۱۳:۴۷:۴۹ شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
خانهاخبار › چالش تعریف «اقتصاددان»: چه کسی صلاحیت دارد این عنوان را به …

چالش تعریف «اقتصاددان»: چه کسی صلاحیت دارد این عنوان را به کار ببرد؟

🗓 شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ ✍️ نرخ روز
بحث بر سر اینکه چه کسی می‌تواند عنوان «اقتصاددان» را به خود اختصاص دهد، با توجه به تاثیرگذاری این متخصصان بر افکار عمومی و سیاست‌گذاری، همچنان ادامه دارد.
چالش تعریف «اقتصاددان»: چه کسی صلاحیت دارد این عنوان را به کار ببرد؟

به گزارش نرخ روز، فردریش فون هایک در مراسم جایزه نوبل اقتصاد سال ۱۹۷۴، اظهار داشت که اگر در مورد بنیان‌گذاری این جایزه با او مشورت می‌شد، قطعاً با آن مخالفت می‌کرد. نگرانی اصلی هایک، اقتدار و مرجعیتی بود که این جایزه می‌توانست به اقتصاددانان ببخشد. او معتقد بود چنین رویکردی ممکن است سبب شود سیاستمداران، روزنامه‌نگاران و عموم مردم، یک اقتصاددان را متخصص در حوزه‌هایی بسیار فراتر از قلمرو واقعی تخصص او بدانند. این موضوع مشابه یادداشتی است که با عنوان «چه زمانی یک اقتصاددان، اقتصاددان نیست؟» به این بحث پرداخته است. اهمیت این یادداشت در آن است که اگر فردی صرفاً به دلیل شبکه ارتباطی یا مدرک تحصیلی خود اقتصاددان نامیده شود، از قدرت و اعتباری در رسانه‌ها و سیاست‌گذاری عمومی برخوردار خواهد شد که شاید دیگران در جایگاه مشابه از آن بی‌بهره باشند. در نتیجه، اگر فضای حرفه‌ای علم اقتصاد به جای تمرکز بر القاب و مدارک دانشگاهی، به بررسی استدلال‌های افراد بها دهد، احتمالاً شاهد گفتمان‌های عمیق‌تر، سازنده‌تر و دقیق‌تری در محیط‌های اقتصادی خواهیم بود. نویسنده این یادداشت، که دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته اقتصاد به پایان رسانده، برای مدتی کوتاه در خدمات اقتصادی دولت بریتانیا کار کرده، مدت بیشتری به عنوان پژوهشگر اقتصادی فعالیت داشته و سال‌هاست درباره اقتصاد می‌نویسد، در بریتانیا به عنوان اقتصاددان شناخته می‌شود. اما در آمریکا، به دلیل نداشتن مدرک دکترا، اقتصاددان محسوب نمی‌شود. به عنوان فردی که در این منطقه خاکستری قرار دارد، هرگاه بحث درباره صلاحیت افراد برای نامیدن خود به عنوان اقتصاددان در عرصه عمومی مطرح می‌شود، با بی‌حوصلگی به آن می‌نگرد. هیچ هیئت یا نظام رسمی برای صدور مجوز اقتصاددان بودن وجود ندارد. چه این بحث درباره جی پاول، رئیس فدرال رزرو آمریکا که یک حقوقدان است و به بالاترین مقام بانک مرکزی این کشور رسیده، باشد و چه درباره گری استیونسون، یوتیوبر بریتانیایی با مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد و دیدگاه‌های صریح درباره مالیات، اتکا به مدرک و عنوان دانشگاهی چندان جذاب نیست. با این حال، بسیاری همچنان در جست‌وجوی تعریفی برای اقتصاددان هستند. بخشی از دلیل این امر آن است که اقتصاددانان بر افکار عمومی اثر می‌گذارند. مطالعه‌ای نشان داده است که در آمریکا، مشاهده دیدگاه یک اقتصاددان خبره، به طور متوسط نظر افراد را ۰.۲ واحد در مقیاسی پنج‌امتیازی تغییر می‌دهد. در بریتانیا نیز اعتماد عمومی به اقتصاددانان، که البته از ابتدا چندان بالا نبوده، از سال ۲۰۱۷ افزایش یافته و به ۳۷ درصد رسیده است. اقتصاددانان را می‌توان همچون یک صنف در نظر گرفت؛ صنفی که اعضای آن تعیین می‌کنند چه کسی اجازه ورود به این حرفه را دارد و چه چیزی «اقتصاد» واقعی محسوب می‌شود. آنها با تعیین و محافظت از مرزهای تخصص اقتصادی، نفوذ خود بر افکار عمومی و سیاست‌گذاری عمومی را حفظ می‌کنند. مشکل تعریف‌های سخت‌گیرانه این است که چندان کارآمد نیستند. پرتغال در این زمینه کشوری غیرمعمول است، زیرا انجمن حرفه‌ای آن عنوان «اقتصاددان» را برای کسانی محفوظ می‌دارد که دست‌کم مدرک دانشگاهی در این رشته داشته باشند. در آمریکا، جایی که برای گرفتن مدرک کارشناسی اقتصاد لزوماً نیازی به مطالعه گسترده این رشته نیست، مطالبه یک مدرک تحصیلات تکمیلی منطقی‌تر به نظر می‌رسد. اما اگر داشتن دکترای اقتصاد را شرط بدانیم، تعدادی از برجسته‌ترین چهره‌های این حرفه نیز کنار گذاشته می‌شوند. از میان ۹۶ برنده جایزه نوبل اقتصاد، ۱۳ نفر چنین شرایطی را نداشتند. نادیده گرفتن کامل تجربه کاری نیز عجیب به نظر می‌رسد. اقتصاد خارج از دیوارهای دانشگاه وجود دارد؛ پس چرا کسی نتواند در ادامه مسیر حرفه‌ای خود به یک متخصص اقتصاد تبدیل شود؟ چنین تعریفی، ۲۳ درصد از روسای بانک‌های مرکزی در دهه‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ را نیز دربرمی‌گیرد؛ افرادی که مدرک اقتصاد نداشتند. البته این تعریف برای برخی دیگر خوشایند نخواهد بود. کریستین لاگارد، رئیس بانک مرکزی اروپا، حتی در سال ۲۰۲۴، سال‌ها پس از تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین سیاست‌گذاران اقتصادی جهان، همچنان اقتصاددانان را «یک دسته یا قبیله متمایز» می‌دانست. تعریف‌های سهل‌گیرانه‌تر نیز چالش‌های خود را دارند. اقتصاددانان گروهی متنوع هستند و نمی‌توان آنها را به سادگی بر اساس مفروضات یا دیدگاه‌هایشان تعریف کرد. این یک تصویر کلیشه‌ای است که بگوییم اقتصاددانان معتقدند انسان‌ها موجوداتی عقلایی و حداکثرکننده مطلوبیت هستند. با این حال، به قول ژان تیرول از مدرسه اقتصاد تولوز، اقتصاددانان عموماً بر این باورند که انگیزه‌ها و رفتار افراد نقطه شروع مناسبی برای فهم گروه‌ها و جوامع هستند. اما حتی این دیدگاه نیز به توصیه‌های سیاستی یکسانی منجر نمی‌شود. برای مثال، حتی کنترل قیمت‌ها نیز در میان اقتصاددانان سرشناس حامیانی دارد. تعریف اقتصاددان بر اساس روش‌های مورد استفاده نیز ممکن است بیش از حد محدودکننده باشد. بسیاری از اقتصاددانان از ابزارهای تجربی برای کشف روابط علّی از میان داده‌های ناقص استفاده می‌کنند، اما بسیاری دیگر چنین نمی‌کنند. هرچه این «آزمون تشخیص» مبهم‌تر باشد، خطر اینکه تعیین مرزهای اقتصاددان بودن به روشی ناخوشایند برای داوری درباره اختلافات فکری تبدیل شود بیشتر است. انکار عنوان «اقتصاددان» از یک فرد می‌تواند صرفاً راهی تنبلانه برای تحقیر او باشد؛ روشی برای القای این پیام که دیدگاه‌هایش شایسته اعتبار نیست. رد صلاحیت یک نفر به عنوان اقتصاددان بسیار آسان‌تر از آن است که واقعاً تلاش کنیم توضیح دهیم چرا یک دیدگاه مشخص اشتباه است. پژوهشگران نیز این تمایل اقتصاددانان به بدگمانی نسبت به افراد خارج از جریان اصلی علم اقتصاد را ثبت کرده‌اند. در یک پژوهش، از اقتصاددانان سراسر جهان درباره میزان موافقتشان با مجموعه‌ای از گزاره‌ها نظرسنجی شد. در این پژوهش، برخی گزاره‌ها به طور تصادفی به متفکران جریان اصلی، مانند آدام اسمیت، نسبت داده شد و برخی دیگر به متفکران خارج از جریان اصلی، مانند کارل مارکس. اقتصاددانان آموزش‌دیده بیشتر تمایل داشتند با گزاره‌ای مخالفت کنند که تصور می‌کردند از سوی گروه دوم مطرح شده است. همان‌طور که یک جامعه‌شناس نوشته است، در بریتانیا اقتدار اقتصادی سیال‌تر و غیررسمی‌تر تعریف شده است، در حالی که در آمریکا شایستگی اقتصادی محکم‌تر، بر داشتن یک مدرک دانشگاهی تخصصی استوار است. و این دقیقاً همان چیزی است که بحران هویتی نویسنده را توضیح می‌دهد. تا زمانی که رقابت بر سر نفوذ بر سیاست‌گذاری عمومی ادامه داشته باشد، انتظار نداشته باشید بحث بر سر اینکه چه کسی می‌تواند عنوان «اقتصاددان» را برای خود به کار ببرد، به این زودی‌ها پایان یابد. جمع‌بندی نرخ روز بحث درباره تعریف «اقتصاددان» و معیارهای صلاحیت برای این عنوان، موضوعی پیچیده و ادامه‌دار است. این چالش از نگرانی‌هایی درباره مرجعیت و نفوذ اقتصاددانان بر افکار عمومی و سیاست‌گذاری نشأت می‌گیرد. در حالی که برخی بر مدارک دانشگاهی سخت‌گیرانه تأکید دارند، برخی دیگر تجربه کاری و استدلال‌های فکری را مهم‌تر می‌دانند، که این تفاوت دیدگاه‌ها به تنوع در پذیرش این عنوان در کشورهای مختلف منجر شده است. این مناقشه نشان می‌دهد که تعیین مرزهای تخصص اقتصادی، فراتر از یک تعریف ساده، به رقابت بر سر نفوذ در عرصه‌های عمومی و سیاسی گره خورده است.

اخبار بیشتر

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌های اقتصادی ایران
همه اخبار