توافق دفاعی مکه؛ چالش جدید ریاض برای محور عبری-عربی و رقابت با امارات
به گزارش نرخ روز، پیمان دفاع مشترک مکه به معنای گسست از ایالات متحده نیست. اعضای این پیمان تأکید کردهاند که ماهیتی دفاعی دارد و جایگزین توافقهای موجود، از جمله ترتیبات آنها با واشنگتن و ناتو، نمیشود؛ اما این پیمان نشاندهنده شکلگیری نظم امنیتی چندقطبیتری در خاورمیانه است؛ نظمی که در آن واشنگتن دیگر مرکز بلامنازع امنیت خلیج فارس نیست. یک تحلیلگر سیاسی برجسته اماراتی و دستیار سابق محمد بن زاید، رئیس امارات متحده عربی، پس از تمسخر پاکستان به خاطر چالشهای اقتصادی و اجتماعیاش و همچنین زیر سوال بردن نقش آن در دفاع از عربستان سعودی تحت یک ترتیبات امنیتی جدید منطقهای، واکنشهای شدیدی را برانگیخته است. عبدالخالق عبدالله در شبکه ایکس نوشت که «یکی از پارادوکسهای زمان» این است که کشوری که «یک چهارم جمعیت آن فقیر» و «یک سوم» آن بیسواد است، میتواند «فرصتطلبانه» خود را در موقعیتی قرار دهد که از کشوری در میان 20 اقتصاد بزرگ جهان دفاع کند. این تحلیلگر سیاسی اماراتی همچنین به درآمد ملی تخمینی و زرادخانه هستهای پاکستان اشاره کرد و استدلال کرد که این کشور دههها بیثباتی داخلی و حکومت نظامی را تحمل کرده، در حالی که توانایی هستهای خود را به عنوان صلاحیت استراتژیک اصلی خود معرفی میکند. عبدالله گفت که پاکستان «از زمان تأسیس خود از حکومت نظامی فاسد، ناآرامیهای داخلی مزمن و جنگ با نزدیکترین همسایگان خود رنج برده است» و افزود که صلاحیت اصلی این کشور «170 بمب هستهای» آن است. در شرایطی که توافقنامه دفاعی مشترک مکه انتقادات شدیدی را در امارات برانگیخته، گفته میشود ریاض با پیوستن مصر به این پیمان، علیرغم فشار آنکارا برای پیوستن قاهره، مخالفت کرد. ظاهراً این دستیار سابق به توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک بین پاکستان و عربستان سعودی که در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵ امضا شد، اشاره میکرد که هرگونه اقدام تجاوزکارانه علیه یکی را به عنوان اقدام علیه هر دو تلقی میکند. با این حال، پست او که از آن زمان بیش از ۱ میلیون بازدید داشته است، نشان دهنده نگرانیهایی است که توافقنامه دفاع مشترک گستردهتر مکه بین پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی در امارات متحده عربی، زادگاه او، ایجاد کرده است. عبدالله در یکی از چندین پست خود در این مورد در ۷ آگوست، روزی که توافق مکه امضا شد، نوشت: «تبریک به خاطر تأسیس این اتحاد، اما تقویت همکاری نظامی و سیاسی خلیج فارس و متحد کردن خانه خلیج فارس بسیار مهمتر از سرمایهگذاری در همکاری نظامی و سیاسی منطقهای است که شامل کشورهایی میشود که اعتبار و توانایی آنها برای مقابله با تهدید ایران و اسرائیل جدی گرفته نمیشود. «یکی از شرایط موفقیت هر اتحادی، شناسایی دشمن مشترک است. پس دشمن کشورهای این اتحاد کیست؟» عبدالعزیز التویجری، رئیس سابق سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی جهان اسلام (ایسسکو)، نهاد فرهنگی و آموزشی سازمان همکاری اسلامی مستقر در رباط، در پاسخ به این پست با اشاره به روابط امارات متحده عربی با اسرائیل اظهار داشت: «هر کسی که خیانت کند و با صهیونیستها همکاری کند، هرگز امنیت نخواهد یافت». التویجری در واکنش به پست عبدالله در مورد پاکستان در X نوشت: «به نظر میرسد که سندرم توافق مکه شما را گیج کرده است». مجادله اخیر به شکاف عمیقتری اشاره دارد؛ روابط بین امارات متحده عربی، به عنوان اولین کشور خلیج فارس که رسماً اسرائیل را به رسمیت شناخت، و عربستان سعودی که علیرغم فشار آمریکا از به رسمیت شناختن اسرائیل خودداری کرده، به دلیل حمایت ابوظبی از گروههای جداییطلب جنوب یمن، تیره شده است. تحلیلگران همچنین توافق مکه را به عنوان مقابلهای با همکاری نظامی امارات و اسرائیل میدانند که همچنان در خارج از محافل اسرائیلی و آمریکایی نامحبوب است. در ماه می، پس از آنکه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، اعلام کرد که در اوج جنگ علیه ایران از امارات متحده عربی بازدید کرده است، ابوظبی این بیانیه رسمی را تکذیب کرد. در مقابل، پیمان مکه به طور عمومی در کشورهای عربی و مسلمان مورد استقبال قرار گرفته است. رقابت امارات و عربستان سعودی که به نظر میرسد زیربنای اظهارات عبدالله است، در بحث بر سر اینکه چه کسی از این پیمان کنار گذاشته شده نیز مشهود است، زیرا ریاض به طور فزایندهای نسبت به همسویی عبدالفتاح السیسی، رئیس جمهور مصر، با ابوظبی محتاط شده است. طبق گزارشها، عربستان سعودی با ورود مصر به پیمان دفاعی جدید مخالفت کرده و به نگرانی فزاینده از «وابستگی» قاهره به امارات متحده عربی اشاره کرده است. مصر در پی جنگ علیه ایران، سیستمهای دفاع هوایی و جتهای جنگنده را به ابوظبی فرستاد و سیسی در طول جنگ با بن زاید دیدار کرد. چنین گامهایی در قبال عربستان سعودی برداشته نشد. ریاض چندین سیاست امارات را مغایر با منافع استراتژیک خود مصر میداند، از جمله دخالت امارات در ایالت جداییطلب سومالیلند و رابطه استراتژیک آن با اسرائیل. از دیگر موارد اختلاف میتوان به حمایت ابوظبی از اتیوپی در جریان اختلافات بر سر سد بزرگ رنسانس اتیوپی و حمایت آن از شبهنظامیان نیروهای پشتیبانی سریع در سودان اشاره کرد. به نظر میرسد مصر نمیخواهد بین بلوکهای نوظهور شامل ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان از یک سو و اسرائیل، امارات متحده عربی و هند از سوی دیگر، یکی را انتخاب کند. اسرائیل و امارات روابطی معاملهمحور مبتنی بر اشتراکگذاری نظامی و اطلاعاتی دارند، اما پیمان مکه از عمق سیاسی برخوردار است. تابستان امسال، لانا نسیبه، دیپلمات ارشد امارات، با یکی از متحدان آمریکا در اروپا رایزنیهایی انجام داد. این دیدار در ظاهر چندان قابلتوجه نبود، اما به دلیل برداشتی که مقامهای کشور اروپایی از آن پیدا کردند، اطلاعات مهمی در خود داشت. یک مقام اروپایی که در این دیدار حضور داشت، گفت: «امارات کاملاً با اسرائیل همسو است. کاملاً روشن است که این شراکت هیچ محدودیتی ندارد.» در منطقه خاورمیانه، توافقی تازه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان شکل گرفته که میتواند نشانهای از تغییر در معماری امنیتی منطقه باشد. «توافقنامه دفاع مشترک مکه» در شرایطی امضا شده که عربستان همزمان با تهدیدهای امنیتی در یمن و تنش با گروههای همسو با ایران روبهرو است و بیش از گذشته به دنبال ایجاد یک شبکه امنیتی مکمل در کنار اتحاد خود با آمریکا است. این وضوح در تضاد با پرسشهایی قرار دارد که در راهروهای قدرت، از آمریکا گرفته تا آسیا، درباره توافق مکه مطرح است؛ توافقی که بسیاری آن را رقیبی برای شراکت امارات و اسرائیل میدانند. مقامهای غربی و عرب همچنان در تلاشاند دریابند عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه تا چه اندازه با یکدیگر همسو هستند، چه رسد به اینکه آیا میتوانند در یک درگیری نظامی واقعی از یکدیگر حمایت کنند یا خیر. برای مثال، هنوز جوهر پیمان مکه خشک نشده بود که انصارالله در یمن به پالایشگاه جازان عربستان سعودی حمله کردند. پاکستان و ترکیه برای دفاع از ریاض در برابر این گروه همسو با ایران وارد عمل نشدند. در مقابل، هنگامیکه امارات در اوایل سال جاری هدف پهپادها و موشکهای ایرانی قرار گرفت، اسرائیل سامانههای پدافند هوایی گنبد آهنین را به این کشور حوزه خلیج فارس اعزام کرد. ابوظبی نیز به اسرائیل پیوست و صدها حمله علیه ایران انجام داد. به گفته یک مقام آمریکایی: «اسرائیل در طول جنگ لطف بزرگی در حق امارات انجام داد. ابوظبی این را فراموش نخواهد کرد.» اما میان این دو بلوک تفاوتهای مهمی وجود دارد. با وجود همکاری نظامی امارات و اسرائیل، روابط آنها همچنان پشت درهای بسته حفظ میشود. به گفته تئودور سینگر، افسر سابق اطلاعاتی آمریکا: «در نگاه اول، بلوک امارات و اسرائیل دستاوردهای ملموستری برای هر دو طرف به همراه دارد، اما پیمان مکه ممکن است در نهایت بازتاب گستردهتر و ماهیتی کمتر معاملهمحور داشته باشد». هنگامی که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، اعلام کرد که در اوج جنگ با ایران به امارات سفر کرده است، ابوظبی برای تکذیب این اظهارنظر رسمی وارد عمل شد. از نظر بسیاری، این دیپلماسی ناخوشایند نشان داد که این ائتلاف در خارج از محافل اسرائیلی و آمریکایی تا چه اندازه نامحبوب باقی مانده است. در مقابل، پیمان مکه در فضای عمومی مورد استقبال قرار گرفت. اعلام شد که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان و رجب طیب اردوغان، رهبر ترکیه، برای اقامه نماز جمعه در مقدسترین شهر اسلام در کنار یکدیگر حضور یافتهاند. امارات و اسرائیل چندین دهه است که با یکدیگر همکاری میکنند. روابط آنها در سال ۲۰۲۰ که امارات اسرائیل را به رسمیت شناخت، وجههای آشکار پیدا کرد. آنها از یک سو در مخالفت با ایران و از سوی دیگر در مخالفت با اخوانالمسلمین با یکدیگر متحد هستند. تشدید رقابت ابوظبی با عربستان سعودی که از بهرسمیت شناختن اسرائیل خودداری کرده است، میتواند نقطه توافق دیگری میان آنها ایجاد کند. پیمان ابراهیم همچنین حمایت واشنگتن از خاندان حاکم آلنهیان در امارات را مستحکم کرده است. اما برخی تحلیلگران میگویند ائتلاف میان امارات و اسرائیل فاقد عمق است. از برخی جهات، پیمان مکه نقطه مقابل آن محسوب میشود. به گفته آیهم کامل، مشاور ژئوپلیتیک در امور خاورمیانه: «ائتلاف امارات و اسرائیل یک پیمان سیاسی است، اما در واقع این مؤلفههای نظامی و اطلاعاتی هستند که آن را تعریف میکنند. پایه پیمان مکه نظامی است، اما معنای سیاسی بسیار زیادی دارد». فقدان عمق راهبردی برای اسرائیل و امارات حتی یک واقعیت فیزیکی نیز دارد. امارات در حال گسترش یک پایگاه نظامی در سومالیلند است که برخی مقامهای شاخ آفریقا گفتهاند ممکن است اسرائیل نیز از آن استفاده کند، اما سومالیلند تنها از سوی اسرائیل به رسمیت شناخته شده است. اسرائیل روابط بسیار نزدیکی با یونان دارد. هر دو کشور اسرائیل و امارات نیز روابط نظامی و اقتصادی رو به رشدی با هند و اتیوپی دارند؛ اما تنها یک میلیون شهروند اماراتی و ۱۰.۲ میلیون اسرائیلی وجود دارد. شمار اندکی از همسایگان اسرائیل مایل به شراکت با آن هستند. بیاعتمادی به اسرائیل در جهان اسلام گستردهتر، در نتیجه جنگ اسرائیل در غزه که سازمان ملل متحد و دهها گروه حقوق بشری آن را افزایش یافته است. کامل گفت: «همکاری امارات و اسرائیل چابکتر است و کارها را پیش میبرد. پیمان مکه بهآرامی حرکت خواهد کرد و زمان خواهد برد، اما از یک پایگاه حمایت عمومی برخوردار است. و میتوان این باشگاه را گسترش داد». حداقل روی کاغذ، پیمان مکه قدرتمند است. ترکیه دومین ارتش بزرگ ناتو را در اختیار دارد، عربستان سعودی تنها اقتصاد گروه جی-20 در جهان عرب است و پاکستان تنها کشور مسلمان دارای سلاح هستهای است. عربستان سعودی و پاکستان عملاً چندین دهه است که متحد یکدیگر بودهاند. هنگامی که اسلامآباد در حال دستیابی به سلاح هستهای بود، پادشاهی سعودی از آن حمایت مالی کرد. خلبانان و افسران پاکستانی نیز مدتهاست بخشهایی از نیروهای مسلح این پادشاهی را تشکیل میدهند. در مقابل، این کشور حوزه خلیج فارس یک خط حیاتی مالی برای اسلامآباد فراهم کرده است. اما این دو کشور با تهدیدهای متفاوتی مواجهاند. عربستان سعودی عموماً ایران را تهدیدی جدیتر میداند. در سال ۲۰۱۵، عربستان سعودی برای جنگ با حوثیها در یمن با امارات متحد شد. پاکستان از مشارکت نظامی خودداری کرد. روابط دوستانهتر این کشور با تهران، آن را در موقعیت میانجی قرار داده است. در همین حال، تا چند سال پیش، ترکیه و عربستان سعودی بر سر اخوانالمسلمین با یکدیگر اختلاف شدیدی داشتند. در مصر، عربستان سعودی از عبدالفتاح السیسی حمایت کرد؛ کسی که در کودتایی به قدرت رسید که رئیسجمهور فقید مصر، محمد مرسی، را که بهصورت دموکراتیک انتخاب شده بود و متحد اردوغان بود، سرنگون کرد. نیل کویلیام، پژوهشگر ارشد و کارشناس خلیج فارس در چتمهاوس، گفت: «همسویی عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه پیچیدهتر است، زیرا هر یک در محیطهای منطقهای متفاوتی فعالیت میکنند و برداشت آنها از تهدید نیز بهطور قابل توجهی متفاوت است. این سه کشور برای یافتن راهی جهت همکاری با یکدیگر و ایجاد قابلیت همکاری متقابل، به انرژی، تلاش و اراده سیاسی زیادی نیاز خواهند داشت.» کویلیام بلوک اسرائیل و امارات را «عملیاتیتر» توصیف کرد. او افزود: «این رابطه فرصت داشته است تثبیت شود و از زمان امضای توافقهای ابراهیم آزمونهای متعددی را پشت سر گذاشته است، و از زمان آغاز جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران شاهد نزدیکتر شدن دو کشور به یکدیگر بودهایم.» ترکیه روز پنجشنبه اعلام کرد که متحدان جدید آن رزمایشهای مشترک برگزار خواهند کرد و همکاریهای خود در صنایع دفاعی را تعمیق خواهند بخشید. چین تأمینکننده اصلی تجهیزات نظامی پاکستان است. ترکیه قصد دارد جنگنده «کان» را که در حال توسعه آن است به عربستان سعودی بفروشد، اما این پادشاهی در حال بررسی خرید اف-35 است. مقامهای آمریکایی میگویند که بعید است ریاض هر دو را خریداری کند. پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی نمیتوانند با شدت همکاری دفاعی اسرائیل با آمریکا برابری کنند. برتری نظامی اسرائیل در قوانین آمریکا تثبیت شده است. اسرائیل آشکارا علیه دستیابی عربستان سعودی به اف-35ها لابی میکند. جمعبندی نرخ روز پیمان دفاع مشترک مکه، با حضور عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، نشاندهنده شکلگیری نظم امنیتی چندقطبی در خاورمیانه است که واشنگتن دیگر مرکز بلامنازع آن نیست. این پیمان در مقابل ائتلاف غیررسمی امارات و اسرائیل قرار میگیرد که اگرچه از نظر نظامی و اطلاعاتی چابکتر است، اما فاقد عمق سیاسی و حمایت عمومی گسترده است. رقابت بین ریاض و ابوظبی، بهویژه بر سر نفوذ منطقهای و مواضع در قبال اسرائیل و مصر، از نکات برجسته این تحولات است. در حالی که پیمان مکه از پتانسیل سیاسی و حمایت عمومی برخوردار است، همسویی عملیاتی و برداشت مشترک از تهدیدات میان اعضای آن نیازمند تلاش و اراده سیاسی بیشتری است.


