۰۵:۴۶:۱۸ یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵
خانهاخبار › غول‌های چینی: قدرت‌های پنهان پشت برندهای خودرویی

غول‌های چینی: قدرت‌های پنهان پشت برندهای خودرویی

🗓 دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ ✍️ نرخ روز
در صنعت خودروی چین، تعداد لوگوها به مراتب بیشتر از تعداد بازیگران واقعی است؛ بسیاری از برندها زیرمجموعه گروه‌های صنعتی بزرگ‌تر هستند.
غول‌های چینی: قدرت‌های پنهان پشت برندهای خودرویی

به گزارش نرخ روز، در صنعت خودروی اروپا و آمریکا، ساختار مالکیت برندها برای مخاطبان چندان غریبه نیست. برای مثال، با شنیدن نام‌هایی مانند آئودی، فولکس‌واگن، پورشه یا لامبورگینی، می‌دانیم که بخش مهمی از این برندها به گروه صنعتی فولکس‌واگن تعلق دارند. با این حال، ورود شرکت‌های چینی این معادله را پیچیده‌تر کرده است. در بازار امروز چین، تعداد زیادی برند با هویت، طراحی، لوگو و حتی شبکه فروش جداگانه فعالیت می‌کنند، در حالی که در پشت صحنه، چندین برند ممکن است به یک گروه خودروسازی واحد تعلق داشته باشند. به همین دلیل، شناخت نام برند به‌تنهایی برای درک اینکه چه شرکتی واقعاً خودرو را ساخته، دیگر کافی نیست. یکی از نمونه‌های بارز این وضعیت، چری است. در بازار ایران، نام‌هایی مانند چری، اومودا، جیکو و اکستریم ممکن است به عنوان خودروسازان متفاوت تلقی شوند، در حالی که بخش مهمی از این برندها در ساختار گروه چری قرار دارند. چری در سال ۲۰۲۶ مجموعه برندهای خود را با نام‌هایی مانند CHERY، EXEED، iCAUR، OMODA & JAECOO و LEPAS معرفی کرده است. حتی OMODA و JAECOO نیز به‌طور رسمی زیرمجموعه Chery Group معرفی می‌شوند. بنابراین، وقتی در بازار ایران یک محصول چری، یک اومودا، یک جیکو (لوکانو) یا یک اکستریم مشاهده می‌شود، لزوماً با چهار شرکت مستقل مواجه نیستیم، بلکه باید به ساختار بزرگ‌تر گروه چری توجه کرد. اگر ساختار چری پیچیده به نظر می‌رسد، جیلی نمونه‌ای حتی بزرگ‌تر است. گروه Zhejiang Geely Holding علاوه بر برند جیلی، مالکیت یا سهام قابل‌توجهی در مجموعه‌ای از برندهای شناخته‌شده جهانی دارد؛ از جمله Zeekr، Lynk & Co و Volvo Cars تا Polestar و Lotus. همچنین برندهایی مانند smart و LEVC نیز در پرتفوی این گروه قرار دارند. خود جیلی هلدینگ در گزارش رسمی سال ۲۰۲۶ نیز این مجموعه را بخشی از پرتفوی جهانی خود معرفی کرده است. البته نکته مهم اینجاست که «زیرمجموعه» با «مالکیت صددرصدی» یکسان نیست. ساختار جیلی شامل شرکت‌های کاملاً تحت کنترل، سهام‌داری و سرمایه‌گذاری‌های مشترک است. بنابراین، نباید همه این برندها را به یک معنا «شرکت تابعه جیلی» دانست. اما از منظر صنعت، یک واقعیت روشن است: پشت تعداد زیادی از خودروهایی که مصرف‌کننده تصور می‌کند متعلق به برندهای کاملاً مستقل هستند، یک شبکه سرمایه و فناوری مشترک وجود دارد. BYD نیز دیگر صرفاً یک برند نیست. این گروه امروز خودروهای خود را تحت برندهای BYD، Denza، Fangchengbao و Yangwang عرضه می‌کند. خود BYD نیز در رویدادهای رسمی‌اش این چهار نام را به عنوان مجموعه برندهای خود معرفی کرده است. در نتیجه، وقتی یک Denza یا Yangwang مشاهده می‌شود، نباید تصور کرد که این خودرو از یک خودروساز کاملاً جدا از BYD آمده است. BYD برای پوشش بخش‌های مختلف بازار، از خودروهای عمومی تا محصولات لوکس و آفرودی، چند برند ایجاد کرده است. ساختار SAIC Motor نیز نمونه دیگری از همین مدل است. SAIC مالک برندهایی مانند MG، Roewe، IM Motors و Maxus است و در کنار آنها با شرکت‌های خارجی نیز سرمایه‌گذاری مشترک دارد. خود SAIC در نمایشگاه خودرو پکن ۲۰۲۶ مجموعه برندهای خود و شرکای مشترکش از جمله MG، IM، Maxus، Volkswagen، Audi، Buick و Cadillac را در یک مجموعه به نمایش گذاشت. اینجا البته باید بین «برند متعلق به SAIC» و «برند تولیدشده در یک جوینت‌ونچر با SAIC» تفاوت قائل شد. برای مثال، فولکس‌واگن و جنرال موتورز مالک SAIC نیستند، بلکه همکاری‌های مشترک صنعتی با این گروه دارند. چانگان نیز در سال‌های اخیر به سمت ساخت یک سبد چندبرندی رفته است. ساختار فعلی گروه شامل Changan، Deepal و Avatr است و برند Nevo نیز در این مجموعه قرار دارد. خود چانگان در وب‌سایت رسمی‌اش این برندها را بخشی از ماتریس برند خود معرفی می‌کند. Deepal به‌طور رسمی به عنوان یکی از برندهای چانگان معرفی شده و چانگان، Deepal و Avatr نیز به عنوان سه برند اصلی این شرکت در بازارهای بین‌المللی شناخته شده‌اند. احتمالاً برای مخاطب ایرانی نام هاوال آشناتر از Great Wall Motor است. اما هاوال تنها یکی از برندهای این گروه است. Great Wall Motor یا GWM مجموعه‌ای شامل Haval، Wey، Tank، Ora و Poer دارد و در ساختار جدید خود حتی برندهایی مانند Souo را نیز معرفی کرده است. بنابراین، هاوال، تانک و اورا را نباید سه خودروساز مستقل در نظر گرفت؛ آنها برندهایی در یک گروه صنعتی بزرگ‌تر هستند. در گروه‌های بزرگ دیگر نیز همین الگو وجود دارد: Dongfeng: برندهایی مانند Voyah، MHero، Nammi و Forthing در ساختار گسترده این گروه قرار دارند. BAIC: در کنار برند BAIC، نام‌هایی مانند Arcfox و Beijing در بخش خودروهای سواری این گروه دیده می‌شود. BAIC همچنین در قالب سرمایه‌گذاری‌های مشترک با مرسدس‌بنز و هیوندای فعالیت می‌کند. GAC: برندهای GAC Trumpchi، Aion و Hyptec را در سبد خود دارد. FAW: برندهایی مانند Hongqi و Bestune را در اختیار دارد. NIO: علاوه بر NIO، برندهای Onvo و Firefly را نیز توسعه داده است. در نتیجه، وقتی به بازار خودروی چین نگاه می‌کنیم، تعداد لوگوها به‌مراتب بیشتر از تعداد بازیگران واقعی صنعت است. این فقط یک بازی تبلیغاتی نیست. ایجاد برندهای متعدد به خودروساز اجازه می‌دهد بخش‌های مختلف بازار را با هویت‌های متفاوت هدف بگیرد؛ یک برند برای بازار اقتصادی، یک برند برای خودروهای لوکس، یکی برای خودروهای برقی، یکی برای خودروهای آفرودی و دیگری برای بازارهای صادراتی. کاری که ژاپنی‌ها و هیوندای فقط با یک برند لوکس‌تر از محصولات عادی خود انجام داده بودند. در عین حال، پلتفرم، موتور، باتری، نرم‌افزار، زنجیره تأمین و حتی بخشی از فناوری می‌تواند میان این برندها مشترک باشد. همین موضوع به خودروساز اجازه می‌دهد هزینه توسعه را میان محصولات بیشتری تقسیم کند. این مسئله در مورد جیلی به‌وضوح دیده می‌شود؛ این گروه از یک طرف برندهای متفاوتی را مدیریت می‌کند و از طرف دیگر روی اشتراک منابع و همکاری میان برندها تأکید دارد. حتی در اروپا نیز جیلی در سال ۲۰۲۶ از مدل «One Geely» و اشتراک بیشتر منابع میان Geely و Zeekr صحبت کرده است. در صنعت خودرو، برندهای بیشتر الزاماً به معنای شرکت‌های بیشتر نیستند. چینی‌ها تلاش کرده‌اند از یک ساختار صنعتی بزرگ، چندین چهره متفاوت بسازند؛ درست مثل یک شرکت که چند محصول را با نام‌های متفاوت به گروه‌های مختلف مشتریان می‌فروشد. برای مصرف‌کننده اما نتیجه این است که تشخیص اینکه «این خودرو واقعاً محصول چه شرکتی است؟» روزبه‌روز سخت‌تر می‌شود. بنابراین اگر تا دیروز دانستن اینکه آئودی متعلق به فولکس‌واگن است برای شناخت ساختار صنعت خودرو کافی بود، امروز برای فهم بازار چین باید یک قدم جلوتر برویم: برند را ببینیم، اما شرکت مادر را هم بشناسیم. و این دقیقاً همان چیزی است که نقشه جدید صنعت خودرو چین را برای بازار ایران مهم می‌کند؛ بازاری که در سال‌های اخیر پر شده از برندهایی که بسیاری از آنها از نظر مالکیت، فناوری یا زنجیره تأمین، ارتباطی بسیار نزدیک‌تر از چیزی دارند که لوگوی روی کاپوت نشان می‌دهد. جمع‌بندی نرخ روز در صنعت خودروی چین، بسیاری از برندهایی که به ظاهر مستقل به نظر می‌رسند، در واقع زیرمجموعه گروه‌های صنعتی بزرگ‌تر هستند. این استراتژی به خودروسازان چینی امکان می‌دهد تا با هویت‌های متفاوت، بخش‌های گوناگون بازار را هدف قرار دهند و در عین حال، هزینه‌های توسعه را از طریق اشتراک پلتفرم و فناوری کاهش دهند. این پیچیدگی ساختار مالکیت، شناخت شرکت واقعی سازنده خودرو را برای مصرف‌کنندگان دشوارتر کرده و درک عمیق‌تری از روابط میان برندها را ضروری می‌سازد.

اخبار بیشتر

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌های اقتصادی ایران
همه اخبار