۰۵:۵۱:۰۵ یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵
خانهاخبار › آیا آبراه‌های جهانی پس از هرمز، بار دیگر به کانون درگیری‌ها…

آیا آبراه‌های جهانی پس از هرمز، بار دیگر به کانون درگیری‌های شدید تبدیل خواهند شد؟

🗓 چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ ✍️ نرخ روز
با چالش کشیده‌شدن نظام بی‌طرفی آبراه‌های جهانی، نگرانی‌ها از تبدیل‌شدن گلوگاه‌های حیاتی دریایی به صحنه درگیری‌های اقتصادی و نظامی افزایش یافته است.
آیا آبراه‌های جهانی پس از هرمز، بار دیگر به کانون درگیری‌های شدید تبدیل خواهند شد؟

به گزارش نرخ روز، نظام بی‌طرفی دریاها و مسیرهای کشتی‌رانی که از اواخر قرن نوزدهم توسط ایالات متحده و بریتانیا در سراسر جهان مستقر شده بود، اکنون با چالش جدی مواجه است. این وضعیت، آبراه‌های جهانی را در معرض تبدیل‌شدن دوباره به عرصه‌های مناقشه قرار داده است.

حملات بی‌محابای رئیس‌جمهور ایالات متحده به ایران، به کشته‌شدن ۱۸ نظامی آمریکایی، شمار بسیاری از غیرنظامیان و نیروهای نظامی ایرانی و صرف ده‌ها میلیارد دلار منجر شده است. مهم‌تر از همه برای دیگر مردم روی زمین، این جنگ تنگه هرمز را به روی کشتیرانی بین‌المللی بسته است.

با بالا گرفتن دوباره تنش‌ها در خلیج فارس، نام تنگه هرمز بار دیگر در صدر اخبار قرار گرفته است؛ اما همزمان، پروژه‌هایی در منطقه در حال شکل‌گیری هستند که هدفشان کاهش وابستگی به این گذرگاه راهبردی است. یکی از مهم‌ترین آن‌ها، تلاش برای احیای خط لوله کرکوک–بانیاس است؛ مسیری که می‌تواند نفت عراق را بدون عبور از تنگه هرمز به سواحل مدیترانه برساند.

حدود ۹۰ درصد کالاهای مورد مبادله در جهان از طریق دریا حمل می‌شوند. اختلالاتی که جنگ بر سر گلوگاه‌های حیاتی دریایی ایجاد می‌کند، پدیده تازه‌ای نیست؛ همان‌طور که پیامدهای اقتصادی فاجعه‌بار آن نیز جدید نیستند. جنگ رئیس‌جمهور ایالات متحده موجب بازگشت به دوره‌ای شده که بریتانیا و ایالات متحده در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بی‌طرفی آبراه‌های اصلی جهان را تضمین می‌کردند؛ وضعیتی که عمداً ایجاد شده بود و آمریکایی‌های مدرن آن را به ارث برده‌اند، بی‌آنکه به یاد داشته باشند یا درک کنند که این وضعیت مصنوعی بوده و مانند هر چیز مصنوعی دیگری، نیازمند حفظ و نگهداری بوده است.

اقدامات رئیس‌جمهور ایالات متحده نشان‌دهنده کنار کشیدن امپراتوری نیست، آن‌گونه که برخی از حامیان او در جناح‌های چپ افراطی و راست افراطی امیدوارند؛ بلکه نشان‌دهنده انحطاط آن است. اگر این شکست جبران نشود، آبراه‌های جهان بار دیگر به عرصه‌های مناقشه‌ای بی‌رحمانه تبدیل خواهند شد؛ همان‌گونه که در طول تاریخ چنین بوده‌اند.

دو نمونه را در نظر بگیرید: داردانل، میان مدیترانه شرقی و دریای سیاه؛ و تنگه اورسوند که مسیر ورود و خروج به دریای بالتیک است. یکی از آنها نشان می‌دهد که چگونه کنترل جغرافیا می‌تواند حتی یک قدرت ضعیف را در تصمیم‌گیری‌های بین‌المللی به بازیگری حیاتی تبدیل کند. دیگری نمونه‌ای از پاداش‌های مالی کنترل یک گلوگاه کشتیرانی را ارائه می‌دهد؛ موضوعی که وقتی آن را در مورد تهران و قدرت آن بر هرمز به کار ببریم، قابل تامل می‌شود.

از سال ۱۴۵۳ و فتح نهایی قسطنطنیه، امپراتوری عثمانی کنترل تمام تنگه‌های ترکیه، یعنی مسیر مدیترانه به دریای سیاه، از جمله داردانل و بسفر را در اختیار داشت. از آنجا که خروجی بالتیک به اقیانوس آزاد تحت سلطه دانمارک بود، روسیه برای قرن‌ها در پی یافتن راهی به مدیترانه از طریق تنگه‌های ترکیه بود.

با فروپاشی امپراتوری عثمانی، کنترل این آبراه مهم به هدفی تکرارشونده در جنگ‌های شرق مدیترانه تبدیل شد: میان روسیه و تقریباً همه دیگران. پس از جنگ‌های ناپلئونی، کنترل تنگه‌های ترکیه بارها دست‌به‌دست شد و سرانجام به جنگ کریمه انجامید؛ جنگی که طی آن یک ائتلاف اروپایی از عثمانی‌ها حمایت کرد تا مانع کنترل بسفر توسط روسیه شود.

اورسوند دریای بالتیک را به دریای شمال متصل می‌کند؛ دریای شمال نیز از اواخر قرون وسطی به بعد، کانون حیاتی کشتیرانی برای گروه گسترده‌ای از جوامع شمال اروپا، از مسکووی تا انگلستان، بود. تجارت بالتیک شامل کالاهای حیاتی اما نه‌چندان جذابی مانند چوب و محصولات چوبی، کنف و کتان، آهن و مس، غلات، آبجو، نمک و ماهی بود؛ همچنین کالاهای لوکس و چشمگیرتری مانند پوست خز و کهربا و پس از پذیرش باروت در اروپا، سلاح‌های گرم، در آن مبادله می‌شد. از سال ۱۴۲۹، این تنگه تحت کنترل اتحادیه کالمار و سپس دانمارک قرار گرفت و عوارض سودآور تنگه نیز در اختیار آنها بود؛ کشتی‌ها برای عبور، یک تا دو درصد ارزش محموله خود را پرداخت می‌کردند. نزدیکی این تاریخ به سقوط قسطنطنیه تصادفی نیست: در سراسر اوراسیا، دوره مدرن اولیه با گسترش قدرت دولت‌ها، از جمله توانایی آنها برای جنگیدن و استخراج درآمد، مشخص می‌شد.

این پول به دولت نوپای دانمارک که در آن زمان «ریگس‌راد» یا شورای سلطنتی نام داشت ــ نمی‌رسید؛ بلکه دارایی شخصی پادشاه دانمارک محسوب می‌شد. در سال ۱۶۲۵، کنترل این درآمد مستقل، که معادل یک‌هشتم درآمد دولت دانمارک بود، به کریستیان چهارم اجازه داد بدون مشورت با شورای خود در جنگ سی‌ساله مداخله کند؛ تصمیمی فاجعه‌بار برای دانمارک.

این مسئله یک قیاس را در مورد ایران مطرح می‌کند: آیا این پول به دولت ایران به‌عنوان یک نهاد می‌رسد؟

تنگه‌های ترکیه، اورسوند و دیگر آبراه‌ها در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، تحت فشار امپراتوری بریتانیا و ایالات متحده، به روی کشتیرانی و تجارت گشوده شدند. در سال ۱۸۴۱ کنوانسیون لندن درباره تنگه‌ها، ورود همه کشتی‌های جنگی به بسفر را ممنوع کرد و از این طریق به قدرت دریایی بریتانیا به زیان روسیه کمک کرد. اگرچه نارضایتی از عوارض تنگه در خود دانمارک در سراسر اوایل قرن نوزدهم در حال افزایش بود، ایالات متحده زمانی این مسئله را به مرحله تعیین‌کننده رساند که در سال ۱۸۵۶ از پرداخت عوارض خودداری کرد؛ در واکنش، دانمارک نشستی برگزار کرد تا بی‌طرفی تنگه را برقرار کند. ایالات متحده مدرن این ساختار امپراتوری را به ارث برده است؛ ساختاری که همچنان در زیر چارچوب کنوانسیون ۱۹۸۲ سازمان ملل درباره حقوق دریاها قرار دارد؛ کنوانسیونی که از «عبور بی‌ضرر» در آبراه‌ها و سواحل باریک حمایت می‌کند.

تا همین امسال، تأمین امنیت تجارت بین‌المللی از سوی ایالات متحده شیوه‌ای بود که جهان بر اساس آن عمل می‌کرد. رئیس‌جمهور ایالات متحده این وضعیت را بدون هیچ دستاوردی کنار گذاشته است که حتی به خاطر صلح‌طلبی هم نبوده است (او در سال ۲۰۲۶ تاکنون ایران، سومالی، کارائیب و اقیانوس آرام، عراق، سوریه، نیجریه و ونزوئلا را بمباران کرده است.)

نظم جهانی‌ای که ایالات متحده آن را اجرا می‌کرد، از نظر اخلاقی برای بسیاری از مردم در جناح چپ آمریکا ناخوشایند بود؛ اما زمانی که انزواجویان، جهانی عاری از هژمونی آمریکا را تصور می‌کردند، نظمی جهانی مبتنی بر خویشتن‌داری متقابل را در ذهن داشتند، بی‌آنکه در نظر بگیرند چه کسی قرار است این وضعیت را اجرا و تضمین کند. همان‌طور که اکنون می‌بینیم، جایگزین نوعی اجرای نظم جهانی منسجم، جهانی بی‌سر و بی‌رهبر و متقابلاً محترم نیست؛ بلکه جنگ‌های مکرر و ویرانگر است.

در این جهان ستیزه‌جوتر، هر قدرتی که در مجاورت یک مسیر مهم کشتیرانی قرار دارد، احتمالاً به یاد خواهد آورد که می‌تواند گلوی اقتصاد جهانی را در اختیار بگیرد و سرانجام نیز بر اساس همین توانایی عمل خواهد کرد. انصارالله هم‌پیمان ایران در یمن همین حالا در تلاش‌اند مسیر باب‌المندب، میان دریای عرب و دریای سرخ، را به چالش بکشند. اگر نگارنده یکی از دشمنان روسیه بود، به‌طور جدی درباره اهمیت تاریخی اورسوند و تنگه‌های ترکیه فکر می‌کرد. اگر فنلاند و استونی خلیج فنلاند را مسدود کنند، روسیه دیگر نمی‌تواند از این مسیر نفت صادر کند یا کالینینگراد را تدارک‌رسانی کند.

آنچه تاریخ را تعیین می‌کند، جغرافیای زمین و آب و انسان‌هایی هستند که بر روی آنها زندگی می‌کنند.

جمع‌بندی نرخ روز
نظام بی‌طرفی آبراه‌های جهانی که از قرن نوزدهم برقرار شده بود، اکنون با چالش جدی مواجه است و اقدامات اخیر به ویژه در تنگه هرمز، این نگرانی را تشدید کرده است. تاریخ نشان می‌دهد که کنترل گلوگاه‌های دریایی همواره منبع قدرت و درآمد بوده و می‌تواند به درگیری‌های گسترده منجر شود. در صورت عدم جبران انحطاط نظم جهانی، آبراه‌های حیاتی بار دیگر به صحنه منازعات تبدیل خواهند شد و پیامدهای اقتصادی و نظامی ویرانگری به همراه خواهند داشت.

اخبار بیشتر

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌های اقتصادی ایران
همه اخبار