کاهش حضور نظامی آمریکا در آسیا؛ فرصتی برای چین و کره شمالی؟
به گزارش نرخ روز، جابهجایی اخیر نیروهای نظامی آمریکا در آسیا از دو جنبه قابل توجه است. از یک سو، این اقدام برای ملوانان ناو آبراهام لینکلن که در جریان استقرار تاریخی بیش از ۲۶۰ روزه خود با شرایط زندگی وخیم و گزارشهایی از تلاش برای خودکشی مواجه بودهاند، یک موهبت بزرگ محسوب میشود. از سوی دیگر، خروج ناو هواپیمابر جرج واشنگتن که آخرین ناو هواپیمابر نیروی دریایی آمریکا در آسیا بود، به معنای کاهش چشمگیر توان نظامی آمریکا در این منطقه است.همزمان، رئیسجمهور آمریکا به پنتاگون دستور داده است که رزمایشهای مشترک نظامی با کره جنوبی را «بهطور قابلتوجهی کاهش دهد». به نظر میرسد سئول از این اعلامیه غافلگیر شده باشد. با توجه به پست رئیسجمهور آمریکا در شبکههای اجتماعی که بر «رابطه بسیار خوب» او با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، تأکید داشت، به نظر میرسد یکی از دلایل کاهش حضور نظامی آمریکا در شبهجزیره کره به ایران مربوط میشود. این اقدام پس از آن صورت گرفت که دولت کره جنوبی از کمک به آمریکا در اقدامات نظامی علیه ایران خودداری کرد.تمام این تحولات خبر بسیار خوبی برای چین است؛ کشوری که همین حالا نیز عالیترین فرستاده خود را به کره جنوبی اعزام کرده است تا ظاهراً خلأیی را که آمریکا در حال ایجاد آن است، پر کند. وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، با لی جائه میونگ، رئیسجمهور کره جنوبی، دیدار خواهد کرد تا درباره کره شمالی و مسائل جهانی گفتوگو کند.هان لین، مدیر بخش چین در گروه آسیا، این وضعیت را «لحظهای بهطور غیرمعمولی مساعد برای پکن» توصیف کرده است. او افزود: «واشنگتن در حال ارسال این پیام است که در قبال پیونگیانگ انعطافپذیری نشان میدهد و همزمان در سئول عدم قطعیت ایجاد میکند. چین میتواند از این شکاف برای تقویت نفوذ دیپلماتیک خود استفاده کند.»چین بار دیگر تجسم آن میم شبهتائوییِ «هیچ کاری نمیکند. پیروز میشود.» است؛ اما این موضوع نتوانسته بهطور کامل نگرانیها درباره احتمال حمله پکن به تایوان را برطرف کند. این نگرانیها توجه نشریه نشنال اینترست را نیز به خود جلب کرده است؛ مجلهای که ایروینگ کریستول، نومحافظهکار آمریکایی، در سال ۱۹۸۵ آن را بنیان گذاشت و به یک اندیشکده وابسته است که ریچارد نیکسون، رئیسجمهور پیشین آمریکا، آن را تأسیس کرده بود؛ کسی که ظرفیت سلطه چین بر امور جهان را تشخیص داده بود. این مجله که در سالهای اخیر بیشتر به تریبونی برای نگرانیهای روسیه تبدیل شده، مطالبی منتشر کرده است که در آنها با نگرانی توضیح داده میشود چگونه کاهش ذخایر مهمات، تایوان را در معرض خطر قرار داده است.البته چنین کاهش ذخایری پیامد کارزار بمباران آمریکا علیه ایران است، اما مشخص نیست که چین بخواهد یا حتی نیازی داشته باشد از این خلأ استفاده کند؛ دستکم نه از طریق بمباران. پکن با دقت نظاره کرده است که آمریکا و همچنین روسیه در جریان جنگ اوکراین، چگونه به اقتصادهای خود آسیب زده، نیروهای نظامیشان را تضعیف کرده و اعتبار جهانی خود را از بین بردهاند، در حالی که همچنان در جنگهایی که خود آغاز کردهاند شکست میخورند. هیچکس نمیخواهد بگوید خطر حمله به تایوان کاملاً از بین رفته است، اما انگیزه چین برای چنین اقدامی احتمالاً بسیار پایین است. چرا باید به جایی حمله کرد که عملاً همین حالا آن را تحت کنترل دارید؟ فقط به «هیچ کاری نکردن» ادامه دهید و همچنان پیروز بمانید.اما از جنبهای ملموستر، روزبهروز روشنتر میشود که ماشین نظامی پرمدعایی که آمریکا دههها اداره کرده بود، در حال از دست دادن توان خود است. گزارشی اختصاصی که روز سهشنبه در واشنگتن پست منتشر شد، جزئیات بررسی پنتاگون برای کاهش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه را تشریح میکند؛ بهویژه به این دلیل که پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه در طول جنگ با ایران بارها هدف حملات سنگین قرار گرفتهاند. اگر این اتفاق رخ دهد، تغییر مسیر قابلتوجهی نسبت به شیوه فعالیت نیروهای آمریکایی در منطقه پس از حملات ۱۱ سپتامبر خواهد بود.تمام این تحولات ممکن است برای هر کسی که با رویکرد «پلیس جهان» آمریکا مخالف است، خبر خوشایندی باشد؛ اما کنار زدن عصاهایی که امپراتوری بیمار ایالات متحده به آنها تکیه کرده، از سوی رئیسجمهور آمریکا میتواند در عین حال به سمت و سویی فاجعهبار نیز پیش برود. همانطور که جوزف یون، سفیر پیشین آمریکا در کره جنوبی، توضیح داده است، خلأیی که آمریکا بر جای میگذارد باعث شده کشورهای بیشتری، از جمله کره شمالی، به سلاحهای هستهای بهعنوان عاملی بازدارندهای در برابر متجاوزان آینده نگاه کنند.همانطور که هر کسی که درباره اشاعه تسلیحات هستهای مطالعه کرده باشد به شما خواهد گفت، این بازی خطرناکی است: هرچه کشورهای بیشتری برای حفظ صلح به سلاحهای هستهای متکی شوند، احتمال وقوع یک هولوکاست هستهای بیشتر میشود؛ خواه این فاجعه بهطور تصادفی آغاز شود و خواه عمدی باشد. افول تدریجی هژمونی آمریکا ممکن است برای بسیاری از مردم جهان خبر خوبی باشد، اما همزمان میتواند با ظهور دوباره چین بهعنوان یک ابرقدرت جهانی، خطرات موجودیتی جدیدی ایجاد کند.جمعبندی نرخ روزکاهش حضور نظامی آمریکا در آسیا و خاورمیانه، از جمله خروج ناو هواپیمابر و کاهش رزمایشها، خلأیی استراتژیک ایجاد کرده است. این وضعیت فرصتی برای چین فراهم میآورد تا نفوذ دیپلماتیک خود را تقویت کند و همزمان نگرانیهایی را در مورد ثبات منطقهای و اشاعه تسلیحات هستهای افزایش میدهد. در حالی که انگیزه چین برای حمله به تایوان پایین ارزیابی میشود، تضعیف توان نظامی آمریکا میتواند به افزایش اتکای کشورهایی مانند کره شمالی به سلاحهای هستهای منجر شود و خطرات جهانی را تشدید کند.


