۰۹:۲۱:۰۸ پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵
خانهاخبار › انتقاد شدید از نماینده مجلس: اگر قرار به گریه است، برای وضع…

انتقاد شدید از نماینده مجلس: اگر قرار به گریه است، برای وضعیت اقتصاد مردم اشک بریزید نه حجاب

🗓 پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵ ✍️ نرخ روز
یک رسانه در واکنش به اظهارات نماینده مجلس درباره حجاب، بر لزوم توجه به مشکلات اقتصادی و معیشت مردم تأکید کرد.
انتقاد شدید از نماینده مجلس: اگر قرار به گریه است، برای وضعیت اقتصاد مردم اشک بریزید نه حجاب

به گزارش نرخ روز، یک رسانه در گزارشی به اظهارات آقای نقدعلی، نماینده مجلس، واکنش نشان داد. آقای نقدعلی به نقل از یک همکار خود و احتمالاً با اشاره به وضعیت خود، گفته است که از درد بی‌حجابی در خانه گریه می‌کند. این نماینده و همکارش پیش از این برای نوع پوشش و سبک زندگی زنان و دختران کشور خط و نشان کشیده و ماه‌ها وقت و بودجه مجلس را صرف تصویب قانونی در این زمینه کرده بودند که به گفته رئیس جمهور پزشکیان، قابلیت اجرا ندارد و اکنون متروک شده است.

در واکنش به این سخنان، نکاتی مطرح شده است:

1. اگر از درد بی‌حجابی گریه می‌کنید، از درد بی‌مجلسی چطور؟ مجلسی که نمایندگان پای لپ‌تاپ می‌نشینند، نایب رئیس حاضر و غایب می‌کند و جلسات مجازی برگزار می‌شود، با دستاورد مشروطه و مجلسی که مصدق، مدرس، بهار، بازرگان، رهبر شهید و مرحوم هاشمی نماینده آن بودند، قابل مقایسه نیست. در این جلسات مجازی، غیبت 50 نفر از نمایندگان، گریه‌آور است یا خنده‌دار؟

2. اگر بی‌حجابی را درد می‌دانید، باید دنبال دارو و درمان باشید. گریه کردن مانند دندان‌درد، آن را مداوا نمی‌کند. نسخه‌ای که پیش از این پیچیدید، افاقه نکرد. آیا همچنان به همان نسخه معتقدید و باطوم را چاره کار می‌دانید؟ چرا پلیس را رویاروی مردم قرار می‌دهید؟ خودتان یک روز با چوب و باطوم درصدد درمان برآیید تا واکنش مردم را ببینید. رئیس جمهور فعلی این نسخه را اجرا نخواهد کرد. باید دنبال رئیس جمهوری دیگر باشید که در مقام رئیس شورای عالی امنیت ملی آن را اجرا کند، اما کدام عاقل امنیت‌شناسی به این تنش تن می‌دهد؟ فعلاً باید همین رئیس جمهور را تحمل کنید، زیرا تا اطلاع ثانوی انتخاباتی قابل برگزاری نیست، کما اینکه انتخابات شوراها به تعویق می‌افتد. به رئیس مجلس نیز نمی‌توان فشار آورد، زیرا او مسئول مذاکراتی است که امید می‌رود از سر گرفته شود، چرا که کشور را نمی‌توان در وضعیت نه جنگ و نه صلح نگه داشت و جنگ نیز اصل نیست و با بازگشت به توافق می‌توان به صلح امید داشت.

3. موضوع پوشش زنان و دختران، دغدغه اکثریت مردم نیست. چهره شهر تغییر کرده و به شکل سابق بازنمی‌گردد. کسانی که باور و علاقه دارند یا سن بالای 40 سال دارند، بیشتر رعایت می‌کنند و کسانی که باور یا علاقه ندارند و سنی زیر 30 یا 20 سال دارند، نه. این هم درد ندارد. دولت، امری مدرن است و اجرای احکام فقهی به هیچ دولتی سپرده نشده است. از نظر مادربزرگ‌های ما، برقع نداشتن هم بی‌حجابی بود و حالا به یک روسری نیم‌بند بسنده شده و ملاحظه می‌شود که به سن، نوع خانواده و جغرافیا بستگی دارد و البته تأثیر شبکه‌های اجتماعی را نمی‌توان انکار کرد.

4. کار معمم‌ها یا روحانیون، تبلیغ است. اگر دردتان می‌گیرد، خوب تبلیغ کنید! به قول دکتر پزشکیان، 85 میلیون جمعیت داریم و 85 هزار مسجد. سهم هر مسجد هزار نفر می‌شود. اگر شمار مسجدروها کم شده، گناه کیست؟ نکند به ضرب و زور باید مسجدرو هم تولید شود. دغدغه اول مردم، دوگانه جنگ و صلح است و نهایتاً برای حجاب دختر یا همسر یا خواهر و محبوبه‌شان حساسیت نشان می‌دهند و کاری به دیگران ندارند. شما هم به دیگران کار نداشته باشید و نهایتاً در خانه گریه کنید، وگرنه اگر بخواهید با چوب و چماق گریه مردم را درآورید، همان دامن زدن به تفاوت‌های اجتماعی است که رهبری دو سه بار در پیام‌هایشان منع کرده‌اند.

5. آقای نقدعلی! منکر انبوه دختران و زنان با حجاب نیستیم و در تشییع رهبر شهید هم دیدیم چه تعداد از زنان با چادر و پوشش کامل در مراسم شرکت کرده بودند، اما بدون اینکه بخواهیم دوقطبی‌سازی کنیم، بخشی هم به گونه‌ای دیگر می‌زیند و می‌اندیشند. چرا خیال کرده‌اید با 45 هزار رأی که در اسفند 1402 در خمینی‌شهر به دست آوردید، می‌توانید از جانب 90 میلیون ایرانی صحبت کنید؟ تازه در همان شهر خودتان اگر رقابت جدی باشد، بعید است رأی بیاورید. تنوع است دیگر. خمینی‌شهر هم اصغر فرهادی را به جهان سینما و هنر معرفی کرده و هم شیخ محمد تقی نقدعلی را با تعیین تکلیف پوشش دختران به دنیای سیاست و قانون‌گذاری. سبک زندگی فرهادی مگر مثل شماست که توقع دارید شهرهای دیگر هم مانند شما باشند؟

6. در قرآن آمده است: «و قد خلقکم اَطواراً» – ما شما را گونه‌گون آفریدیم (نوح/ 14). چرا اصرار دارید گونه‌گونی را نفی کنید و یک روپوش واحد را از دخترک 9 ساله تا زنان 90 ساله بر تن همه آنها کنید؟ مگر اینجا کره شمالی است؟

7. اگر قرار بر گریه باشد، باید سری به فروشگاه‌ها بزنید و کاهش قدرت خرید مردم را ببینید. درست است که قحطی نشده، ولی دست مردم کوتاه است و خرما بر نخیل. راستی سهم شما از خرماهای بر نخیل قدرت چقدر است؟ هم بر رسیدنی که ناشی از تبعیض است و هم بر نرسیدنی که نشان از ناتوانی و بی‌حاصلی شعار و ادعا و سرگرم امور غیر اصلی شدن دارد، بگریید!

8. خبر روز جمعه دوم مرداد را خواندید؟ نوجوانان دختر و پسر را دیدید که برای دیدار با یک یوتیوبر هجوم بردند؟ بی‌شک 99 درصد آنان جناب نقدعلی را نمی‌شناسند. همه آنها هم در آموزش و پرورش شما پرورش یافته‌اند. شاید در این فقره اگر گریه کنید، سزا باشد.

9. اصرار امثال نقدعلی بر حجاب و گیر کردن سوزنشان روی این صفحه می‌تواند به خاطر این باشد که حرف دیگری ندارند و دستشان به جایی بند نیست. نه می‌توانند وزیری را احضار یا تهدید به استیضاح کنند، نه در امور جنگ و اقتصادی به بازی گرفته می‌شوند. تازه همین حجاب را هم از دست داده‌اند و شاید گریه‌های او و مجلسی دیگر از همین فراق باشد.

10. البته کلیت گریه را نباید نفی کرد. ویدیویی در فضای مجازی بازنشر شده که نمایندگان مجلس اول را حین ورود به ساختمان سابق نشان می‌دهد. همان ساختمانی که هدف بمباران قرار گرفت. به جز سید محمد خاتمی، تقریباً تمام نمایندگان دیگر در این دنیا نیستند و قصه مربوط به خرداد 1359 است، یعنی 46 سال قبل. نکته جالب اینکه اکثر آنان را بعد 46 سال خوب می‌شناسیم: مهندس بازرگان، دکتر یزدی، دکتر چمران، خاتمی، دریادار مدنی (که البته اعتبارنامه او را رد کردند)، صدر حاج سید جوادی، دکتر باهنر و شماری دیگر، ولی حالا اکثریت نمایندگان را مردم نمی‌شناسند، چون نماینده اکثریت مردم نیستند. اکثر مردم خواستار استفاده از اینترنت بین‌الملل هستند و خوشبختانه مجلس تعطیل بود (و در عالم واقع و نه مجاز هنوز هم هست)، وگرنه می‌خواستند وزیر ارتباطات را استیضاح کنند که چرا به دنبال اتصال اینترنت است که در جنگ قطع شده بود؟ خنده‌دار و بلکه گریه‌آور بود که دلیل دیگر اینکه چرا دولت ستاد راهبری فضای مجازی راه انداخته، در حالی که شورای عالی فضای مجازی منحل نشده، یعنی مجلس این حق را هم از خود سلب کرده است!

اگر جایی برای گریه باشد، اینهاست:

* چند روز دیگر مشروطه ایرانی 120 ساله می‌شود و مهم‌ترین دستاورد آن تشکیل پارلمان بود و وضعیت مجلس ما این است و دغدغه‌های نمایندگان آن هم آنچه موضوع این نوشته است.
* این همه بودجه صرف آموزش و پرورش می‌شود و مرجعیت در اختیار پیام‌رسانی فیلتر شده است.
* قحطی نشده، اما قدرت خرید مردم افت کرده و با این حال گریبان دولت را می‌گیرند که چرا چنین و چرا چنان، در حالی که خواستاران بسته بودن تنگه هرمز باید به تبعات آن هم پایبند باشند، اگرچه به عنوان ابزار و نه هدف غایی قابل دفاع و هدیه الهی است.

با این همه، در اینکه نوع پوشش و علایق مردم شباهتی ندارد به آنچه صدا و سیما و امثال نقدعلی درصدد القای آن هستند، تردیدی نیست. بهترین نشانه هم این است که همین یکشنبه – چند روز قبل – دو رئیس فعلی و سابق صدا و سیما (جبلی و ضرغامی) در مراسم تشییع اکبر عبدی در تالار رودکی شرکت کردند و به چشم دیدند مردم متنوع‌تر از تصویر قاب آنها هستند؛ آنقدر که نتوانستند زنان شرکت‌کننده را نشان دهند یا دختر بازیگر فقید را که شبیه مجریان آنان نبود. آقای نقدعلی اما علاوه بر گریه و انتظار برخورد پلیسی، همچنان دو کار دیگر می‌تواند انجام دهد: نخست اینکه بر اساس لباس خود تبلیغ کند. منبر برود و انذار دهد و بشارت. کار روحانی همین است دیگر. دوم اینکه حزب سیاسی تشکیل دهد و بکوشد اکثریت مجلس را به دست آورد و از موضع اکثریت قانونی بگذراند. در وضعیت فعلی، بعید است حاکمیت عقل خود را به اشک‌های او و رفیق او بسپارد و یک مسئله حل شده را دوباره به بحران تبدیل کند!

جمع‌بندی نرخ روز
این گزارش به انتقاد از نماینده مجلسی می‌پردازد که از وضعیت حجاب ابراز ناراحتی کرده است. نویسنده تأکید می‌کند که دغدغه‌های اصلی مردم شامل مسائل اقتصادی، قدرت خرید و وضعیت معیشت است، نه موضوع پوشش زنان. همچنین، عملکرد مجلس و عدم شناخت مردم از نمایندگان فعلی در مقایسه با دوره‌های گذشته مورد نقد قرار گرفته و پیشنهاد می‌شود که نمایندگان به جای تمرکز بر مسائل فرعی، به مشکلات اساسی کشور بپردازند.

اخبار بیشتر

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌های اقتصادی ایران
همه اخبار