رقابت هوش مصنوعی و افزایش هزینه استقراض برای هایپراسکیلرها: چرا تأمین مالی گران شده است؟
به گزارش نرخ روز، رقابت بر سر توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی دیگر تنها یک چالش فناوری نیست؛ بلکه به رقابتی جدی بر سر منابع مالی و ظرفیت تأمین سرمایه نیز تبدیل شده است.شرکتهای بزرگ هایپراسکیلر، از جمله آمازون، مایکروسافت، آلفابت، متا و اوراکل، طی سالهای اخیر میلیاردها دلار برای ساخت دیتاسنترها، تأمین انرژی و خرید تراشههای ضروری هوش مصنوعی سرمایهگذاری کردهاند. این سرمایهگذاریهای عظیم در یک سو، درآمدهای هنگفتی برای شرکتهای تولیدکننده تراشه به ارمغان آورده، اما در سوی دیگر، جریان نقدی آزاد خود هایپراسکیلرها را تحت فشار قرار داده است. اکنون، نشانه دیگری از این فشار در بازار بدهی نمایان شده است: هزینه بیمه کردن بدهی این شرکتها در برابر نکول افزایش یافته است.یکی از معیارهای مهم برای ارزیابی این وضعیت، اسپرد Credit Default Swap یا CDS است. CDS را میتوان نوعی بیمه در برابر ریسک عدم پرداخت بدهی یک شرکت دانست. بنابراین، زمانی که اسپرد CDS افزایش مییابد، به این معناست که سرمایهگذاران برای پذیرش ریسک اعتباری آن شرکت، بازدهی بیشتری را طلب میکنند و هزینه بیمه کردن بدهی آن بالاتر میرود.بر اساس دادههای بلومبرگ و تحقیقات منتشر شده از سوی بانک آمریکا، اسپرد CDS هایپراسکیلرها از ابتدای سال جاری به طور قابل توجهی افزایش یافته و در پایان دوره به حدود ۷۰ واحد پایه رسیده است؛ این سطح حتی از میانگین شرکتهای دارای رتبه اعتباری Investment Grade در آمریکا نیز فراتر است.این وضعیت به معنای آن نیست که این شرکتها در آستانه نکول قرار دارند، بلکه نشاندهنده تغییر در قیمتگذاری ریسک است. بازار بدهی در حال حاضر برای تأمین مالی شرکتهایی که همزمان با افزایش شدید مخارج سرمایهای، به منابع مالی بیشتری نیاز پیدا کردهاند، هزینه بالاتری را مطالبه میکند. به نظر میرسد سرمایهگذاران برای قرض دادن پول خود به این شرکتها، بازدهی بالاتری را درخواست میکنند، زیرا نسبت به بازده سرمایهگذاریهای این شرکتها تردید دارند. اما این تردید چگونه منجر به تغییر در ترکیب سرمایهگذاری و حتی رشد بازار سهام آمریکا شده است؟افزایش تردید نسبت به بازده پروژههای عظیم هوش مصنوعی، تنها به افزایش هزینه استقراض محدود نشده، بلکه در حال تغییر مسیر جریان سرمایه در کل بازارهای مالی است. زمانی که تأمین مالی از طریق بدهی گرانتر و پرریسکتر میشود، شرکتها به طور طبیعی به سمت تأمین مالی از طریق بازار سهام یا استفاده از نقدینگی داخلی خود روی میآورند.در چنین شرایطی، سرمایهگذاران نیز ترجیح میدهند به جای خرید اوراق بدهی با ریسک بالاتر، بر روی سهام شرکتهایی سرمایهگذاری کنند که در زنجیره ارزش هوش مصنوعی برنده محسوب میشوند؛ به ویژه تولیدکنندگان تراشه و زیرساخت که جریان نقدی سریعتر و قابل پیشبینیتری دارند.این جابهجایی باعث شده است که بخش عمدهای از رشد بازار سهام آمریکا در سالهای اخیر، در تعداد محدودی از شرکتهای بزرگ فناوری و تأمینکنندگان هوش مصنوعی متمرکز شود. به عبارت دیگر، تردید نسبت به بازده سرمایهگذاری در لایه زیرساختی هوش مصنوعی، همزمان هزینه بدهی را افزایش داده و ارزشگذاری سهام برندگان این موج را تقویت کرده است.در نتیجه، هرچه بازار نسبت به بازده بلندمدت پروژههای هوش مصنوعی محتاطتر میشود، سرمایه بیشتری از بازار بدهی به سمت بازار سهام و از شرکتهای مصرفکننده سرمایه به سمت تولیدکنندگان فناوری سرازیر میشود؛ و همین تغییر ترکیب است که در نهایت به تمرکز بیشتر رشد بازار سهام آمریکا در چند غول بزرگ فناوری منجر شده است.در مرکز این تحولات، پدیدهای قرار دارد که تحلیلگران بانک آمریکا آن را «انتقال نسلی در جریان نقد آزاد» توصیف کردهاند. در یک طرف، هایپراسکیلرها قرار دارند که برای ساخت زیرساخت هوش مصنوعی، سرمایهگذاریهای بیسابقهای انجام میدهند. در طرف دیگر، شرکتهایی مانند انویدیا، برودکام و میکرون قرار دارند که محصولات و سختافزارهای مورد نیاز این سرمایهگذاریها را تأمین میکنند.به بیان ساده، پولی که از ترازنامه شرکتهای بزرگ فناوری خارج میشود، در حال تبدیل شدن به درآمد و جریان نقدی برای شرکتهای سازنده تراشه و تجهیزات است. هایپراسکیلرها چک را مینویسند و تولیدکنندگان تراشه آن را دریافت میکنند.پیشبینیهای بانک آمریکا نشان میدهد که جریان نقد آزاد ۱۲ماهه پیشنگر شرکتهای بزرگ تراشهساز میتواند به حدود ۴۳۰ میلیارد دلار برسد؛ در حالی که جریان نقد آزاد ترکیبی هایپراسکیلرها به سمت محدوده صفر حرکت کرده است.تفاوت مهم اینجاست: تراشهسازان درآمد سرمایهگذاریهای هوش مصنوعی را نسبتاً سریع دریافت میکنند، اما هایپراسکیلرها باید ابتدا میلیاردها دلار برای دیتاسنتر و پردازنده هزینه کنند و سپس منتظر بمانند تا تقاضا برای خدمات هوش مصنوعی به اندازهای رشد کند که این سرمایهگذاریها را جبران کند.افزایش اسپرد CDS هایپراسکیلرها را نباید صرفاً به عنوان یک عدد در بازار مشتقات اعتباری دید. این شاخص بخشی از داستان بزرگتری است: رقابت برای ساخت زیرساخت هوش مصنوعی، در حال انتقال نقدینگی عظیمی از غولهای فناوری به شرکتهای سختافزاری است و همزمان هزینه سرمایه خودِ سرمایهگذاران اصلی این موج را افزایش میدهد.حالا سؤال اصلی این نیست که آیا هایپراسکیلرها توان پرداخت این صورتحساب را دارند یا نه؛ بلکه این است که تا چه زمانی حاضرند برای ادامه مسابقه هوش مصنوعی، چنین هزینهای را بپردازند.جمعبندی نرخ روزافزایش اسپرد CDS هایپراسکیلرها به حدود ۷۰ واحد پایه، نشاندهنده افزایش هزینه تأمین مالی برای این شرکتها در پی سرمایهگذاریهای عظیم در زیرساخت هوش مصنوعی است. این وضعیت منجر به تغییر مسیر جریان سرمایه از بازار بدهی به بازار سهام و از هایپراسکیلرها به سمت تولیدکنندگان تراشه شده است. در نتیجه، رشد بازار سهام آمریکا بیشتر در چند غول فناوری و تأمینکننده سختافزار متمرکز شده است. این روند، چالشهای مالی جدیدی را برای شرکتهای پیشرو در توسعه هوش مصنوعی ایجاد کرده است.


