سازش در بحبوحه جنگ و قمار پرریسک؛ آیا ترامپ راه خروج از بنبست تنگه هرمز را یافته است؟
به گزارش نرخ روز، یک مقام آمریکایی از پیشرفت در مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و عمان خبر داده است؛ مذاکراتی که در صورت موفقیت میتواند به بازگشایی تنگه هرمز منجر شود. به گفته این مقام آمریکایی، واشنگتن پیشبینی میکند که به زودی توافقی بین دو کشور حاصل شده و ترانزیت دریایی از طریق تنگه هرمز از سر گرفته شود. این مقام آمریکایی تاکید کرد: «به محض اعلام توافق برای از سرگیری کشتیرانی تجاری، ایالات متحده محاصره بنادر ایران را لغو خواهد کرد و مانند همیشه، اقدامات ایالات متحده همچنان مبتنی بر عملکرد و وابسته به اجرای تعهدات ایران خواهد بود».
با این همه از نگاه تحلیلگران، رسیدن به توافقی که جریان کشتیرانی در تنگه هرمز را به شکلی پایدار به حالت عادی بازگرداند، موضوع چندان سادهای به نظر نمیرسد و در این میان اراده واشنگتن موضوعی کلیدی است. برای رسیدن به توافقی با ایران که آبراه حیاتی تنگه هرمز را بازگشایی کند، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، ممکن است نیاز به انجام کاری خلاف شخصیت خود داشته باشد: سازش. در واقع، هرگونه دادن امتیازی برای ترامپ دشوار خواهد بود و او همان کسی است که اصرار دارد گزارشها در مورد کاهش محبوبیتش در نظرسنجیها، رکود اقتصاد کشور و کاهش ذخایر سلاحهای کلیدی ارتش حقیقت ندارد.
با ورود جنگ به ششمین ماه خود، موج تهدیدها و دیپلماسی در این هفته، تنگتر شدن حلقه محاصرهای را که ترامپ برای خارج شدن از جنگی در آن قرار دارد، برجسته کرده است.
به گفته الیوت کوهن، مشاور وزارت امور خارجه آمریکا در دولت جورج دبلیو بوش: «او جهان را به برندگان و بازندگان تقسیم میکند و این او را به یک بازنده تبدیل میکند. و به نظر من، تصویر یک بازنده بودن برای او غیرقابل تحمل خواهد بود». به گفته کوهن، تسلیم شدن در برابر ایران برای او دشوار خواهد بود، حتی اگر این درگیری قیمت بنزین را بالا نگه دارد و مشکلاتی را برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر ایجاد کند.
با این همه، به گفته دیوید شنکر، مقام سابق وزارت امور خارجه در دولت اول ترامپ، افزایش فشار اقتصادی ممکن است ترامپ را وادار به سازش در مورد تنگه کند، حتی اگر احتمالاً پیامدهای عمیقی بر تجارت جهانی داشته باشد. شنکر، که اکنون عضو موسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن است، گفت: «هر دو طرف حرفهای زیادی میزنند، اما تصور میکنم که رئیسجمهور در مورد فوریت حل بحران، موضع خود را نشان داده است. این امتیازی است که او ممکن است به راحتی حاضر به دادن آن باشد».
موضوع کاهش ذخایر تسلیحات آمریکایی نیز به دردسرهای ترامپ افزوده است. به گفته سناتور مارک کلی، دموکرات آریزونا و خلبان سابق نیروی دریایی، کمبود سلاح ناشی از جنگی است که فراتر از حمله به بیش از ۱۴۰۰۰ هدف، هدف و استراتژی مشخصی ندارد. کلی گفت: «اگر میدانستید هدف چیست، شاید فهرست اهداف ۵۰۰ هدف میشد. شاید ۲۰۰ هدف میشد.» او افزود اکنون پنتاگون «میلیاردها و میلیاردها دلار برای حل مشکل خودساختهاش» میخواهد.
در این شرایط، مقامات دولت ترامپ در حال ارائه «راه گریزی» برای پایان جنگ با ایران هستند، در حالی که ایالات متحده گزینههای نظامی محدودی در پیش رو دارد. به گفته سه منبع آگاه، ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش ایلات متحده، طی چند هفته گذشته در جمع مشاوران ارشد ترامپ گفته که ایالات متحده باید راه گریزی از جنگ با ایران پیدا کند – زیرا گزینههای نظامی روی میز برای تشدید درگیری میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و بعید است که قدرت هوایی به تنهایی بتواند به اهداف اعلام شده ترامپ دست یابد. یکی از منابع با صراحت گفت: «کین به دنبال راه گریزی است».
کین در این دیدگاه که جنگ به یک دوراهی رسیده است، تنها نیست. به گفته دو منبع آگاه، او این نگرانیها و احتمال یافتن راه گریزی از جنگ را با سایر مقامات کلیدی کابینه، از جمله جان راتکلیف، مدیر سیا، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه و جی دی ونس، معاون رئیسجمهور، مطرح کرده است.
ترامپ همواره با ایده استقرار نیروهای زمینی در ایران مخالف بوده و در عوض نشان داده است که معتقد است بمباران هوایی میتواند آنها را مجبور به پذیرش توافقی با شرایط او کند. به گفته چندین منبع آگاه از مذاکرات اخیر، کین و دیگر اعضای کابینه ترامپ به طور خصوصی این نتیجه را بعید میدانند و در عوض به دنبال ایجاد گزینههای دیگری بودهاند که با پارامترهای ترامپ مطابقت داشته باشد. در واقع، اکنون ارشدترین ژنرال ترامپ به طور خصوصی استدلال میکند که هیچ راه حل نظامی آسانی برای پایان دادن به جنگ وجود ندارد.
به نظر میرسد اکنون جنگ به نقطهای رسیده که بسیاری از مقامات ارشد امنیت ملی ترامپ، که از سوی دکترین نظامی، ارزیابیهای جامعه اطلاعاتی ایالات متحده و عقل سلیم پشتیبانی میشوند، به آنچه خود کین در یک جلسه استماع عمومی در اواخر ماه گذشته در جمع قانونگذاران گفت، اعتقاد دارند: «قدرت هوایی محدودیتهای خود را دارد».
به همین دلایل، کین و دیگر مقامات دولت آمریکا، حتی با وجود اینکه به نظر میرسید ترامپ در ابتدا آماده چراغ سبز به عملیاتی «عظیم» بود، به دلیل نگرانی از عواقب احتمالی تشدید درگیری، نسبت به آخرین طرح اواخر ماه ژوئیه برای انجام حملات جدید و تهاجمیتر محتاط بودند. به گفته یک منبع آگاه: «تنها کسانی که از این عملیات حمایت کردند، عناصری از سنتکام بودند». او خاطرنشان کرد که اسرائیل نیز به طور گسترده از عملیاتی برای تشدید درگیری حمایت میکرد. یک مقام ارشد دولت گفت که ترامپ در نهایت پس از صحبت با متحدان خاورمیانهای خود که به او گفته بودند از واکنش ایران، به ویژه حملات تلافیجویانه به زیرساختهای انرژی خود، میترسند، تصمیم به عقبنشینی گرفت.
با این حال، به نظر میرسد کاهش ذخایر مهمات کلیدی ایالات متحده نیز یکی از عوامل دخیل در این تصمیم بوده است و به تصدیق منابع متعدد، این نگرانی نه تنها توسط کین، بلکه توسط مقامات خلیج فارس نیز مطرح شده، که اخیراً به مقامات دولت ترامپ گفته اند که چگونه کمبود سیستمهای دفاع هوایی پیشرفته آمریکایی میتواند بر توانایی آنها در دفع حملات تلافیجویانه احتمالی ایران در صورت تصمیم ترامپ برای تشدید درگیری تأثیر بگذارد.
ترامپ بارها تهدید کرده که به زیرساختهای انرژی ایران حمله خواهد کرد، اقدامی که به گفته منابع بعید است ایران را مجبور به تسلیم کند و باعث حملات تلافیجویانه به زیرساختهای انرژی کشورهای خلیج فارس خواهد شد و از سوی دیگر بیش از هر چیز مردم ایران را تحت تاثیر آثار مخربش قرار میدهد. به گفته یک منبع دیگر، ترامپ همچنین گزینه بمباران پلها را در نظر گرفته بود، اما انجام این کار نیز بعید است که نتایج مثبتی داشته باشد.
در حالی که کین و دیگران همچنان تلاش میکنند تا ترامپ را از این موضوع آگاه کنند که اقدامات نظامی شدیدتر میتواند به نتایج منفی منجر شود، تمرکز آنان اکنون بر یافتن راه خروجی است که به ترامپ یک پیروزی «نمادین» ارائه میدهد تا بتواند بدون جلوگیری از یک پیشرفت دیپلماتیک بالقوه، آن را به مردم آمریکا بفروشد، و این کار را با توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز آغاز میکند.
در مقابل رویکرد کنونی آمریکاییها به وضعیت کنونی به نظر میرسد ایران شرایط را به مثابه فرصتی برای بیرون راندن ایالات متحده از خلیج فارس میداند. ایران متعهد شده که به عنوان بخشی از توافق برای بازگشایی تنگه هرمز، مانع عبور کشتیهای جنگی نیروی دریایی ایالات متحده از این تنگه شود و هدف خود را برای محدود کردن حضور نظامی چند دههای آمریکا در خلیج فارس دنبال کند. در واقع، اکنون تهران فرصتی را برای استفاده از مذاکرات برای پایان دادن به جنگ شش ماهه و کنار زدن ایالات متحده به عنوان قدرت مسلط در خلیج فارس میبیند.
تهران با طرح خواستههای حداکثری، ممکن است در حال آزمودن تمایل ترامپ برای از سرگیری جنگ یا اتخاذ یک مسیر خروج باشد. به گفته جاناتان پانیکوف، افسر ارشد سابق اطلاعاتی ایالات متحده که اکنون در شورای آتلانتیک،: «مهم نیست ترامپ چه کاری انجام دهد، نتیجه اساسی این خواهد بود که ایران کنترل قابل توجهی بر تنگه خواهد داشت». به گفته یک مقام آمریکایی دولت ترامپ فقط ترتیباتی را در تنگه هرمز میپذیرد که در آن ایران هیچ عوارض یا هزینهای دریافت نکند و نتواند مانع دسترسی هیچ کس به این آبراه شود. وی افزود که هرگونه مسیر کشتیرانی مشخص موقتی خواهد بود.
طبق گزارشها، کشتیهای اسرائیلی و همچنین کشتیها یا محمولههای مرتبط با اقدامات علیه متحدان منطقهای ایران، از عبور از تنگه منع خواهند شد. کشورهایی که به ایران خسارت وارد کردهاند، قبل از اجازه عبور، باید غرامت بپردازند. به گفته علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بحران، ممنوعیت عبور کشتیهای جنگی در قلب خواستههای تهران قرار دارد. واعظ گفت: «کنترل ایران به گونهای طراحی شده است که ابزارهایی برای جلوگیری از دسترسی کشتیهای متخاصم فراهم کند».
حضور دائمی نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس به سال ۱۹۷۱ برمیگردد در آن زمان ایالات متحده یک پایگاه بریتانیایی در بحرین را تصرف کرد و بعداً آن را به ستاد ناوگان پنجم نیروی دریایی تبدیل کرد. حضور نظامی ایالات متحده در خلیج فارس در دهههای اخیر گسترش یافته و به ۳۰۰۰۰ نیرو در پایگاههای کویت، عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی رسیده است.
اما حملات ایران به این پایگاهها، پنتاگون را مجبور به استقرار مجدد نیروها و تکیه بیشتر بر تأسیسات کمتر آسیبپذیر خارج از خلیج فارس کرده، تغییری که نشان میدهد چگونه جنگ، تغییراتی را در موضع ایالات متحده ایجاد کرده است. به گفته رزماری کلانیک، مدیر برنامه خاورمیانه در اولویتهای دفاعی: «آنها ما را از نظر قدرت نظامی قابل استفاده، عملاً از خلیج فارس بیرون راندهاند».
نظارت ایران بر تنگه هرمز همچنین مجموعهای از سرمایهگذاریهای اقتصادی و امنیتی در خلیج فارس را با وضعیت پیچیدهای روبرو میکند. حدود یک پنجم نفت جهان معمولاً از تنگه هرمز عبور میکند، همانطور که دهها میلیارد دلار در سال گاز مایع طبیعی قطر از این تنگه عبور میکند. دبی از طریق بندر خود در جبل علی، در نزدیکی تنگه، یک تجارت کشتیرانی پرسود را اداره میکند.
کریس لانگ، افسر سابق نیروی دریایی بریتانیا در خلیج فارس و مدیر اطلاعات گروه مشاوره کشتیرانی Neptune P2P، گفته که انتظار دارد جریان انرژی از طریق این آبراه «برای سالها کند و کم» باشد.
در همین شرایط، محاسبات کنونی تهران بر این مبناست که فشارهایش در نهایت ایالات متحده را مجبور به پذیرش کنترل ایران بر این آبراه حیاتی خواهد کرد و زمان به نفع آنهاست.
بر اساس این گزارش، تهران از کاهش ذخایر سلاحهای کلیدی ایالات متحده آگاه است و میداند که این جنگ در بین آمریکاییها به شدت منفور است و تا زمانی که تنگه تا حد زیادی بسته باشد، قیمت بنزین و سایر کالاها پیش از انتخابات کنگره ایالات متحده در ماه نوامبر بالا خواهد ماند. تهران میداند که تلاش برای باز کردن تنگه از طریق پرهزینه خواهد بود و ممکن است نیاز به نیروهای زمینی آمریکا داشته باشد. و البته میداند که متحدان یمنیاش میتوانند جنگ را گسترش و یک مسیر تجاری بزرگ دیگر را مختل کنند. با این منطق، دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، چارهای جز تسلیم شدن ندارد.
با این حال، استراتژی ایران مخاطراتی را به همراه دارد و باید در خاطر داشت همانگونه که «سفر کوتاه مدت» با ناکامی مواجه شد، جنگها به ندرت آنطور که انتظار میرود، پیش میروند.
بر اساس این گزارش، کنترل رسمی حتی بر بخشی از تنگه، یک برد آشکار برای ایران و یک باخت برای ایالات متحده خواهد بود که هنوز به بخش بزرگی از اهداف مختلف و متغیر خود در جنگ دست نیافته است. به گفته عبدالرضا داوری، تحلیلگر مسائل سیاسی، کنترل مؤثر ایران بر این تنگه، اهرم فشاری در برابر ایالات متحده و کشورهای منطقه داده که میتواند به تضمین امنیت آن کمک کند و در واقع «ایران بیش از درآمد حاصل از تنگه، میخواهد مدیریت و حاکمیت خود بر این تنگه را تأیید کند».
اکنون به نظر میرسد ایران معتقد است که کارتها را در دست دارد. مهدی محمدی، مشاور مذاکرهکننده ارشد ایران، در رسانههای اجتماعی نوشت: «آنها جنگ را شروع کردند، اما پایان آن هرگز با آنها نبود. ما همیشه خودمان تصمیم میگیریم که چه زمانی پایان یابد. ایران به دنبال شکست دشمن است – نه یک توافق».
ایران بارها گفته که تنگه هرمز به وضعیت گذشته باز نخواهد گشت و آن را «خط قرمز شکستناپذیر» نامیده است. به گفته مصطفی نجفی، تحلیلگر سیاسی: «برای ایران، تنگه هرمز به یک اهرم استراتژیک برای بازدارندگی، حفظ تعادل قدرت منطقهای و تغییر شکل قوانین امنیتی در خلیج فارس تبدیل شده است». این امر به گره بزرگی برای پایان دادن به جنگ مبدل شده و حل اختلاف پیچیدهتر و طولانیمدت بر سر برنامه هستهای ایران را دشوارتر کرده است. به گفته رحمان قهرمانپور، تحلیلگر مسائل سیاسی: «مسئله اتمی، به دلیل درگیری در تنگه هرمز، به حاشیه رانده شده و این به نفع ایران است». او افزود که کنترل تنگه در صورت از سرگیری مذاکرات هستهای، به ایران قدرت نفوذ میدهد.
پیامدهای اقتصادی جنگ در سراسر جهان گسترش یافته است، اما به نظر میرسد این موضوع در ایران حادتر و ملموستر است. حملات ایالات متحده و اسرائیل به پایگاه صنعتی کشور آسیبهای بزرگی رسانده، محاصره دریا
جمعبندی نرخ روز
مذاکرات ایران و عمان برای بازگشایی تنگه هرمز در حال پیشرفت است و آمریکا انتظار توافق قریبالوقوع را دارد، اما این امر نیازمند سازش از سوی ترامپ است که برای او دشوار به نظر میرسد. مقامات ارشد نظامی آمریکا نیز به دنبال راه گریزی از جنگ هستند، زیرا گزینههای نظامی محدود و پرخطر ارزیابی میشوند. در مقابل، ایران با آگاهی از چالشهای آمریکا، خواستههای حداکثری را مطرح کرده و به دنبال تثبیت کنترل خود بر تنگه هرمز و کاهش نفوذ نظامی آمریکا در منطقه است. این وضعیت پیچیده، حل مسائل دیگر مانند برنامه هستهای را نیز تحتالشعاع قرار داده است.


