روایت یک زن ایرانی از شرایط دشوار بازداشتگاه در دولت ترامپ
به گزارش نرخ روز، دکتر مریم طهماسبی، استاد دانشگاه و شهروند ایرانی مقیم آمریکا، در مقالهای که در سایت The Nation منتشر شده، به انتقاد از سیاستهای آمریکا، بهویژه دولت ترامپ، پرداخته است. او در این مقاله از شرایط سخت بازداشتگاه اداره مهاجرت آمریکا سخن گفته و توضیح داده که او، همسرش و پسر نوجوانشان بیش از ۱۲۰ روز است که در بازداشت به سر میبرند و زندگیشان به «کابوسی تحملناپذیر» تبدیل شده است. در این مقاله، که علیه سیاستهای جاری آمریکاست، درباره تصورات او «فعل ماضی» به کار رفته و هیچ صحبتی از تقاضای غرامت از اموال ایران از سوی او یا وکلایش مطرح نشده و این موضوع از اساس نادرست است.
مریم طهماسبی در بخشی از مقاله خود مینویسد که او استاد روانشناسی و آمار در کالج لسآنجلس پیرس بوده است تا روز ۹ آوریل که زندگی او و خانوادهاش برای همیشه تغییر کرد. در آن روز، در حال تدریس در کلاس بود که پسرش به او پیام داد و گفت همسرش برای بردن او به مدرسه نیامده و به تلفن همراهش هم پاسخ نمیدهد؛ اتفاقی که از او بعید بود. او پسرش را از مدرسه برداشت، با اضطراب به خانه برگشت و با پلیس تماس گرفت، زیرا فکر میکرد اتفاق وحشتناکی برای همسرش افتاده است. با این حال، هرگز به ذهنش خطور نمیکرد که ممکن است توسط اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) بازداشت شده باشد. او و خانوادهاش مقیمان دائم قانونی هستند و گرینکارت معتبر دارند. همسرش، عیسی هاشمی، نیز استاد است و زندگی خود را وقف راهنمایی دانشجویان دکتری در دپارتمان روانشناسی کسبوکارِ مدرسه شیکاگو کرده است.
برای او باورنکردنی و تکاندهنده بود که بفهمد یک کارزار تخریبی اینترنتی، بدون هیچ مبنای قانونی یا اعتباری، دولت آمریکا را متقاعد کرده است که یکشبه و بدون طی روند قانونی و حتی بدون اطلاع دادن به آنها، برای لغو گرینکارتهایشان اقدام کند. دولت تصمیم گرفته بود همسرش را صرفاً به این دلیل مجازات کند که پسر زنی است که در سال ۱۹۷۹، پیش از آنکه عیسی حتی به دنیا آمده باشد، مترجم گروگانگیران ایرانی بوده است. او به آمریکا آمده بود تا برای خود و خانوادهاش زندگیای بسازد که بر پایهٔ اعمال خودش تعریف شود، نه اعمال دیگران. اما اکنون زندگی آنها به خاطر کاری که شخص دیگری نزدیک به ۵۰ سال پیش انجام داده، از هم پاشیده است.
او تصور میکند زنی مستقل است که هر روز باید در میان تبعیض جنسیتی و ساختار مردسالارانه راه خود را پیدا کند، و بعد به او گفته میشود که نهتنها ایدهها و دستاوردهای علمی خودش اهمیتی ندارند، بلکه حالا مسئول تصمیمهایی است که هرگز نگرفته، و مسئول اتفاقهایی که پیش از آنکه حتی به دنیا بیاید رخ دادهاند. اینکه او هویت مستقلی از خودش ندارد، و موجودیتش میتواند بر اساس نسبتهای خانوادگی نادیده گرفته شود. او این مجازات را بر اساس تبار و خون میداند و امیدوار بود ایالات متحدهٔ آمریکا، کشوری که دوستش داشت، متفاوت باشد.
سرانجام، موقعیت مکانی تلفن همسرش نشان داد که او در یک مرکز ICE در مرکز شهر لسآنجلس است. او یک دقیقه با همسرش صحبت کرد. همسرش گفت به او گفتهاند که تا وقتی در بازداشت است، او و پسرشان در امان هستند. اما معلوم شد که این دروغ بوده است. روز بعد، وقتی پسرش را به مدرسه برد، ماشینش توسط خودروهای DHS محاصره شد و او و پسرش بازداشت شدند. او مجبور شد تماشا کند که پسرش، که در دبیرستان است و ۱۲ سال است بهطور قانونی ساکن کالیفرنیاست، دستبند زده شود. آنها را یکشبه از لسآنجلس به تگزاس منتقل کردند، آن هم در شرایطی بسیار وحشتناک که در این نامه وارد جزئیاتش نمیشود. از آن زمان تاکنون در تگزاس ماندهاند.
او و پسرش بیش از ۱۲۰ روز را در مرکز پردازش مهاجرت دیلی گذراندهاند، دور از همسرش که به مرکز بازداشت جنوب تگزاس در پیرسالِ تگزاس منتقل شده و آنجا با شرایطی حتی هولناکتر روبهروست. وقتی درخواست کرد همسرش را به اصطلاح «مرکز بازداشت خانوادگی» به آنها ملحق کنند، به او گفته شد در پروندهٔ مشخص آنها، جداسازی خانواده سیاست و قاعده است.
در ۴ ماه گذشته آنها را از جهنم گذراندهاند. آنها فقط اجازه دارند هر ۲ هفته، آن هم تحت نظارت ۱۰ دقیقه با همسرش صحبت کنند. حتی زمانی که درخواست کردند اجازه داشته باشند بصورت داوطلبانه ایالات متحده را ترک کنند، دولت نهتنها با این درخواست مخالفت کرد، بلکه اعلام کرد در هر تصمیم قضایی که به آنها اجازه خروج دهد، تجدیدنظر خواهد کرد. آنها میخواهند بازداشت نامحدود آنها را بدون هیچ چشماندازی برای پایان آن، ادامه دهند. او هشدار میدهد که اگر چنین اتفاقی برای آنها، یک خانواده قانونمدار متشکل از دو استاد دانشگاه و یک پسر جوان رخ دهد، میتواند برای هر کسی اتفاق بیفتد.
جمعبندی نرخ روز
مریم طهماسبی، استاد دانشگاه ایرانی مقیم آمریکا، به همراه همسر و پسر نوجوانش بیش از ۱۲۰ روز است که در بازداشت اداره مهاجرت آمریکا به سر میبرند. این خانواده با وجود داشتن گرینکارت معتبر، به دلیل ارتباط خانوادگی همسر با رویدادی در سال ۱۹۷۹، بازداشت شدهاند. درخواست آنها برای خروج داوطلبانه از آمریکا نیز رد شده و جداسازی خانواده به عنوان سیاست در پرونده آنها اعلام شده است.


