همگرایی جبهههای جنگ از بابالمندب تا کریمه؛ آیا درگیریهای جهانی در حال ادغام هستند؟
به گزارش نرخ روز، همزمانی تشدید تنشها در چندین جنگ در حال وقوع در جهان، از جمله در دریای سرخ، دریای مدیترانه، دریای خزر و دریای سیاه، این تحلیل را در میان بعضی از کارشناسان روابط بینالملل ایجاد کرده که مبادا ادغام سراسری این جبههها در یکدیگر، به بروز یک نبرد بسیار گسترده میان قدرتهای جهانی در مناطق بزرگی از اوراسیا بینجامد. در این میان نبرد میان انصارالله یمن و عربستان سعودی از یک طرف و نبرد میان روسیه و اوکراین از طرف دیگر، میتواند از دو سو بر آتش جبهه نبرد میان آمریکا و اسرائیل با ایران بدمد.
برای نزدیک به پنج ماه، انصارالله یمن درحالیکه حامی اصلیشان، ایران، حملات ویرانگر آمریکا و اسرائیل را تحمل میکرد، از ورود مستقیم به میدان جنگ خودداری کردند؛ اما این وضعیت در هفتههای اخیر تغییر کرده است؛ همزمان با ازسرگیری درگیریها میان انصارالله و عربستان سعودی که یکی از متحدان نزدیک آمریکا در جنگ با ایران است.
بزرگترین دریاچه جهان بهسرعت در حال تبدیل شدن به خطرناکترین پهنه آبی جهان است؛ زیرا دو درگیری بیثباتکننده در قلب اوراسیا با یکدیگر تلاقی کردهاند و تهدیدی برای ایجاد هرجومرج بیشتر در تجارت و ثبات بینالمللی به وجود آوردهاند.
حسین البخیتی، مفسر نزدیک به انصارالله که برادرش یکی از مقامهای ارشد سیاسی این گروه است، پیشبینی کرد اگر عربستان خواستههای انصارالله را نپذیرد، «تنشها بیشتر خواهند شد.» این خواستهها شامل آزادی رفتوآمد در بنادر و فرودگاههای یمن، مبادله تمامی اسرای جنگی و استفاده از درآمدهای نفتی یمن که بخش بزرگی از آن تحت کنترل عربستان است، برای پرداخت حقوق کارکنان دولت و تأمین خدمات در سراسر کشور میشود. او گفت احتمال پذیرش این خواستهها از سوی عربستان اندک است و به افزایش همکاری ریاض با آمریکا اشاره کرد.
از زمان بستهشدن عملی تنگه هرمز از سوی ایران در واکنش به حمله آمریکا و اسرائیل که از فوریه آغاز شد، عربستان سعودی از خط لوله شرق به غرب خود برای انتقال بخش قابل توجهی از نفتش به سواحل دریای سرخ استفاده کرده تا بتواند آن را از طریق تنگه بابالمندب که در سایه حضور نیروهای انصارالله قرار دارد، صادر کند.
این وضعیت هدفی وسوسهانگیز برای حوثیها ایجاد کرد؛ گروهی که تا آن زمان تمایلش برای ورود به جنگ گستردهتر همچنان محل پرسش بود. برخلاف گروههای مورد حمایت ایران مانند حزبالله در لبنان و جریانهای مقاومت شیعه در عراق، انصارالله عمدتاً از مداخله در جنگ به نفع ایران خودداری کرده بودند.
البخیتی گفت: «نفت ستون فقرات عربستان است. اگر میخواهی به کسی ضربه بزنی، باید جایی را هدف بگیری که بیشترین درد را ایجاد میکند.»
انصارالله در هفتههای گذشته دقیقاً همین کار را انجام دادهاند و بر اساس تصاویر ماهوارهای و بیانیههای رسمی، گویا یک نفتکش با پرچم عربستان و دو تأسیسات نفتی در سواحل دریای سرخ این کشور را هدف قرار دادهاند.
آدام بارون، پژوهشگر برنامه امنیت آینده در اندیشکده نیو امریکا که درباره انصارالله تحقیق میکند، گفت: «وقتی شاهد الگویی هستیم که در آن دو طرف دائماً یکدیگر را آزمایش میکنند و واکنش نشان میدهند، زمینه برای سوءتفاهم بسیار مساعد میشود. وقتی در حال آزمایش خطوط قرمز هستید، خطر خارج شدن اوضاع از کنترل وجود دارد.»
دور تازه تشدید تنشهای میان انصارالله یمن و عربستان سعودی از ماه ژوئیه آغاز شد؛ زمانی که یک هواپیمای ایرانی در فرودگاه بینالمللی صنعا فرود آمد. این اقدام برای دولت عربستان که چنین پروازهایی را یک خطر امنیت ملی میداند، عبور از یک خط قرمز بود. انصارالله سپس عربستان را به بمباران فرودگاه متهم کردند. ناجی گفت: «این بهانهای برای تشدید تنش بر سر مطالبات داخلی بود،» و افزود که انصارالله میدانستند عربستان چنین پروازهایی را نخواهد پذیرفت.
یحیی سریع، سخنگوی نظامی انصارالله، گفت این گروه موشکهای بالستیک و پهپادهایی را به سوی تأسیسات ینبع و جازان شلیک کرده است؛ تأسیساتی که روزانه صدها هزار بشکه نفت را پالایش میکنند. ینبع همچنین محل بندر اصلی خط لوله نفت شرق به غرب عربستان است؛ خط لولهای که به این کشور کمک کرده است محاصره تنگه هرمز توسط ایران را دور بزند.
به گفته ناجی زمانبندی این اقدام «به خاطر ایران نبود،» هرچند مداخله انصارالله احتمالاً هم به نفع این گروه و هم به سود حکومت ایران است. به گفته او، اگر ایران در گذشته نقش تعدیلکنندهای در رفتار انصارالله داشت، دیگر چنین نقشی ایفا نمیکند. انصارالله همچنین میدانند که اگر ایران تضعیف شود، «بهطور پیشفرض خود آنها نیز تضعیف خواهند شد.»
طبق توافق آتشبس سال 2022 میان انصارالله و سعودی، انصارالله کنترل شمال یمن را در اختیار دارند و دولت بهرسمیتشناختهشده بینالمللی که مورد حمایت عربستان است، جنوب کشور را کنترل میکند.
محمد الباشا از شرکت مشاوره ریسک آمریکایی باشا ریپورت گفت انصارالله از بیثباتی منطقه برای تغییر وضعیت موجودی استفاده میکنند که از سال ۲۰۲۲ برقرار بوده است. او گفت انصارالله معتقدند ارزش تنگهای که در نزدیکی سواحل آنها قرار دارد، به دلیل بستهشدن تنگه هرمز «چهار برابر شده است.» به گفته او، «این فرصت آنهاست تا بهسرعت فشار را به حداکثر برسانند و به خواستههای خود دست پیدا کنند.»
به گفته البخیتی، تصمیم انصارالله برای ورود به جنگ، تصمیم خود این گروه بوده، اما «هیچ اشکالی ندارد» ایران به آنها کمک کند و برعکس؛ او این رابطه را با روابط میان اسرائیل و آمریکا مقایسه کرد. به گفته او، کافی است ایران «فقط یک تماس» برقرار کند تا انصارالله کل تنگه بابالمندب را ببندند.
تا این لحظه، انصارالله اعلام کردهاند که محاصره آنها مشخصاً کشتیهای سعودی را هدف گرفته است؛ بااینحال، همین اقدام باعث شده حق بیمه تمامی کشتیها بهشدت افزایش یابد و طبق دادههای شرکتهای ردیابی کشتیرانی، تردد در این تنگه کاهش پیدا کند.
به گفته بارون، اگرچه شدت حملات به هیچ وجه با سطح درگیریها در یک دهه پیش، زمانی که انصارالله و عربستان درگیر جنگی تمامعیار بودند، قابل مقایسه نیست، اما تشدید تنشهای هفته گذشته «در سالهای اخیر بیسابقه» بوده است. او گفت: «حوثیها خواهان امتیازات بیشتری هستند و در حال آزمایش خطوط قرمز عربستاناند. آنها همچنین میخواهند این روایت را رد کنند که حملات آمریکا و اسرائیل آنها را تضعیف کرده یا توانایی انجام چنین اقداماتی را از آنها گرفته است.» به گفته او، مشکل این است که هر دو طرف احساس میکنند «تفنگی بالای سرشان قرار دارد و هیچکس نمیخواهد با چنین شرایطی زندگی کند.»
ندوه الدوساری، پژوهشگر غیرمقیم مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن که درباره یمن و انصارالله تحقیق میکند، گفت این گروه منتظر ماند تا وارد جنگ شود، زیرا «پیش از این هیچ ارزش راهبردی برای ورود به درگیری وجود نداشت.» او گفت: «ایران و حوثیها معمولاً بهصورت مرحلهای تنش را تشدید میکنند و گزینههای مهمتر را تا زمانی که به آنها نیاز باشد حفظ میکنند.» به گفته او، مداخله کنونی انصارالله «تصمیمی حسابشده برای افزایش فشار است، درحالیکه آنها هنوز از فعالسازی کامل جبهه دریای سرخ خودداری میکنند.» او افزود که اهدافی که انصارالله تاکنون انتخاب کردهاند، نشاندهنده «تشدید تدریجی و حسابشدهای» است که هدف آن وارد کردن فشار اقتصادی کافی بر عربستان برای گرفتن امتیاز از این کشور و افزایش فشار بر آمریکا است.
بااینحال، خودداری انصارالله از آغاز یک «کارزار مستمر و گسترده علیه خاک عربستان» نیز عمدی است. او گفت: «آنها هم توانایی و هم عزم خود را به نمایش میگذارند، درحالیکه گزینههای مهمتر و پرهزینهتری را برای زمانی که درگیری گسترش یابد یا دیپلماسی شکست بخورد، حفظ میکنند.»
در رابطه با جنگ روسیه و اوکراین و احتمال ادغام شدن تحولات آن منطقه با تحولات منطقه خاورمیانه در گزارشی آمده است:
برای تحلیلگرانی که از نزدیک دو جنگ را زیر نظر دارند، تنها مسئله زمان بود که خشونت میان اوکراین و ایران تشدید شود. اکنون پرسشهایی که دولتهای سراسر جهان با آن روبهرو هستند این است که آیا این دو جنگ در حال همگرایی هستند و نقطه بحرانی بعدی چه زمانی ممکن است رخ دهد.
اگر این دو درگیری به شکلی مستقیمتر با یکدیگر پیوند بخورند، نتیجه میتواند فاجعهبار باشد؛ بهگونهای که کشورهای متعددی، از جمله آمریکا و روسیه، درگیر یک جنگ آشکار و گسترده در سراسر اوراسیا و خاورمیانه شوند.
هر دو جنگ تاکنون کشورهای متعددی را به خود کشاندهاند. اوکراین با حمایت آمریکا و اروپا در برابر نیروهای روسیه مقاومت کرده است؛ درحالیکه کره شمالی برای کمک به ارتش ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، سلاح و حتی نیرو اعزام کرده است. در فوریه نیز ایران وارد یک جنگ تمامعیار شد.
آلینا پولیاکووا، رئیس مرکز تحلیل سیاست اروپا در واشنگتن، گفت: «در واقع، دو درگیری در اوکراین و ایران از همان آغاز تهاجم تمامعیار روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ به یکدیگر گره خوردهاند.»
روسیه و ایران از روابطی طولانی برخوردارند و در جنگهای اخیر، از جمله جنگ داخلی سوریه، در یک جبهه قرار داشتهاند. ادعا شده است که ایران پهپاد و مربیان آموزش پهپاد به کریمه اعزام کرد تا با ارتش روسیه همکاری کنند؛ البته تهران همواره کمک نظامی به روسیه برای استفاده در جنگ اوکراین را تکذیب کرده است. این همکاری دوطرفه، اکنون شکلی دورانی پیدا کرده است: روسیه پهپادهای ایرانی را ارتقا داد، تولید انبوه آنها را آغاز کرد و حالا نسخههای جدیدتر این پهپادها را به ایران میفرستد تا علیه آمریکا و اسرائیل مورد استفاده قرار گیرند.
همچنین ادعا میشود که در جنگ خاورمیانه نیز روسیه اطلاعاتی را که ماهوارههایش درباره داراییها و تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه جمعآوری کردهاند، در اختیار ایران گذاشته است. تهران و مسکو صحت چنین ادعایی را نمیپذیرند.
وقتی هفته گذشته از مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، پرسیده شد که آیا روسیه و چین اطلاعات هدفگیری را در اختیار ایران قرار میدهند، او از پاسخ مستقیم خودداری کرد و تنها گفت هیچ اقدامی که چین انجام داده است «به هیچ وجه مسیر جنگ را تغییر نداده است.» او اشارهای به روسیه نکرد.
ویلیام بی. تیلور، که در دولتهای جورج دبلیو بوش و باراک اوباما سفیر آمریکا در اوکراین بود و در نخستین دولت ترامپ نیز ریاست سفارت آمریکا در کییف را بر عهده داشت، گفت این دو جنگ «با یکدیگر همپوشانی دارند، اما هنوز ادغام نشدهاند.»
او گفت: «اوکراین بهطور کامل بر شکست تهاجم روسیه که تهدیدی موجودیتی برای این کشور است، با هر وسیله ممکن تمرکز دارد.» به گفته او، این رویکرد شامل استفاده از ابزارهای نظامی برای قطع حمایتهایی است که کشورهای دیگر در اختیار روسیه قرار میدهند. تیلور افزود: «اوکراین به دنبال درگیری با ایران نیست، اما ناگزیر است برای قطع حمایت از روسیه، صرفنظر از اینکه این حمایت از کجا منشأ میگیرد، اقدام کند.»
مشخص نیست که آیا حمله دیگری مشابه حمله اخیر ممکن است رخ دهد یا خیر. اولگا استفانیشینا، سفیر اوکراین در واشنگتن، در نشستی که روز پنجشنبه برگزار شد، گفت سیاست دولت اوکراین این نیست که تلاش کند این دو جنگ را به یکدیگر مرتبط کند. او درباره حمله اخیر به کشتی ایرانی گفت این حمله «غیرعمدی» بوده است.
نوآوری در حوزه پهپادها و مقابله با پهپادها، یکی از محورهای اصلی جنگ اوکراین بوده است. ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، در ماه مارس گفت که بیش از ۲۰۰ متخصص نظامی را به خاورمیانه اعزام میکند تا به کشورهای منطقه در دفاع در برابر پهپادهای ایرانی کمک کنند. زلنسکی تلاش کرده است استدلال کند که این دو جنگ عناصر مشترکی دارند.
اندکی پس از آغاز جنگ اوکراین، زلنسکی از اسرائیل درخواست کمک کرد. اما بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، موضعی بیطرفانه در قبال جنگ اوکراین اتخاذ کرده و مراقب بوده است روابط خود با پوتین را به خطر نیندازد. سال گذشته، اسرائیل یک سامانه پدافند موشکی پاتریوت بازسازیشده را به اوکراین فرستاد، اما این اقدام تنها پس از آن صورت گرفت که دولت بایدن موفق شد از اسرائیل تعهد دریافت کند.
برخی تحلیلگرانی که منتقد جنگهای آمریکا، از جمله جنگ علیه ایران، بودهاند، هشدار دادهاند که دولت ترامپ باید مراقب باشد زلنسکی و نتانیاهو چگونه ممکن است تلاش کنند مشارکت آمریکا در این درگیریها را عمیقتر کنند.
اندرو دی، سردبیر ارشد نشریه امریکن کانسروتیو، این هفته نوشت: «ترامپ باید مراقب باشد که زلنسکی و نتانیاهو با دست خالی به واشنگتن میآیند. هر دو برای دریافت کمک نظامی بیشتر از آمریکا فشار خواهند آورد و هر دو خواستههای خود را در راستای منافع آمریکا معرفی خواهند کرد.»
تریتا پارسی، یکی از بنیانگذاران مؤسسه کوئینسی که منتقد سیاست خارجی آمریکا مبتنی بر اتکا به قدرت نظامی است، نوشت زلنسکی میتواند با این «قمار خطرناک» که واشنگتن را متقاعد کند این دو جنگ به یکدیگر گره خوردهاند، به یک «پیشرفت راهبردی» دست یابد.
بااینحال، برخی تحلیلگران دیگر معتقدند آمریکا باید تعهدات خود در قبال اوکراین و اسرائیل را تقویت کند تا بتواند در برابر آنچه آنها یک ائتلاف سست ضدآمریکایی متشکل از روسیه، چین، ایران و کره شمالی میدانند، موضع محکمتری اتخاذ کند. این دیدگاه در سراسر طیف سیاسی واشنگتن طرفدارانی دارد و ریشه در سیاست خارجی سنتی آمریکا دارد؛ رویکردی که در اواخر دولت بایدن شتاب بیشتری گرفت.
قدرتمندترین متغیر در پسزمینه هر دو درگیری، چین است؛ تنها کشوری که میتواند به طور بالقوه مسیر این جنگها را تغییر دهد.
جمعبندی نرخ روز
تشدید همزمان تنشها در مناطق مختلف جهان، از جمله دریای سرخ و دریای سیاه، این نگرانی را ایجاد کرده که جبهههای جنگ در حال ادغام شدن هستند. مداخله انصارالله در بابالمندب و هدف قرار دادن تأسیسات نفتی عربستان، در کنار همکاریهای نظامی ایران و روسیه در جنگ اوکراین، نشانههایی از این همگرایی بالقوه است. این وضعیت میتواند به یک درگیری گستردهتر با مشارکت قدرتهای جهانی در اوراسیا و خاورمیانه منجر شود، در حالی که برخی تحلیلگران بر لزوم تقویت تعهدات آمریکا در قبال اوکراین و اسرائیل تأکید دارند.


