدم الزام عربستان به پروتکل الحاقی، پیامدهای گستردهای برای عدم اشاعه هستهای در منطقه و جهان خواهد داشت و میتواند انگیزههای سایر کشورها را نیز تحت تأثیر قرار دهد. این تحولات نشاندهنده پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی و راهبردی در منطقه است.


