علیرضا آذربایجانی: گرانی بنزین تنها راهکار مدیریت مصرف سوخت نیست
به گزارش نرخ روز، در بررسی دیدگاههای کارشناسان اقتصادی درباره طرحهای سهگانه بنزینی دولت، دکتر علیرضا آذربایجانی به تحلیل مسئله بنزین پرداخت. با توجه به اینکه میزان مصرف روزانه بنزین ۱۳۵ میلیون لیتر و تولید ۱۲۱ میلیون لیتر در روز است، سه راهکار مطرح شده عبارتند از:
روش اول: توزیع ۱۲۱ میلیون لیتر بنزین با قیمت فعلی تا زمان اتمام آن و سپس خاموششدن نازلها.
روش دوم: تقسیم ۱۲۱ میلیون لیتر موجود با سهمیه و بدون افزایش قیمت بین خودروها و فروش مازاد بر آن با قیمت آزاد، مشابه طرحی که قرار بود در کرمان اجرا شود.
روش سوم: تخصیص ۳۰ میلیون لیتر از ۱۲۱ میلیون لیتر به حملونقل عمومی و توزیع ۹۱ میلیون لیتر باقیمانده بین همه مردم، نه فقط دارندگان خودرو.
دکتر آذربایجانی معتقد است که هر سه راهکار فوق، چه قطع کامل نازلها پس از اتمام سهمیه، چه سهمیهبندی با آزادسازی مازاد، و چه تفکیک سهم حملونقل عمومی و توزیع بین مردم، در نهایت به افزایش قیمت (مستقیم یا از طریق بازار آزاد بخشی از بنزین) منجر میشوند. این رویکرد دو خطر جدی دارد که کمتر مورد توجه قرار میگیرد:
۱. مناطق مرزی: بخش قابلتوجهی از معیشت ساکنان این مناطق به قاچاق بنزین وابسته است. هر راهکاری که این حاشیه سود را از بین ببرد یا محدود کند، عملاً منبع درآمدی این قشر را حذف کرده و پتانسیل نارضایتی و ناآرامی اجتماعی را در این مناطق افزایش میدهد.
۲. اقشار کمدرآمد با خودروهای فرسوده: بخشی از جامعه با خودروهای کمبازده و پرمصرف زندگی روزمره خود را میگذرانند. افزایش قیمت، حتی بهصورت پلکانی، مستقیماً هزینه زندگی این قشر را بالا برده و مجدداً پتانسیل نارضایتی ایجاد میکند.
علاوه بر این، پاسخدادن به کمبود با افزایش قیمت، این سیگنال را به بازار میدهد که در صورت هرگونه افت دیگری در ظرفیت پالایشگاهها (ناشی از خرابکاری، تحریم یا هر عامل دیگر)، ابزار مقابله همچنان «فشار قیمتی بر مردم» خواهد بود. این امر زمینهای را فراهم میکند که هر بحران بعدی مستقیماً به مصرفکننده منتقل شود.
بهجای افزایش قیمت برای عموم مردم، میتوان کمبود را از چند مسیر دیگر مدیریت کرد:
کاهش یا شیفتیکردن ساعات یا تعداد جایگاههای عرضه همراه با اطلاعرسانی عمومی و شفاف درباره روزهای فعالیت هر جایگاه. همین صف و محدودیت دسترسی، بدون تغییر قیمت، بهطور طبیعی تمایل به مصرف غیرضروری را کاهش میدهد.
در مناطق مرزی، این محدودیت عرضه و نظارت باید سختگیرانهتر از سایر نقاط کشور اعمال شود، زیرا این مناطق بیشترین خطر خروج بنزین از چرخه مصرف داخلی (قاچاق) را دارند. در کنار این سختگیری، دولت باید بسته حمایتی مشخصی برای معیشت ساکنان مرزی طراحی کند، مانند طرحهای اشتغال جایگزین، یارانه نقدی هدفمند یا تسهیلات کسبوکار محلی، تا خلأ درآمدی ناشی از قطع این فعالیت جبران شود. این بسته حمایتی باید مشروط و متناسب با حفظ آرامش اجتماعی در منطقه باشد، به این معنا که اجرا و تداوم آن به عدم بروز اعتراض، ناآرامی یا مقاومت در برابر اجرای طرح گره بخورد. این مکانیزم هم انگیزه همکاری محلی ایجاد میکند و هم از تبدیلشدن معیشت به بهانهای برای آشوب جلوگیری میکند.
اعمال عوارض پلکانی فزاینده برای سفرهای بیناستانی (نه برای مصرف روزمره داخلشهری): هزینه هر سفر اضافه متناسب با افزایش تعداد سفرهای فرد بهصورت تصاعدی بالا برود، بهگونهای که تأثیر محسوسی بر تصمیم به سفر داشته باشد و صرفاً هزینهای جزئی و قابلنادیدهگرفتن نباشد. در کنار آن، افزایش و یارانهدهی به حملونقل عمومی بیناستانی (اتوبوس و قطار) ضروری است تا جایگزین مناسبی برای این سفرها فراهم شود و فشار بهطور یکطرفه بر خودروهای شخصی وارد نشود.
محاسبه بنزین خودروهای دولتی و شرکتی با قیمت آزاد (نزدیک به ۵۰ سنت). این ناوگان سهم قابلتوجهی از مصرف روزانه دارد و هدفقراردادن آن دو اثر همزمان دارد: اول، کاهش محسوس مصرف کلی بدون فشار مستقیم به مردم عادی؛ دوم، افزایش سرمایه اجتماعی، زیرا مردم مشاهده میکنند که بار سیاست ابتدا بر نهادها و نه فقط بر خودشان اعمال میشود. همین احساس «اهمیت دادهشدن» میتواند مقاومت اجتماعی در برابر سایر بخشهای طرح را کاهش دهد.
جمعبندی نرخ روز
دکتر علیرضا آذربایجانی با اشاره به کسری تولید بنزین در کشور، راهکارهای سهگانه افزایش قیمت را دارای ریسکهای اجتماعی و اقتصادی برای مناطق مرزی و اقشار کمدرآمد دانست. او پیشنهاداتی مانند مدیریت عرضه در جایگاهها، بستههای حمایتی مشروط برای مناطق مرزی، عوارض پلکانی برای سفرهای بیناستانی و محاسبه بنزین خودروهای دولتی با قیمت آزاد را بهعنوان جایگزینهای مؤثر برای مدیریت مصرف بنزین مطرح کرد. این راهکارها میتوانند ضمن کاهش مصرف، از ایجاد نارضایتی عمومی جلوگیری کرده و سرمایه اجتماعی را افزایش دهند.


