گردش هوشمند سرمایه موجود؛ راهکار نجات زنجیره فولاد از قفل نقدینگی
به گزارش نرخ روز، در همایش «صنعت فولاد و سنگآهن در دوران تحول»، یکی از اقتصاددانان اظهار داشت که هنگام بحث از تابآوری زنجیره فولاد، معمولاً تمرکز بر ابعاد فیزیکی است، در حالی که ضعف در جریان نقدینگی و اطلاعات نیز میتواند تابآوری کل زنجیره را تحت تأثیر قرار دهد. وی افزود که مدیریت یکپارچه جریان کالا، نقدینگی و اطلاعات، اساس خلق ارزش، افزایش بهرهوری و آزادسازی سرمایه در زنجیره فولاد است و در این میان، فناوری و اطلاعات اهمیت ویژهای دارند. صنعت فولاد باید قادر به تولید داده و تصمیمگیری بر مبنای اطلاعات بهروز باشد. این اقتصاددان با اشاره به وضعیت تأمین مالی در اقتصاد کشور، بیان کرد که با توجه به شرایط تورم، نقدینگی و ترازنامه بانکها، نمیتوان انتظار داشت که مشکل تأمین مالی صنعت صرفاً از طریق مذاکره با بانکها حل شود و در این شرایط، نیازمند یک «پارادایم شیفت» در تأمین مالی هستیم. او تأکید کرد که اگر این تغییر پارادایم رخ ندهد، محدودیت ترازنامه بانکها به مانعی جدی برای تأمین مالی صنعت تبدیل خواهد شد؛ بنابراین باید به سمت کاهش نیاز صنعت به پول بانکی حرکت کنیم. وی چهار جریان «کالا، نقد، اعتبار و داده» را اجزای اصلی اکوسیستم صنعت فولاد دانست و گفت که این چهار جریان درهمتنیدهاند و باید بهصورت همزمان رصد و مدیریت شوند. زنجیره فولاد در واقع شبکهای بههمپیوسته برای خلق ارزش پایدار است و نمیتوان هر یک از این جریانها را جدا از دیگری بررسی کرد. این اقتصاددان با اشاره به ویژگیهای اقتصاد فولاد اظهار کرد که این صنعت بر چرخههای مالی طولانی، نیاز مستمر به سرمایه و مواجهه با ریسکها و نوسانات متعدد بنا شده است. ریسک را میتوان مدیریت کرد، اما عدماطمینان قابل مدیریت نیست و در شرایط فعلی اقتصاد کشور، بخشی از این عدماطمینان در بطن اقتصاد وجود دارد. وی افزود که در شرایط کنونی کشور، اولویت صنعت فولاد نمیتواند صرفاً رشد باشد؛ بلکه باید حفظ سطح فعلی تولید و اشتغال در دستور کار قرار گیرد. این اقتصاددان همچنین بر ضرورت بهروزرسانی ابزارهای تصمیمگیری تأکید کرد و گفت که داشبوردهای اطلاعاتی گذشته دیگر کافی نیستند و باید به اطلاعات بهروز و دقیق دسترسی داشت. او در ادامه، آزادسازی سرمایههای محبوس در زنجیره را یکی از راهکارهای افزایش تابآوری دانست و گفت که در شرایط ایران، اکوسیستم اقتصاد سرمایه در گردش میتواند با بهگردش درآوردن هوشمند سرمایه محبوس در زنجیره و کاهش نیاز به نقدینگی جدید، تابآوری و ظرفیت رشد را افزایش دهد. وی تصریح کرد که نسخه ایرانی اقتصاد سرمایه در گردش، بیش از آنکه بر تأمین پول جدید متکی باشد، باید بر آزادسازی نقدینگی موجود، گردش اعتبار و افزایش سرعت گردش سرمایه در اکوسیستم اقتصادی استوار شود. این اقتصاددان در پایان با اشاره به تجربه تأمین مالی زنجیرهای (SCF) گفت که SCF بهتنهایی معجزه نمیکند؛ این ابزار زمانی میتواند اثرگذار باشد که در چرخه واقعی اقتصاد قرار گیرد و جریان نقد، اعتبار، کالا و اطلاعات بهصورت هماهنگ در زنجیره به گردش درآیند. در همین همایش، این اقتصاددان با اشاره به ضعف ارتباط میان بازار سرمایه، صنعت و زنجیره تأمین، گفت که در اقتصاد کشور، اجزای اصلی این چرخه از جمله صنعت و بازار سرمایه وجود دارند، اما حلقهای که باید این اجزا را به یکدیگر متصل کند، بهدرستی کار نمیکند. او توضیح داد که مسئله اصلی، نبود کامل زنجیره نیست؛ بلکه ضعف در سازوکاری است که باید اطلاعات را در طول زنجیره جمعآوری و به یکدیگر متصل کند. به گفته او، دادههایی مانند زمان انجام معامله، زمان پرداخت و وضعیت تعهدات مالی باید در یک سیستم یکپارچه جمع شود تا بتوان از این اطلاعات برای تصمیمگیری، تأمین مالی و مدیریت ریسک استفاده کرد. به بیان دیگر، اقتصاد به یک «موتور» نیاز دارد؛ موتوری که ترکیبی از فناوری، داده و سازوکارهای مالی باشد و بتواند میان صنعت و بازار سرمایه ارتباط برقرار کند. او با اشاره به تجربه بنگاهها در سالهای گذشته، افزایش هزینه سرمایه را یکی از عوامل محدودکننده انعطافپذیری بنگاهها دانست. در شرایطی که نقدینگی ارزان در دسترس نیست و هزینه تأمین مالی افزایش یافته، ریسک عملیاتی بنگاهها بالا رفته و توان آنها برای واکنش به تغییرات بازار کاهش پیدا کرده است. در چنین شرایطی، نمیتوان انتظار داشت صرفاً با تغییر مدیران یا تصمیمهای کوتاهمدت، مسئله ساختاری صنایع حل شود. به گفته این اقتصاددان، تفاوت میان زنجیرههای صنعتی نیز باید در سیاستگذاری مورد توجه قرار گیرد. ساختار و نیازهای صنعت پتروشیمی با صنعت نساجی یکسان نیست و هر زنجیره، فاصله و مسائل خاص خود را دارد. بنابراین، به جای نسخه واحد، باید برای زنجیرههای مختلف نهادسازی و سازوکارهای متناسب طراحی شود. در این میان، صرفاً حضور کارشناس کافی نیست؛ تأمین نقدینگی، تأمین سرمایه، دسترسی به داده و طراحی ابزارهای مالی باید همزمان در کنار یکدیگر قرار گیرند. این اقتصاددان در ادامه به مسئله رشد در اقتصاد ایران پرداخت و گفت تا زمانی که بخش مهمی از ظرفیت کشور صرف دفاع و عبور از شرایط بحرانی میشود، طبیعی است که امکان حرکت کامل به سمت پارادایم مدیریت توسعه وجود نداشته باشد. اما زمانی که از این مرحله عبور شود، باید بتوان منابع و ظرفیتهای اقتصادی را منضبط و هدفمند به سمت رشد هدایت کرد. بهویژه آنکه در اقتصاد ایران با منابع و سرمایههایی در مقیاس چند صد میلیارد دلار مواجهیم و نحوه تصمیمگیری درباره این منابع، اهمیت تعیینکنندهای دارد. او همچنین بر ضرورت ایجاد انضباط در زنجیره تأمین تأکید کرد. از نگاه او، ابزارهایی مانند محدود کردن یا خارج کردن موقت یک بنگاه از زنجیره میتواند بخشی از سازوکار حکمرانی زنجیره باشد؛ مشروط بر اینکه این محدودیت دائمی نباشد و بنگاه پس از اصلاح عملکرد خود بتواند به زنجیره بازگردد. بنابراین، مسئله صرفاً شکایت از «حکمران» نیست؛ چرا که خود زنجیرههای بزرگ نیز بخشی از نظام حکمرانی اقتصادی هستند. او مسئولیت اجتماعی شرکتهای بزرگ را نیز فراتر از اقدامات متعارف دانست و تأکید کرد: یکی از مهمترین مسئولیتهای اجتماعی شرکتهای بزرگ، ایجاد «بهداشت اعتباری» در داخل زنجیره است. شرکتهای بزرگ به دلیل جایگاهی که در زنجیره دارند، ابزارهای لازم برای تشویق، تنبیه و تنظیم رفتار اعضای زنجیره را در اختیار دارند. بنابراین میتوان از این ظرفیت برای ایجاد انضباط اعتباری، کاهش ریسک و بهبود عملکرد کل زنجیره استفاده کرد. در نهایت، از نگاه این اقتصاددان، مسئله اصلی به معماری نظام اقتصادی بازمیگردد؛ معماریای که در آن داده، فناوری، تأمین مالی و تصمیمگیری به یکدیگر متصل شوند. اگر این حلقه شکل نگیرد، صنعت و بازار سرمایه هرکدام بهصورت جداگانه به فعالیت خود ادامه میدهند، اما موتور اصلی که باید این دو را به یکدیگر متصل کرده و منابع را به سمت رشد هدایت کند، همچنان خاموش خواهد ماند. جمعبندی نرخ روز در شرایط کنونی اقتصاد، صنعت فولاد نیازمند تغییر پارادایم در تأمین مالی است که به جای اتکا به نقدینگی جدید، بر آزادسازی و گردش هوشمند سرمایههای موجود در زنجیره تأکید دارد. مدیریت یکپارچه جریان کالا، نقد، اعتبار و داده، همراه با ایجاد انضباط اعتباری و بهروزرسانی ابزارهای تصمیمگیری، برای افزایش تابآوری و حفظ سطح تولید و اشتغال این صنعت حیاتی است. این رویکرد به فعالسازی موتور اقتصادی برای اتصال صنعت و بازار سرمایه و هدایت منابع به سمت رشد کمک خواهد کرد.


