۰۵:۵۲:۴۲ یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵
خانهاخبار › روایت پاسدار بیت رهبری از حمله هوایی: ۲۷-۲۸ بمب و تخریب شیش…

روایت پاسدار بیت رهبری از حمله هوایی: ۲۷-۲۸ بمب و تخریب شیشه‌ها در آذربایجان-کارگر

🗓 دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ ✍️ نرخ روز
یک پاسدار بیت رهبری جزئیات حمله هوایی به این محل را تشریح کرد و از پرتاب حدود ۲۷ تا ۲۸ بمب و تخریب شیشه‌ها در خیابان‌های اطراف خبر داد.
روایت پاسدار بیت رهبری از حمله هوایی: ۲۷-۲۸ بمب و تخریب شیشه‌ها در آذربایجان-کارگر

به گزارش نرخ روز، یکی از پاسداران بیت رهبری، روایتی از حملات هوایی به این محل را بازگو کرده است. این پاسدار از همان روز نهم اسفندماه که بیت مورد حمله قرار گرفت، بارها به آن حوالی رفته بود تا فضا را درک کند. او در بازدید خود، متوجه برداشته شدن نیوجرسی‌ها و نمایان شدن گیت اول شد. جای ترکش‌ها بر ایستگاه بازرسی و دیواری در آن حوالی، توجه او را جلب کرد و عکس سه شهید بر روی میزی، یادآور تلاش‌های شبانه‌روزی برای امنیت کشور بود.

این پاسدار از سه پاسدار حاضر در محل، درباره شهدایی پرسید که در پانزدهم اسفند به شهادت رسیده بودند، نه در نهم اسفند. او اشاره کرد که این شهدا با وجود حمله به آقا و اهل بیتش، باز هم به بیت بازگشته بودند. یکی از پاسداران، شهید صفدر سوری را می‌شناخت و وعده داد که پس از نماز مغرب درباره او صحبت کند. راوی نماز خود را در رواق کشوردوست به جماعت خواند و برای شنیدن روایت شهدا بازگشت.

پاسدار بیت تعریف کرد که جمعه حوالی ساعت سه صبح، پیش از اذان، هواپیماها بالای سر بیت در حال چرخش بودند. او که درهای سمت غربی بیت کشیک می‌داد، تا آن لحظه فقط شاهد چرخش هواپیماها بود و خبری از شلیک نبود. هنگامی که برای وضو گرفتن وارد کانکس شد، حمله آغاز شد. همه نیروها، چه بچه‌های بیت و چه نیروهای ناجا، دور شدند و جان‌پناه گرفتند. او تخمین زد که شاید ۲۷ تا ۲۸ بمب ریخته شد و شیشه‌های حوالی خیابان آذربایجان ـ کارگر نیز خرد شده بود. او همان‌جا نماز خواند و وقتی بچه‌ها تماس گرفتند و پرسیدند کجاست، گفت که پشت نیوجرسی‌ها مشغول نماز است. سرشیفت او که رسید، از او پرسید که چرا با وجود حمله، در حال نماز خواندن است. پس از نماز، خود را به خیابان دانشگاه رساند و مسئول آن قسمت از او خواست که بماند و مجموعه را حفظ کند.

با روشن شدن تدریجی هوا، تصور می‌شد که انفجارها پایان یافته است، اما ناگهان صدای کروز شنیده شد. همه جا پر از دود و خاک بود و نیروها پناه گرفتند. او به نقل از «ترامپ قمارباز» گفت که او این مکان را «پایگاه شیعه» خوانده و تهدید کرده بود که آن را با خاک یکسان خواهد کرد. پس از بلند شدن، لباس‌های راوی پر از خاک بود. آن‌ها از خیابان‌های مجموعه بیت دور شدند، اما به دلیل حجم زیاد آتش، سه چهار دقیقه بعد بازگشتند و خود را به بیت رساندند. حاج صفدر، فرمانده نیروها، به همراه دو نفر دیگر که عکس‌هایشان در محل بود و سیاهی‌های روی زمین رد خون آن‌ها بود، خود را به آنجا رساندند. در همان لحظه، موشکی به آنجا اصابت کرد و بچه‌ها پرتاب شده و به زمین افتادند و به شهادت رسیدند.

راوی و حاج صفدر با هم رفیق بودند. حاج صفدر با نیروهای مستقیم خود بسیار جدی و منضبط بود، اما با نیروهایی مانند راوی که مستقیم زیر نظرش نبودند، مهربان رفتار می‌کرد. او بسیار مسئولیت‌پذیر و جدی بود و حتی به نحوه سلاح گرفتن و پست دادن نیروهایش اهمیت می‌داد. راوی معتقد است که شهادت یک موضوع دلی است و نیاز به انقطاع دارد. او به یاد آورد که یک روز دختر ۱۴-۱۵ ساله حاج صفدر به همراه پسر و همسرش به آنجا آمد و دخترش به دلیل وابستگی زیاد به پدرش، بی‌تابی می‌کرد. او همچنین به یاد آورد که در جنگ دوازده روزه، هرگاه به حاج صفدر از مشکلات می‌گفت، او پاسخ می‌داد که نگران نباشد و اتفاقی نمی‌افتد.

شهید احمد لیالی مقدم نیز بسیار شوخ‌طبع بود و هر بار که از کنار راوی رد می‌شد، او را «پیرمرد» خطاب می‌کرد و راوی نیز همین پاسخ را به او می‌داد. یک بار که راوی از احمد سنش را پرسید، او گفت متولد ۵۳ است و راوی با شوخی به او گفت که چهار پنج سال از او بزرگ‌تر است و آن‌ها حسابی با هم رفیق شده بودند. روزی که آقا مورد حمله قرار گرفت، راوی در آنجا پست می‌داد و پیکرها را خارج می‌کردند. او شنیده بود که احمد شهید شده است، اما ناگهان احمد را دید و به او گفت که شنیده بود شهید شده است. احمد پاسخ داد که او که این همه سر به سر همه می‌گذارد، شهید نمی‌شود. اما در آن روزها، یعنی پس از شهادت آقا، احمد بسیار به آنجا رفت و آمد می‌کرد و در نهایت همان‌جا قتلگاهش شد.

جمع‌بندی نرخ روز
روایت یک پاسدار از حملات هوایی به بیت رهبری، جزئیات تکان‌دهنده‌ای از شب حادثه را فاش می‌کند. این حمله که حوالی ساعت سه صبح جمعه رخ داد، شامل پرتاب حدود ۲۷ تا ۲۸ بمب بود که منجر به تخریب گسترده، از جمله شکستن شیشه‌ها در خیابان‌های اطراف شد. در این واقعه، سه نفر از جمله فرمانده حاج صفدر سوری و شهید احمد لیالی مقدم به شهادت رسیدند. این روایت بر مقاومت و مسئولیت‌پذیری نیروها در شرایط بحرانی تأکید دارد.

اخبار بیشتر

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌های اقتصادی ایران
همه اخبار