۰۵:۴۷:۲۸ یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵
خانهاخبار › خلیج فارس در دوراهی دشوار؛ پارادوکس تحریم‌های جدید علیه تهر…

خلیج فارس در دوراهی دشوار؛ پارادوکس تحریم‌های جدید علیه تهران

🗓 چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵ ✍️ نرخ روز
کشورهای حاشیه خلیج فارس در مواجهه با دور جدید تحریم‌های اقتصادی واشنگتن علیه ایران، با پارادوکس ناخوشایندی روبرو هستند که می‌تواند به تشدید تنش‌ها در منطقه منجر شود.
خلیج فارس در دوراهی دشوار؛ پارادوکس تحریم‌های جدید علیه تهران

به گزارش نرخ روز، هم‌زمان با آغاز دور جدید کمپین فشار اقتصادی واشنگتن علیه ایران، کشورهای خلیج فارس در حال ارزیابی مخاطرات رویکرد تازه در جنگ هستند. شش ماه پس از شروع جنگ، واشنگتن برای دستیابی به اهداف خود، به سمت استراتژی تحریم‌های شدیدتر و آن‌چه انزوای اقتصادی می‌نامد، روی آورده است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده، با اعلام «عملیات طرد اقتصادی»، اظهار داشت که منابع درآمدی باقی‌مانده تهران را هدف قرار می‌دهد و کسانی را که به تجارت با ایران ادامه می‌دهند، تهدید به مجازات می‌کند. بسنت این موج جدید تحریم‌ها را «بزرگترین تهاجم مالی تاکنون» علیه ایران توصیف کرد و هشدار داد که اگر بانک‌ها و کسب‌وکارها از همکاری در این زمینه خودداری کنند، در انزوای ایران سهیم خواهند بود. او به خبرنگاران گفت: «هیچ‌کس مصون از تحریم‌های ایالات متحده نیست».

در طول جنگ اخیر، کشورهای خلیج فارس که میزبان دارایی‌ها و زیرساخت‌های نظامی ایالات متحده هستند، بارها هدف حملات قرار گرفته‌اند. اکنون شاید تصور شود که برای آن‌ها کمپین فشار اقتصادی نسبت به دور دیگری از حملات ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران ارجحیت داشته باشد. اما تحلیل‌گران هشدار می‌دهند که این استراتژی خطرات خاص خود را دارد، چرا که ممکن است تهران در پاسخ به کمپین فشار اقتصادی، اهدافی را در منطقه مورد هدف قرار دهد. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، هفته گذشته گفت که اگر «هر یک از کشورهای اطراف ایران به آمریکایی‌ها در جنگ اقتصادی آنها بپیوندند، حتی یک قطره نفت از خلیج فارس و تنگه هرمز خارج نخواهد شد». در زمان صلح، یک پنجم نفت و گاز طبیعی جهان توسط تولیدکنندگان خلیج فارس از طریق این آبراه حیاتی حمل می‌شود، که از زمان بسته شدن این آبراه در آغاز جنگ، به عامل اصلی اختلاف در جنگ تبدیل شده است.

تلاش جدید بسنت برای اعمال تحریم‌های تازه علیه ایران، خطر گسترش اختلال عظیم اقتصادی ناشی از جنگ و تیره شدن روابط واشنگتن با پکن را به همراه دارد. این موضع ایران، متحدان خلیج فارس واشنگتن را با یک پارادوکس ناخوشایند روبرو می‌کند: آن‌ها تصور می‌کنند که حضور نظامی ایالات متحده به محافظت از آن‌ها در برابر موشک‌ها و پهپادها کمک می‌کند، اما در مقابل، این موضوع سرزمین‌های آن‌ها را به اهداف بالقوه تبدیل کرده است. به باور تحلیل‌گران، اکنون، به دلیل روابط امنیتی با ایالات متحده، آن‌ها تحت فشار فزاینده‌ای برای قطع روابط اقتصادی با ایران هستند که می‌تواند تلافی‌جویی بیشتر ایران را برانگیزد و آن‌ها را به شکل عمیق‌تری درگیر جنگ کند. در حالی که امارات متحده عربی هفته گذشته برای قطع قاطعانه روابط اقتصادی با ایران اقدام کرد، سایر کشورهای خلیج فارس مانند عربستان سعودی، قطر و عمان ممکن است محاسبات استراتژیک متفاوتی داشته باشند. به باور تحلیل‌گران، آن‌ها انگیزه‌های زیادی برای حفظ کانال‌های دیپلماتیک با تهران و تلاش برای دستیابی به توافقی دارند که می‌تواند تنگه هرمز را بازگشایی کند.

بسنت اقدامات جدید ایالات متحده با هدف منزوی کردن ایران را «روز دی» اقتصادی توصیف کرد. در حالی که ایالات متحده و سایر کشورها دهه‌هاست که بخش‌های نفت و مالی ایران را تحریم کرده‌اند، موج اخیر تحریم‌ها پنج مورد از مهم‌ترین شریان‌های اقتصادی باقی مانده ایران را هدف قرار خواهد داد: دارایی‌های دیجیتال، فن‌آوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی. بسنت گفته که شرکای تجاری تهران در صورت ادامه کمک به تبدیل نفت ایران به درآمد، در معرض خطر تحریم‌های ثانویه هستند. تأکید بیشتر بر فشار اقتصادی در حالی صورت می‌گیرد که ماه‌ها جنگ نتوانسته نتیجه قاطعی برای ایالات متحده داشته باشد. در این شرایط، به نظر می‌رسد واشنگتن معتقد است که وضعیت کنونی به نفعش است. به گفته تریتا پارسی، معاون اجرایی موسسه کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه، محاسبه واشنگتن از وضعیت کنونی این است که تغییر مسیر ترافیک دریایی از طریق عمان - همراه با تغییر گسترده‌تر در مسیرهای انتقال نفت خلیج فارس - اثربخشی بستن تنگه هرمز توسط ایران را کاهش داده، و این در حالی است که محاصره آمریکا به شدت توانایی تهران برای فروش نفت را محدود کرده است.

به باور پارسی، از نگاه واشنگتن، در وضع موجود ایران هزینه‌های بیشتری را نسبت به ایالات متحده تحمل می‌کند و این محاسبه باعث شده است که ترامپ تصور کند واشنگتن در انتظار این بماند که تا تهران برای خروج از این مخمصه اقدام کند و برای اولین بار از زمان آغاز جنگ، زمان به نفع آمریکا در حال حرکت است. با این حال، اثربخشی این استراتژی در نهایت ممکن است به این بستگی داشته باشد که آیا اقتصادهای بزرگی مانند چین، هند و روسیه باور می‌کنند که واشنگتن آماده است تا مجازات‌های معناداری را برای ادامه تجارت با ایران بر آن‌ها اعمال کند یا خیر. هم‌چنین، محاسبه واشنگتن ممکن است برای متحدانش در خلیج فارس مطلوب نباشد. اگر ایالات متحده معتقد است که می‌تواند در برابر یک جنگ اقتصادی طولانی مدت با ایران مقاومت کند، ممکن است مایل به تحمل بیشتر اختلال مداوم در تنگه هرمز باشد - چشم‌اندازی بسیار مخرب‌تر برای اقتصادهای خلیج فارس که به شدت به صادرات انرژی از طریق این آبراه وابسته هستند. این امر باعث می‌شود کشورهای خلیج فارس در حال محاسبه این باشند که تا چه حد حاضر به پیروی از کمپین اقتصادی واشنگتن هستند، به ویژه اگر انجام این کار خطر طولانی شدن رویارویی با تهران را به همراه داشته باشد.

امارات متحده عربی در این موضوع پیش از این از همسایگان خلیج فارس خود پیشی گرفته و هفته گذشته اعلام کرد که تجارت با ایران را متوقف می‌کند. به باور یک تحلیل‌گر امور تحریم‌ها، قطع کامل روابط مالی و تجاری امارات متحده عربی، در صورت اجرا، «ممکن است مهم‌ترین اقدام اقتصادی این جنگ برای ایران باشد» و به طور بالقوه از تأثیر تحریم ایالات متحده فراتر رود. این بدان علت است که دبی مدت‌هاست نقش مهمی در دسترسی ایران به ارز خارجی ایفا کرده و حتی در طول جنگ نیز امارات بزرگترین منبع واردات ایران بوده است. هم‌چنین، امارات در طول جنگ، در میان کشورهای خلیج فارس، متحمل بیش‌ترین حملات بوده است. به گفته سیمون مابون، استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه لنکستر، موضع امارات متحده عربی منعکس‌کننده تجربه این کشور از حملات در طول درگیری و همچنین روابط امنیتی نزدیک فزاینده آن با واشنگتن و اسرائیل است. او گفت: «اماراتی‌ها از ایران خشمگین هستند و در چند ماه گذشته از ایران ضربه خورده‌اند، اما امارات یک کشور منزوی در خلیج فارس است و انتظار نمی‌رود که عربستان سعودی، قطر یا عمان از این الگو پیروی کنند».

تحلیلگران معتقدند فشار اقتصادی اضافی ممکن است نتیجه‌ای را که واشنگتن می‌خواهد، به همراه نداشته باشد. به گفته پارسی: «الگویی که تاکنون دیده‌ایم این است که وقتی با تسلیم یا تشدید مواجه می‌شویم، ایرانی‌ها تنش‌ها را تشدید می‌کنند». با توجه به اینکه کمپین بسنت با هدف وادار کردن تهران به تسلیم یا خطر فروپاشی اقتصادی دنبال می‌شود، به گفته پارسی، تشدید تنش «محتمل‌ترین واکنش» در صورت شروع آسیب جدی تحریم‌ها به ایران است، چرا که ایران «گزینه‌های تنش‌زای قدرتمندی» را حفظ کرده است. این چشم‌انداز برای همسایگانی مانند قطر نگران‌کننده‌تر است، چرا که اختلال مداوم در تنگه هرمز و همچنین حملات به صادرات گاز طبیعی، پیش از این نیز به اقتصاد آن آسیب رسانده است. در حالی که مسیرهای جایگزین به برخی از صادرات نفت اجازه داده تا از این آبراه عبور کنند، تغییر مسیر گاز طبیعی مایع و بسیاری از محصولات پتروشیمی دشوارتر است. قطر هم‌چنین از تلاش‌های میانجی‌گری حمایت کرده و یک میدان گازی وسیع با ایران مشترک دارد که به دوحه انگیزه بیشتری برای حفظ رابطه‌ای کارآمد با همسایه خود می‌دهد.

عمان هم دلایل خاص خود را برای مقاومت در برابر فشار برای منزوی کردن ایران دارد. نقش دیرینه این کشور به عنوان واسطه بین تهران و واشنگتن، به حفظ کانال‌های دیپلماتیک با هر دو طرف بستگی دارد. این کشور درگیر مذاکرات مستقیم با ایران در مورد مدیریت آینده تنگه هرمز است. به گفته رشید المهند، معاون رئیس مرکز تحقیقات سیاست بین‌الملل، فعالیت‌های دیپلماتیک اخیر، از جمله سفر وزیر امور خارجه عمان به تهران، «نشان می‌دهد که طرف‌های میانجی تمایل دارند هر دو کشور ایالات متحده و ایران را به مسیر دیپلماتیک برگردانند». در همین حال، عربستان سعودی رویکرد متفاوتی را در پیش گرفته و از تلاش‌های میانجیگری اخیر دوری کرده و در عین حال تمایل کمی برای افزایش فشار اقتصادی بر تهران نشان داده است. به گفته مابون، یک دهه پیش، انتظار می‌رفت ریاض از واشنگتن و ابوظبی در اعمال اقدامات سختگیرانه‌تر علیه ایران پیروی کند و حتی در مقطعی به نظر می‌رسید که ایالات متحده امیدوار است که بتواند ریاض را به امضای توافق‌نامه ابراهیم متقاعد کند. علاوه بر این، این پادشاهی تمایل خود را برای تنوع بخشیدن به امنیت خود به دور از اتکا به ایالات متحده نشان داده است. برای این منظور، اوایل این ماه پیمان مکه در مورد دفاع متقابل را با پاکستان و ترکیه امضا کرد. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، نیز در سال‌های اخیر رویکرد عملگرایانه‌تری نسبت به تهران اتخاذ کرده است که اوج آن احیای روابط دیپلماتیک تحت توافقی با میانجیگری چین در سال ۲۰۲۳ است. علاوه بر این، به گفته مابون، در حالی که ریاض ممکن است خواهان یک ایران ضعیف باشد، نسبت به بی‌ثباتی رادیکال در این کشور نگران است. پیوستن به کمپین اقتصادی واشنگتن همچنین می‌تواند عربستان سعودی را بیشتر در معرض حملات ایران یا حوثی‌های یمن قرار دهد.

بازگرداندن دیپلماسی بین تهران و واشنگتن - چیزی که به نظر نمی‌رسد هیچ یک از طرفین قادر به انجام آن باشند - به طور فزاینده‌ای برای امنیت منطقه‌ای ضروری شده است. این امر پایتخت‌های خلیج فارس را با دوراهی‌ای مواجه می‌کند که به راحتی نمی‌توانند از آن فرار کنند. همراهی با طرح فشار اقتصادی ایالات متحده ممکن است نسبت به یک رگبار دیگر موشک ترجیح داده شود. اما پیوستن به کمپین واشنگتن می‌تواند واکنش ایران را برانگیزد و احتمال حملات مجدد در سراسر خلیج فارس را افزایش دهد. کشورهای خلیج فارس احتمالاً به تلاش خود برای «گفتگو و دیپلماسی» در مورد درگیری مجدد یا تحریم‌های شدیدتر ادامه خواهند داد، که در نهایت ممکن است چیزی بیش از «دروازه دیگری برای بی‌ثباتی بیشتر از سوی ایران» نباشد.

عراق می‌تواند نمونه‌ای از چگونگی اجرای تهدید ایالات متحده برای مجبور کردن کشورهایی که به تجارت با ایران ادامه می‌دهند به خروج از سیستم مالی مبتنی بر دلار باشد. واشنگتن پیش از این تعدادی از بانک‌های عراقی را که به تجارت با تهران متهم شده‌اند، تحریم کرده، اگرچه از اقداماتی که اقتصاد متحد استراتژیک هر دو کشور را ویران می‌کند، اجتناب کرده است. اقدامات جدید بسنت با هدف فشار اقتصادی علیه ایران و هدف قرار دادن کشورها و شرکت‌هایی است که در پنج بخش، یعنی دارایی‌های دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی، با تهران تجارت می‌کنند. ایالات متحده، از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، کنترل مؤثری بر دلارهای درآمد نفتی این کشور، عمدتاً از طریق بانک فدرال رزرو نیویورک، داشته که به واشنگتن قدرت نفوذ فوق‌العاده‌ای بر امور بغداد می‌دهد. عراق، متحد ایالات متحده و ایران، با بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار ذخایر ارزی در ایالات متحده، به شدت به حسن نیت واشنگتن برای حفظ درآمدهای نفتی و جریان مالی خود متکی است. در حالی که ایالات متحده در مقایسه با سایر شرکای تجاری اصلی ایران، نفوذ منحصر به فردی بر عراق دارد، جایگاه دلار آمریکا به عنوان محور تجارت جهانی، دسترسی آن را بسیار دشوار می‌کند.

در ماه آوریل، گزارش شد که ایالات متحده ارسال ۵۰۰ میلیون دلار پول نقد به عراق را متوقف کرده و بخش‌هایی از همکاری‌های امنیتی را برای فشار بر بغداد برای محدود کردن گروه‌های مقاومت به حالت تعلیق درآورد. در ماه ژانویه، بنا به گزارش‌ها، واشنگتن سیاستمداران ارشد عراقی را تهدید کرد که در صورت پیوستن چنین گروه‌هایی به دولت بعدی، تحریم‌هایی - از جمله تحریم درآمدهای نفتی - اعمال خواهند کرد. دولت‌های متوالی ایالات متحده در سال‌های اخیر با تحریم بانک‌های عراقی به دنبال مسدود کردن این جریان دلار بوده‌اند، اگرچه برخی از بزرگترین بانک‌ها از این تحریم‌ها در امان مانده‌اند. به گفته نیل کویلیام، عضو اندیشکده چاتهام هاوس: «فشارهای ایالات متحده هزینه‌ها و خطرات معاملات مالی با ایران را افزایش داده و مؤسسات عراقی را مجبور به بهبود رعایت مقررات کرده است. اما این فشارها روابط اقتصادی عراق با ایران را که فراتر از سیستم مالی است، قطع نکرده- و بغداد را بین وابستگی خود به واشنگتن و تهران گرفتار کرده است. کشورهایی مانند چین یا ترکیه اقتصادهای بزرگتری دارند و فضای بیشتری برای جذب فشار دارند. عراق جایگزین‌های کمتری دارد و تاب‌آوری مالی آن به طور قابل توجهی کمتر است. آسیب‌پذیری آن کمتر از میزان تجارتش با ایران و بیشتر از وابستگی‌اش به دسترسی مداوم به معماری مالی تحت رهبری ایالات متحده ناشی می‌شود». طبق آمار رسمی، تجارت عراق با ایران در سال ۲۰۲۵ به ۱۰ میلیارد دلار رسید که عمدتاً ناشی از صادرات مواد غذایی و کالاهای مصرفی ایران به بازار عراق بود. تجارت در سال ۲۰۲۶ پس از شروع جنگ ایران کاهش یافته است که باعث افزایش خطرات امنیتی، اختلال در گذرگاه‌های مرزی و افزایش هزینه‌های حمل و نقل شده است. ایران مدت‌هاست که عراق را به عنوان یک بازار مهم برای کالاهای خود می‌بیند.

جمع‌بندی نرخ روز
کشورهای خلیج فارس در مواجهه با دور جدید تحریم‌های اقتصادی ایالات متحده علیه ایران، با دوراهی دشواری روبرو هستند. در حالی که امارات متحده عربی به سرعت روابط تجاری خود را با ایران قطع کرده، سایر کشورها مانند عربستان سعودی، قطر و عمان رویکردهای متفاوتی را در پیش گرفته‌اند که شامل حفظ کانال‌های دیپلماتیک و تلاش برای میانجی‌گری است. این تحریم‌ها که پنج شریان اقتصادی اصلی ایران را هدف قرار داده، می‌تواند به تشدید تنش‌ها در منطقه منجر شود و کشورهای خلیج فارس را در معرض حملات تلافی‌جویانه ایران قرار دهد. همچنین، وضعیت عراق به عنوان نمونه‌ای از نفوذ ایالات متحده بر سیستم مالی مبتنی بر دلار، نشان‌دهنده آسیب‌پذیری کشورهایی است که با ایران تجارت می‌کنند.

اخبار بیشتر

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌های اقتصادی ایران
همه اخبار