رقابت قدرتهای جهانی در بیشکک و اشویل؛ تقابل واشنگتن و پکن بر سر نظم نوین جهانی
به گزارش نرخ روز، در شرایطی که رئیسجمهور چین با رهبران روسیه و ایران دیدار میکرد، اروپا در نشست گروه ۲۰ دولت آمریکا را به چالش کشید. این وضعیت، تصویری دوگانه از جهانی در حال تغییر را به نمایش میگذارد.
در نشست گروه ۲۰، متشکل از وزیران دارایی و رؤسای بانکهای مرکزی که این هفته در اشویلِ ایالت کارولینای شمالی برگزار شد، قرار بود سیاستهای اقتصادی رئیسجمهور ایالات متحده بهعنوان الگویی برای جهان معرفی شود، اما اروپاییها از تعرفهها و جنگ با ایران انتقاد کردند.
اولویت چین در بیشکک، تقویت تصویر خود بهعنوان رهبر کشورهای غیرغربی و مقابله با چیزی است که «هژمونی آمریکا» نامیده میشود.
تقریباً هر نشست اجلاس با ستایش وزیر خزانهداری آمریکا از وضعیت اقتصاد ایالات متحده در دوران ریاستجمهوری آغاز شد. او از کشورهای دیگر میخواست که از آمریکا الگو بگیرند.
اما متحدان آمریکا همیشه با استقبال از این سخنان برخورد نکردند. نمایندگان اروپا، کانادا و دیگر کشورهای دوست ایالات متحده در چندین مقطع از اقدامات دولت آمریکا انتقاد کردند؛ اقداماتی که به گفته آنها به اقتصادهایشان آسیب زده است.
آنها از جنگ با ایران ابراز نارضایتی کردند؛ جنگی که موجب اختلال در بازارهای انرژی و حملونقل دریایی شده است. آنها همچنین تصمیم غیرمنتظره آقای بسنت برای فروش ذخایر یورویی آمریکا را که ماه گذشته با هدف تقویت ارزش پول ژاپن انجام شد و نیز تشدید جنگ لفظی و مناقشه تعرفهای دولت آمریکا با کانادا را مطرح کردند.
این اختلافات، اگرچه عمدتاً با لحنی محترمانه بیان شد، نشاندهنده افزایش نارضایتی در اروپا و دیگر نقاط جهان از نحوه مدیریت اقتصاد جهانی از سوی آمریکا بود؛ همچنین نشان میداد که متحدان آمریکا احساس میکنند سیاستهای او از جهات مهمی مانع رشد اقتصادی شدهاند؛ آن هم در شرایطی که آقای بسنت گفته بود رشد اقتصادی مسئلهای است که دولت با «تمرکز لیزری» بر آن متمرکز است.
(چین نیز در نشست گروه ۲۰ حضور داشت.)
بخشی از این اختلافات ماهیتی فلسفی دارد. آقای ترامپ موانع مقرراتی بر سر راه کسبوکارها، از جمله صنعت پررونق هوش مصنوعی را بهشدت کاهش داده و بر افزایش تولید سوختهای فسیلی تأکید کرده است. رهبران اروپایی همچنان درباره هوش مصنوعی و سایر سیاستهای مقرراتزدایی محتاطتر هستند و همزمان، تعهد بیشتری به گذار به منابع انرژی تجدیدپذیر مانند باد و خورشید دارند؛ هرچند تلاش میکنند اکوسیستم فناوری خود را نیز توسعه دهند تا بتوانند با آمریکا و چین رقابت کنند.
معاون صدراعظم آلمان، روز سهشنبه در اشویل به خبرنگاران گفت: «تفاوتهای روشنی وجود دارد و ما با همین رویکرد با آنها برخورد خواهیم کرد.» او به مناقشات تعرفهای آمریکا، از جمله رویارویی فزاینده این کشور با کانادا، اشاره کرد و گفت این اقدامات اعتماد به تجارت جهانی را تضعیف میکنند و «در نهایت به همه طرفهای درگیر آسیب خواهند زد.»
آقای بسنت و همکارانش نشستهای روز دوشنبه و سهشنبه را بهگونهای برنامهریزی کرده بودند که ویترینی برای سیاستهای دولت و تبلیغی برای قدرت کسبوکارهای آمریکایی باشد.
در اقدامی که ظاهراً برای نخستین بار انجام میشد، بسنت مدیران عامل شرکتهای آمریکایی از صنایعی مانند بانکداری و رمزارزها را به نشستهایی با مقامهای خارجی دعوت کرد. هدف از این اقدام، تقویت همکاری میان بخش خصوصی و دولت و افزایش سرمایهگذاری عنوان شد.
اقتصاد آمریکا سریعتر از بسیاری از اقتصادهای مشابه در حال رشد است. صندوق بینالمللی پول پیشبینی میکند اقتصاد ایالات متحده در سال جاری بیش از دو برابر منطقه یورو یا کانادا رشد کند.
بااینحال، صندوق بینالمللی پول در تابستان امسال خاطرنشان کرد که جنگ دولت آمریکا در ایران موجب کند شدن رشد اقتصادی شده است. اقتصاددانان آلمانی نیز میگویند جنگ و تعرفههای آمریکا علیه اروپا، از شدت رشد اقتصادیای کاستهاند که در غیر این صورت میتوانست قویترین رشد اقتصاد آلمان از سال ۲۰۲۲ تاکنون باشد.
آشکارترین درگیری میان آمریکا و همسایه شمالی آن، کانادا، شکل گرفت. بسنت روز دوشنبه در مصاحبهای در حاشیه اجلاس، موضعی تحقیرآمیز نسبت به کانادا اتخاذ کرد و گفت: «فکر نمیکنم بتوانید با کسی وارد یک اقدام متقابل و تلافیجویانه شوید که ۱۳ برابر بزرگتر از شماست.»
در گزارشی دیگر به مقایسه دو نشست گروه ۲۰ در آمریکا و نشست اعضای اجلاس شانگهای در قرقیزستان پرداخته شد:
رئیسجمهور چین این هفته وارد آسیای مرکزی شد و پیامی برای جهانی که بیش از پیش بر اثر سیاستهای رئیسجمهور آمریکا دچار بیثباتی شده است، به همراه داشت: چین دوستان و نفوذ دارد و آماده است در شکل دادن به آینده جهان نقش ایفا کند.
این صحنه در یک نشست امنیتی در بیشکک، پایتخت قرقیزستان، شکل گرفت؛ جایی که شی با سران روسیه و ایران گرد هم آمد. او پکن را بهعنوان منبع ثبات و مدافع یک «جهان چندقطبی منظم» معرفی کرد؛ نظمی که قرار است جایگزین نظم کنونی تحت سلطه آمریکا شود.
اگر نشست بیشکک برای نمایش همبستگی طراحی شده بود، نشست قدرتمندترین کشورهای جهان در کوهستانهای اشویلِ کارولینای شمالی، تصویری از شکاف و اختلاف ارائه کرد. برگزاری همزمان این دو نشست در نقاط مختلف جهان، بازتابی از رقابت گستردهتر بر سر این مسئله بود که چه کسی مرحله بعدی نظم جهانی را شکل خواهد داد.
چین از همبستگی خود با روسیه و ایران، دو کشوری که با غرب درگیر جنگ هستند، برای نمایش نفوذ خود استفاده میکند و از این طریق اهرم فشار بیشتری در اختیار رئیسجمهور چین قرار میدهد؛ آن هم در شرایطی که او خود را برای دیدار با رئیسجمهور آمریکا در اواخر همین ماه آماده میکند.
در مقابل، ایالات متحده در حال تحت فشار قرار دادن ائتلافها و روابط اقتصادیای است که دههها پایههای رهبری جهانی آمریکا را تشکیل دادهاند.
یک دیپلمات حرفهای سابق و مقام پیشین امنیت ملی کاخ سفید که اکنون در مؤسسه بروکینگز فعالیت میکند، گفت: «استدلال چین برای تغییر نظم سیاسی بینالمللی در جهت مطلوب خود این است که حمایت "اکثریت جهانی" را جمع کند.»
او افزود: «به همین دلیل حضور رئیسجمهور چین در این گروهها برای پکن بسیار مهم است. این حضور روایتی پیرامون شتاب گرفتن چین در جلب حمایت برای ایفای نقشی مرکزیتر در صحنه جهانی ایجاد میکند.»
در بیشکک، رئیسجمهور چین در نشست سازمان همکاری شانگهای با رهبران قرقیزستان، مغولستان و ازبکستان دیدار کرد، اما گفتوگوی او با رئیسجمهور روسیه، بیشترین اهمیت را داشت.
رئیسجمهور چین به رئیسجمهور روسیه گفت: «پایههای روابط چین و روسیه بیش از پیش مستحکم خواهد شد.»
از سوی دیگر اما نشست بیشکک محدودیتهای همبستگی میان اعضای گروه شانگهای را آشکار کرد. سازمان همکاری شانگهای یک ائتلاف نظامی نیست. پکن میتواند حمایت دیپلماتیک ارائه دهد، اما تمایلی نداشته است نیروهایی را برای دفاع از روسیه یا ایران اعزام کند.
به گفته یک سرهنگ ارشد بازنشسته ارتش آزادیبخش خلق چین که اکنون در دانشگاه تسینگهوا در پکن فعالیت میکند، از نگاه چین، همین ویژگی نقطه اصلی این سازوکار است. او گفت: «این سازمان بر روابط ائتلافی مبتنی نیست، بنابراین تحریکآمیز نیست. به همین دلیل است که کشورها مشکلی با پذیرفتن یا تعامل با آن ندارند.»
او گفت با عقبنشینی واشنگتن و چندقطبیتر شدن جهان، کشورها به سمت مجامع عملگرایانهتری خواهند رفت که تعهدات و الزامات کمتری بر آنها تحمیل میکنند. او گفت: «طبیعتاً همه در حال پوشش دادن ریسکهای خود هستند.»
در مقابل، به نظر میرسد ایالات متحده هم در حال فاصله گرفتن از متحدان تاریخی خود و تضعیف توانایی آمریکا برای نمایش قدرت در سراسر جهان است.
معاون صدراعظم و وزیر دارایی آلمان، در نشست گروه ۲۰ به خبرنگاران گفت دعوت دولت آمریکا از وزیر دارایی روسیه، «نگرانکننده» است. او گفت روز دوشنبه در جریان یکی از نشستها، وزیر دارایی روسیه را به دلیل جنگ روسیه در اوکراین مورد سرزنش قرار داده است.
بسیاری از اروپاییها همچنین از این موضوع خشمگین بودند که وزارت خزانهداری آمریکا نمایندگانی از آفریقای جنوبی را دعوت نکرده است؛ کشوری که از اعضای قدیمی گروه ۲۰ و بزرگترین اقتصاد آفریقاست.
پکن با خرسندی در حال استفاده از فرصتی است که آمریکا با بیگانه کردن شرکای واشنگتن در اختیار چین قرار داده است.
یک پژوهشگر مطالعات آمریکا در دانشگاه فودان شانگهای که به وزارت خارجه چین مشاوره میدهد، گفت پکن دو هدف دارد: نخست، ایجاد اجماعی که باعث شود ایالات متحده دیگر نتواند بهتنهایی دستورکار جهانی را تعیین کند؛ و دوم، ایفای نقشی بزرگتر در به حرکت درآوردن اقتصاد جهان.
او گفت: «اکنون که موتور آمریکا در حال از دست دادن شتاب خود است یا حتی در حال ایجاد پیامدهای منفی است، چین، بهعنوان یک موتور اقتصادی، باید گام پیش بگذارد و نقش بزرگتری در به حرکت درآوردن و هدایت رشد جهانی ایفا کند.»
نشست بیشکک تنها یکی از ایستگاههای کارزار دیپلماتیک گستردهتر رئیسجمهور چین برای فعالیت در هر دو سوی شکاف نوظهور در سیاست جهانی بود.
او امسال میزبان بسیاری از رهبران غربی، از جمله سران آلمان، بریتانیا و کانادا، بوده است. رئیسجمهور چین سپس به قاهره خواهد رفت و انتظار میرود در نشست کشورهای عضو بریکس نیز در دهلی نو شرکت کند؛ گروهی از اقتصادهای نوظهور که چین و هند رهبری آن را بر عهده دارند.
با وجود تمایل رئیسجمهور چین برای معرفی چنین گروههایی بهعنوان نیرویی متحد در برابر غرب، اختلافات و تنشها همچنان فراوان است.
پکن و دهلینو در چارچوب بریکس، بر سر چگونگی رقابت با آمریکا، بهطور سنتی اختلاف نظر داشتهاند و هند تمایلی ندارد بیش از حد رویکردی تقابلی در پیش بگیرد. در نشانهای دیگر از وجود شکاف، نخستوزیر هند، در حاشیه نشست قرقیزستان از رئیسجمهور روسیه خواست برای حفظ «بشریت» به جنگ خود در اوکراین پایان دهد.
بر اساس گزارش رسانههای دولتی روسیه، رئیسجمهور روسیه به نخستوزیر هند گفت روسیه «در همین جهت حرکت میکند.»
نمایش قدرت دیپلماتیک چین همچنین بازتابدهنده نیاز رئیسجمهور چین به گسترش گزینههای خود پیش از دیدار او با رئیسجمهور آمریکا در واشنگتن در اواخر همین ماه است. با وجود برقراری آتشبس اقتصادی با چین، دولت آمریکا همچنان فشار بر پکن را ادامه داده است؛ از جمله با ممنوع کردن واردات رباتهای چینی و گسترش تحریمها علیه شرکتهای چینی که نفت ایران را وارد میکنند.
مقامهای دولت آمریکا همچنین برای کند کردن پیشرفت چین در حوزه هوش مصنوعی اقدام کردهاند و تهدید کردهاند مدلهای هوش مصنوعی چینی را که از مدلهای آمریکایی داده جمعآوری میکنند، محدود خواهند کرد.
بر اساس نامهای که وزارت خارجه آمریکا نوشته و به آن دست یافته است، دولت آمریکا در حال آماده شدن برای هشدار به دهها کشور است که در یک ابتکار هوش مصنوعی چین مشارکت نکنند؛ در غیر این صورت ممکن است از ائتلاف هوش مصنوعی آمریکا موسوم به «پکس سیلیکا» کنار گذاشته شوند.
مشخص نیست که آیا این نامهها ارسال شدهاند یا خیر. وزارت خارجه آمریکا نیز به درخواست برای اظهارنظر پاسخ نداد.
چین با احتمال محدودیتهای تجاری از سوی اروپا نیز مواجه است.
قانونگذاران در بروکسل تلاش میکنند سیل محصولات چینی، از جمله خودروهای برقی، پنلهای خورشیدی و مواد شیمیایی صنعتی، را که بازار اتحادیه اروپا را اشباع کرده و موجب تسریع از دست رفتن دهها هزار شغل شدهاند، مهار کنند.
سپس آسیبپذیریهای داخلی رئیسجمهور چین نیز وجود دارند.
یکی از تهدیدهای فوریتر، سیلابی در امتداد مرز با نپال است که هزاران کشته و مفقود بر جای گذاشته و پرسشهایی را درباره آمادگی چین در برابر چنین حوادثی مطرح کرده است.
مشکل دیگر، بحران چندساله بازار املاک چین است که اقتصاد این کشور را تحت فشار قرار داده و پکن را بیش از پیش به صادرات برای ایجاد رشد اقتصادی وابسته کرده است؛ حتی در شرایطی که این راهبرد روابط چین با شرکای تجاریاش را تضعیف کرده است.
جمعبندی نرخ روز
همزمانی نشستهای بیشکک و اشویل، تقابل فزاینده میان آمریکا و چین بر سر نظم جهانی را به وضوح نشان داد. در حالی که چین به دنبال تقویت ائتلافهای غیرغربی و نمایش ثبات بود، آمریکا با انتقاد شدید متحدان اروپایی و کانادا از سیاستهای اقتصادی و تعرفهای خود مواجه شد. این اختلافات، هم در حوزه اقتصاد و هم در رویکردهای فلسفی، نشاندهنده تغییر موازنه قدرت و تلاش کشورها برای پوشش ریسکهای خود در یک جهان چندقطبی است.


