انتصاب مهم محسن رضایی؛ پیامی برای ارتباط مقاومت و مذاکره
به گزارش نرخ روز، انتصاب محسن رضایی به سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی را نمیتوان تنها یک جابهجایی در میان مدیران ارشد امنیتی کشور تلقی کرد. انتخاب فردی با سابقهای نزدیک به پنج دهه حضور در ساختارهای نظامی، امنیتی و سیاسی، در شرایطی که کشور با مسائل پیچیده امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک دست و پنجه نرم میکند، حامل پیامهای مهمی است. به نظر میرسد رضایی میتواند میان دو حوزهای که در سالهای اخیر گاه در تقابل با یکدیگر تعریف شدهاند، یعنی مقاومت و مذاکره، ارتباط برقرار کند. او از یک سو دارای سابقهای طولانی در ساختار نظامی کشور است. فرماندهی سپاه در بخش عمده جنگ هشتساله و ارتباط گسترده با فرماندهان و بدنه نظامی آن زمان که بسیاری از آنها امروز در پستهای کلیدی نظامی و سیاسی کشور قرار دارند، به همراه تجربه طولانی در حوزههای امنیتی، به او جایگاهی میبخشد که بسیاری از چهرههای صرفاً سیاسی از آن بیبهرهاند. از سوی دیگر، رضایی سالها در مجمع تشخیص مصلحت نظام، دولت، رقابتهای انتخاباتی و حوزه سیاستگذاری اقتصادی حضور داشته و با ادبیات سیاسی و سازوکارهای تصمیمگیری در سطوح مختلف قدرت آشنایی دارد. از این منظر، نگاه او به ساختار جدید رهبری نیز میتواند در این انتخاب مؤثر بوده باشد. رضایی برای جریان نظامی چهرهای ناآشنا نیست و در عین حال، برخلاف یک چهره صرفاً نظامی، سالها تجربه حضور در عرصه سیاست و مدیریت کلان کشور را پشت سر گذاشته است. از یک منظر بیرونی، انتخاب رضایی میتواند به معنای تلاشی برای ایجاد یک نقطه اتصال میان «مقاومت» و «توافق» باشد؛ به این معنی که اگر قرار است مذاکرهای انجام شود، این مذاکره لزوماً به معنای عقبنشینی از مؤلفههای امنیتی و دفاعی کشور تلقی نشود و اگر قرار است مقاومت ادامه یابد، این مقاومت الزاماً به معنای بسته شدن مسیر دیپلماسی نباشد. در واقع، به نظر میرسد برای مدیریت و کنترل مخالفان مذاکره و توافق با آمریکا نیز به چهرهای با چنین پیشینه نظامی و سابقه حضور در ساختار قدرت نیاز بوده است؛ فردی که بتواند در صورت حرکت به سمت توافق، برای بخشهایی از ساختار قدرت توضیح دهد که مذاکره لزوماً به معنای عقبنشینی نیست. البته در فرآیند این انتصاب، نشانههایی از اختلافنظر بر سر انتخاب دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز مطرح شده است. سابقه رضایی نشان میدهد که با منطق بازدارندگی و افزایش فشار نیز بیگانه نیست و حتی میتواند از این ابزارها بهعنوان بخشی از سیاست خارجی استفاده کند. اما دقیقاً همین سابقه است که انتخاب او را معنادار میکند: اگر قرار باشد مذاکرهای صورت گیرد، احتمالاً قرار است مذاکره از سوی فردی انجام شود که توانایی توضیح آن برای بخشهای سختتر ساختار قدرت را داشته باشد و اگر قرار باشد تنش ادامه پیدا کند، او نیز از سرمایه و سابقه لازم برای توضیح و مدیریت آن در ساختار نظامی برخوردار است. اما سوالات این است که آیا حضور او در شورای عالی امنیت ملی میتواند زمینه را برای هماهنگی بیشتر میان نیروهای نظامی، امنیتی و دستگاه دیپلماسی فراهم کند و در نهایت مسیر رسیدن به یک توافق را هموارتر کند؟ یا اینکه تجربه نظامی و نگاه بازدارنده او، شورا را به سمت سیاست سختتری سوق خواهد داد؟ یک نکته روشن است: انتخاب محسن رضایی را باید فراتر از یک انتصاب اداری دید. این انتخاب میتواند نشانهای از تلاش برای بازتعریف رابطه میان مقاومت، بازدارندگی و مذاکره باشد؛ رویکردی که در آن مذاکره و مقاومت الزاماً دو مسیر متضاد نیستند، بلکه میتوانند در خدمت یک هدف مشترک، یعنی کاهش هزینههای امنیتی کشور قرار گیرند. جمعبندی نرخ روز انتخاب محسن رضایی به دبیری شورای عالی امنیت ملی، فراتر از یک تغییر مدیریتی، حامل پیامهای مهمی در سیاست خارجی و داخلی است. سابقه نظامی و سیاسی او میتواند پلی میان رویکردهای مقاومت و مذاکره ایجاد کند. این انتصاب نشاندهنده تلاشی برای هماهنگی بیشتر میان نهادهای مختلف و بازتعریف رابطه میان بازدارندگی و دیپلماسی است. هدف نهایی این رویکرد، کاهش هزینههای امنیتی کشور عنوان شده است.


