۰۵:۴۷:۲۶ یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵
خانهاخبار › تغییر معادله نفت در برابر امنیت و دوری از برد موشک‌ها؛ آیا …

تغییر معادله نفت در برابر امنیت و دوری از برد موشک‌ها؛ آیا سناریوی کارتر برای ترامپ تکرار می‌شود؟

🗓 یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ ✍️ نرخ روز
حملات موشکی و پهپادی به پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه، واشنگتن را به بازنگری در استراتژی نظامی خود و جابجایی نیروها به مکان‌های دورتر وادار کرده است.
تغییر معادله نفت در برابر امنیت و دوری از برد موشک‌ها؛ آیا سناریوی کارتر برای ترامپ تکرار می‌شود؟

به گزارش نرخ روز، حضور ایالات متحده در خاورمیانه که نزدیک به چهار دهه از طریق شبکه‌ای گسترده از پایگاه‌ها در سراسر خلیج فارس تثبیت شده بود، پس از شش ماه از آغاز جنگ علیه ایران، با ابهامات جدی در مورد آینده این پایگاه‌ها مواجه شده است. حملات ایران با موشک‌های کوتاه‌برد و پهپادها به تأسیسات ایالات متحده در منطقه، آسیب‌پذیری این پایگاه‌های وسیع را که در نزدیکی سواحل ایران قرار دارند، به وضوح نشان داد. این حملات، واشنگتن را ناگزیر کرده است تا سربازان و هواپیماهای خود را به مکان‌هایی دورتر از جمله اسرائیل، اردن و مناطق دورتر منتقل کند. ایالات متحده که بیش از سه دهه به پایگاه‌های متعددی در کشورهای بزرگ خلیج فارس دسترسی داشته است، اکنون باید تصمیم بگیرد که آیا میلیاردها دلار برای بازسازی این تأسیسات هزینه کند یا حضور نظامی خود را در خاورمیانه برای دوران جدید بازنگری کند. هال برندز، استاد دانشگاه جان هاپکینز، اظهار داشته است که این تأسیسات، به ویژه پایگاه‌های بزرگ، بسیار آسیب‌پذیر هستند و شاهد تغییر موضع نظامی ایالات متحده به دور از خلیج فارس خواهیم بود تا از پایگاه‌هایی که در برد موشک‌های کوتاه‌برد و پهپادها قرار دارند، فاصله گرفته شود. در حالی که تقریباً تمام بخش‌های انرژی، مالی و حمل و نقل ایران از قبل تحت پوشش تحریم‌های ایالات متحده قرار دارند، به نظر می‌رسد هدف ترامپ اعمال تحریم‌های ثانویه بر کشورهایی است که تمام روابط خود را با ایران قطع نکرده‌اند، حتی اگر این کشورها از متحدان یا شرکای آمریکا باشند. برنامه‌ریزان پنتاگون در حال بازنگری در نحوه مبارزه با دشمنان سرسخت‌تر و ورزیده‌تر هستند و پایگاه‌های بزرگ و ثابت به عنوان مراکز اجرا و تدارکات عملیات نظامی، اهمیت خود را از دست داده‌اند. ترجیح واشنگتن حرکت به سمت یک مدل استقرار پراکنده‌تر بوده که هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی را دشوارتر می‌کند. این امر درخواست‌های دیرینه برای کاهش حجم حضور ایالات متحده در خلیج فارس را تسریع کرده است، حضوری که مدت‌ها تجسم نظامی توافق نفت در برابر امنیت بین واشنگتن و متحدان منطقه‌ای آن بود. اخیراً فرماندهی مرکزی، که بر عملیات آمریکا در خاورمیانه نظارت دارد، در حال آزمایش پراکندگی سربازان در پاسگاه‌های رزمی کوچکتر و جابجایی سریع هواپیماهای جنگنده در اطراف باندهای موقت و قابل حرکت بوده است. دانا استرول، معاون دستیار سابق وزیر دفاع ایالات متحده در امور خاورمیانه، بیان کرده است که طراحی در معرض دید پایگاه‌های خلیج فارس، یادگاری نامناسب برای درگیری‌های مدرن است و کسانی که سعی در بیرون راندن آمریکا از آن پایگاه‌ها داشته‌اند، احساس حقانیت خواهند کرد. از جمله نگرانی‌ها در مورد پایگاه‌های خلیج فارس، میزان آسیب‌پذیر بودن آن‌ها در سطح زمین است. ایران در طول جنگ به آشیانه‌های هواپیما، زیرساخت‌های تدارکاتی و راداری و مراکز فرماندهی و کنترل حمله کرد. این کشور ناوگان پنجم را مجبور کرده است از دیگو گارسیا، جزیره‌ای دورافتاده، به عنوان مرکز تدارکاتی جایگزین برای ستادهای آسیب‌دیده خود در بحرین استفاده کند. نیت سوانسون، مدیر سابق بخش ایران در شورای امنیت ملی ایالات متحده، گفته است که بازسازی برخی از این سایت‌ها فایده زیادی ندارد و اگر انتقال به سمت غرب صورت نگیرد، بسیار متعجب خواهد شد. موسسه امریکن انترپرایز در ماه آوریل تخمین زد که هزینه‌های تعمیر خسارات وارده به ۱۱ پایگاه آمریکایی که در هفت کشور خاورمیانه پراکنده شده‌اند، حدود ۵ میلیارد دلار است. پنتاگون چنین هزینه‌های بازسازی را در برآورد هزینه‌های خود از جنگ ایران لحاظ نکرده است. ایالات متحده در طول شش ماه جنگ گذشته، نیروها را به اسرائیل و اردن منتقل کرده است. همچنین هواپیماها و پهپادهایی را از پایگاه‌های اروپا به پرواز درآورده است. همه این‌ها فراتر از دسترس موشک‌های کوتاه‌برد و پهپادهای ایرانی هستند که در سراسر منطقه شلیک شده‌اند. اما تهران که سرسخت‌تر شده و رویارویی بلندمدت با واشنگتن را به طور فزاینده‌ای اجتناب‌ناپذیر می‌داند، با اقدامات ایالات متحده نیز سازگار خواهد شد. دنی سیترینوویچ، تحلیلگر سابق ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، پیش‌بینی کرده است که تهران سرمایه‌گذاری بیشتری روی موشک‌های میان‌برد با قابلیت هدف قرار دادن اردن و اسرائیل انجام خواهد داد و آرایش نیروهای خود را تغییر خواهد داد و به شلیک‌های خود به اهداف آمریکایی در منطقه ادامه خواهد داد. از آن‌جایی که آمریکا در سال‌های اخیر به دنبال خروج از خاورمیانه و تمرکز مجدد بر اقیانوس آرام است، نیاز به حفظ مجموعه‌ای از پایگاه‌ها در خلیج فارس برای استقرار و تأمین سربازان از آن‌جا کاهش یافته است. واشنگتن در آوریل ۲۰۲۶ از سوریه خارج شد و به تدریج در حال کاهش حضور در عراق است. استرول اظهار داشته است که دیگر به این پایگاه‌ها به سیاق قدیم نیازی نیست. بسیاری از عملیات‌ها در کویت، جایی که حضور پایگاه آمریکایی نگرانی‌های امنیتی آن کشور را از زمان جنگ اول خلیج فارس منعکس کرده، در حمایت از عملیات در سوریه و عراق همسایه انجام شده است. هرگونه تجدیدنظر در مورد تعداد سربازان مستقر در خلیج فارس پیامدهایی خواهد داشت. به طور معمول حدود ۳۵۰۰۰ نفر به طور چرخشی در عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، قطر و کویت حضور دارند. به گفته سه استراتژیست دفاعی سابق ایالات متحده، این تعداد احتمالاً به سطحی کاهش خواهد یافت که از قبل از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ دیده نشده است. اما چنین رویکردی، واشنگتن را مجبور به پذیرش یک معضل استراتژیک خواهد کرد: چگونه بدون امتیاز دادن به ایران یا نگران کردن متحدان عرب، حضور خود در خلیج فارس را کاهش دهد. پیمان نفت در برابر امنیت با متحدان منطقه‌ای در طول دهه‌ها تکامل یافته و تلاش فزاینده‌ای در میان برخی از کشورهای خلیج فارس برای تنوع بخشیدن به روابط امنیتی خود فراتر از واشنگتن وجود داشته است. اما جنگ ایران، همه این متحدان را مجبور کرده تا در مورد تعهد آمریکا به دفاع از خود تأمل کنند. برندز گفته است که این وضعیتی است که الزامات نظامی و دیپلماتیک در جهت‌های مخالف قرار می‌گیرند و باید با این تصور که در حال کاهش حضور و فرار هستید، مبارزه کنید. استرول نیز بر لزوم تعادل ظریفی بین الزامات عملیاتی ایالات متحده و تعهدات واشنگتن به شرکا تأکید کرده و گفته است که مهم است از این تصور که آمریکا آنها را رها می‌کند، اجتناب شود. اما در پس آینده نامشخص تأسیسات آمریکایی، حس فزاینده‌ای از یک بیماری استراتژیک بسیار عمیق‌تر وجود دارد که بن‌بست با تهران ایجاد کرده است. ردپای آمریکا در خلیج فارس در سال‌های پس از حمله شوروی به افغانستان و سرنگونی شاه ایران در سال ۱۹۷۹ پدیدار شد. جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت، در ژانویه ۱۹۸۰ طرحی را مطرح کرد که از آن زمان به عنوان دکترین کارتر شناخته می‌شود: اینکه واشنگتن اجازه نخواهد داد یک کشور متخاصم کنترل خلیج فارس را به دست گیرد و آن را با زور به عقب خواهد راند. پس از آن، پس از شکست عراق در جنگ اول خلیج فارس، گسترش گسترده پایگاه‌های دائمی آمریکا آغاز شد. گرگوری برو، مورخ و تحلیلگر گروه اوراسیا، اظهار داشته است که به نظر می‌رسد دکترین کارتر فروپاشیده است و این حس وجود دارد که واشنگتن به یک چرخه کامل بازگشته است. انقلاب ایران دکترین کارتر را ضرورت بخشید و جنگ با ایران باعث فروپاشی آن شد. به نظر می‌رسد هیچ مفهوم استراتژیک جدیدی برای خاورمیانه وجود ندارد که بتواند به مقاماتی که به دنبال اجرای یک مسیر منسجم رو به جلو از کاخ سفید هستند، کمک کند. برندز گفته است که پنتاگون برنامه‌ها و تمهیدات خود را برای چگونگی بازنگری در موضع ایالات متحده فراهم خواهد کرد، اما کنار گذاشتن این برنامه‌ها به طور مداوم دشوار خواهد بود زیرا در برهه‌ای از زمان، این برنامه‌ها با ترامپ در ارتباط خواهند بود. ترامپ بارها گفته است که نمی‌خواهد مانند کارتر به یاد آورده شود، کسی که ریاست جمهوری‌اش با انقلاب در ایران و گروگان‌گیری آمریکایی‌ها در سفارت آمریکا در تهران از مسیر خود خارج شد. سیترینوویچ نیز بیان کرده است که این طنز تاریخ است که شکست استراتژیک در ایران ترامپ را نیز آزار خواهد داد و او هرگز نمی‌خواست کارتر شود و اکنون در حال تبدیل شدن به کارتر است. جمع‌بندی نرخ روز: حملات اخیر به پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس، آسیب‌پذیری این تأسیسات را در برابر موشک‌ها و پهپادها آشکار کرده و واشنگتن را به بازنگری در استراتژی نظامی خود و جابجایی نیروها به مکان‌های دورتر وادار کرده است. این تغییر رویکرد، معادله «نفت در برابر امنیت» را به چالش کشیده و هزینه‌های بازسازی حدود ۵ میلیارد دلاری را به همراه دارد. در این میان، بحث بر سر کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه و پیامدهای آن برای متحدان عرب و همچنین تکرار سناریوی «دکترین کارتر» برای ترامپ مطرح شده است.

اخبار بیشتر

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌های اقتصادی ایران
همه اخبار