آیا ایران در حال از دست دادن مزیت جغرافیایی خود است؟
به گزارش نرخ روز، هشدار مطرح شده توسط دکتر جعفری طهرانی مبنی بر کاهش وابستگی سایر کشورها به مسیرهایی که ایران در آن مزیت ژئوپلیتیکی دارد، باید جدی گرفته شود. مسئله تنها «حذف ایران از تنگه هرمز» نیست، بلکه مهمتر از آن، کاهش وابستگی سایر کشورها به مسیرهای دارای مزیت ژئوپلیتیکی برای ایران است. افزایش ریسک ژئوپلیتیکی یک مسیر، انگیزه کشورها را برای ایجاد مسیرهای جایگزین، از جمله خطوط لوله، بنادر رقیب، و کریدورهای ریلی، جادهای و دریایی، بیشتر میکند. نکته حائز اهمیت این است که مزیت جغرافیایی با مزیت رقابتی یکسان نیست. ایران از نظر جغرافیایی در یکی از بهترین موقعیتهای جهان قرار دارد، اما پرسش این است که آیا این موقعیت به یک «محصول ترانزیتی رقابتی» تبدیل شده است؟ صاحب کالا در نهایت به عواملی مانند هزینه حمل، زمان رسیدن کالا، امنیت مسیر، بیمهپذیری، سهولت گمرکی، دسترسی به شبکه ریلی و جادهای، تأمین مالی و مهمتر از همه، قابلیت پیشبینی توجه میکند. اگر مسیر ایران از نظر جغرافیایی کوتاهتر باشد اما از نظر هزینه، ریسک و قابلیت اطمینان ضعیفتر عمل کند، مزیت جغرافیایی بهتنهایی کافی نخواهد بود. به همین دلیل، پروژههایی مانند چابهار و کریدور شمال–جنوب نباید صرفاً به عنوان پروژههای زیرساختی دیده شوند؛ آنها بخشی از استراتژی ژئواکونومیک ایران هستند. اگر هند بتواند از مسیر چابهار به آسیای مرکزی و روسیه دسترسی پیدا کند و این مسیر از نظر زمان، هزینه و ریسک با مسیرهای رقیب قابل رقابت باشد، ایران میتواند از موقعیت جغرافیایی خود ارزش اقتصادی خلق کند. اما اگر سایر کشورها مسیرهای جایگزین خود را توسعه دهند و ایران همچنان با ضعف زیرساخت، بروکراسی، تحریم، بیمه، تأمین مالی و عدم اتصال مؤثر شبکههای ریلی و بندری مواجه باشد، اتفاق مهمی رخ خواهد داد: رقبا لزوماً جغرافیای ایران را از بین نمیبرند، بلکه وابستگی خودشان به جغرافیای ایران را کاهش میدهند و این شاید خطر اصلی باشد. از این منظر، مسئله هرمز فقط به انرژی و امنیت دریایی محدود نمیشود، بلکه مسئلهای درباره آینده قدرت ترانزیتی، تجاری و صنعتی ایران است. حتی در زنجیره معدن و فولاد نیز همین منطق صادق است. کشوری که بتواند مسیر بندر، ریل، انبارش، گمرک، تأمین مالی، تجارت و خدمات لجستیکی را به صورت یکپارچه و رقابتی ارائه کند، در آینده صرفاً «مسیر عبور کالا» نخواهد بود، بلکه به یک هاب تجاری منطقهای تبدیل خواهد شد. بنابراین شاید سؤال اصلی این نباشد که: چه کسی میخواهد نقش ایران را در منطقه کاهش دهد؟ بلکه سؤال استراتژیکتر این است: آیا ما توانستهایم از مزیت جغرافیایی ایران، یک مزیت رقابتی پایدار بسازیم؟ اگر پاسخ به این سؤال «نه» باشد، حتی بدون حذف ایران از هیچ نقشهای، سهم ایران از ترانزیت منطقهای میتواند بهتدریج کاهش پیدا کند. جمعبندی نرخ روز: موقعیت جغرافیایی ممتاز ایران به تنهایی برای حفظ سهم این کشور در ترانزیت منطقهای کافی نیست. برای تبدیل این مزیت به یک محصول ترانزیتی رقابتی، لازم است عواملی مانند هزینه، زمان، امنیت، سهولت گمرکی و تأمین مالی بهبود یابند. در غیر این صورت، با توسعه مسیرهای جایگزین توسط رقبا، وابستگی آنها به جغرافیای ایران کاهش یافته و سهم ایران از ترانزیت منطقهای به تدریج کم خواهد شد.


