۰۵:۴۸:۱۳ یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵
خانهاخبار › پنج عامل کلیدی که جهان را به سمت جنگ جهانی سوم سوق می‌دهند

پنج عامل کلیدی که جهان را به سمت جنگ جهانی سوم سوق می‌دهند

🗓 پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵ ✍️ نرخ روز
تشدید منازعات منطقه‌ای، شکل‌گیری ائتلاف‌های نظامی و ضعف‌های اقتصادی، جهان را در آستانه یک طوفان بزرگ قرار داده است.
پنج عامل کلیدی که جهان را به سمت جنگ جهانی سوم سوق می‌دهند

به گزارش نرخ روز، جنگ جهانی سوم با یک انفجار ناگهانی آغاز نخواهد شد، بلکه همانند جنگ جهانی دوم، از انباشت منازعات منطقه‌ای نشأت می‌گیرد که به‌تدریج به یکدیگر می‌پیوندند. در حال حاضر، پنج زنگ خطر جدی برای احتمال وقوع جنگ جهانی سوم وجود دارد.

جهان طی سال‌های اخیر با مجموعه‌ای از درگیری‌ها و جنگ‌ها مواجه بوده است؛ از جنگ اوکراین و ادعای ارضی چین بر تایوان گرفته تا جنگ علیه ایران و اقدامات نظامی کره شمالی. همچنین، آشفتگی در غرب، عدم آمادگی نظامی و نزدیکی به لبه پرتگاه اقتصادی، از دیگر عوامل نگران‌کننده هستند. پرسش اصلی این نیست که آیا جنگ آغاز شده، بلکه این است که چقدر تا طوفان نهایی فاصله داریم؟

برت استفنز در مقاله‌ای استدلال کرده است که ریشه‌های جنگ جهانی دوم صرفاً با حمله آلمان به لهستان در اول سپتامبر ۱۹۳۹ آغاز نشد، بلکه نتیجه انباشت جنگ‌ها و بحران‌های منطقه‌ای بود که از حمله ژاپن به منچوری در چین در سال ۱۹۳۱ شروع شد و به‌تدریج به یک درگیری جهانی تبدیل گشت. این وضعیت با نزدیک شدن جاه‌طلبی‌های دولت‌های مستبد و تفرقه‌ها و تردیدهای دموکراسی‌ها تشدید شد و به فاجعه انجامید. علاوه بر این، انقلابی در فناوری و تاکتیک‌های نظامی به دیکتاتوری‌ها برتری اولیه در نبردهای تهاجمی می‌داد. مزیت دیگر آن‌ها تمایلشان به اعمال و تحمل سطحی از وحشیگری و رنج بود که مخالفانشان در ابتدا تمایلی به پاسخ‌گویی به آن نداشتند.

استفنز به پنج مسئله به عنوان هشداری برای احتمال وقوع جنگ جهانی سوم پرداخته است: درگیری‌های اوکراین و خاورمیانه به هم گره خورده‌اند. روسیه تهدیدات خود را علیه مولداوی، لهستان و آلمان گسترش داده، حماس علیه رژیم صهیونیستی جنگیده و این جنگ به درگیری با حزب‌الله، انصارالله یمن و ایران کشیده شده است. همچنین، مصرف موشک‌های رهگیر در خاورمیانه، ذخایر اوکراین را کاهش داده است.

برت استفنز با طرح ادعاهایی می‌نویسد که روسیه، چین، کره شمالی و ایران به یک ائتلاف نظامی کامل تبدیل شده‌اند. کره شمالی به روسیه مهمات و سرباز می‌دهد، چین قطعات الکترونیکی پهپادها را تامین می‌کند، روسیه به ایران اطلاعات هدف‌گیری می‌دهد و در صورت حمله چین به تایوان، روسیه می‌تواند با زیردریایی‌هایش کمک کند.

در این میان، اختلافات شدید میان دونالد ترامپ و متحدان اروپایی، تعرفه‌های غیرمنطقی بر کانادا و از سوی دیگر ضعف دفاعی کانادا و مشارکت استراتژیک این کشور با چین، نشان‌دهنده ناهماهنگی غرب است. ترامپ از ضعف متحدان گلایه دارد و متحدان نیز از قلدری، خودسری، ناپختگی، دروغ‌گویی و ناکارآمدی رئیس جمهور آمریکا شکایت دارند. هر دو طرف حق دارند. تعرفه‌های جدید آمریکا علیه کانادا، مصداق بارز این موضوع است زیرا از نظر سیاسی نسنجیده، از نظر اقتصادی خودشکن و از نظر استراتژیک ضعیف است.

جنگ متجاوزانه علیه ایران آشکار کرد که آمریکا به تلفات نظامی و رنج اقتصادی حساس است و این به ایران برتری داده است. جنگ اوکراین نشان داد که تجهیزات پیشرفته آمریکا به دلیل جنگ پهپادی مبتنی بر هوش مصنوعی در حال منسوخ شدن هستند؛ تانک‌های ارسالی به اوکراین بلااستفاده مانده‌اند. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا به یک باره تصمیم گرفته تا یگان پهپادی را حذف کند، ناوگان دریایی آمریکا کوچک و صنعت کشتی‌سازی آن فرسوده است و دموکرات‌ها نیز جلوی لایحه بودجه نظامی را گرفته‌اند. همچنین این جنگ آمریکایی-اسرائیلی علیه ایران نه تنها کمبود مهمات را آشکار کرد، بلکه حساسیت شدید آمریکا را نسبت به تلفات نظامی نیز مشخص کرد.

مسئله دیگر، وضعیت اقتصاد جهانی است که جنگ متجاوزانه علیه ایران، آن را بدتر کرده است. استفنز می‌نویسد: «اگرچه رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰ را شاهد نیستیم، اما نشانه‌های هشداردهنده مانند ترکیدن حباب هوش مصنوعی، بحران ین ژاپن و فروش اوراق خزانه، بدهی ۴۰ تریلیون دلاری آمریکا و شکست احتمالی بازخرید اوراق وجود دارد. در دوران فشار اقتصادی، دموکراسی‌ها ریسک‌گریز و دیکتاتوری‌ها ریسک‌پذیر می‌شوند که این خود به تشدید درگیری دامن می‌زند.»

نویسنده نشریه نیویورک تایمز نتیجه می‌گیرد: «با توجه به این وضعیت، غرب با بی‌توجهی به سوی طوفانی در حال حرکت است و مجموعه این عوامل، احتمال تبدیل درگیری‌های فعلی به یک جنگ جهانی تمام‌عیار را افزایش می‌دهد.»

جمع‌بندی نرخ روز
تحلیل‌ها نشان می‌دهد که جهان در حال حرکت به سوی یک درگیری بزرگ است که از انباشت منازعات منطقه‌ای، شکل‌گیری ائتلاف‌های نظامی جدید و ضعف‌های اقتصادی نشأت می‌گیرد. حساسیت غرب به تلفات نظامی و ناهماهنگی‌های داخلی، در کنار جاه‌طلبی‌های قدرت‌های مستبد، به این وضعیت دامن می‌زند. این عوامل، احتمال تبدیل بحران‌های کنونی به یک جنگ جهانی تمام‌عیار را افزایش داده است.

اخبار بیشتر

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌های اقتصادی ایران
همه اخبار