اقتصاد آمریکا در مواجهه با چالشها؛ بررسی عوامل مؤثر بر بازده اوراق و فشار تورمی
به گزارش نرخ روز، بازار نفت یکی از مسیرهای اصلی تأثیرگذاری بر اقتصاد جهانی است. هرگونه اختلال در عرضه نفت و فرآوردههای انرژی میتواند به افزایش قیمتها منجر شود و از طریق هزینههای انرژی، فشار تورمی را به اقتصادهای واردکننده منتقل کند. با این حال، نسبت دادن افزایش بازده اوراق خزانه آمریکا تنها به بحران هرمز، تصویر کاملی از وضعیت ارائه نمیدهد. بازده اوراق بلندمدت آمریکا علاوه بر انتظارات تورمی، تحت تأثیر عواملی چون کسری بودجه قابل توجه دولت، حجم بالای انتشار اوراق، نگرانیها درباره پایداری بدهی و مسیر سیاست پولی قرار دارد. بنابراین، حتی اگر افزایش قیمت انرژی ناشی از بحران هرمز بخشی از فشار تورمی را توضیح دهد، نمیتوان تمام افزایش بازده اوراق را به این عامل نسبت داد. بسیاری از تحلیلگران از تأثیر بالا رفتن بازده اوراق قرضه بر اقتصاد ژاپن سخن میگویند و معتقدند اقتصاد ژاپن یکی از کانالهایی است که از طریق آن، اوراق قرضه آمریکا به فروش خواهد رسید و اقتصاد آمریکا تحت فشار قرار خواهد گرفت. اما چنین ادعایی پایههای نظری محکمی ندارد و برای بررسی ارتباط ایالات متحده و ژاپن، باید موارد بیشتری را مد نظر قرار داد. در همین چارچوب، مقایسه تابآوری اقتصادی مردم آمریکا و ایران نیز نیازمند احتیاط است. تفاوت در ساختار اقتصادی، درآمد سرانه، دسترسی به بازارهای مالی، نظام رفاهی و ظرفیت سیاستگذاری پولی و مالی باعث میشود یک شوک مشابه، آثار متفاوتی بر دو اقتصاد داشته باشد. در بازارهای جهانی، طلا در هفته گذشته تا ۴۶۰۰ دلار صعود کرد و بیتکوین نیز به محدوده ۷۷ هزار دلار رسید. همزمان، افزایش بازده اوراق فشار بیشتری بر بازارهای مالی وارد کرده و اقدامات اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، برای مدیریت بازار بدهی را به یکی از موضوعات مهم بازار تبدیل کرده است. بنابراین پرسش اصلی فقط این نیست که «هرمز چه فشاری به اقتصاد آمریکا وارد کرده؟» بلکه باید پرسید چه بخشی از فشار موجود واقعاً از بحران انرژی میآید و چه بخشی ریشه در مشکلات مالی و بدهی خود آمریکا دارد. جمعبندی نرخ روز: افزایش بازده اوراق خزانه آمریکا تنها به بحران هرمز محدود نمیشود و عوامل داخلی مانند کسری بودجه و حجم بالای انتشار اوراق نیز در آن نقش دارند. در بازارهای جهانی، طلا و بیتکوین رشد قابل توجهی را تجربه کردهاند. مقایسه تابآوری اقتصادی کشورها نیازمند در نظر گرفتن تفاوتهای ساختاری عمیق است. پرسش اصلی این است که سهم بحران انرژی و مشکلات مالی داخلی آمریکا در فشارهای اقتصادی چقدر است.


