۰۵:۴۵:۵۰ یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵
خانهاخبار › رویارویی آمریکا و ایران: ورود به مرحله‌ای جدید و خطرناک

رویارویی آمریکا و ایران: ورود به مرحله‌ای جدید و خطرناک

🗓 دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ ✍️ نرخ روز
با انقضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و تشدید فشارهای اقتصادی و نظامی، رویارویی آمریکا و ایران وارد مرحله‌ای جدید و پرخطر شده که می‌تواند به درگیری‌های گسترده‌تر منجر شود.
رویارویی آمریکا و ایران: ورود به مرحله‌ای جدید و خطرناک

به گزارش نرخ روز، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، اخیراً در شبکه‌های اجتماعی ادعا کرد که هیچ‌کس به اندازه او به جمهوری اسلامی ایران فرصت توافق نداده است. او افزود که عدم دستیابی به توافق، اکنون به اعمال «جنگ اقتصادی و انزوا در مقیاسی بی‌سابقه» توسط ایالات متحده منجر خواهد شد. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده، نیز در مقاله‌ای نوشت که «در سپیده‌دم، یک روز D اقتصادی آغاز می‌شود – بزرگترین تهاجم مالی که تاکنون علیه یک دشمن انجام شده است».

این تصمیم می‌تواند نشان‌دهنده تغییر مسیر دولت ترامپ به سمت رویکردی مشابه کمپین «فشار حداکثری» علیه ایران در دوره اول ریاست جمهوری او باشد که با تهدید واقعی از سرگیری درگیری ترکیب شده است. ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری خود تمایل خود را به انجام چنین رویکردی نشان داده است. با این حال، به نظر می‌رسد این تغییر مسیر منجر به نتایج دلخواه واشنگتن نشود.

به نوشته جورجیو کافیرو، تحلیل‌گر مسائل منطقه‌ای، یادداشت تفاهم اسلام‌آباد (MoU) که در ۱۷ ژوئن امضا شد و اغلب به عنوان «یادداشت تفاهم سوءتفاهم» از آن یاد می‌شود، یک هفته پیش از این، در ۱۷ اوت منقضی شد. اگرچه قرار بود تفاهم‌نامه اسلام‌آباد به واشنگتن و تهران ۶۰ روز برای مذاکره فرصت دهد، اما دو طرف نتوانسته‌اند به یک پیشرفت دیپلماتیک دست یابند.

با وجود وعده واشنگتن نسبت به اعمال فشارهای اقتصادی بیشتر، ایران در حال قمار بر سر این است که می‌تواند بیشتر از ترامپ دوام بیاورد. اکنون به نظر می‌رسد رویارویی آمریکا و ایران وارد دوره جدیدی می‌شود که احتمالاً با تحریم‌های مداوم، فشار در اطراف تنگه هرمز، تهدیدها، مذاکرات و فعالیت‌های نظامی محدود شکل خواهد گرفت.

حتی اگر نه دولت ترامپ و نه تهران چنین سناریوی کابوس‌واری را نخواهند، ممکن است یک حادثه جزئی، از جمله در تنگه هرمز و یا از سوی بازیگران غیردولتی در منطقه، باعث بازگشت به جنگ تمام‌عیار شود. انتظار می‌رود در این مرحله از درگیری، تنگه هرمز در قلب بحران باقی بماند. حفظ آزادی ناوبری و جلوگیری از استفاده تهران از این آبراه استراتژیک به عنوان منبع فشار، از اولویت‌های اصلی واشنگتن است. با این وجود، کنترل مؤثر ایران بر تنگه هرمز، محور استراتژی‌های تهران برای اعمال فشار بر ایالات متحده جهت امتیازگیری است.

به گفته ولفگانگ پوتسای، مشاور ارشد موسسه سیاست اروپایی و امنیتی اتریش، استراتژی واشنگتن در تلاش برای وادار کردن ایران به پذیرش شرایط دولت ترامپ برای پایان دادن به این بحران، بر ترکیبی از ابزارهای اطلاعاتی، اقتصادی و نظامی استوار است. او گفت: «تیزترین شمشیر در استراتژی ایالات متحده، حمله نیست، بلکه ابزارهای اقتصادی مانند تحریم‌ها و محاصره دریایی است. در این مرحله تا زمانی که به کشتی‌های تجاری و سایر اهداف در منطقه حمله نشود، آمریکا فوریتی برای حمله نمی‌بیند.»

به باور او، ترامپ قصد دارد تا زمان تأثیرگذاری تحریم‌ها و محاصره صبر کند. با این حال، همانطور که دیده‌ایم، اگر حملات به کشتی‌ها در تنگه یا اعضای شورای همکاری خلیج فارس از سر گرفته شود، ایالات متحده احتمالاً حملات را از سر خواهد گرفت و ممکن است دوباره شاهد کمپین هدفمند یک تا دو هفته‌ای علیه مواضع موشکی ایران باشیم.

به گفته این تحلیلگر دفاعی و امنیتی اتریشی: «آنچه که احتمالاً شاهد آن خواهیم بود، ادامه تحریم‌ها و محاصره دریایی با حملات محدود در پاسخ به تحرکات نظامی بزرگتر ایران است. برای ترامپ، ادامه یک جنگ سطح پایین خارج از کانون توجه رسانه‌های ایالات متحده مطمئناً بهتر از یک شکست تحقیرآمیز است، به ویژه قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای.» او افزود: «از سوی دیگر، ایران ممکن است سعی کند ایالات متحده را دوباره به یک رویارویی نظامی بزرگتر و پرهزینه‌تر بکشاند تا پذیرش داخلی جنگ در آمریکا را در آینده بیشتر تضعیف کند.»

به گفته نیل کویلیام، پژوهشگر اندیشکده چاتهام هاوس: «از زمان شروع فروپاشی تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، الگویی از تبادلات نظامی محدود، تشدید تهدیدها، دیپلماسی قهری و افزایش فشار بر کشتیرانی در تنگه هرمز وجود داشته است و انتظار می‌رود این الگو پس از انقضای تفاهم‌نامه نیز ادامه یابد.»

با این حال، کویلیام تأکید کرد که هم ایالات متحده و هم ایران انگیزه‌های قوی برای جلوگیری از تبدیل شدن این بحران به یک درگیری طولانی‌مدت دارند. او گفت: «دولت ترامپ همچنان تحت فشار است تا نشان دهد که کارزار نظامی‌اش به نتایج ملموسی رسیده است، در حالی که ایران به دنبال حفظ ثبات داخلی و جلوگیری از آسیب بیشتر به اقتصاد و زیرساخت‌های خود است.»

با این وجود، با توجه به اینکه دو طرف از ۱۷ آگوست بدون هیچ چارچوب توافق‌شده‌ای فعالیت می‌کنند، این خطر واقعی وجود دارد که هرگونه «حادثه جدی در خلیج فارس، حمله به دارایی‌های ایالات متحده یا رویارویی با کشتیرانی» بتواند به سرعت چرخه جدیدی از اقدام نظامی را آغاز کند. کویلیام خاطرنشان کرد: «نمی‌توان بازگشت جنگ تمام‌عیار را رد کرد، اما این عملیات‌ها به احتمال زیاد ناشی از تشدید تنش و قضاوت نادرست هستند تا تصمیم عمدی هر یک از طرفین برای بازگشت به جنگ.»

به باور گوردون گری، سفیر سابق ایالات متحده در تونس، دلیل خوبی برای انتظار ادامه همان چرخه‌ای وجود دارد که امسال در بحبوحه رویارویی ایالات متحده و ایران از ماه آوریل تکرار شده و شامل تهدیدهای فزاینده، مذاکرات و ادعاهای بیش از حد خوش‌بینانه از سوی ترامپ یا اطرافیانش مبنی بر قریب‌الوقوع بودن توافق برای بازگشایی تنگه هرمز می‌شود. این دیپلمات سابق آمریکایی اظهار داشت: «این چرخه مانند ساعت تکرار می‌شود، زمانی که توافق وعده داده شده محقق نشود.»

به گفته گری: «ارشدترین مقامات ارتش آمریکا پیش از این به ترامپ توصیه کرده‌اند که ایالات متحده از نظر اثربخشی حملات علیه ایران به نقطه کاهش بازده رسیده و ایالات متحده به سرعت در حال اتمام ذخایر تجهیزات نظامی خود است. این واقعیت، علاوه بر عدم محبوبیت عمیق و رو به رشد جنگ، نشان می‌دهد که ترامپ در نهایت از عملیات نظامی تمام‌عیار علیه ایران خودداری می‌کند.»

با این حال، تهران گذر زمان را به نفع خود می‌بیند و این فرض را در نظر می‌گیرد که افزایش فشار اقتصادی، افزایش قیمت سوخت و مخالفت با جنگ پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحده، در نهایت واشنگتن را مجبور به دادن امتیازاتی در ازای بازگشایی تنگه هرمز خواهد کرد. این ممکن است یک استراتژی برنده برای ایران باشد. اما تهران بدون شک ریسک بزرگی را به جان می‌خرد و شاید اهمیت تقویم انتخاباتی ایالات متحده را بیش از حد ارزیابی می‌کند.

در پی خسارات گسترده به پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه، اکنون واشنگتن بر سر این دوراهی قرار دارد که آیا میلیاردها دلار برای بازسازی این تأسیسات هزینه کند یا ردپای نظامی خود را در خاورمیانه برای دوران جدید مورد بازنگری قرار دهد.

به ادعای کویلیام، ایران با فرض اینکه عزم و اراده واشنگتن پیش از آنکه ایران توانایی خود را برای تحمل هزینه‌های اقتصادی و نظامی این رویارویی از دست بدهد، «اشتباه» می‌کند. او گفت: «هرچه اختلاف بر سر تنگه هرمز بیشتر ادامه یابد، فشار بر اقتصاد ایران بیشتر و خطر اقدام نظامی بیشتر علیه دارایی‌های ایران بیشتر می‌شود. تهران ممکن است محاسبه کند که زمان به نفع اوست، اما به تأخیر انداختن تعامل معنادار می‌تواند به ایالات متحده اجازه دهد فشار را تشدید کند، حمایت بین‌المللی گسترده‌تری ایجاد کند و اقدامات اضافی را توجیه کند. از این نظر، ایران یک بازی انتظار کم‌خطر را دنبال نمی‌کند. این قمار است که می‌تواند در برابر یک رویارویی طولانی‌مدت بهتر از دشمن خود مقاومت کند.»

گری معتقد است که تهران بین محاسبات سیاسی امروز ترامپ و محاسبات جیمی کارتر در سال ۱۹۸۰ تفاوتی قائل نیست. در حالی که کارتر در بیشتر دوران بحران گروگانگیری ۱۹۷۹-۱۹۸۱ به دنبال انتخاب مجدد بود، ترامپ نمی‌تواند برای یک دوره دیگر نامزد شود. گری گفت: «[ترامپ] ظاهراً معتقد است – و ممکن است درست هم بگوید – که حزب جمهوری‌خواه کنترل سنا را حفظ خواهد کرد. خلاصه اینکه، او آنقدر که تهران فکر می‌کند یا امیدوار است، نگران انتخابات میان‌دوره‌ای نیست.»

این در شرایطی است که ابعاد مشکلات اقتصادی ایران در سراسر کشور رو به گسترش است، و اینکه تهران تا چه مدت می‌تواند تحت چنین شرایطی دوام بیاورد، یک سوال بی‌پاسخ است. با توجه به این پویایی‌های شدید در ایران، نادر هاشمی، مدیر مرکز شاهزاده الولید بن طلال برای تفاهم مسلمان-مسیحی در دانشگاه جورج تاون، معتقد است که استراتژی ایران شاید مصداق زیاده‌روی تهران در بازی دادن دشمن است. او گفت: «عدم پیگیری مذاکرات و مشروط کردن دیپلماسی با ایالات متحده و انتظار پایان دوره دولت ترامپ به این معنی است که ایران در دو سال و نیم آینده از کاهش تحریم‌ها یا کمک‌های اقتصادی معناداری برخوردار نخواهد شد و این فاجعه‌بار است.»

خطر واقعی این است که بحران ایالات متحده و ایران فراتر از رویارویی فعلی بین واشنگتن و تهران گسترش یابد، زیرا انقضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، مهار این درگیری را به طور فزاینده‌ای چالش‌برانگیز می‌کند. و خطر کشیده شدن کشورهای بیشتر منطقه به این بحران، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، واقعی است. به ویژه تهدید نظامی که ترامپ در زمان انقضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد علیه عمان مطرح کرد، نگران‌کننده است. مسقط به عنوان یک واسطه دیرینه بین ایالات متحده و ایران، نقش مهمی در باز نگه داشتن کانال‌های دیپلماتیک ایفا کرده است.

حتی اگر اقدام نظامی ایالات متحده علیه این کشور یک سناریوی بسیار بعید باشد، تهدیدهای ترامپ برای انجام این کار، در زمانی که مشارکت قوی ایالات متحده و عمان کلید کاهش تنش است، خطر آسیب رساندن به روابط واشنگتن با مسقط را به همراه دارد. به گفته شیرین هانتر، عضو افتخاری مرکز تفاهم مسلمانان و مسیحیان در دانشگاه جورج تاون که پیش از سال ۱۹۷۹ به عنوان دیپلمات ایرانی خدمت می‌کرد: «تهدید ترامپ مبنی بر حمله به عمان، ادامه دیپلماسی همراه با تهدید او است.» با افزایش مخالفت‌ها با جنگ با ایران در کنگره، گسترش جنگ به عمان بسیار غیرعاقلانه خواهد بود. علاوه بر این، چنین حمله‌ای جایگاه ایالات متحده را در میان کشورهای عربی خلیج فارس بیش از پیش تضعیف می‌کند. علاوه بر این، حمله به عمان نظر تهران را در مورد توافق با ایالات متحده تغییر نخواهد داد.

به گفته هاشمی: «تهدید علیه عمان نشان‌دهنده سبک حکومتی عمیقاً اقتدارگرایانه ترامپ است که معتقد است می‌تواند سایر کشورها را مجبور به پیروی از سیاست‌های خود کند. هیچ دلیلی وجود ندارد که ایالات متحده شروع به بمباران متحدان خود در خاورمیانه کند و این‌که ترامپ چنین تهدیدهایی را مطرح می‌کند، نشان‌دهنده ناهماهنگی کامل سیاست خارجی ایالات متحده است.» از نظر گری، دومین تهدید ترامپ برای بمباران عمان «عجیب» و نشان‌دهنده «ناامیدی و بی‌پروایی» ترامپ و همچنین این واقعیت است که او هیچ ایده‌ای ندارد که چگونه ایالات متحده را از جنگی که با ایران آغاز کرده است، نجات دهد.

یمن یکی دیگر از نقاط بحرانی است که با توجه به گسترش احتمالی بحران ایالات متحده و ایران در حال حاضر که تفاهم‌نامه اسلام‌آباد منقضی شده است، نمی‌توان آن را نادیده گرفت. با توجه به توانایی حوثی‌ها در تهدید کشتیرانی تجاری و زیرساخت‌های دریایی در دریای سرخ و خلیج عدن، افزایش حملات انصارالله می‌تواند واشنگتن را مجبور به واکنش نظامی کند و به طور بالقوه یک جبهه بزرگ دوم را در زمانی ایجاد کند که واشنگتن در حال حاضر در تلاش برای مدیریت رویارویی در اطراف تنگه هرمز است. نتیجه می‌تواند یک چرخه رو به گسترش باشد که در آن فشار ایران از طریق شرکای منطقه‌ای، اقدامات نظامی اضافی ایالات متحده را ایجاد می‌کند که به نوبه خود باعث تلافی بیشتر می‌شود. به گفته کویلیام: «تحولات در دریای سرخ و خلیج عدن ممکن است به اندازه وقایع تنگه هرمز در شکل‌دهی به مرحله بعدی بحران مهم باشند.»

یک احتمال بسیار شدیدتر، چشم‌انداز ورود درگیری به مرحله‌ای کاملاً جدید و بسیار خطرناک‌تر است و هانتر به گزارش‌هایی مبنی بر اینکه ایالات متحده ممکن است استفاده از سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی علیه ایران را در نظر بگیرد، اشاره کرد. حتی بدون چنین تشدید تنشی، ترکیبی از بازیگران غیردولتی مورد حمایت ایران، حملات به کشتی‌ها، واکنش‌های نظامی ایالات متحده و تهدیدها علیه کشورهای منطقه، پتانسیل قابل توجهی برای محاسبات اشتباه ایجاد می‌کند. بنابراین، نگرانی اصلی صرفاً این نیست که آیا واشنگتن یا تهران عمداً یک جنگ گسترده‌تر را انتخاب می‌کنند، بلکه این است که آیا مجموعه‌ای از اقدامات و واکنش‌های تشدیدشونده به تدریج به چنین نتیجه‌ای منجر می‌شود یا خیر. از این نظر، انقضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نه تنها به این دلیل مهم است که چارچوب دیپلماتیک را از بین می‌برد، بلکه به این دلیل که ممکن است سازوکارهای کمتری برای جلوگیری از منطقه‌ای و بین‌المللی شدن بیشتر یک بحران محلی باقی بگذارد.

به نظر نمی‌رسد در این مرحله نه واشنگتن و نه تهران مایل به دادن اولین امتیاز قابل توجه باشند. اگرچه تحت فشار اقتصادی و نظامی فزاینده، تهران هیچ انگیزه‌ای برای پذیرش توافقی که می‌تواند توسط مخاطبان داخلی به عنوان تسلیم شدن در برابر ایالات متحده و اسرائیل تلقی شود، ندارد. در همین حال، واشنگتن از درخت بلندی بالا رفته که پایین آمدن از آن با توجه به سرمایه‌گذاری دولت ترامپ برای نشان دادن اینکه فشار نظامی و اقتصادی می‌تواند تهران را مجبور به تغییر مسیر کند، تحقیرآمیز خواهد بود.

با این حال، واشنگتن در موقعیتی نیست که هزینه‌های یک درگیری طولانی‌مدت، از جمله کاهش حمایت داخلی، محدودیت‌های نظامی و خطر یک جنگ منطقه‌ای گسترده‌تر را نادیده بگیرد. در نتیجه، ایالات متحده و ایران خود را در یک بن‌بست خطرناک می‌بینند که در آن به نظر می‌رسد هر دو طرف تمایلی به عقب‌نشینی ندارند.

جمع‌بندی نرخ روز
با انقضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، رویارویی آمریکا و ایران وارد مرحله‌ای جدید و خطرناک شده که با تشدید فشارهای اقتصادی و نظامی همراه است. هرچند هر دو طرف از جنگ تمام‌عیار پرهیز می‌کنند، اما خطر حوادث ناخواسته و محاسبات اشتباه در تنگه هرمز و سایر نقاط بحرانی منطقه، احتمال گسترش درگیری را افزایش می‌دهد. در این میان، تهران با تکیه بر توانایی خود برای مقاومت در برابر فشارها و واشنگتن با هدف وادار کردن ایران به تغییر مسیر، در بن‌بستی قرار گرفته‌اند که خروج از آن دشوار به نظر می‌رسد.

اخبار بیشتر

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌های اقتصادی ایران
همه اخبار