پایان آرامش یک قرنهی خزر؛ آیا بزرگترین دریاچه جهان به کانون درگیریهای مرگبار تبدیل میشود؟
به گزارش نرخ روز، در شرایطی که درگیریهای اوکراین و خاورمیانه به چالشهای بزرگتری برای واشنگتن تبدیل شدهاند، موجی از دیپلماسی پس از حادثهای که خطر شعلهور شدن یک جنگ گستردهتر را به همراه داشت، تنشها را کاهش داده است. مقامهای آگاه اعلام کردند که ایران در واکنش به حمله اوکراین به یک کشتی ایرانی، در حال بررسی حمله به یک بندر در اوکراین بود، اما تلاشهای دیپلماتیک فعلاً اوضاع را آرام کرده است.اوکراین پیش از این نیز به یکی از بازیگران خاورمیانه تبدیل شده است. این کشور در ماه مارس توافقنامهای امنیتی با عربستان سعودی امضا کرد تا تخصص خود را در زمینه مقابله با پهپادهای طراحیشده توسط ایران و تأمینشده برای روسیه، در اختیار این پادشاهی قرار دهد.برخی افراد مطلع از اطلاعات امنیتی، انتظار داشتند ایران برای ارسال پیامی نمادین، اما با وارد کردن خسارت نسبتاً اندک، یک موشک بالستیک با کلاهک کوچک به سمت اوکراین شلیک کند. برخی دیگر از مقامها گفتند که هدف احتمالی، یکی از بنادر اوکراین در دریای سیاه بوده است.هرگونه شلیک موشک از ایران به داخل اوکراین، با توجه به تنشهای میان دو کشور بر سر اتحاد ایران با روسیه، تشدیدی چشمگیر خواهد بود و خطر شعلهور شدن یک جنگ گستردهتر را به همراه خواهد داشت.به گفته منابع، در تهران این دیدگاه وجود دارد که درگیری با حمله تلافیجویانه آنها پایان یابد، اما مقامهای غربی هشدار دادند که پیشبینی واکنش اوکراین دشوار است.واکنش تند ایران به حمله آخر هفته اوکراین به یک کشتی ایرانی در دریای خزر، نشاندهنده تشدید قابلتوجه تنش در روابطی است که طی شش سال گذشته بهطور مستمر رو به وخامت گذاشته است.این حادثه در شرایطی رخ داده که ایران درگیر رویارویی نظامی با ایالات متحده است و دیدار دونالد ترامپ با ولودیمیر زلنسکی ماهیت هرچه بیشتر بههمپیوسته اختلافات واشنگتن با تهران و مسکو را برجسته کرده است. زلنسکی پس از یک دیدار «خوب» با ترامپ در دفتر بیضیشکل در روز سهشنبه گفت که دو طرف، در میان چندین ایده دیگر، درباره «مجوزهای تولید موشکهای رهگیر پاتریوت» گفتوگو کردهاند.از دید مقامهای ایرانی، اوکراین دیگر صرفاً یک بازیگر اروپایی درگیر در یک مناقشه جداگانه با روسیه نیست. این کشور بهطور فزایندهای بهعنوان بخشی از یک کارزار گستردهتر مورد حمایت غرب علیه ایران معرفی میشود.فروپاشی روابط ایران و اوکراین حاصل روندی است که سالها در جریان بوده است. پس از تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، تنشها عمیقتر شد. کییف و دولتهای غربی بارها تهران را متهم کردهاند که پهپادهایی در اختیار مسکو قرار داده است؛ پهپادهایی که نقشی اساسی در حملات روسیه به زیرساختهای غیرنظامی اوکراین داشتهاند. ایران ارائه پهپادها با هدف استفاده مشخص در جنگ اوکراین را رد کرده و گفته همکاری نظامی آن با روسیه پیش از آغاز این درگیری وجود داشته است.بااینحال، این اتهامات اوکراین را به یکی از سرسختترین منتقدان تهران در اروپا تبدیل کرده است. کییف سطح روابط دیپلماتیک خود با ایران را کاهش و اعتبارنامه سفیر ایران را لغو کرده و در مقابل مقامهای ایرانی اوکراین را به اتخاذ کارزارهای فشار غرب علیه تهران متهم کردهاند.رویارویی اخیر به این دلیل تشدید بیشتری محسوب میشود که از خصومت دیپلماتیک فراتر رفته و به اتهامات مستقیم درباره اقدام نظامی رسیده است. اوکراین ادعا کرده کشتی مذکور را به این دلیل هدف قرار داده که در حال انتقال محموله نظامی میان روسیه و ایران بوده است؛ اما ایران میگوید این کشتی تجاری بوده و در اثر این حمله یک ملوان جان خود را از دست داده است.با این همه، یک حمله نظامی مستقیم ایران علیه اوکراین همچنان بعید است. برخلاف پایگاههای آمریکا در منطقه یا اسرائیل، اوکراین اهداف دسترسیپذیر کمتری در اختیار ایران قرار میدهد و یک حمله آشکار میتواند موقعیت دیپلماتیک تهران در اروپا را بیش از پیش تضعیف کند. گزینههای محتملتر شامل تلافی دیپلماتیک، فعالیتهای سایبری، عملیات اطلاعاتی یا گسترش همکاری با روسیه است.ایران بهطور سنتی تلاش کرده ضمن وارد کردن هزینه به دشمنان خود، از تشدید کنترلنشده تنش پرهیز کند؛ بهویژه زمانی که همزمان با چندین چالش امنیتی مواجه است. سرتیپ حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، گفت ایران «در زمان مناسب» «پاسخی متناسب» خواهد داد، درحالیکه ابراهیم عزیزی، نماینده مجلس، هشدار داد که «هر حملهای به ایران، همیشه هزینهای در پی خواهد داشت.» این ابهام به تهران اجازه میدهد بدون متعهد شدن به یک مسیر اقدام مشخص، بازدارندگی خود را حفظ کند.برای روسیه، این حادثه نشان میدهد که جنگ اوکراین و تنشهای خاورمیانه تا چه اندازه به یکدیگر گره خوردهاند. مسکو و تهران از زمان تهاجم روسیه به اوکراین، همکاریهای خود را گسترش دادهاند، هرچند هر دو طرف منکر آن هستند که این شراکت علیه کشورهای ثالث جهتگیری شده باشد.برای اروپا، این تحول لایه دیگری از پیچیدگی ایجاد میکند. دولتهای اروپایی هماکنون در حال ایجاد توازن میان حمایت از اوکراین و تلاش برای جلوگیری از تشدید گستردهتر تنش با ایران هستند. جنگی که زمانی عمدتاً بر شرق اروپا متمرکز بود، اکنون بیش از پیش با بحرانهای خاورمیانه همپوشانی پیدا کرده و تهدید میکند به عرصههای جدیدی گسترش یابد.پیامدهای فوری حمله در دریای خزر همچنان نامشخص است؛ اما تأثیر سیاسی آن از همین حالا روشن است: تهران بیش از پیش اوکراین را نه بهعنوان یک بازیگر دوردست در میدان جنگ، بلکه بهعنوان بخشی از رویارویی گستردهتر خود میبیند؛ و این تغییر نگاه خطر آن را به همراه دارد که یک مناقشه دیپلماتیک طولانیمدت به نقطه بحرانی دیگری در یک بحران امنیتی جهانیِ در حال گسترش تبدیل شود.جنگهای اوکراین و ایران در حال ادغام شدن و تبدیل به یک بحران بزرگ برای ترامپ هستند.نقطه تلاقی این دو بحران، دریای خزر (کاسپین) است؛ بزرگترین دریاچه جهان که حدود ۱۴۳ هزار مایل مربع وسعت دارد؛ تقریباً ۱.۵ برابر مجموع مساحت پنج دریاچه بزرگ آمریکای شمالی و در چهارراه آسیا و اروپا قرار گرفته است. این پهنه آبی، یک عرصه دریایی است که اغلب نادیده گرفته میشود؛ عرصهای حیاتی برای تجارت که بیش از ۱۰۰ سال شاهد هیچ درگیری عمدهای نبوده است.اما یک قرن آرامش نسبی در دریای خزر به پایان رسیده است. ابتدا، اوکراین در ماه دسامبر حملاتی را علیه سکوهای نفتی روسیه در دریای خزر انجام داد. در آخر هفته، ارتش اوکراین عملیات خود را گسترش داد و آنچه را کشتیهای تجاری روسیه در این دریا میخواند، هدف قرار داد.اما اوکراین تنها طرفی نیست که جنگ را به دریای خزر کشانده است. اسرائیل نیز در ماه مارس، چند هفته پس از آغاز جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، حضور دریایی تهران در دریای خزر را هدف قرار داد.اکنون روسیه و ایران هر دو وعده دادهاند که در واکنش به حملات اخیر دست به تلافی بزنند؛ و بزرگترین دریاچه جهان بهسرعت در حال تبدیل شدن به خطرناکترین پهنه آبی جهان است؛ زیرا دو درگیری بیثباتکننده در قلب اوراسیا با یکدیگر تلاقی کردهاند و تهدیدی برای ایجاد هرجومرج بیشتر در تجارت و ثبات بینالمللی به وجود آوردهاند.جنیفر کاوانا، عضو ارشد و مدیر تحلیل نظامی در مؤسسه دیفنس پریوریتی، گفت: «حمله اخیر اوکراین به یک کشتی ایرانی در دریای خزر باید برای سیاستگذاران آمریکایی بسیار نگرانکننده باشد. شواهد اندکی از همکاری اسرائیل و اوکراین وجود دارد، اما زلنسکی میداند که تنها راه پیروزی او در جنگش، گسترش آن و کشاندن مستقیمتر ایالات متحده و اروپا به درگیری است». به گفته کاوانا: «حمله به کشتی ایرانی و اظهارات مکرر او درباره بهاشتراکگذاری اطلاعات روسیه با ایران، تلاشهایی آشکار برای پیوند دادن این دو درگیری به یکدیگر هستند. اگر او در جنگ آمریکا علیه ایران یک طرف درگیر باشد، امیدوار است آمریکا نیز همین کار را در اوکراین انجام دهد.»سواحل دریای خزر نهتنها روسیه در شمال و ایران در جنوب، بلکه جمهوری آذربایجان در غرب و قزاقستان و ترکمنستان در شرق را نیز در بر میگیرد. روسیه از طریق کانال ولگا-دن که دریای خزر را به دریای سیاه متصل میکند، کنترل ارتباط دریای خزرِ محصور در خشکی با آبهای آزاد را در اختیار دارد و از فوریه ۲۰۲۲ در مرکز جنگ روسیه و اوکراین قرار داشته است.درگیری برای دریای خزر پدیده جدیدی نیست. آخرین نبرد بزرگ در این منطقه در جریان جنگ داخلی روسیه رخ داد؛ جنگی که پس از جنگ جهانی اول پایههای اتحاد جماهیر شوروی را بنا نهاد. یک قرن پیش از آن نیز این منطقه میدان نبرد امپراتوریهای روسیه و ایران بود. بااینحال، در سالهای اخیر دریای خزر به یک شریان حیاتی مشترک برای دو کشوری تبدیل شده است که تحت تحریمهای بینالمللی قرار دارند.اما مسکو و تهران تنها بازیگران متاثر از احتمال تبدیل شدن دریای خزر به یک میدان جنگ تمامعیار نیستند. دو مسیر مهم تجارت جهانی، دریای خزر را بهعنوان یک گره حیاتی در شبکه خود دارند: کریدور بینالمللی حملونقل شمال-جنوب (INSTC) و مسیر حملونقل بینالمللی ترانسخزر (TITR) که به «کریدور میانی» نیز معروف است.کریدور شمال-جنوب، هند و ایران را از طریق خلیج فارس به مسیرهای ریلی زمینی در جمهوری آذربایجان و روسیه متصل میکند و شامل یک مسیر کشتیرانی از طریق دریای خزر نیز میشود. کریدور میانی که از شرق به غرب امتداد دارد و اغلب رقیبی برای کریدور شمال-جنوب محسوب میشود، حتی بیشتر به دریای خزر وابسته است و نقاطی را از چین و قزاقستان، از طریق آبهای خزر، به جمهوری آذربایجان، گرجستان و ترکیه متصل میکند و بدین ترتیب با دور زدن روسیه و ایران، به مقاصد اروپایی میرسد.گزینه دوم که مورد حمایت آمریکا و اروپای غربی قرار دارد، پس از تحریمهایی که از سال ۲۰۲۲ روسیه را تحت تأثیر قرار داد، شتاب بیشتری گرفت؛ اما اکنون به دلیل ناامنی در دریای خزر، امکانپذیری آن بار دیگر زیر سؤال رفته است.الیزابت ویشنیک، دانشمند ارشد پژوهشی در مرکز تحلیلهای دریایی، گفت: «دریای خزر علاوه بر نقشی که بهعنوان مسیر انتقال تسلیحات میان ایران و روسیه دارد، یک گره حیاتی در مسیر تجاری چندوجهی کریدور میانی نیز هست. اتحادیه اروپا و آمریکا امیدهای خود را به این مسیر بستهاند تا از طریق آن مواد معدنی راهبردی را از آسیای مرکزی صادر کنند، اهرم فشار چین را کاهش دهند و روسیه را دور بزنند.» او گفت: «برای کشورهای حوزه خزر مانند قزاقستان و جمهوری آذربایجان، توسعه این مسیر تجاری فرصتی مطلوب برای متنوعسازی تجارت فراهم میکند؛ چراکه همین حالا نیز موانع لجستیکی زیادی وجود دارد و تهدیدهای امنیتی اخیر تنها بر پیچیدگیهای موجود افزودهاند.»اما اگر راهبرد واشنگتن و کییف در واکنش به اختلال در مسیرهای تجاری، قطع کردن دیگر ارتباطات بینالمللی باشد، ممکن است خطرات آن از منافعش بیشتر شود.احمد کاظمی، استاد حقوق بینالملل و پژوهشگر ارشد اوراسیا در تهران، هشدار داد که این رویکرد، همانطور که حملات آمریکا در اوایل ماه جاری به یک پل ایرانی که این کشور را از طریق آسیای مرکزی به چین و روسیه متصل میکرد نیز نشان داد، «یک محاسبه اشتباه خواهد بود و میتواند خسارتهای راهبردی به منافع اروپا و آمریکا وارد کند.»کاظمی گفت: «این امر به این دلیل است که پس از جنگ اوکراین و مسدود شدن کریدور شمالی از روسیه به اروپا، اهمیت منطقه خزر در تأمین نیازهای گاز طبیعی اروپا بهشدت افزایش یافته است. در واقع، جمهوری آذربایجان در حال حاضر گاز مورد نیاز ۱۶ کشور اروپایی را با میزانهای متفاوت تأمین میکند.»کاظمی همچنین گفت: «بنابراین، ناامنی در دریای خزر نهتنها میتواند مانع تأمین انرژی اروپا از منطقه خزر شود، بلکه میتواند چشماندازهای آینده آن را نیز تضعیف کند؛ زیرا باکو بهتنهایی ذخایر گاز کافی برای تأمین نیازهای اروپا را ندارد و اروپا در آینده به نفت و گاز ترکمنستان، ازبکستان و قزاقستان نیاز خواهد داشت.»او همچنین هشدار داد: «گسترش خصومتها به منطقه خزر، امنیت «کریدور میانی» از آسیای مرکزی تا قفقاز را بهشدت تضعیف خواهد کرد؛ کریدوری که هم مورد حمایت اروپا است و هم برای اروپا ضرورت دارد.»جمعبندی نرخ روزدرگیریهای اوکراین و خاورمیانه در حال تلاقی در دریای خزر هستند و آرامش یک قرنهی این پهنه آبی حیاتی برای تجارت جهانی را به پایان رساندهاند. این وضعیت، دریای خزر را به کانون ناامنی تبدیل کرده و بر مسیرهای تجاری مهمی مانند کریدور شمال-جنوب و کریدور میانی تأثیر منفی میگذارد. تشدید تنشها در این منطقه میتواند تأمین انرژی اروپا را مختل کرده و منافع راهبردی کشورهای اروپایی و آمریکا را به خطر اندازد.


