بازگشت «معامله کاهش ارزش پول»؛ صعود دوباره طلا و بیتکوین
به گزارش نرخ روز، افزایش سریع بدهی دولت آمریکا، نقطه آغاز نگرانیهای اخیر در بازارهای مالی است. بدهی عمومی آمریکا در هفته گذشته برای اولین بار از مرز 40 تریلیون دلار فراتر رفت. همزمان با این افزایش، کسری بودجه نیز در سطوح بالایی باقی مانده است. برآوردهای دفتر بودجه کنگره آمریکا حاکی از آن است که کسری بودجه در سال مالی 2026 به حدود 1.9 تریلیون دلار خواهد رسید که معادل 5.8 درصد از تولید ناخالص داخلی است.ویمشکل تنها به حجم بدهی محدود نمیشود؛ بلکه هزینه تأمین مالی آن نیز رو به افزایش است. نرخ بازده اوراق بلندمدت آمریکا در ماههای اخیر به بالاترین سطوح چند سال گذشته رسیده است. افزایش نرخ بهره به معنای بالا رفتن هزینهای است که دولت برای پرداخت سود بدهیهای خود متحمل میشود. بر اساس برآوردهای کنونی، پرداخت خالص بهره دولت فدرال در سال 2026 حدود یک تریلیون دلار خواهد بود و در صورت تداوم روند فعلی، این رقم میتواند تا سال 2036 به حدود 2.1 تریلیون دلار برسد.ویمجموع این عوامل، یک چرخه نگرانکننده را شکل میدهد: بدهی بیشتر، هزینه بهره بالاتر و کسری بودجه بزرگتر که خود به انتشار بدهیهای جدید نیاز دارد.ویدر چنین شرایطی، تصمیم اخیر وزارت خزانهداری آمریکا برای افزایش اندازه بازخرید اوراق بلندمدت، مورد توجه بازار قرار گرفته است. خزانهداری اعلام کرده که سقف عملیات بازخرید اوراق با سررسیدهای 10 تا 30 سال را از 2 میلیارد دلار به حداقل 4 میلیارد دلار در هر عملیات افزایش میدهد. هدف رسمی این اقدام، حمایت از نقدشوندگی بازار اوراق بلندمدت عنوان شده است.ویمنظور از این عملیات، خرید اوراق موجود از بازار توسط خزانهداری و در نتیجه مدیریت ترکیب بدهیهای خود است. اما مسئله از آنجا آغاز میشود که بازار این اقدام را در چارچوب گستردهتری از سیاست مالی آمریکا تفسیر میکند.ووقتی دولت با بدهی بسیار بزرگی مواجه است و همزمان نرخهای بلندمدت افزایش یافتهاند، کنترل هزینه استقراض اهمیت بیشتری پیدا میکند. خرید اوراق بلندمدت میتواند تقاضا برای این اوراق را افزایش داده و در شرایط عادی به بالا رفتن قیمت و کاهش بازده آنها کمک کند. به همین دلیل، برخی سرمایهگذاران این اقدام را نشانهای از افزایش حساسیت دولت به نرخهای بلندمدت میدانند و همین مسئله نگرانیهایی را درباره فشار برای پایین نگه داشتن بازده اوراق و در نتیجه احتمال تضعیف دلار ایجاد کرده است.و«معامله کاهش ارزش پول» در سادهترین تعریف، راهبردی است که سرمایهگذار بر اساس آن انتظار دارد ارزش واقعی یک ارز فیات در بلندمدت کاهش یابد و بنابراین بخشی از سرمایه خود را به داراییهایی منتقل میکند که عرضه محدودی دارند یا وابستگی کمتری به سیاستهای دولتها دارند.ویمنطق این معامله بسیار ساده است: اگر بدهی دولت بیش از حد بالا باشد و کاهش آن از طریق کم کردن هزینههای دولت یا افزایش مالیات دشوار شود، یکی از راههای کاهش ارزش واقعی بدهی، ایجاد شرایطی است که ارزش پول در طول زمان کاهش پیدا کند. این اتفاق میتواند از مسیر تورم، نرخهای بهره واقعی پایینتر یا تضعیف ارز رخ دهد.ویاین به معنای آن نیست که دولت آمریکا لزوماً تصمیم گرفته ارزش دلار را کاهش دهد یا اینکه بازخرید اوراق مستقیماً باعث ایجاد تورم میشود. مسئله اصلی، برداشت سرمایهگذاران از مسیر آینده سیاست مالی و پولی است.ویدر چنین شرایطی، سرمایهگذاران به داراییهایی توجه میکنند که عرضه آنها محدود است و ارزششان مستقیماً به توان دولت برای بازپرداخت بدهی وابسته نیست.وطلا مهمترین نمونه سنتی این داراییهاست. بیتکوین نیز در سالهای اخیر به عنوان یک دارایی با عرضه محدود وارد همین روایت شده است. به همین دلیل، زمانی که نگرانی درباره ارزش آینده دلار افزایش پیدا میکند، هر دو دارایی میتوانند از جریان سرمایهای که به دنبال پوشش ریسک کاهش ارزش پول است، منتفع شوند.ویکردار بازار در هفته گذشته نیز با همین روایت همخوانی داشت. طبق گزارشها، بیتکوین در هفته گذشته حدود 22 درصد رشد کرد و طلا نیز 5.6 درصد افزایش یافت؛ همزمان دلار کاهش پیدا کرد.ویاین همزمانی مهم است، زیرا نشان میدهد رشد طلا و بیتکوین را نمیتوان صرفاً با افزایش تقاضا برای داراییهای پرریسک توضیح داد. بخشی از سرمایهگذاران در حال خرید داراییهایی هستند که میتوانند در برابر کاهش ارزش پول و بیثباتی مالی دولتها نقش پوشش ریسک داشته باشند.ووبازگشت این معامله به معنای آن نیست که روند صعودی طلا و بیتکوین تضمین شده است. اگر بازده واقعی اوراق آمریکا افزایش پیدا کند، دلار دوباره تقویت شود یا سرمایهگذاران به این نتیجه برسند که سیاستهای مالی آمریکا در مسیر پایدارتری قرار گرفته است، جذابیت این معامله میتواند کاهش پیدا کند.ووبا این حال، آنچه در حال حاضر برای بازار اهمیت دارد، صرفاً یک برنامه بازخرید اوراق نیست. عبور بدهی آمریکا از 40 تریلیون دلار، کسری بودجه بالا، افزایش هزینه بهره و دشوار شدن تأمین مالی بدهی، همگی نگرانی عمیقتری درباره مسیر مالی دولت ایجاد کردهاند.ووبه همین دلیل، بازخرید اوراق بلندمدت خزانهداری را میتوان جرقهای دانست که توجه بازار را دوباره به مسئلهای بزرگتر جلب کرده است: اگر بدهی دولتهای بزرگ همچنان افزایش یابد، در نهایت چه کسی هزینه آن را پرداخت میکند؟وودر حال حاضر، بخشی از سرمایهگذاران پاسخ این سؤال را در قالب خرید طلا، بیتکوین و سایر داراییهای محدود از نظر عرضه میدهند؛ همان چیزی که در بازار از آن با عنوان Debasement Trade یاد میشود.وجمعبندی نرخ روزوگذر بدهی عمومی آمریکا از 40 تریلیون دلار و افزایش کسری بودجه، نگرانیها را درباره پایداری مالی دولت آمریکا تشدید کرده است. این وضعیت، همراه با افزایش هزینههای تأمین مالی بدهی، به شکلگیری «معامله کاهش ارزش پول» در بازار دامن زده است. در نتیجه، سرمایهگذاران به سمت داراییهایی مانند طلا و بیتکوین که عرضه محدودی دارند و کمتر به سیاستهای دولتها وابسته هستند، روی آوردهاند. این رویکرد به رشد قابل توجه این داراییها در هفتههای اخیر منجر شده است.


